س. حیدرپور
روابط ریاض با کشورهاى اسلامى و عربى هیچ گاه تا این اندازه دچار تنش نبوده است. دیپلماسى ریاض که زمانى با نام برادر بزرگتر و درنقش میانجى دعواى خاندان هاى حکومتى اعراب ظاهر مى شد اکنون خود به یکى از طرف هاى اصلى منازعات دامنه دار تبدیل شده است. در نگاه بسیارى از ناظران عرب دیگر سعودى ها آن جایگاه دیرین را به عنوان یکى از وزنه هاى دیپلماسى جهان عرب ندارند.
اما تنزل موقعیت دیپلماسى ریاض فقط به صحنه خاورمیانه محدود نمى شود. اتفاقات سفر سال گذشته سران این کشور به اروپا نشان داد که اعتبار سیاسى این کشور نزد غرب نیز به طور جدى آسیب دیده است. در جریان این سفر رسانه ها و محافل اروپا و آمریکا دراقدامى که رنجش عمیق پادشاهى ریاض را در پى داشت پرونده روابط جریان هاى مسلح سلفى و القاعده در عراق و افغانستان با سعودى ها را گشودند.
دیپلماسى ریاض که از ۱۱سپتامبر به این سو سیرى پر از چالش طى کرده است اکنون با رشته تازه اى از تهدیدات دست به گریبان است.
یک رشته از این مشکلات را مى توان در تنش هاى مستمر میان ریاض با پایتخت هاى عربى جست وجو کرد به نحوى که در جناح بندى درون جهان عرب اکنون جز اردن ومصر هیچ کدام از کشورهاى عربى آن پیوند دیرین را با سعودى ها ندارند.
اما عمق مشکلات ریاض در تغییرنگاه جنبش هاى اسلامى به عربستان نمایان شده است.
تصمیم هایى که ریاض پس از ۱۱ سپتامبر در همراهى با سیاست هاى منطقه اى آمریکا اتخاذ کرد بیشترین نقش را در بى اعتمادى محافل اسلامى داشته است. اوج این رویگردانى زمانى بود که ریاض طرح صلح عربى را با هدف عادى سازى روابط با رژیم صهیونیستى ارائه کرد و در تکمیل آن هیأت دیپلماتیک خویش را راهى اجلاس آناپولیس کرد.
اما در برهه کنونى به نظر مى آید که کانون مشکلات دیپلماسى ریاض در نحوه مدیریت سه بحران مهم خاورمیانه یعنى عراق، لبنان و فلسطین نمایان شده است.
احساس نوعى باخت تاریخى شاهزادگان سعودى را به گشودن جبهه تنش با جنبش ها و دولت هاى پیشرو در سه بحران خاورمیانه واداشته است.
در این چارچوب مى توان گفت شکاف عمیق، پنهان و در عین حال پیش رونده در مناسبات ریاض و دمشق، در یک سال گذشته، از تصورى ناشى مى شود که در آن شاهزادگان سعودى مى پندارند که در گردونه بحران هاى عراق، فلسطین و لبنان از رقابت با حریفان عرب و غیر عرب خویش باز مانده اند. تاکتیک ها وراهکارهایى هم که پس از این ریاض براى به هم زدن بازى دراین سه بحران ریخته است از همین تصور سرچشمه مى گیرد.
عجیب ترین واکنش را سعودى ها به حریفان خویش در عراق نشان داده اند. دولتمردان سعودى در قبال بحران عراق، بریک نگرش قومى و طایفه اى تکیه کرده و براى بسیج اعراب از همان دستاویزى بهره جسته اند که شورشیان و القاعده دراین کشور استفاده مى کنند.
آنان دولت «نورى المالکى» را دولت شیعى نامیده و با طرح این ادعاى کهنه که بر اهل سنت در این کشور جفا شده است سعى در تحریک و شوراندن اعراب بر حاکمیت بغداد ورزیده اند تاحدى که در یک مرحله ریاض در واکنش به تمایل مالکى براى سفر به عربستان در قالب یک بیانیه رسمى اعلام کرد که از او استقبال نخواهد شد. این نگرش در تفسیرى خوشبینانه، دست کم سکوت ریاض در قبال مشارکت جوانان تندرو سعودى در عملیات مسلحانه و تروریستى در عراق را به همراه داشته است. روزنامه آمریکایى«نیویورک تایمز»چندى پیش در گزارشى به نقل از فرماندهان ارتش و مسئولان سازمان هاى امنیتى آمریکا، نوشت: «ماهانه حدود ۶۰ تا ۸۰ جنگجوى مسلح وارد عراق مى شوند که نزدیک به نیمى از آنان، تبعه سعودى هستند و دولت این کشور هیچ اقدامى براى جلوگیرى از نفوذ آنان به خاک عراق انجام نمى دهد.»
انتشار این گزارش، به منزله اعتراف صریح دولت آمریکا به عنوان بزرگترین همپیمان عربستان، به ایفاى نقش مخرب ریاض در بحران امنیتى عراق بود. به جز عملیات میدانى، تئوریسین هاى مذهبى در عربستان نیز بستر فکرى لازم را براى مباح شمردن خون ملت بیگناه عراق توسط تکفیرى ها فراهم مى آورند. در همین ارتباط مى توان به دیدگاه برخى علماى برجسته وهابى مسلک سعودى اشاره نمود که در تکفیر شیعیان و تشویق ویران سازى مراقد مطهر ائمه معصومین (ع) فتوا صادر مى کنند.
البته سعودى ها تنها براى جلب رضایت آمریکا دستوراتى صورى را براى توقف حمایت از شورشیان عراق صادر کردند و در همین راستا «عبدالعزیز بن عبدالله آل الشیخ» مفتى کل و رئیس هیأت کبار علماى عربستان نسبت به سفر اتباع سعودى به عراق با هدف شرکت در ناآرامى ها این کشور هشدار داد.
اما عراق همچنان به صورت پاشنه آشیل سیاست عربستان باقى ماند و یکى از عواملى که وجهه سعودیها را در صحنه افکارعمومى جهان تخریب کرد همانا حمایت آنان از شورش هاى خونین و جنگ قومى در نسل کشى درعراق بود. این گزارش به اندازه کافى تکان دهنده بود که اعلام شد؛ شمار شهروندان عربستانى که از زمان اشغال عراق به منظور شرکت در نبرد علیه نیروهاى آمریکایى و دولت عراق به این کشور رفته اند هزاران نفر برآورد مى شود اما مقامات سعودى این ارقام را اغراق آمیز دانسته و آن را رد مى کنند. روزنامه «الوطن» چاپ عربستان اخیراً فاش کرد: تنهادولت سوریه از تابستان گذشته تاکنون ۱۸۰ تبعه سعودى را به اتهام ارتباط با تروریسم یا تلاش براى ورود غیرقانونى به عراق بازداشت کرده است. این روزنامه همچنین نوشت : نیروهاى مرزبانى عربستان طى سه ماه دوم سال جارى میلادى مجموعاً ۹۷ نفر که قصد داشتند به صورت غیرقانونى از مرزهاى مشترک با عراق عبور کنند را دستگیر کردند.
تضادهاى سعودیها با دولت بغداد هنوز به عنوان یک علامت سؤال در نگاه محافل جهانى که حمایت از حکومت منتخب این کشور را یک امر انسانى مى دانند باقى مانده است این تضاد در روزهاى اخیر که عربستان با گشایش سفارت هاى عربى در بغداد مخالفت کرد به اوج رسید.
«محمد حبش» از شخصیت هاى مذهبى برجسته اهل سنت سوریه، در مصاحبه با رسانه هاى خبرى، عدم مشارکت عربستان در فرآیند همگرایى و آرامش در منطقه را ناشى از حسادت سیاسى مى داند.
هنوز مشکل سعودى ها در عراق حل نشده که رشته دیگر تضادهاى عربستان با طرف هاى عربى بویژه سوریه بروز کرده است.
ریشه این تضاد به جنگ ۳۳ روزه برمى گردد که به عنوان یک شکست در کارنامه دیپلماسى ریاض ثبت است در آن برهه عربستان در انتخابى عجیب علیه جریان مقاومت موضع گرفت و دمشق نیز در تصمیمى جسورانه راه خویش را از ریاض جدا کرد.
این شکاف که در واقع شکافى میان مشى مماشاتگرانه سعودى و مشى انقلابى دمشق بود باردیگر در حوادث اخیر لبنان بروز کرده است.
همین اندیشه باعث شد سعودى ها اجلاس مهم دمشق درباره عراق را بایکوت کنند .
«فایز ساره» تحلیلگر و کارشناس سیاسى سورى معتقد است: «علت اصلى سیاست هاى اخیر عربستان، این است که مى داند، فضاى حاکم بر منطقه به نفع آن پیش نمى رود.
به باور او نگرانى ریاض قابل درک است زیرا عربستان در خارج کشور خود با اتهام هاى تاریخى مبنى بر سهل انگارى در مقابله با رخنه افراد مسلح به خاک عراق متهم است و از سوى شاهزادگان سعودى در داخل نیز به ناتوانى در حفظ موقعیت هاى دیپلماسى. بى شک، اتهاماتى که عربستان در ارتباط با بحران امنیتى خاورمیانه روبه رو است، بسیار شدیدتر است و رفتارهاى تند این کشور در خارج بازتابى از همین فشارها است.