حضور صد شبه ملت ایران در کف خیابان گواه این است که، مردم ما در مرزی از پختگی و شناخت دقیق از غرب رسیده است که سرنوشت و آینده ایران را بیتردید تضمین میکند و مسیر رسید به قلههای پیروزی را هموار میکند! اما این پحتگی چگونه به دست آمد؟ چگونه جامعه ایران توانسته از تونل فضاسازیهای ضد استقلال خواهی و بزک غرب از سوی دشمنان بیرونی و برخی خواص و روشنفکران داخلی عبور کرده و در قله امروز بایستد؟ برای تشریح این سیر تکامل مصاحبهای را با «عباس سلیمینمین، مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران» انجام دادهایم که در ادامه مشروح آن آورده میشود.
جناب سلیمی نمین، در آستانه صدمین شب حضور مردم در خیابانها برای حمایت از انقلاب و کشور هستیم، این حماسه ملی را چگونه ارزیابی میکنید و چگونه ملت ایران به این درک همراه با اقدام موثر رسیده است؟
این ایستادگی نیاز به یک تبار شناسی دارد، باید مسیر تحقق آن را بررسی کرد، ملت ایران زیر سنگینترین فضاسازیها و فشارها قرار داشتند و برخی جریانات برای تغییر ریل انقلاب، به هر تلاشی دست زدند، در دهه 70 یک شورش حزبی علیه ساختار سیاسی کشور بودیم؛ به این معنا که برخی از عناصر سیاسی در چارچوب فعالیتهای حزبی خود به نقطهای رسیده بودند که قدرتطلبی یا افزونطلبیشان را در قالب گسترش کار حزبی در سازوکاری غیرقانونی دنبال کنند.
زیادهخواهی احزاب اگر در چارچوب قانون حرکت کند، مشکلی ندارد؛ اما در آن سال شاهد بودیم، حزبی دو قوه اساسی را در اختیار گرفته بود و تلاش داشت ساختار سیاسی را در مسیر قدرتطلبی زیر پا بگذارد و از آن عبور کند. طبیعتاً این موضوع مخاطرهای جدی را هم از سوی نخبگان و هم از سوی مردم برمیانگیخت؛ چرا که میدیدند یک جریان سیاسی دارد انقلابی را که در ابتدای مسیر خود قرار دارد، برای جاهطلبیهایش با چالش مواجه میکند.
آنجا بود که رهبری شهید نقش ویژهای ایفا کردند و آن سخنرانی تاریخی درباره «عبرتهای عاشورا» و خطرهای لغزش «خواص» را ایراد کردند و جامعه و خواص را از آن گردنه سخت عبور دادند.
در واقع، ما از چند تهدید در انقلاب اسلامی عبور کردهایم: نخست، تهدید نخبگان برجستهای که جایگاه وسیعی در کشور و انقلاب داشتند؛ مانند عبور از آقای هاشمی رفسنجانی. در مرحله بعدی، از برخی زیادهخواهیهای حزبی عبور کردیم؛ یعنی حزبی تأسیس و قدرتمند شد و احساس کرد میتواند برای گسترش خود، قانون را زیر پا بگذارد که خوشبختانه از آن هم عبور کردیم.
ثمرات این هدایتگری و راهبری رهبر شهید را در امروز جامعه ایران چگونه ارزیابی میکنید؟
امروز در شناخت غرب بسیار جلو افتادهایم. تهدیدهایی که به آنها اشاره کردم، همگی در جریانهای غربگرا ریشه داشت؛ جریانی که به دلیل غربگرایی، ساختار سیاسی نظام را تضعیف میکرد تا ما مجبور شویم به خواستههای غربیها تن بدهیم. امروز خوشبختانه به دلیل تمهیداتی که رهبر شهید اندیشیدند و چندین بار فرصت آزمودن آمریکا و غرب را در چارچوب مذاکره به جامعه دادند، وضعیت تغییر کرده است.
رهبر شهید هم بر اساس تجربیات فردی اعلام کردند که به آمریکا اعتماد ندارند و هم اجازه دادند که مردم، آمریکا را در صحنه واقعی بیازمایند و رفتار سیاسی آن را مشاهده کنند؛ یعنی امکان شناخت غرب سرمایهداری را در عمل برای مردم فراهم کردند. به نظر من این رویکرد نتیجه داد. امروز بسیاری از اقشار جامعه ما، تحقیر ملتها و خوی استکباری آمریکا را در میدان عمل دیدهاند و خودشان آن را آزمودهاند، نه اینکه صرفاً موضعگیری نظام جمهوری اسلامی بوده باشد. این تجربه بهویژه در چارچوب مذاکرات سهجانبه ما حاصل شد؛ مذاکراتی که موجب این رشد شد، زیرا مسائل در مذاکره را ضلع سوم مکتوب میکرد و همان ضلع سوم نیز به پیامرسانی به جامعه و ارتقای دانش سیاسی مردم کمک میکرد.
نکتهای که ابتدا فرمودید این بود که ما تهدیدهای نخبگانی و حزبی را پشت سر گذاشتهایم. به نظر شما در آینده پیش رو، با توجه به اتفاقات رخداده، چه تهدیدهای جدیدی ممکن است شکل بگیرد؟ چون جریان غربگرا که ساکت نمینشیند و بالاخره تحرکاتی خواهد داشت.
به نظر من در حال حاضر، تهدید «عناصر سطحی» بیشتر دارد خودنمایی میکند. ما توانستهایم صحت و قابل اتکا بودن ساختار سیاسی، توانمندی نظامی، توانمندی سیاسی و همچنین توانمندی دیپلماسی خود را در این عرصه کاملاً اثبات و روشن کنیم. امروز جهان اذعان دارد که ایران شخصیتهایی دارد که میتوانند با قوت در عرصه دیپلماسی بدرخشند. این مسئله بسیار مهمی است که به لحاظ نیروی انسانی، قدرت اقناع ما به شدت افزایش یافته است. افزایش قدرت اقناع، دستاورد عظیمی برای ماست. امروز وقتی منطق آمریکاییها با منطق ملت ایران و دیگر ملتها مقایسه میشود، همه متوجه میشوند که منطق آنها بسیار سست، زورگویانه و غیرقابل اتکاست.
برعکس، منطق ایران ثابت شده و قابل دفاع است؛ این امر طبیعتاً برای ایران در سطح بینالمللی موقعیتآفرین خواهد بود. منتهی بعضی از آدمهای سطحی که فهم درستی از مسائل جهانی و حتی منطقهای ندارند و حتی صهیونیسم را نمیشناسند، حرفهایی میزنند که مردم را بترسانند و مأیوس کنند. میگویند: «تا الان خائنان داشتند انقلاب را مصادره میکردند؛ مردم بجنبید که خلاصه انقلاب از دست رفت و یه عده خائن بر همه امور حاکم شدهاند و به حرف رهبری گوش نمیدهند.» به نظر من، امروز مخاطب این جریان دارد پررنگتر میشود و باید به آن دقت بیشتری داشته باشیم.