تاریخ انتشار : ۱۸ تير ۱۳۸۷ - ۱۷:۴۳  ، 
شناسه خبر : ۳۶۰۶۹


علی کرمی

تونی بلر، نخست‌وزیر سابق انگلیس؛ همه او را می‌شناسند. بلر یکی از سیاستمداران انگلوساکسونی است که به ‌خاطر دنباله‌روی بیش از حد با سیاست‌های جنگی همتای نژادی انگلوساکسونی خود یعنی جورج بوش، رئیس‌جمهور آمریکا معرف همه جهانیان است. تونی بلر و جورج بوش بعد از تحولات 11 سپتامبر 2001 ماشین جنگی خود را راه انداختند و 7 سال است نظام بین‌الملل جز جنگ چیزی دیگر را تجربه نکرده است. همین سیاست جنگی بلر و وفاداری بیش از حدش به جورج بوش در علمیات جنگی منجر به ترک وی از داونیگ استریت، مقر نخست‌وزیری انگلیس شد تا اینکه بلر از سوی بوش به عنوان میانجیگر صلح در خاورمیانه انتخاب شد تا شاید مامنی بر دلشکستگی این سیاستمدار انگلوساکسونی باشد که به‌خاطر فشارهای منتقدان خود مجبور شد از سمت خود استعفا دهد. چند روز پیش تونی بلر، شرح وظایف خود را از سوی کمیته چهارجانبه صلح خاورمیانه دریافت و اولین سفر خاورمیانه‌ای خود را در کسوت میانجیگری صلح اعراب- اسرائیل از روز دوشنبه گذشته به مدت 3 روز انجام داد. در این سفر تونی بلر که با مقامات اردنی، اسرائیلی و فلسطینی دیدار کرد، بیشتر جنبه مستمع داشت تا ارائه راهکار برای حل معضل امنیتی و سیاسی در سرزمین‌های اشغالی. تنها اظهارنظر وی این بود که صلح در خاورمیانه به زمان زیادی نیاز دارد اما تنها چیزی که در فرآیند صلح اعراب وجود دارد، زمان است که 60 سال از آن می‌گذرد و فقط راهکارها و ایده‌های کارآمد و قانونی ارائه نمی‌شود. اکنون این سوال مطرح است که آیا با تغییر ماموریت بلر از باز (جنگی) به کبوتر (صلح) وی می‌تواند نقش کاریزومایی در مناقشه نیم‌قرنی اعراب- اسرائیل و به‌ خصوص فلسطینی‌ـ اسرائیلی داشته باشد؟ گرچه نماینده جدید گروه چهار جانبه صلح در اولین نشست فصلی کاری جدید این کمیته ابراز امیدواری کرده که جان تازه‌ای به فرآیند صلح فلسطینی- اسرائیلی بدهد ولی بلر و بوش، دو سیاستمدار جنگ‌طلبی‌اند که سیاست‌های جنگی این دو مرد انگلوساکسونی نقش مستقیمی در به خطر افتادن امنیت در خاورمیانه و جهان داشته است. اکنون چطور تونی بلر می‌تواند در ماموریت جدید خود به عنوان «کبوتر صلح» جان تازه‌ای به حل مناقشه سرزمین‌های اشغالی بدهد که در زمان ماموریت جنگی‌اش خود یکی از عوامل به حرکت درنیامدن فرآیند صلح فلسطینی- اسرائیلی بود. در مورد حل مناقشه اسرائیل و فلسطین دو موضوع لاینحل وجود دارد که اگر این 3 مورد در درجه اول از سوی دو طرف و در درجه دوم از سوی مجامع بین‌المللی با استناد به قوانین بین‌المللی حل نگردد، همچنان باید شاهد مناقشه 60 ساله در سرزمین‌های فلسطینی باشیم و بلر هم در کسوت میانجیگری صلح نمی‌تواند به تنهایی نقشی در احیای صلح داشته باشد. این دو مساله عبارتند از: 1- تعیین مرزهای قانونی فلسطین و توقف ساخت شهرک‌های یهودی‌نشین از سوی اسرائیل و 2- مشخص شدن وضعیت بیت‌المقدس. بنابراین ارائه هر راهکار و ایده از سوی بلر در آینده برای حل دعوای سیاسی فلسطین و اسرئیل باید به ‌طور شفاف و قانونی دو موضوع یاد شده مدنظر باشد، در غیر این صورت امیدی نمی‌توان به چشم‌انداز صلح داشت تا زمانی هم که تفکرات مقامات اسرائیلی در برخورد با مقامات فلسطینی براساس موضوعات تحمیلی و یک‌ طرفه و جانبدارانه باشد اساساً هیچ طرح صلحی قابل دفاع نیست و بلر هم به عنوان میانجیگر صلح نمی‌تواند شاه‌کلید این معضل باشد برای اینکه سازنده چنین تفکراتی از سوی اسرائیل در برخورد با فلسطین «چراغ سبز» امثال بلر است. از طرف دیگر هر نوع مذاکره با طرف فلسطینی برای احیای صلح اگر بدون شرکت جنبش حماس (منتخب قانونی مردم) باشد محکوم به شکست است. گرچه بلر در ماموریت جدید خود اجازه گفت‌وگو با حماس را ندارد ولی مقامات حماس باب مذاکره با بلر را باز گذاشته‌اند که این سیاست بیانگر تلاش منتخب قانونی مردم فلسطین برای حل صلح در سرزمین‌های اشغالی است. جنبش حماس در سرزمین‌های فلسطینی یکی از تاثیرگذارترین جنبش‌هاست که سیاست به بازی نگرفتن این بازیگر فعال از مذاکرات صلح فلسطینی- اسرائیلی از سوی طرف‌های مذاکره برای صلح خاورمیانه بیانگر به حاشیه راندن این جنبش است. در همین ارتباط محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین چند هفته پیش حکومت وحدت ملی فلسطین و نخست‌وزیری اسماعیل هنیه را منحل و دولت انتصابی سلام فیاض را جایگزین آن کرد. به هر حال با توجه به فضای سیاسی حاکم در سرزمین‌های فلسطینی، طرح صلحی کارآمد است که منافع تمامی گروه‌های سیاسی از جمله حماس و فتح را تامین کند. در غیر این‌صورت هرگونه حرکت یک ‌سویه از داخل فلسطین به عنوان نماینده سیاسی برای مذاکره با طرف اسرائیلی و کمیته چهارجانبه صلح خاورمیانه به نمایندگی بلر، نمی‌تواند مناقشه اسرائیلی- فلسطینی را برطرف کند و در نهایت بلر در ماموریت جدیدش «مترسکی» بیش نخواهد بود.