آرش خلیلخانه
گروه سیاسی: همراهی علی لاریجانی با سعید جلیلی دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی کشور در دیدار سهشنبه با سولانا گویای تأکید تهران بر تداوم دیپلماسی شکل گرفته در مسیر جدیدی است که اگرچه توسط لاریجانی شکوفا شد، اما باید به دست جلیلی به بار بنشیند. با این حال نمیتوان انکار کرد که ادبیات، تواناییها، قریحه ذاتی و ابتکار مدیران ارشد در سطح یاد شده در سرعت پیشبرد این سیاستها بیتأثیر نیست.
خبرنگار سیاسی قدس در گفتگو با دکتر علی خرم، کارشناس مسایل بینالملل جابهجایی دبیر شورای عالی امنیت ملی کشور را از این منظر به بحث گذاشته است.
* با رفتن آقای لاریجانی از دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، اگرچه هنوز تغییرات دیگری در تیم مذاکرهکننده ایران رخ نداده، اما برخی جابهجاییها محتمل است. کنارهگیری لاریجانی آیا به واقع آنگونه که بیشتر مسئولان میگویند بر روند مذاکرات بیتأثیر است؟
** از نظر چارچوب کار باید گفت یک تیم مذاکرهکننده در چند سال فعالیت منسجم و هماهنگ، تجارب و زمینههای ذهنی را به دست آوردهاند که در پیشبرد کار آنها و ایجاد رابطه و تفاهم با طرفهای مقابل بسیار مفید است که در دیپلماسی از آن به «فن مذاکره» یاد میشود. وقتی تیم مذاکرهکننده هستهای و سرپرست این تیم تغییر میکند، حتی اگر افراد توانمند دیگری هم به کار گمارده شوند، اما از تجارب پیشین نتوانند استفاده کنند، طبیعی است که مدتی طول میکشد تا به توان گروه قبلی برسند.
حال اینکه آیا در تغییر دبیر شورای عالی امنیت ملی، چقدر تیم مذاکرهکننده دستخوش جابهجایی خواهد شد و ویترین ما در مذاکرات چقدر تغییر خواهد کرد، مسألهای مبهم است و هنوز نمیتوان درباره آن اظهارنظر کرد.
اما حوزه دوم که اهمیت ویژهای دارد استراتژی و سیاست کلان کار است که در سطح نظام تعیین میشود و قائم به شخصی که مدیریت مذاکرت را در دست دارد نیست، بنابراین این دو حوزه را باید تفکیک کرد.
اما این موضوع را هم نباید از نظر دور داشت که شخصیت چهرهای که در روابط دیپلماتیک به کار گرفته میشود در نگاه بیرونی و در منظر کشورهای دیگر طرف با ما تفسیرپذیر هستند و نوع دیدگاه و رفتار آنها اهمیت دارد.
به هر حال، ارزیابی این پیام هنوز میسر نیست، زیرا تغییرات در بدنه تیم مذاکرهکننده ما هنوز صورت نگرفته و شاید هم صورت نگیرد، اما معمولاً مدیران و تیمها با حساب و کتاب خاصی عوض میشوند و باید دید آیا کنار رفتن آقای لاریجانی با عنایت بوده یا یک اتفاق و الزام.
* محمدرضا باهنر امروز (روز گذشته) گفته است لاریجانی و احمدینژاد به بنبست رسیده بودند، آیا نشانهای که این ادعا را ثابت کند از رصد رفتار این دو مقام وجود داشت؟
** از مدتها پیش علایمی دیده میشود که رئیسجمهور خط مشی و سلیقه دیگری را دارند و شاید آنگونه که میل ایشان است این سلیقه پیاده نمیشود. به هر حال طبق قانون رئیسجمهور به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی حق دارد و میتواند مدیرانی را که با او هماهنگتر هستند بکار گیرد، بنابراین اتفاقی غیرعادی رخ نداده، فقط باید دید در آینده روند تحولات بیانگر و نمایانگر چه نوع دیپلماسی و چهرهای در مذاکرات هستهای خواهد بود.
از قبل این علایم دیده میشد، از جمله در سفر بغداد و برخی دیگر از امور که نوع نگاه آقای لاریجانی در سیاست خارجی کشور با رئیسجمهور چندان یکسان نیست.
* علی لاریجانی در مقام مذاکرهکننده ارشد هستهای ایران و در پیاده کردن دیپلماسی تدوین شده نظام، ادبیات و شیوه خاصی را ابداع کرد که به نام وی ثبت شده است این ادبیات در مذاکرات هستهای ما نزدیک به کدام سیاست تعریف میشود؟
** آقای لاریجانی، در نگاه کلی و از منظر طرفهای ما، فردی اصولگرا بود که از این خاستگاه بر آمده بود و او را با «آقای روحانی» متفاوت میدیدند، ما رصد مدیریت لاریجانی وی را فردی متعادل و اهل منطق و انعطاف و مسلط به مذاکره نشان میدهد. اینکه عملکرد او چگونه بود و او را در مسأله ارسال پرونده ایران به شورای امنیت چقدر میتوان به لحاظ مدیریتی اثرگذار دانست و اینکه تلاشهای او برای ممانعت در این عرصه به اندازه موثر بوده یا نه، موضوعی قابل بحث است. به هر حال شاید آقای رئیسجمهور توصیف دیگری از آقای لاریجانی داشتهاند و میخواهند اصلاحاتی را ایجاد کنند، و شاید هم این موضوع به هیچوجه مطرح نبوده و آنها نمیتوانستند با یکدیگر همکاری کنند، اما به هرحال این مسایل در آینده روشن خواهد شد.