تحولات اخیر در گرینلند چهره واقعی سیاست خارجی آمریکا را آشکارتر کرده است؛ سیاستی که در ورای شعارهای لیبرالی و دموکراسیخواهانه، بر محور زور، تحمیل و منفعتطلبی میچرخد. واشنگتن، که در دهههای گذشته بارها از «دفاع از آزادی ملتها» سخن گفته، امروز خود در پی تسخیر خاموش یکی از مناطق راهبردی شمال جهان است؛ منطقهای که نه مردم آن خواهان مداخلهاند و نه قوانین بینالملل چنین حقی را به آمریکا میدهد.
آغاز سناریوی نفوذ
ایالات متحده با گسترش بیسابقه ارتباطات دیپلماتیک و اقتصادی با دولت محلی گرینلند، در واقع در حال دور زدن حاکمیت قانونی دانمارک و ایجاد شکاف سیاسی داخلی است. فشارهای واشنگتن برای جهتدهی به تصمیمات حکومت محلی، مصداق آشکار دخالت در امور داخلی یک کشور مستقل به شمار میرود.
نسخه مدرن تجزیهگرایی
در دوران جدید که اشغال نظامی آشکار هزینهبر و نامشروع شده، آمریکا ابزار دیگری را به خدمت گرفته است: تحریک جریانهای استقلالطلب و استفاده از شعار «حق تعیین سرنوشت» برای تضعیف دولتهای مستقل. تبلیغات رسانهای و حمایت غیرمستقیم برخی مؤسسات آمریکایی از عناصر متمایل به جدایی، در واقع تلاشی برای فراهمکردن مقدمه نفوذ ساختاری بر یک دولت کوچک و تازهتشکیل است. استقلال در قاموس واشنگتن، یعنی وابستگی تازهای که پرچمش را خود برمیافرازد.
استعمار در قالب سرمایهگذاری
گرینلند سرشار از منابع معدنی و عناصر کمیاب است و آمریکا با وعدههای درخشان سرمایهگذاری، در واقع به دنبال کنترل طولانیمدت بر معادن و زیرساختهای حیاتی جزیره است. تاریخ معاصر از آمریکای لاتین تا خاورمیانه گواه آن است که وعدههای سرمایهگذاری واشنگتن نه به توسعه پایدار، بلکه به وابستگی اقتصادی، بدهی سنگین و تسلط شرکتهای چندملیتی منتهی شده است. اکنون همین الگو به سرزمینهای یخزده شمال نیز رسیده است.
چهره آشکار سلطه
پایگاه هوایی «تول» و حضور نظامی آمریکا در گرینلند، بخش آشکارتر سناریوی واشنگتن است. فشارهای واشنگتن برای جهتدهی به تصمیمات حکومت محلی، مصداق آشکار دخالت در امور داخلی یک کشور مستقل به شمار میرود.
نماد تناقض
رفتار آمریکا در گرینلند نشان میدهد، ادعاهای این کشور درباره دموکراسی، احترام به حاکمیت ملتها و نظم بینالملل صرفاً پوستهای دیپلماتیک برای پنهانسازی منطق قدرت و سلطه است. امروز گرینلند در حال تجربه همان الگوی قدیمی است که در آمریکای لاتین، آسیا و خاورمیانه بارها تکرار شده است: نفوذ آرام، وابستگی اقتصادی و در نهایت، کنترل سیاسی.
ایستادگی ملتها
رد پیشنهاد خرید گرینلند از سوی کپنهاگ در سال ۲۰۱۹، نمونهای از ایستادگی در برابر زیادهخواهی واشنگتن بود. این تجربه نشان میدهد، در برابر قدرتهای بزرگ، تنها پایداری در اصل حاکمیت ملی میتواند مانع بلعیده شدن تدریجی استقلال کشورها شود.
گرینلند شاید سرزمینی یخزده باشد، اما رقابت قدرتها بر سر آن، شعلههای تازهای از استعمار مدرن را روشن کرده است؛ استعمار بیپرچم، اما با همان ماهیت کهنه: تصاحب و تحمیل.