عبدالرحمن وحید / رئیسجمهور پیشین اندونزى
ترجمه: احسان صحافیان
گزارش سازمانهاى خبرى حاکى از کسب فتواى اسامه بن لادن از یک روحانى منحرف سعودى براى استفاده از جنگافزار اتمى علیه آمریکا و تحمیل قربانیان بسیار به آن کشور است. اندیشیدن به پیامدهاى بالقوه چنین اقدامى روحیهاى قوى مىطلبد. با این وجود آیا کسى مىتواند تردید کند آنان که با شادمانى کارمندان ساختمانهاى ادارى، مسافران قطارها، مقیمان هتلها و سایر مراکز اقامتى و مشتریان کلوبهاى شبانه را خاکستر مىکنند، از هزار برابر شدن توان تخریب خود استقبال نکنند؟ پیامدهاى برخورد یک یا چند بمب اتمى به نیویورک، لندن، پاریس، سیدنى یا لسآنجلس را تصور کنید. بناى تمدن جدید بر بنیادهاى اقتصادى و تکنولوژیکى استوار است که تروریستها امیدوارند آنگونه که سونامى کلبههاى چوبى را فرو ریخت آن را فرو بریزند. تنها دو بمب کوچک با جاىگذارى مناسب، اقتصاد توریستى بالى در سال ۲۰۰۲ را نابود کرد و بسیارى از مردمش را با هدف پر کردن شکم براى کشاورزى به مزارع برنج و براى صید ماهى به دریا فرستاد. تاثیر یک بحران اقتصادى جهانى در پیامد حملاتى بسیار مرگبارتر از حملات بالى یا یازده سپتامبر چه خواهد بود؟ زمان آن فرا رسیده است که مردم نیک همه آیینها و ملتها دریابند که خطر وحشتناکى انسانیت را تهدید مىکند. در حالى که با چنین خطرى روبهرو هستیم نباید با بىتفاوتى به کسب و کار خود ادامه دهیم بلکه باید به مقابله با خطر پیشرو برخیزیم. هدف بنیادگرایان سنى یک ادعا است، احیاى شرایط بىعیب و نقص صدر اسلام، جامعهاى آرمانى که حضرت محمد و اصحابش (اسلاف الصالح) بنیان نهادند. آنها این امر را با تحمیل تفسیر تنگنظرانه خود از قوانین اسلامى به تمام اعضاى جامعه براساس اصول سلفى ممکن مىدانند، آنها قصد دارند اشکال محلى اسلام را با برچسب عدم اصالت و خلوص برچینند و اسلام را از یک اعتقاد شخصى به یک نظام سیاسى اقتدارگرا تبدیل کنند، خلافت اسلامى را که گمان مىرود از مراکش تا اندونزى و فیلیپین گسترش یابد با توجه به نص اسلام سلفى برقرار کنند و سرانجام تمام جهان را تحت سلطه ایدئولوژى افراطى خود درآورند. استراتژى بنیادگرایان اغلب همانقدر که هوشمندانه است ساده است. افراطیون در پوشیدن لباس اسلام و خطاب کردن کافر به مخالفانشان درنگ نمىکنند. الهیات آنها بر خوانش تحتاللفظى و گزینش شده قرآن و سنت (سنت حضرت محمد) استوار است که آنها از طریق آن تلاش مىکنند جامعه جهانى مسلمانان را در حد فهم تنگ خود محصور کنند. اکثر گروههاى بنیادگرا که ذاتاً توسعه طلب هستند مدام تلاش مىکنند نقطه ضعف بیابند و آن را هر زمان و هر مکان براى پیشبرد اهداف اقتدارگرایانه خود به فرصتى براى ضربه زدن تبدیل کنند. غازىهاى (جنگجویان مسلمان) مسلح که از نیویورک تا جاکارتا، استانبول، بغداد، لندن و مادرید را مورد تهاجم قرار مىدهند تنها زبانه کوه یخى هستند که اکثر حجم آن از دیدرس ما خارج است. به علاوه آنها پیش قراول جمعیت وسیع رو به رشدى هستند که دیدگاههاى رادیکال و اهداف مشترکى دارد. قدرت سهمگین این جنبش جهانى بنیادگرا نشات گرفته است از:
۱ـ یک برنامه تهاجمى با اهداف واضح ایدئولوژیک و سیاسى.
۲ ـ تامین بودجه هنگفت از سوى حامیان مالى ثروتمند و نفتى وهابى.
۳ ـ توان توزیع منابع مالى در مناطق فقیر براى جلب اعتماد و قدرت.
۴ ـ ادعاى اصالت دینى و پرستیژ عربى.
۵ ـ توسل جستن به هویت، افتخار و تاریخ اسلامى.
۶. توانایى امتزاج با تودههاى سنتى و امحاى تمایز بین اسلام میانهرو و افراطىگرى دینى از نوع آنها.
۷ ـ تعهد تمام وقت عوامل و کادر رهبرى.
۸ ـ شبکه مدارس اسلامى مبلغ افراطىگرى.
۹ـ نبود رقیب سازمانیافته در جهان اسلام.
۱۰ـ شبکه جهانى رهبران بنیادگرا که هواداران را به افراطىگرى دعوت مىکنند.
۱۱ـ ماشین مجهز ترجمه، انتشار و توزیع تبلیغات وهابى/سلفى و انتشار ایدئولوژى آن در سراسر جهان.
۱۲ـ اعطاى کمک هزینه دانشجویى به دانشجویان بومى کشورهاى اسلامى براى تحصیل در عربستان سعودى و بازگشت با هویت نو و توانایى بازى نقش رهبران آینده.
۱۳ـ توان عبور از مرزهاى ملى و فرهنگى به نام دین.
۱۴ ـ ارتباطات اینترنتى.
۱۵ ـ بىمیلى بسیارى از دولتهاى ملى براى نظارت یا کنترل بر این روند.
باید استراتژىهاى کارآمدى براى مقابله با هر یک از این نقاط قوت بنیادگراها به کار بندیم. این امر تنها با همدلى و مشارکت اکثریت گسترده مسلمان و غیرمسلمان عاشق صلح در چارچوب یک برنامه هماهنگ جهانى میسر است که هدف آن حل بحران ارائه تصویر نادرست از اسلام است، چیزى که جهان ما را تهدید مىکند. تنها شناختن مشکل و پایان دادن به ستیز درون و میان دولت ملتها و پذیرش یک طرح همساز بلندمدت (که با رهبرى و تعهد بینالمللى به اجرا درمىآید) است که پیش از آن که اقتصاد جهانى و تمدن مدرن در مقابل حملات حقیقتاً مخرب خرد شود، ترمز گسترش بىمهار عقاید افراطى را مىکشد و امید به حل بحران جهانى تصویر نادرست از اسلام را تقویت مىکند. مسلمانان خود مىتوانند و باید مروج برداشت اسلام «حقیقى» باشند و در نتیجه ایدئولوژى افراطى را بىاعتبار کنند. وظیفه آنها روشن کردن قلوب و اذهان انسانها و ارائه برداشت متفاوت و تاثیرگذار از اسلام است. برداشتى که ایدئولوژى متعصبانه تنفر را به ظلمتى که مولد آن است باز گرداند.