تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۴۸۴۳۹

حامد فتحعلی‌خانی
حکومتداری، فرآیندی یکپارچه و واحد اما براساس روشهای متفاوت است، روشهایی که از دپارتمانهای چند رشته‌ای و چند پارادایمی سرچشمه می‌گیرند. نه تنها در حکومتداری که امروزه در دیگر علوم نیز مرزبندی رشته‌ای از بین رفته و تمامی علومی و از جمله سیاست وارد مطالعات چند رشته‌ای و بین‌ رشته‌ای شده است، لذا این یک اصل پذیرفته شده است که پژوهشگران و متفکران باید زبان رشته‌های مختلف را درک کند.
علم سیاست به مثابه پایه اصلی حکومتداری، ‌علم پیش‌بینی کردن نیست تا چه رسد به پیشگویی کردن؛ سیاست علم استدلال و منطق است و روابط و ضوابط آن براساس مفاهیم مشخص و معین تعریف می‌شود. از این روز نیاز به عالمان رشته‌های مختلف دارد تا بتواند سیاست درست را برای حکومتداری برگزیند. پذیرفتن این نکته یعنی پذیرفتن دخالت دانش در قدرت و سیاست. حکومتداری بدون استفاده از ظرفیت‌های علمی چند رشته‌ای و بین‌ رشته‌ای یک شیر بی‌یال و کوپال است.
با توجه به اهمیت فوق‌الذکر و توجه ویژه دولت جدید به دخالت دانش در تصمیم‌گیری‌های دولت که از آن تعبیر به "اتاق فکر" شده است، نکات زیر جهت تسریع صحیح در تشکیل و تکمیل اتاق فکر دولت به عرض می‌رسد.
یکم ‌ـ پذیرش رابطه دانش ـ قدرت، با توجه به پیش‌‌فرض‌های جامعه از روشنفکران و متفکریم نیاز به یک بازسازی دارد. بازنویسی تاریخ این موضوع و به ویژه از زیر خاک در آوردن متون اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و بازنویسی نقش برخی روشنفکران عوام‌فریب و تشخیص سره از ناسره روشنفکران و نقش آنان در قدرت سیاسی و حکومتداری گام‌های اولیه‌ای است که از آن تعبیر به "ترمیم گذشته" می‌کنیم.
افکار عمومی باید اطمینان یابند که نخبگانی که در اتاق فکر به اندیشه‌ورزی و سیاست‌گذاری مشغول می‌باشند، داعیه دخالت مستقیم در قدرت را ندارند و در پیمایش این راه، به "پادوهای علمی!" قدرت حاکم نیز تبدیل نمی‌شوند. این ترمیم گذشته و ترسیم خوب آینده، هم خطوط قرمز دولت و نخبگان را در روابط با یکدیگر معلوم می‌سازد و هم اعتماد مردم و افکار عمومی را به هر دو جریان فوق بیش از پیش می‌سازد.
دوم ـ شرایط لازم اتاق فکر برای رسیدن به هدف مطلوب را می‌توان در گزینه‌های زیر ترتیب کرد:
1ـ نظام فکری حاکم بر اتاق فکر دولت باید منطبق بر باورها و اهداف دولت باشد.
از این رو وجود افراد دگراندیش و ساختارشکن در این اتاق ضرورتی ندارد.
2ـ ‌اندیشه‌ورزی و تولید فکر یک فرآیند همیشگی و پویاست و نباید به صورت یک پروژه مقطعی و یا یک بار برای همیشه به آن نگاه کرد.
3ـ ‌بین اندیشه‌ورزی و تولید فکر، تحقیق و پژوهش ارتباط تنگاتنگی وجود دارد که این دو را لازم و ملزوم یکدیگر می‌کند، لذا برقراری تعامل سازنده میان اتاق فکر و موسسات، معاونت‌ها و مراکز پژوهشی افراد پژوهشگر امری ضروری است.
4ـ‌ اندیشه‌ورزی در اتاق فکر در سه سطح قابل بررسی است؛ بهبود، تکامل و نوآوری. از این رو اندیشه‌ورزی تنها به مفهوم نوآوری و ارایه راهکار برای آینده نیست.
5ـ‌ ارزیابی اندیشه‌ورزی ساکنان اتاق فکر زمانی مقدور است که نتایج کوتاه‌مدت و بلندمدت آن اندیشه‌ها معلوم شده باشد، لذا زمان‌بندی برای رسیدن به نتیجه مطلوب از مهمترین شرایط موفقیت اتاق فکر است.
سوم ـ تولید فکر در هر انسانی بر پایه دو مولفه صورت می‌پذیرد؛ دانش نظری و دانش تجربی.
لذا ساکنان اتاق فکر را نیز می‌‌توان به دو دسته نخبگان نظری و نخبگان مجرب تقسیم کرد. با این تقسیم‌بندی نخبگان نظری آن دسته افرادی هستند که سابقه فعالیت علمی و دانشگاهی دارند و در این عرصه جوانب مختلف رشته خود را به خوبی می‌شناسند و از مفاهیم بین‌ رشته‌ای آن نیز اطلاع لازم را دارند. گروه دوم ساکنان اتاق فکر دولتمردانی هستند که در گذشته سابقه فعالیت در عرصه‌های مختلف را داشته و از تجربیان کافی برای اندیشه‌ورزی برخوردار هستند، کم‌توجهی به این گروه، نادیده گرفتن سالها تلاش نظام برای ساختن مدیران قدرتمند و توانا است.
چهارم ـ منتقدان اندیشه‌ورزی که حاضر به همکاری با دولت نیستند و یا دولت آنان را به همکاری دعوت نکرده است از مهمترین گروههایی هستند که نقش بسزایی در اتاق فکر دارند. انتقادات ایشان که بیشتر از سوی رسانه‌ها مطرح می گردد هم می‌تواند نوعی ارزیابی عالمانه و نقادانه از اندیشه‌های اتاق فکر باشد و هم می‌توان به این انتقادات به عنوان چراغ‌هایی برای روشن کردن راه اندیشه‌ورزان اتاق فکر نگریست، لذا اهمیت دادن به این گروه نیز مهم و اصولی است.
دولت جدید بارقه‌های امید را برای به کارگیری اندیشمندان و صاحبان فکر و اندیشه در عرصه‌های گوناگون متجلی ساخته است اما این حرکت دولت بلاشک بدون اشتباه نیست؛ آن که این اقدام شجاعانه دولت، مدخلی برای تخصص‌گرایی و سیاست‌گذاری علمی در تمامی عرصه‌ها باشد.