تاریخ انتشار : ۲۲ تير ۱۳۸۷ - ۱۴:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۳۶۱۱۳

مهدی محمدی

وزیران خارجه معمولا صاف و ساده- اگرچه در موارد زیادی بی‌خاصیت- سخن می‌گویند. سرگی لاوروف اما دیروز سادگی را کنار گذاشت و یک جمله رمزی بر زبان آورد: «آمریکا تنها مخالف برنامه هسته‌ای ایران است». آن کلمه‌ای که باید در این جمله رمز آن را گشود، و اگر این کار انجام شود دقیقا معلوم خواهد شد طرز فکر هر کدام از اعضای گروه 6 درباره ایران چگونه است و علت بن‌بست در فرایند تصمیم‌سازی مشترک در این گروه چیست، اصطلاح «ایران هسته‌ای» است؛ همان که لاوروف می‌گوید اروپا، روسیه و چین با آن موافقند و آمریکا به تنهایی مخالف.

حقیقت این است که همه چیز به اختلاف درباره معنای این اصطلاح و چگونگی برخورد با معانی مختلف آن باز می‌گردد. به یک معنا تمامی اعضای گروه 6 با «ایران هسته‌ای» مخالفند و آن وقتی است که ما ایران هسته‌ای را به معنای «ایران صاحب سلاح هسته‌ای» بگیریم. هیچکدام از اعضای گروه 6 علاقه ندارد کشور جدیدی به جمع اعضای باشگاه هسته‌ای جهان اضافه شود و البته این چیزی است که ایران هم مطلقا تمایلی به آن ندارد با این وجود حتی در این باره که با یک ایران مجهز به سلاح هسته‌ای (تخیلی که غربی‌ها خود برای خود ساخته‌اند) چگونه باید برخورد کرد، در میان اعضای گروه 6 اتفاق‌نظری دیده نمی‌شود. بعضی از آنها معتقدند ایران عاقل‌تر از آن است که علاقه‌ای به استفاده از سلاح هسته‌ای داشته باشد همچنانکه به جز مورد هیروشیما و ناکازاکی، بعد از جنگ دوم، سلاح‌های هسته‌ای هرگز در هیچ جنگی از ناحیه هیچ طرفی مورد استفاده قرار نگرفته است. علاوه بر این، جناح نرم خوتر و واقع گراتر گروه 6 استدلال می‌کند اگر این همه قدرت هسته‌ای با هزاران کلاهک فوق‌العاده قدرتمند توانسته‌اند سال‌های متمادی در کنار هم زندگی کنند و هرگز هیچ یک از آنها دیگری را با سلاح هسته‌ای تهدید نکرده، چرا نتوان تصور کرد که با یک ایران دارای سلاح هسته‌ای هم می‌توان به همزیستی مسالمت‌آمیز رسید؟ این عده بر این مبنا تاکید می‌کنند که حتی بدترین وضعیت ممکن، یعنی ساخت سلاح هسته‌ای توسط ایران، آنقدرها هم که آمریکا وانمود می‌کند. غیرقابل تحمل نیست. در مقابل این جناح، البته جناح صهیونیستی گروه 6 قراردارد که ادعا می‌کند به هیچ قیمتی حاضر نیست نه «سلاح هسته‌ای» و نه «توان هسته‌ای» را در ایران بپذیرد.

معنای دیگری از «ایران هسته‌ای» اما هست که درباره چگونگی برخورد با آن هیچ توافقی میان اروپا، روسیه و چین از یک طرف و آمریکا از طرف دیگر نیست. این معنای دوم مشخصا این است که ایران فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای (در تمامی ابعاد از جمله فناوری غنی‌سازی) در اختیار داشته باشد و در عین حال با اجرای دقیق نظارت‌های آژانس، تضمین‌هایی برای جامعه بین‌المللی فراهم شود که این فناوری هرگز به جانب سلاح منحرف نخواهد شد. در ابتدای ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت و آغاز بازی تحریم‌ها، همه اعضای گروه 6 امیدوار- و بلکه مطمئن- بودند که ایران پس از یکی دو قطعنامه دچار بحران داخلی خواهد شد و ناچار کوتاه خواهد آمد، اما حالا که معلوم شده اولا ایران خود را قدرتمند می‌بیند و قصدی برای سازش ندارد و ثانیا فشارها بسیار ناچیزتر از آن است که تاثیری بر اراده ایران بگذارد و ثالثا فناوری هسته‌ای بدل به بخشی از غرور ایرانیان شده و در این شرایط تشدید فشارها صرفا به مستحکم‌تر شدن عزم ایران منجر خواهد شد، اکثریت اعضای گروه 6 به این نتیجه رسیده‌اند که هزینه جلوگیری از تسلط ایران به فناوری هسته‌ای بیشتر از هزینه‌ای است که باید برای عدم انحراف برنامه ایران پرداخت کرد و آدم عاقل طبعا عندالاختیار پرداخت هزینه کمتر را برخواهد گزید. پیشنهاد ایده تایم اوت به ایران از دل چنین نگاهی بیرون آمده است. می‌توان تصور کرد که غربی‌ها در واقع در حال گفتن چیزی قریب به این مضمون به ایران هستند که فناوری هسته‌ای در ایران را پذیرفته‌اند اما برای «حفظ آبرو» به یک تعلیق ولو موقت از ناحیه ایران نیاز دارند، گرچه ایران دلایلی کاملا موجه در اختیار دارد که هر گونه درخواست تعلیق آغاز یک پروژه فریب دیگر است و تحت هیچ شرایطی به آن تن نخواهد داد.

یکی از مهم‌ترین استدلال‌هایی که موضع طرفداران «ایران با غنی‌سازی و بدون سلاح» را تقویت می‌کند این است که آنها معتقدند آمریکا در این باره که برنامه ایران یک «تهدید فوری» است، به دنیا دروغ می‌گوید و برنامه ایران مطلقا تهدیدی برای دیگران نیست. محمد البرادعی مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، طی هفته‌های گذشته لااقل 5 بار بر این مطلب تاکید کرده که حتی برآوردهای اطلاعاتی خود آمریکایی‌ها نشان می‌دهد که درباره تهدید ناشی از برنامه ایران غلو شده است. روز شنبه روزنامه لوموند فرانسه گزارشی منتشر کرد که دقیقا این موضوع مدیرکل را تایید می‌کرد. لوموند گزارش داد برآورد سازمان اطلاعات ملی آمریکا درباره برنامه هسته‌ای ایران از یک سال پیش آماده انتشار است اما دیک‌چنی و کاخ سفید به این دلیل که ارزیابی‌های ارائه شده در این سند با ادعاهای آنها درباره شدت تهدید ایران منطبق نیست، همچنان از انتشار آن جلوگیری می‌کنند. چنین مستنداتی به وضوح موضع جناح واقع‌گرای گروه 6 را که عقیده دارد آمریکا در حال سندسازی، غلو و جعل اطلاعات به منظور تحریک جامعه جهانی علیه ایران و همراه کردن آن با تندروی‌های خود است را تقویت می‌کند و ضمنا نشان می‌دهد که «دیپلماسی مرد دیوانه»‌در مقابل ایران حتی صدای اعتراض امن‌ترین زوایای هیئت حاکمه آمریکا یعنی جامعه اطلاعاتی را هم درآورده است. در شرایطی که سازمان سیا هم حاضر نیست زیر بار دروغ‌ بافی‌های کاخ سفید برود، طبیعی است که به اصطلاح متحدان آمریکا یکی یکی پای خود را از باتلاقی که ابرقدرت بزرگ خود را به غلطیدن در آن مشتاق نشان می‌دهد، بیرون بکشند.

آن تابو که برنامه غنی‌سازی ایران مطلقا غیرقابل پذیرش است، در اثر دیپلماسی هوشمندانه دولت نهم اکنون فروریخته است. بازآرایی گروه 6 بر مبنای اصول سابق دیگر ممکن نیست. تئاتر اتفاق و اجماع را می‌توان همچنان ادامه داد اما تبلیغات تا ابد نمی‌تواند جایگزین دیپلماسی باشد و خلل‌های آن را بپوشاند.