مهدی محمدی
دولت اصولگرا اکنون که زمانی کمتر از یک سال از عمر آن می گذرد، آرام آرام در حال عادت کردن به این امر است که باید در خلال بحران ها و ناآرامی ها و در حالی که از هر سو آماج حمله است، به انجام وظایف خود بپردازد. روز نخست که اصولگراترین کاندیدای انتخابات نهم با رای قاطع مردم به ساختمان خیابان پاستور رفت، همه آنها که با شوق این صحنه را می نگریستند، در دل می دانستند بسیارند آنها که شیوه اصولگرایانه حکومت داری را بر نخواهند تافت و لذا منتظر بودند با همگرا شدن همه مخالفان در داخل و خارج، اگر دولت پیشین به قول خودش هر 9 روز با یک بحران روبه رو بود، دولتمردان اصولگرا روزی 9 بحران تجربه کنند. آن نگرانی نخستین، اکنون به تمامی بدل به واقعیت شده و آشکار است که اراده هایی نه چندان کم زور و بنیه، تمام توان خود را به میدان آورده اند تا بر سر راه حکومت داری اصولگرایانه که طلیعه برکات آن در همین زمان نه چندان کوتاه پدیدار شده، مانع بتراشند تا شاید بالاخره مجموعه این موانع دولت را یا غافل و از انجام وظایفش منحرف کند، یا خسته و فرسوده سازد و یا لااقل روند حرکت آن را اندکی کند نماید.
در این فضا، به دلیل هجمه بی امان به دولتی که نیامده بسیاری امیدها برانگیخته و به ازای هر صد حرف که زده لااقل نیم عمل هم کرده و البته، در کنار همه اینها، به لطف کم کاری و تنبلی زبان ها و قلم های اصولگرا، هنوز قدر همتی که مردم در انتخابات بهار گذشته ورزیدند و قیمت انتخابی که کردند به تمامی شناخته نیست. حجم سنگین تهاجمات داخلی و خارجی و تولید انبوه انتقادهای به جا و نابجا نسبت به عملکرد دولت، مجالی باقی نگذاشته است تا کسانی آن روی سکه را بنگرند و به انبوه فرصت های بی بدیلی توجه کنند که دولت اصولگرا ظرف همین مدت کوتاه فراهم آورده و به نحو منحصر به فردی در حال بهره برداری از آنهاست.
این یادداشت تلاشی است برای نگریستن به مسئله از ورای جوسازی های موجود. کاستی های دولت را در همین زمان اندک- بیشتر ناروا و بعضا دلسوزانه- فراوان شمرده اند. اجازه بدهید اندکی در این بیندیشیم که دولت اصولگرا چه به ما داده است که تا به حال نداشته ایم.
1-یکی از شاخص ترین نقاط قوت دولت اصولگرا جایگزین کردن ایده «مدیریت در میدان» به جای ایده «مدیریت از راه دور» است. مدیران از راه دور اغلب، شان خود را اجل از آن می دانند که در صحنه حاضر و خود مستقیما با مسئله ای که به اصطلاح بناست حلش کنند، مواجه شوند. بعلاوه این قسم مدیران «فاصله گذاری» را جزئی اساسی از فرایند شناخت یک موضوع می دانند. مقصود از فاصله گذاری در اینجا این است که مدیر باید از آنچه قصد مدیریتش را دارد لااقل اندکی فاصله بگیرد تا درست بتواند آن را ببیند و ابعاد و اندازه اش را برآورد کند. دولت اصولگرا آشکارا به این تز بی اعتقاد است و فرض خود را بر این گذاشته که وقتی خود مستقیماً در صحنه حاضر و با مسایل مبتلابه خویش درگیر باشد، آن وقت است که احیاناً می تواند فهم همه جانبه ای از آنها به دست بیاورد و راهی معقول و کم هزینه برای حل و فصلشان بیابد. تحقیق در تفاوت های این دو شیوه مدیریت و به تبع آن این دو دسته مدیران هم البته خیلی دشوار نیست. مدیران از راه دور همیشه سرشان خلوت است و لذا، همواره برای سخنرانی و حرف های قشنگ زدن وقت کافی دارند اما مدیران در میدان، شب و روزشان یکی است و برای یافتن زمانی که به اندازه نصف نیاز یک آدم معمولی در شبانه روز بخوابند، در رنج و زحمتند.
2-دولت اصولگرا اکنون بر مفهوم «رضایت» متمرکز شده است. در یکی دو دولت قبلی این مشکل همواره وجود داشت که دولت ادعا می کرد در حال خدمت به مردم و کم کردن بار مشکلات آنهاست اما مردم را هرگز از این خدمت رسانی بی امان رضایتی نبود. در واقع کمتر زمانی را می شد یافت که احساس مردم درباره حال و روز خود و اوضاع دوروبرشان، با ادعا و آمارهای دولتمردان منطبق باشد. بنابر آمارها وضع و حال همواره یا کاملا خوب بود یا در حال خوب و رو به راه شدن، ولی مردم هر روز بیش از روز قبل گله داشتند که زندگی شان سخت تر می گذرد. مشکل دیگر این بود که خصوصا در 8 سال گذشته لااقل بخشی از دولت، خودش را نه جزئی از سیستم (نظام) که در واقع اپوزیسیون آن می دانست و کارکردهایی هم برای خود قائل بود که همه را می شد جزو نقش های اپوزیسیونی تعریف کرد. به همین دلیل این بخش از دستگاه اجرایی- که چند سالی مجلس هم به آن افزوده شد- در تقابل با وظیفه تولید «رضایت»، استراتژی خود را ایجاد نارضایتی از سیستم تعریف کرده بود و پشت خود را به کسانی گرم می دید که به هر دلیل با مجموعه نظام مسئله پیدا کرده اند. به این ترتیب، این نهادهای حکومتی اگر هم زمانی به مفهوم رضایت علاقمند شدند مقصودشان رضایت اپوزیسیون بود نه رضایت مردم کوچه و بازار.
دولت اصولگرا، برای ایجاد رضایت حرف هایش را جملگی یک بار در آستانه انتخابات زده و اکنون یک یک در حال عمل به آنهاست. وقتی مردم ببینند دولت در حالی که عمری بسیار کوتاه دارد، یکی یکی در حال عملی ساختن وعده های خود است و فشارهای بی امان داخلی و خارجی را - که کسی نمی تواند در وجودشان تردید کند- بهانه ای برای کار نکردن قرار نداده است درحالی که دیگران فشارهایی را که به واقع وجود نداشت بهانه کم کاری خود قرار داده بودند، به نوعی از رضایت نسبت به دولت دست خواهند یافت که با رضایت ناشی از شنیدن یک سری وعده دهن پر کن و میان تهی قابل مقایسه نیست.
3-نشاط فراوان برای کار و فعال ساختن حداکثر مقدار ممکن از ظرفیت های کشور برای یافتن کوتاه ترین و به صرفه ترین راه ها برای حل مشکلات، از ویژگی های اساسی دولت اصولگراست. دولت اصولگرا، تیمی هماهنگ و همدل دارد که اعضای آن تلاش های همدیگر را خنثی نمی کنند و به این ترتیب هم جلوی موازی کاری های انرژی برگرفته شده و هم دیگر خبری از تقابل های فرساینده درون دولت که بالاخره معلوم نبود چه کسی و کی باید آنها را جمع و جور کند، نیست.
امروز برخی دولت را متهم می کنند که فی المثل در موضوع تدوین لایحه بودجه ملاحظات سیاسی را بر منطق اقتصادی مقدم داشته است. صرف نظر از بسیاری از بحث ها که می توان عرضه کرد در این باره که آنچه منتقدان در اینجا «منطق اقتصادی» می نامند تا چه حد موجه و دفاع پذیر است؛ مسئله مهم این است که بخش بزرگی از این منتقدان- مشخصاً اصلاح طلبانی که گویی فراموش کرده اند همین «منطق اقتصادی» آنها ظرف 16 سال گذشته اجرا شده و کار را به اینجایی رسانده که کسی توان دفاع از آن را ندارد- درک درستی از مقوله حکومت داری ندارند. امروزه این اتفاق نظر میان صاحبنظران وجود دارد که نادرست است اگر بپنداریم حکومت یک جنبه سیاسی دارد، یک جنبه اقتصادی و.... حکومتداری یک کل به هم پیوسته است و آنها که استراتژی های اقتصادی خود را بی توجه به اثرات و تبعات اجتماعی و سیاسی آن تدوین می کنند، اغلب حاکمان خوبی نیستند. به همین دلیل متهم ساختن دولت به اینکه از الان با بردن پول و امکانات به شهرستان ها در حال رأی جمع کردن برای انتخابات بعدی(؟!) است، شباهتی معنادار و البته خوشمزه دارد به تبلیغات اصلاح طلبان پیش از انتخابات دور نهم که می گفتند شهردار تهران در حال آباد کردن شهر است تا برای انتخابات رای فراهم کند. فرض کنیم اینطور باشد که می گویند؛ به راستی چه عیبی دارد که برای جمع آوری رای مسابقه خدمتی به مردم راه بیفتد و اصلاح طلبان چرا از حضور در این مسابقه ناتوان و هراسانند؟
4-هنوز بسیاری سخن های ناگفته باقی مانده است. ولی با ملاحظه محدودیت های این ستون یک ویژگی دیگر را هم باید اضافه کرد. دولت اصولگرا با تمام توان کار می کند و در همان حال از یاد نمی برد که باید متوکل و متوسل باشد و نتیجه را به خدا واگذارد. پس از استقرار دولت بسیاری تلاش ها به عمل آمد تا معنویت و توکل دولت جدید را نقطه ضعف و پاشنه آشیل آن جلوه دهند. گفتند دولت می خواهد از خود مفهومی مقدس بسازد که نشود نقدش کرد. اما اکنون می بینیم بهترین دوستان دولت، صریح اللهجه ترین منتقدان آن هم هستند و اصولگرایان اکنون بدل شده اند به جبهه ای پویا که در آن دوستان وقتی پای منفعت خلق در میان باشد، ملاحظه یکدیگر را نمی کنند. یا علاوه بر این بارها گفته شد که این دولت می خواهد بی عملی خود را در پس آویختن از امورات ماورایی پنهان کند. اکنون این هم روشن است که این دولت بیش از همه اسلاف خود عملگراست و ظرفیت توان و انگیزه ای غیرقابل محاسبه برای تحرک و خدمت دارد.
این روزها بسیاری دست ها در کار است تا مردم را از انتخاب خود در روز سوم تیر پشیمان کنند ولی به یاد باید داشت سال هاست جریان امور به سمتی می رود، پاک خلاف آنچه این دست ها می خواهند و می پسندند ولی دریغ از عبرت.