اشاره:
حزب مشارکت در واکنش به یادداشت روز کیهان 6/8/86 با عنوان «موج خون در دل لعل» جوابیهای ارسال داشته است که در آن نه فقط مطالب مستند کیهان را بیپاسخ گذاشته، بلکه با تحلیلی شعارگونه به دفاع از مواضع خود پرداخته است. متن کامل جوابیه حزب مشارکت و پاسخ کیهان از نظرتان میگذرد.
">اشاره:
حزب مشارکت در واکنش به یادداشت روز کیهان 6/8/86 با عنوان «موج خون در دل لعل» جوابیهای ارسال داشته است که در آن نه فقط مطالب مستند کیهان را بیپاسخ گذاشته، بلکه با تحلیلی شعارگونه به دفاع از مواضع خود پرداخته است. متن کامل جوابیه حزب مشارکت و پاسخ کیهان از نظرتان میگذرد.
">اشاره:
حزب مشارکت در واکنش به یادداشت روز کیهان 6/8/86 با عنوان «موج خون در دل لعل» جوابیهای ارسال داشته است که در آن نه فقط مطالب مستند کیهان را بیپاسخ گذاشته، بلکه با تحلیلی شعارگونه به دفاع از مواضع خود پرداخته است. متن کامل جوابیه حزب مشارکت و پاسخ کیهان از نظرتان میگذرد.
">اشاره:
حزب مشارکت در واکنش به یادداشت روز کیهان 6/8/86 با عنوان «موج خون در دل لعل» جوابیهای ارسال داشته است که در آن نه فقط مطالب مستند کیهان را بیپاسخ گذاشته، بلکه با تحلیلی شعارگونه به دفاع از مواضع خود پرداخته است. متن کامل جوابیه حزب مشارکت و پاسخ کیهان از نظرتان میگذرد.
">اشاره:
حزب مشارکت در واکنش به یادداشت روز کیهان 6/8/86 با عنوان «موج خون در دل لعل» جوابیهای ارسال داشته است که در آن نه فقط مطالب مستند کیهان را بیپاسخ گذاشته، بلکه با تحلیلی شعارگونه به دفاع از مواضع خود پرداخته است. متن کامل جوابیه حزب مشارکت و پاسخ کیهان از نظرتان میگذرد.
">اشاره:
حزب مشارکت در واکنش به یادداشت روز کیهان 6/8/86 با عنوان «موج خون در دل لعل» جوابیهای ارسال داشته است که در آن نه فقط مطالب مستند کیهان را بیپاسخ گذاشته، بلکه با تحلیلی شعارگونه به دفاع از مواضع خود پرداخته است. متن کامل جوابیه حزب مشارکت و پاسخ کیهان از نظرتان میگذرد.
">اشاره:
حزب مشارکت در واکنش به یادداشت روز کیهان 6/8/86 با عنوان «موج خون در دل لعل» جوابیهای ارسال داشته است که در آن نه فقط مطالب مستند کیهان را بیپاسخ گذاشته، بلکه با تحلیلی شعارگونه به دفاع از مواضع خود پرداخته است. متن کامل جوابیه حزب مشارکت و پاسخ کیهان از نظرتان میگذرد.
مدیر مسئول محترم روزنامه کیهان در «یادداشت روز» یکشنبه (6/8/86) آن روزنامه به بهانه نقد سخنرانی افتتاحیه دبیر کل جبهه مشارکت ایران اسلامی در دهمین کنگره آن حزب، چونان گذشته با تندترین واژهها به دوران اصلاحات و سیاست خارجی دولت خاتمی و ایدهها و نظریات شخص ایشان تاخته است.
محتوای این یادداشت در حقیقت تلاشی نافرجام است برای مقایسه سیاست خارجی کشور در دو دولت اخیر. صورت مسأله آنقدر واضح است که هر صاحبنظری با اندکی انصاف میتواند قضاوت کند و جانب حقیقت را بگیرد اما هنگامی که بنا باشد چشم بسته از یک مجموعه با همه ضعفها و کاستیها و با همه هزینههایی که بر ملت و کشور و نظام تحمیل کرده است دفاع شود و از یک مجموعه علیرغم همه آثار و خدماتی که برای کشور به جا گذاشتهاند، بیمحابا با بدترین و توهینآمیزترین تعابیر یاد شود تنها از نویسنده یادداشت مذکور برمیآید.
از این نکته هم باید عبور کنیم که پیداست سایر بخشهای سخنرانی دبیر کل جبهه مشارکت که به ضعفها، ناکارآمدیها، بیتدبیریها و بیکفایتیهای جریان حاکم در حوزه مسائل فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاست داخلی پرداخته است لابد از نگاه سرمقالهنویس محترم کیهان پاسخ موجهی نداشته است که تنها به بخش سیاست خارجی این سخنرانی پرداخته است که مسأله کیهانیان شخص خاتمی و اندیشه اصلاحی اوست نه مواضع یکی از احزاب اصلاحطلب که به هر بهانهای انگشت اشاره را به سمت خاتمی میگیرد و دیدگاههای ایشان را خفتبار و خیانتآمیز میخواند و در کشفی جدید ایشان را مجری برنامههای دفتر فرح پهلوی مینامد.
به هر روی در پاسخ به نکات مطرح شده در یادداشت روز کیهان یادآوری پارهای از نکات مفید است.
در سال 75 و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد شرایط کشور به سمتی سوق یافته بود که نیروهای نظامی آمریکا درصدد حمله محدود نظامی به ایران بودند، وضعیتی که اخیراً مقام رهبری از آن به عنوان تهدید سال 75 یاد کردند. اما با برگزاری انتخابات دوم خرداد، حضور شگفتآور مردم و پیروزی خیرهکننده نامزدی که سخنش دموکراسی در داخل و صلح در جهان بود این تهدید با کمترین هزینه برطرف شد. آقای خاتمی براساس نظریات و راهبردهایی که وعده آن را به ملت داده بود، در برابر ایده جنگ تمدنهای هانتینگتون راهبرد گفتگوی تمدنها را مطرح کردند که به سرعت با اقبال جهانیان مواجه شد و در آغاز هزاره سوم قطعنامه آن در سازمان ملل به تصویب رسید و نخستین سال از هزاره جدید میلادی به نام گفتگوی تمدنها نامیده شد. فارغ از اعتبار و منزلت جهانی که از این رهگذار نصیب ایران شد، همه کشورهای جهان بر صلحطلبی ایران اذعان نمودند. فضایی که اندیشه و منش آقای خاتمی در عرصه بینالمللی ایجاد کرد موجب شد که کلینتون درصدد گفتگو با ایران برآید و خانم آلبرایت وزیر خارجه وقت آمریکا از مداخلات آمریکا در کودتای 28 مرداد ابراز تأسف کند. با روی کار آمدن نومحافظهکاران در آمریکا و پس از حادثه تروریستی 11 سپتامبر بهانه و امکان مناسبی برای جنگطلبان فراهم شد تا فضای جهان را میلیتاریزه کنند. با پیروزی آمریکا در جنگ با طالبان در افغانستان بوش ایران را محور شرارت خواند. اما نکته مهم این است که آقای خاتمی با پافشاری بر راهبرد خود این اجازه را به آمریکا نداد که اجماعی از قدرتهای جهانی را علیه ایران شکل و ماجراجویی نظامی علیه کشورمان را سامان دهد.
از جمله اقدامات ابتکاری خاتمی پس از 11 سپتامبر پیشنهاد ائتلاف جهانی برای صلح بود که آن را در سازمان ملل مطرح کرد. البته این راهبرد مانند پیشنهاد گفتگوی تمدنها توسط کیهانیان مورد انتقاد شدید واقع شد.
به هر حال در آن شرایط حساس امنیت کشور تأمین شد و خطر جدی کشور را تهدید نکرد. با کمال تأسف باید گفت: تنها دو سال پس از روی کار آمدن دولت نهم پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد رفته و رسماً ایران تهدیدکننده صلح جهانی اعلام شده است، دو قطعنامه تحریم علیه ایران صادر شده و قطعنامه سختگیرانهتری نیز در حال تهیه است و شرایط به گونهای است که از عالیترین مقامات سیاسی و نظامی کشور تا حتی احزاب به اصطلاح اصولگرا هم معترفند که احتمال ماجراجویی نظامی علیه ایران منتفی نیست این در حالیست که برخی از چهرههای شاخص جریان محافظهکار اعتراف میکنند ما میتوانستیم به گونهای رفتار کنیم که اجماع جهانی علیه ما شکل نگیرد و قطعنامههای تحریم علیه کشور صادر نشود. افزون بر آن کافی است سری به کوچه و خیابان بزنید و ببینید که تودههای مردم چگونه سایه جنگ و تحریم را بر سر خود حس میکنند و از این بابت سخت نگرانند.
به این بخش از سخنرانی دبیر کل جبهه مشارکت توجه کنید که آقای شریعتمداری صدر آن را گرفته و ذیل آن را فراموش کرده است که در یادداشت روز خود بیاورد:
موقعیت و جایگاه ایران در عرصه بینالمللی نیز عیانتر از آن است که نیازی به ایضاح داشته باشد. اگر مبنای روابط خارجی هر کشور استفاده بهنگام از فرصتها و امکانات جهانی برای توسعه و پیشرفت و حفظ منافع ملی باشد چه کسی میتواند مدعی توفیق سیاست خارجی کشور در دو سال گذشته باشد؟
«بسته شدن دروازههای کشور به روی دانش و فنآوری، سرمایه، تجربه و مدیریت، و از همه مهمتر تنظیم روابط خارجی کشور براساس تقابل و رودررویی به جای تعامل و گفتگوی سازنده، این دغدغه را در دل همه دوستداران ایران ایجاد کرده است که در دنیای کمبود فرصتها آیا مجالی برای جبران این همه ضرر و زیان فراهم خواهد شد؟ آیا ما مجاز هستیم منافع ملی کشور را با بهانههای مختلف قربانی اموری کنیم که در اولویت سیاست خارجی ما نبوده و نیستند؟ آیا ما مجاز هستیم با سخنان و رفتارهای نابجا و نسنجیدهای که البته میتواند برای ایامی خاص تیتر اول اخبار جهان گردد چهرهای خشن و وحشتآفرین و ماجراجو و دشمنساز از مردم ایران به نمایش بگذاریم؟ آیا ما میتوانیم با خودستائیهای غیرمنطقی و غیرواقعی و تصمیمات به ظاهر انقلابی و یک شبه و مهمتر از همه وارد شدن در معادلات و معاملات منطقهای و جهانی که سود آن تنها برای طرف مقابل خواهد بود رنج تحریم و خدای ناکرده اقدامات خطیر دیگر را بر ملت خود تحمیل کنیم؟
تردیدی در سلطهگری و خوی تجاوزگرانه آمریکا نیست. تردیدی در غاصب بودن، متجاوز بودن و غیرمشروع بودن رژیم صهیونیستی نیست. اما برای ما تردیدی هم نیست که حفظ منافع ملت ایران بر هر اقدام دیگری ارجح است. ما مجاز نیستیم به خاطر آرمانهای سیاسی خود به کاری دست بزنیم که حال و آینده ملت ایران را به تاریکی سوق دهد. اگر خواهان جهانی مبتنی بر عدالت و عاری از ظلم هستیم، باید به فکر نقش و سهم ملت ایران در چنین جهانی باشیم و کشور ایران اسلامی را قدرتمند و عزتمند بخواهیم تا به عنوان کشوری مستقل، آزاد، آباد، دموکراتیک و برخوردار از همه مواهب مادی و معنوی بتواند سرمشق همه انسانها و ملتهای آزادیخواه و عدالتطلب قرار گیرد.»
امروز البته دولت نهم بعد از دو سال در مواضع خود تجدیدنظرهای ظاهری صورت داده است و رئیس دولت در نیویورک بر ضرورت گفتگو تأکید میکند و پیشنهاد جبهه همبستگی برای صلح جهانی ارائه میکند و ظاهراً در عمل به این نتیجه رسیدهاند که با گفتمان حول محور ضرورت محو اسرائیل از نقشه جهان و انکار هولوکاست و تهوع از نام دموکراسی نمیتوان منافع کشور را تأمین کرد.
اما عجیب است که در چنین شرایطی فیل آقای شریعتمداری باز یاد هندوستان کرده است با خفتبار و خیانتآمیز خواندن دوران خاتمی به تمجید از وضع کنونی پرداخته است.
امروز بر ملت ایران است که قضاوت کند تأمین امنیت ملی، امکان توسعه و پیشرقت اقتصادی و رفاه مردم با سیاستهای خاتمی بیشتر بود یا اکنون که علیرغم رسیدن قیمت جهانی نفت به مرزهای 90 دلار تورم و گرانی و بیکاری روز به روز بیشتر و بیشتر برگرده مردم فشار میآورد.
خوب است کیهان در اقدامی منصفانه و براساس آمار واقعی و مستند شاخصهای اقتصادی کشور را که در ارتباط مستقیم با سیاست خارجی و امنیت ملی کشور است نظیر، نرخ ریسک، نرخ بیمه، نرخ سرمایهگذاری خارجی، میزان خروج سرمایه از کشور، میزان خروج نیروی متخصص و نیروی کار از کشور و... در دو دوره خاتمی و احمدینژاد با هم مقایسه کند و تحریمها و تهدیدها را با یکدیگر بسنجد تا معلوم شود نتیجه ماجراجویی در سیاست خارجی چیست.
کیهان: در یادداشت روز کیهان 6/8/86 به ضعف و ناکارآمدی سیاست خارجی دولت اصلاحات با ارائه اسناد و ذکر نمونههای روشنی اشاره شده بود ولی حزب مشارکت در جوابیه خود به تکرار چند شعار بسنده کرده و برای اثبات کارآمدی سیاست خارجی دولت اصلاحات دلیل و سندی ارائه نکرده است. بنابراین یادداشت کیهان را برای قضاوت خوانندگان کافی میدانیم و در این نوشته تنها به ذکر چند نکته کوتاه درباره جوابیه حزب مشارکت بسنده میکنیم.
1ـ درباره «تهدید سال 75» که به رهبر معظم انقلاب نسبت دادهاند، هیچ سندی ارائه نکردهاند و در سایت ایشان نیز چنین سخنی از معظمله دیده نمیشود.
2ـ ارزیابی منتشر شده و رسمی پنتاگون تاکید دارد که در دوره کلینتون- دوره موردنظر حزب مشارکت- کمترین امکانی برای حمله به ایران وجود نداشته است.
3ـ حزب مشارکت درباره همراهی و همکاری آشکار مدعیان اصلاحات با اهداف باجخواهانه تروئیکای اروپا در پرونده هستهای ایران که چند نمونه از اسناد آن در یادداشت کیهان آمده بود، کمترین توضیحی نداده است!
4ـ بهانه غرب برای ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل، شکستن تعلیق از سوی ایران بود و گفتنی است که فاز جدید فعالیت هستهای ایران، یعنی از سرگیری فعالیتهای تعلیقشده- که حزب مشارکت آن را یکی از عوامل ارجاع پرونده به شورای امنیت میداند- در دوران آقای خاتمی آغاز شد!
مضافاً آن که واگذاری منافع ملی به دشمن هنری نیست که حزب مشارکت آن را نشانه مدیریت قوی اصلاحطلبان میداند.
5ـ در یادداشت کیهان به هیچوجه از آقای خاتمی به عنوان مجری برنامههای دفتر فرح پهلوی یاد نشده بلکه ماجرا این است که طرح گفتوگوی تمدنها در دوران طاغوت با تشکیل «مرکز مطالعات تمدنها» از سوی بنیاد فرح پهلوی و با مسئولیت احسان نراقی، داریوش شایگان و جمشید بهنام ارائه شده بود (روزشمار تاریخ انقلاب اسلامی- جلد اول صفحه 197) بدیهی است که نگاه آقای خاتمی به طرح گفتوگوی تمدنها نگاهی بشردوستانه و صلحجویانه بوده است و سخن کیهان آن است که نباید درباره تظاهر غرب به پذیرش این طرح سادهاندیشی کرد. بنابراین بهتر است حزب مشارکت بیش از این در پی سوءاستفاده از شخصیت آقای خاتمی نباشد.
6ـ معلوم نیست آقایان مدعی اصلاحات چگونه در کوچه و بازار نشانه ترس مردم از تحریم و حمله را میبینند ولی خبرنگاران حریص خارجی و رسانههای غربی دائما تاکید میکنند زندگی مردم ایران عادی است و کمترین نشانهای از ترس دیده نمیشود؟!
7ـ حزب مشارکت نباید به حرف زدن با دنیا افتخار کند، چرا که، اولاً؛ بیش از دولت اصولگرا با جهان تعامل نداشته است. ثانیاً حرف زدن که هنر نیست، هنر، آن است که امتیازی بگیرید، بنابراین باید بفرمایید که کدام امتیاز را گرفته و چه امتیازاتی را واگذار فرمودهاید.
8ـ و اما، درباره شاخصههای دیگر که البته مورد بحث یادداشت کیهان نبوده است- باید گفت مطابق آمار و ارقام رسمی هیچکدام از شاخصههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در دوران دولت نهم از میانگین این شاخصها در دوره اصلاحات پائینتر نیامده است.
9ـ کاش حزب مشارکت درباره دهها سندی که از مواضع این حزب در یادداشت کیهان آمده بود هم اظهارنظری میکرد.