تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۵۰۴۴۷

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
«ایهود اولمرت» کفیل نخست وزیر رژیم صهیونیستی فلسطینی ها را تهدید کرد که از سیاست «مشت آهنین » استفاده خواهد کرد. وی گفت : « اسماعیل هنیه» , نامزد نخست وزیری حکومت خودگردان را که از سوی حماس مامور تشکیل دولت شده است , هدف ترور می داند. این تهدید اولمرت به دنبال اظهارات اخیر ژنرال « موفاز » وزیر جنگ رژیم صهیونیستی مطرح می شود که وی نیز « هنیه » را تهدید به ترور کرده است .
این اظهارات تهدیدآمیز مقامات رژیم صهیونیستی هرچند غیرمنتظره نیست ولی در مقطع فعلی حاوی نکات مهمی است که باید مورد تامل قرار گیرد.
1 ـ این گونه اظهارات درحالی مطرح می شود که این رژیم ضربه کمرشکنی را در جریان انتخابات اخیر فلسطین متحمل شده است . استقبال ملت فلسطین از گروه اسلامی و ضد سازش حماس به منزله رویکرد فلسطینی ها به خط مشی مبارزه و رویگردانی از روند مذاکرات بیهوده است . این تحول , صهیونیستها را به شدت در تنگنا قرار داده است .
اظهارات تهدیدآمیز اخیر سران رژیم صهیونیستی را باید نشانه درماندگی و استیصال و در عین حال خشم آنها در برابر تصمیم اخیر ملت فلسطین دانست , ضربه ای که صهیونیستها را مجبور ساخته به همان حربه زنگ زده تهدید و کشتار متوسل شوند , حربه ای که ناکارآمدی آن در گذشته به اثبات رسیده است .
صهیونیستها به خوبی آگاه هستند که این تهدیدات هرگز نمی تواند ملت فلسطین را که همواره آماج انواع جنایتها بوده است از مسیر خود برای احقاق حقوق حقه اش منحرف سازد و توسل به این سیاست شکست خورده , مناسب ترین دلیل بر درماندگی آنهاست .
2 ـ اظهارات سران تل آویو و تهدید به ترور مسئولان فلسطینی که با رای مستقیم اکثریت مردم و براساس معیارهای دمکراسی انتخاب شده اند مصداق بارز تروریسم است . این اظهارات تروریستی آشکار , توجیهی برای سکوت مجامع و محافل مدعی مقابله با تروریسم باقی نمی گذارد. با اینحال , این بار نیز همچون گذشته هیچ واکنشی در برابر گستاخی آشکار و دهن کجی علنی صهیونیستها به قوانین بین المللی مشاهده نشد.
این امر یکبار دیگر دورویی مدعیان مبارزه با تروریسم و تروریستها را در مقابل قضاوت جهانیان قرار می دهد و تاکیدی است بر این واقعیت که شعارهایی همچون رویارویی با تروریستها و محو تروریسم , ابزاری دردست قدرتهای سلطه گر برای رسیدن به اهداف نامشروع است .
تردیدی نیست که قدرتهای استعمارگر که هم اکنون بر مجامع بین المللی و مراجع مهم جهانی سیطره یافته اند در ادعای خود برای مقابله با تروریسم صداقت ندارند و اصولا آنها واژه تروریسم را تفسیر به رای نموده اند. در بسیاری از موارد , از دید این قدرتها هر گروه و جریانی که خارج از اراده آنها عمل کند و منافع غیرقانونی آنها را تهدید نماید تروریست محسوب می شود که باید سرکوب شود ولی در عین حال با تروریست های واقعی نه تنها مشکل و اختلافی ندارند بلکه از آنها حمایت نیز می کنند.
سلطه طلبان , به طور بیشرمانه می کوشند این نظر و دیدگاه نادرست و جهت داده شده خود را به اذهان مردم جهان نیز القا کنند.
به عنوان نمونه , براساس این معیار , مردم کوچه و خیابان فلسطین که با کمترین امکانات به مقابله با اشغالگران جانی و غاصبانی که به هیچ معیار انسانی پایبند نیستند , برمی خیزند , تروریست خطاب می شوند ولی جنایتکارانی که در راس رژیم فاسد صهیونیستی , دستشان به خون هزاران فلسطینی آغشته است و آشکارا همه را تهدید به ترور می کنند , تروریست خطاب نمی شوند و حتی مورد احترام قرار می گیرند. این سیاست و برخورد مزورانه , پوزخند به شعور جهانی است و افکار عمومی جهان هرگز زیر بار آن نمی رود.
3 ـ از منظری دیگر , اظهارات تهدیدآمیز اخیر سران رژیم صهیونیستی به ویژه در شرایط کنونی را باید تلاش مایوسانه ای به منظور تقویت روحیه شکست خورده جامعه صهیونیستی دانست . به جرات می توان گفت رژیم صهیونیستی در هیچ برهه ای از موجودیت 57 ساله خود تا به این حد در حضیض ذلت و افول قدرت قرار نداشته است . نگاهی به وضعیت درونی این رژیم , این مدعا را روشن می سازد. هم اینک آشفتگی شدید بر صحنه سیاسی این رژیم حاکم است که از جمله می توان به شکست و فروپاشی حزب لیکود , به عنوان بزرگترین حزب رژیم صهیونیستی از زمان تاسیس این رژیم و در آستانه مرگ قرار گرفتن آریل شارون به عنوان یکی از اصلی ترین بنیانگذاران و سردمداران رژیم صهیونیستی و قوی ترین تکیه گاه صهیونیستها اشاره کرد.
از سوی دیگر سردرگمی اسرائیلی ها دریافتن جایگزین مناسب برای شارون , با در نظر گرفتن اینکه موقعیت شیمون پرز , جانشین بالقوه شارون برای رهبری رژیم صهیونیستی نیز به شدت ضعیف است , بر وخامت اوضاع داخلی صهیونیستها افزوده است . به عبارت دیگر درحال حاضر سیاستمدار صهیونیستی که بتواند این اوضاع آشفته را سروسامان بدهد به چشم نمی خورد.
این درحالی است که در سوی دیگر قضیه , یعنی ملت فلسطین , وضعیت بسیار امیدوار کننده و روشن است . به روی کار آمدن گروه اسلامی حماس با مواضع و استراتژی ویژه ای که رهبران آن اتخاذ و اعلام کرده اند جای پای فلسطینی ها را برای حرکت در مسیر احقاق حقوق خود به شدت تقویت کرده است .
حمایت گسترده داخلی به موازات حمایت های خارجی , برخلاف خواست تل آویو و حامیان بین المللی آن , موقعیت دولت آتی فلسطین را که جنبش حماس مسئول تشکیل آن است مستحکم می سازد و نشان از قدرت یافتن فلسطینی ها و خط مشی مبارزه در معادلات سیاسی فلسطین دارد.
در چنین فضایی , انگیزه اظهارات « اولمرت » و « موفاز » و سایر رهبران اسرائیل که تلاش برای تزریق روحیه به پیکر نیمه جان رژیم صهیونیستی است آشکارتر می شود.
4 ـ نکته مهم تری که در رفتار آشفته و زبان تهدید سردمداران صهیونیست قابل درک است یاس و ناامیدی آنها از چشم انداز آینده تحولات فلسطین است , چشم اندازی که برای صهیونیستها به شدت تیره است . این ناامیدی و سرخوردگی حاکم بر هیات حاکمه رژیم صهیونیستی در عین حال تداعی گر این واقعیت است که نشانه های افول و اضمحلال رژیم غاصب صهیونیستی پدیدار گشته و این رژیم در سراشیبی سقوط قرار گرفته است . این یک واقعیت انکارناپذیر است زیرا همه اجزای فروپاشی رژیم صهیونیستی درحال حاضر مشاهده می شود. با در نظر گرفتن شرایط حاضر و روند تحولات , پیروزی کامل فلسطینی ها در آزادسازی سرزمین خود در آینده نه چندان دور , امری بعید و دور از انتظار نیست .