پروفسور حمید مولانا
دنیای به اصطلاح «تکقطبی» و «نظام جدید جهانی» که در اوایل دهه 1990 میلادی در زمان ریاست جمهوری جرج بوش (پدر) با سقوط سیستم شوروی به وجود آمد، اکنون با آخرین سال ریاست جمهوری جرج بوش (پسر) خاتمه مییابد. 15 سال قبل در آستانه سقوط شوروی و در آغاز مقالات ستون چشمانداز (27 اردیبهشت 1371) نوشتیم که قوری امپراتوری آمریکا ترک برداشته است ولی آبدرچیهای این دستگاه دانسته یا ندانسته آن را تکذیب میکنند. امروز هرجومرج نظام جهانی به قدری افزایش یافته است که آمریکا قدرت اداره و مدیریت آن را از دست داده است. 15 سال فاصله بین سقوط شوروی (که مقارن با حمله اولیه آمریکا به عراق بود) و جنگ عراق کوتاهترین مدت برای صیانت یک امپراتوری در سطح جهانی در تاریخ بشریت است. آنچه در این مدت 15 سال در این ستون درباره آمریکا نوشتیم و برای برخی باور نکردنی بود امروز همه حقیقت پیدا کرده است. ما اکنون شاهد غروب امپراتوری آمریکا هستیم.
افول و غروب امپراتوری به این معنی نیست که نظام آمریکا در حال سقوط است بلکه به این معنا است که آمریکا مدیریت نظام جهانی را به عنوان یک امپراتوری از دست میدهد و همانند امپراتوریهای سابق نظیر انگلستان، فرانسه، آلمان، اسپانیا، هلند، روسیه و غیره در ردیف بازیگران دیگر صحنه سیاست قرار میگیرد. به اذعان و اعتراف بسیاری از نخبگان آمریکا و غرب که روزگاری تصدی و همکاری این امپراتوری را به عهده داشتند، آمریکا اکنون قدرت و توانایی مادی، معنوی و سیاسی خود را برای قانع کردن دیگران از دست داده است. حیثیت و پرستیژ آمریکا در دنیا و در بین متفقین خود در پایینترین رتبه در تاریخ قرار گرفته است.
به موازات افول امپراتوری آمریکا، قدرت اقتصادی، نظامی و سیاسی کشورهایی مانند چین و هند به مراتب بالا رفته است. چین اکنون به سومین قدرت بزرگ اقتصاد جهانی تبدیل شده است و «سیاست صلحطلبانه توسعه» آن درست در نقطه مقابل سیاست خارجی آمریکا قرار دارد. جمعیت هند با چین برابری میکند و اقتصاد و زیرساختهای بازرگانی و نظامی شبهجزیره که روزگاری هندوستان (مجموعه هند و پاکستان و بنگلادش امروزی) نام داشت اکنون به یک قدرت منطقهای و حتی جهانی تبدیل شده است. ایران در خاورمیانه به یک قدرت منطقهای تبدیل شده است. اتحادیه اروپا با آمریکا در حال رقابت است و واشنگتن بهترین متفقین و یاران خود را در جنگهای عراق و افغانستان از دست میدهد. به طور ساده هیچکس حاضر نیست با آمریکا وارد یک تله سیاسی و نظامی شود.
نیروهای نظامی ناتو در افغانستان به دنبال اطاعت از فرمان و سیاستگذاری آمریکاییها دچار مشکلات فراوانی شدهاند. استقلال کوزوو که آمریکا روزی با حمله نظامی خود به یوگسلاوی سابق و بالکان خواستار آن بود این روزها با مخالفت روسیه مواجه شده است. جنگ سرد و ملایمی بین واشنگتن و مسکو شروع شده است که در آغاز سال جاری با نطق محکم و انتقادی ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه شدت یافت. پوتین در نطق فوریه 2007 خود اظهار داشت که آمریکا به دنبال یک جهان تکقطبی و سلطهگر است و اینچنین جهان و نظامی به هیچوجه قابل قبول دیگران نیست. تونی بلر نخستوزیر سابق بریتانیا که مدتها با دولت بوش همکاری و در جنگ عراق شرکت کرد اکنون کنار گذاشته شده است و معلوم نیست رهبران جدید اروپا مانند رئیسجمهور جدید فرانسه نیکولا سارکوزی تا چه حد خواهد توانست به آمریکا و سیاستهای آن یاری رساند.
اخیرا خانم مادلین آلبرایت وزیر خارجه اسبق آمریکا اعتراف کرد که آمریکا دیگر صیانت و قدرت سابق خود را ندارد و «نظام روابط بینالمللی یک تحول و دگرگونی اساسی را طی میکند». او تاکید کرد که «در شش سال گذشته از احترام آمریکا کاسته شده است. و دنیا به طرف چندقطبی شدن در حال حرکت است.» هنری کیسینجر یکی دیگر از معماران امپراتوری آمریکا و زبیگنیو برژینسکی یکی دیگر از نخبگان و سیاستگذاران سابق واشنگتن در دولت جیمی کارتر در دهه 1970 همین اظهارات و صحبتهای آلبرایت را به نوع دیگر بارها تکرار کردهاند. پروفسور پل کندی یکی از تاریخنویسان آمریکا و نویسنده کتاب «سقوط قدرتهای بزرگ» عقیده دارد که سیستم جهانی که پس از جنگ جهانی دوم به وجود آمده است به کلی در حال سقوط است و سازمانهای بینالمللی کنونی که به رهبری آمریکا شکل گرفت توانایی اداره و مدیریت مشکلات کنونی بینالمللی را ندارد.
«لالیت منسین» وزیر خارجه سابق هند بر این عقیده است که سیستم سازمان ملل و به ویژه شورای امنیت باید تغییر و تحولات اساسی ببیند و هند و چند کشور دیگر به عنوان اعضای دائمی شورای امنیت انتخاب شوند. از دیدگاه او سازمان ملل نمیتواند یک سیستم نیمهپنهان و بسته بماند. «لرد هرت» وزیر خارجه اسبق بریتانیا اخیرا اعلام کرد که آمریکا باید فشار خود را از روی ایران و حماس و کشورهایی که از سیاستهای آن انتقاد میکنند، بردارد. دوران فشارهای امپراتوری به عقیده او سپری شده است و اروپا و آسیا و قارههای دیگر از آمریکا انتظارات دیگری دارند که واشنگتن بهتر است به آن گوش فرادهد.
مشکل بزرگ امپراتوری آمریکا اکنون این است که در این مدت 15 سال نهتنها با یکهتازی و دیکتاتوری خود سایرین را از خود رنجانیده و منزوی کرده است بلکه با تداوم این سیاست خارجی، ساختارها و اساس سیستم تصمیمگیری چندگانه بینالمللی را تقریبا از بین برده است.