تاریخ انتشار : ۲۲ تير ۱۳۸۷ - ۱۶:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۳۵۹۱۷

علی‌اکبر عبدالرشیدی

آمریکا در یک اقدام یک جانبه و بدون همکاری اروپا و دیگر متحدانش، تحریم‌های جدیدی را علیه جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد. این که اصولا این تحریم‌ها فی‌نفسه تا چه حد می‌تواند اهداف آمریکا را تامین کند یا نه، موضوعی است که باید در یک تحلیل گسترده مورد بحث قرار گیرد. اما در همین مقطع، جواب بسیاری از تحلیلگران این است که تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران، تاثیر مورد نظر واشینگتن را نصیب جورج بوش و دوستان نومحافظه‌کارش نخواهد کرد. نخستین دلیل آن هم این است که تحریم ایران از سوی آمریکا در 28 سال گذشته، موضوع جدیدی نبوده و نیست.

اما نکته مهم‌تری که در این تحریم خودنمایی می‌کند، جدایی آمریکا از اروپا و تکروی واشینگتن در اعلام این تحریم‌ها است. اهمیت این نکته زمانی پر رنگ‌تر جلوه می‌کند که کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا در جریان اعلام این تحریم‌ها، انرژی زیادی را صرف کوچک جلوه دادن اختلافات بین آمریکا و روسیه و متحدان آمریکا در مسأله انرژی هسته‌ای ایران کرد. رایس در عین حال، وجود اختلافات بین واشینگتن و مسکو را مردود ندانست.

تقریباً همه رسانه‌های آمریکایی، اروپایی و غیراروپایی معتقدند که تحریم‌های اعلام شده از سوی آمریکا علیه ایران بی‌نتیجه و بی‌اثر خواهد بود؛ لذا آنچه در این میان بیشتر از هر چیز ذهن تحلیلگران را به خود مشغول داشته، علت اتخاذ این تصمیم از سوی کاخ سفید بوده است؛ بخصوص با توجه به این نکته که رایس به هنگام اعلام این تحریم‌ها، دوبار در سخنان خود، از تعهد آمریکا به استفاده از ابزار دیپلماسی برای حل مناقشه هسته‌ای ایران یاد کرد. رایس در بخشی از سخنان خود تاکید کرد که هدف واشینگتن از اعلام این تحریم‌ها، زمینه‌سازی برای آغاز مذاکرات با مقامات ایرانی بوده است.

به نظر تحلیلگران، این سخن رایس اگر واقعاً برخاسته از حقیقت موجود در سیاست‌های کاخ سفید باشد، به معنای پیش‌دستی واشینگتن در ایجاد محورهایی است که بتواند در زمان مذاکرات احتمالی با مقامات ایران، از آن به عنوان ابزار مانور بهره بگیرد.

آنچه در این تحریم‌ها مورد بحث است، رابطه این تصمیم با مسائل هسته‌ای ایران است. برخی از تحلیلگران معتقدند تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران دیگر هیچ رابطه‌ای با مسائل هسته‌ای، موضع شورای امنیت سازمان ملل متحد و مذاکرات جاری در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ندارد. معنای این جمله این است که آمریکا با اعلام این تحریم‌ها، دیگر امیدی به کسب موقعیت برتر در شورای امنیت یا در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای ایجاد اجماع به منظور اعلام تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران ندارد.

منابع خبری آمریکا تصمیم خودسرانه واشینگتن را نشانه‌ای از سرخوردگی و انزوای کاخ سفید و ناتوانی آن در ایجاد اجماع بین‌المللی علیه ایران دانسته‌اند. روزنامه لوس‌آنجلس تایمز نوشته است: «تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران، پرده از اختلاف‌های گسترده میان آمریکا و متحدان این کشور به خصوص اروپاییان بر سر چگونگی برخورد با ایران در مساله هسته‌ای برداشته است».

لوس‌آنجلس تایمز نوشته است: «این تصمیم نشان می‌دهد که تلاش‌های دو ساله آمریکا برای جلب حمایت اروپاییان و دیگر قدرت‌های بزرگ علیه ایران نقش بر آب شده است». در عین حال آمریکا با اعلام این تحریم‌ها کوشیده است به متحدان خود نشان دهد که حاضر است در این مسأله حتی جدا و منفرد عمل کند و اگر لازم باشد، متحدان خود را هم پشت‌سر بگذارد. این به معنای این است که از نظر آمریکا، دیگر شورای امنیت سازمان ملل متحد و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی توان محقق کردن اهداف واشینگتن را ندارند و امیدی به حصول یک تحریم بین‌المللی در چارچوب شورای امنیت سازمان ملل متحد برای آمریکا متصور نیست.

لوس‌آنجلس تایمز نوشته است: «تحریم‌های اقتصادی آمریکا علیه ایران متوجه رابطه‌ای می‌شود که اصلاً وجود ندارد چه کسی باور دارد بین ایران و آمریکا اصولا رابطه‌ای اقتصادی وجود داشته که از این تحریم‌ها متأثر شود؟»

در میان متحدان آمریکا در اروپا، تنها انگلیس از این تحریم‌ها استقبال کرده است. اما جامعه بین‌المللی از حجم روابط بازرگانی انگلیس با ایران مطلع است. جدا از آن، احتمالی متصور نیست که کشوری چون آلمان هم از این تحریم‌ها اظهار خوشحالی کند. از آن گذشته، با حذف یکطرفه آمریکا از روابط بازرگانی و تجاری با ایران، اینک راه برای اروپا برای تقویت مناسباتش با ایران هموار شده است.

در نشست هفته گذشته بروکسل در زمینه بررسی راهکارهای تحریم ایران، تنها انگلستان و فرانسه از برقراری چنین تحریم‌هایی استقبال کردند؛ در حالی که ایتالیا و اتریش صراحتاً با هر تحریمی علیه ایران مخالفت کردند و آلمان نیز بی‌علاقگی خود را به این تحریم‌ها ابراز کرد. ایرلند و اسپانیا هم بر اجماع بین‌المللی در شورای امنیت تاکید کردند.

«فیلیپ مورو دفارژه» محقق انستیتو فرانسوی روابط بین‌الملل اعلام کرده: «اروپا ممکن است برای خوشامد آمریکا، دست به اعمال تحریم‌های نمادینی بزند، اما از آن فراتر نخواهد رفت؛ چرا که انگلیس یا فرانسه، همه اروپا نیستند».

روماتو پرودی نخست‌وزیر ایتالیا هم اعلام کرده است که از نظر ایتالیا، دیپلماسی «تنها» راه برای حل و فصل مسائل فیمابین با ایران است.

اروپا در سال 1979 به هنگام قطع مناسبات آمریکا با ایران و اعلام تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران نیز با تشجیع آمریکا به قطع رابطه با ایران، راه را برای تجارت بیشتر خود با ایران در همه زمینه‌ها از جمله زمینه‌های نفتی هموار کرد. آمارها نشان می‌دهد که اروپا در 28 سال گذشته تا چه حد توانسته است جای آمریکا را در مناسبات بازرگانی و صنعتی بگیرد؛ از مهم‌تر، آسیا و همه قابلیت‌های اقتصادی، تجاری و صنعتی آن است که امروز به راحتی می‌تواند جای خالی آمریکا و حتی اروپا را پر کند.

«نیکلاس برنز» معاون وزارت خارجه آمریکا ضمن این که حاضر نشد انزوای آمریکا را از اروپا تأیید کنند، پذیرفت که اروپاییان خواهان مذاکره و استفاده از دیپلماسی هستند.

روسیه هم در نخستین واکنش به تصمیم آمریکا، این تحریم‌ها را «مخل تلاش‌های بین‌المللی برای حل و فصل مسأله هسته‌ای ایران» دانسته است. سخنگوی وزارت خارجه روسیه اعلام کرده است که «این اقدام آمریکا، مغایر با روح همکاری بین‌المللی کشورهای 1+5 است که قرار بود ایران را وادار به همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بکنند».

روزنامه واشینگتن ‌پست در تفسیری، ضمن ابراز نگرانی از بالا رفتن ناگهانی قیمت نفت در اثر این تحریم‌ها، اعلام کرده است:‌ «حال که با چنین تحریم‌هایی قیمت نفت چنین جهشی داشته است، باید بدانیم که هر گونه اقدام نظامی آمریکا علیه ایران، جهان را با بحران نفتی سهمگینی روبرو خواهد کرد».

کالین پاول وزیر خارجه اسبق آمریکا در مصاحبه‌ای اعلام کرده است که «مواضع تند کاخ سفید، ‌به تشدید تخاصم میان تهران و واشینگتن منجر شده و این همان اختلافی است که من با دولت بوش داشتم که چرا به جای اتخاذ مواضع خصمانه، ‌تن به مذاکره و روابط صلح‌آمیز نمی‌دهد.» پاول گفته است: «مناقشه هسته‌ای با ایران به سادگی از طریق گفت‌وگو و استفاده از راه‌های دیپلماتیک قابل حل است.»