رضا جلالی
انقلاب دانشجویی 1968 فرانسه را باید انقلابی فراتر از قرن در عرصه اجتماعی نامید که منحصر به فرد بود.
مشخصه بارز این انقلاب تظاهرات بینظمی و خشونت بود که دستکم در دورهای سه ساله در بخشهای عمدهای از جهان رخ داد. ریشهها و پیامدهای این انقلاب و درسهایی را که باید از آن آموخت نمیتوان به درستی با توسل به شرایط خاص نمودهای محلی این پدیده جهانی تجزیه و تحلیل کرد. هر چند که عوامل محلی در هر منطقهای جزئیات مبارزات سیاسی و اجتماعی را تعیین میکردند.
از انقلاب دانشجویی 1968 مدتها میگذرد، با این حال این انقلاب در تاریخ نظام نوین جهان ما یکی از رویدادهای بزرگ و شکل دهنده بود، رویدادی که ما آن را نقطه عطف میخوانیم و واقعیتهای فرهنگی، ایدئولوژیک نظامی جهانی بر اثر این رویداد در معرض تغییر اساسی قرار گرفت.
ایران رویداد مهم تاریخی در عرصه جنبشهای اجتماعی که به پرچمداری جریانهای دانشجویی رهبری شد به خودی خود تبلور روندهای ساختاری معین و دیرپای در چارچوب عملکرد آن نظام به شمار میآمد.
نکته مهمی که در فرآیند جنبش دانشجویی از نقطهنظر مسائل روانشناختی و جامعه شناسی سیاسی وجود دارد این است که اصولا جنبش اجتماعی زیرساخت جنبش دانشجویی محسوب میشود که در صورتهای مختلف به صورت رادیکالیسم منطقی و غیر منطقی در عرصههای اجتماعی و سیاسی ظاهر میشوند.
وظایف خطیر دانشجویی امروز بر دوش دانشجویان عدالتخواه و حقطلبی سنگینی میکند که با دو بال تعهد و تخصص حامل رسالت سنگین حس خودآگاهی و مسوولیتپذیری هستند و سئوالات زیادی بین بود و نبود واژه «جنبش» «در میان آگاهان سیاسی و فعالان عرصه دانشگاهی وجود دارد و بسیاری از صاحبنظران معتقدند که با رویکردها و رهیافتهای حاکم در ساختار سیاسی قدرت، پیشوند «جنبش» برای واژه «دانشجویی» زائد و به نظر میرسد. اکنون ضمن اینکه باید جنبش دانشجویی را بازخوانی کرد، بایستی مبانی حاکم بر تفکر این جریان تحول خواه را مورد ارزیابی قرار داد.
پرواضح است که بزرگترین رسالت جنبش دانشجویی در حال حاضر «نقد قدرت دولت حاکم» میباشد. و اگر راهبران جریانهای دانشجویی به بلای «توجیه قدرت حاکم» گرفتار آیند باید «مرگ جنبشدانشجویی» را به سوگ نشست.
هر آینه جریانهای خودآگاه فعال در عرصه دانشگاهها بادی تاثیرگذارترین اقشار جامعه در فضای حیات خلوت سیاسی کشور باشند.
دانشجویان نسل فرهنگساز و آیندهنگری هستند که در قالب سازماندهی و ساماندهی منسجمی، تبدیل به جنبش و خیزش نویی میشوند که به عنوان دیدهبانان همیشه هوشیار و بیدار مردم از حقوق جامعه شهروندی مردمان کشور خود در عرصهها و زمینههای مختلف فرهنگی، سیاسی، حقوقی، اقتصادی و اجتماعی دفاع مینمایند. و در این راه از هیچ کوششی دریغ نمیورزند.
اگر چه متقابلا از طرف حاکمان نیز باید نوه تنوعطلبی در نگرش و دیدگاههای جریان جنبش دانشجویی کاملا قابل درک باشد و خدای ناکرده با مرزبندیهای شکافپذیر خودی و غیرخودی موجبات اخوت و سستی و بیتوجهی این قشر هدفمند را فراهم ننماییم.
کارکردهای متعدد جریانهای حاکم بر دانشگاههای امروز ایران باعث شده است تا فعالان سیاسی در تفکیک آرا: به عقاید و اندیشههای حاکم بر تفکر آنان دچار تردید و تشکیک شوند، نباید فراموش کنیم که امروزه کلمه دانشجو پربارترین واژهای است که با خود بار «سیاسی» را به همراه دارد. پس بایستی شان، مقام و منزلت اجتماعی این قشر فرهیخته را همواره محترم شماریم. یکی از آفات و آسیبهایی که جنبش دانشجویی را به شدت تهدید میکند نگاههای دستوری و آمرانه بیرون از حوزه استحفاظی محیط دانشگاه میباشد که سعی میکند، جریانهای مخالف خود را با ترفندهای مختلفی که به کار میگیرد، مسلوب الاراده نماید. و در مقابل هر اقدام و فعالیتهای روشنگرانه جنبش واقعی دانشجویی مانع تراشی میکند.
یکی از خصایص و ویژگیهای جنبشدانشجویی خودجوش بودن و اراده غیر دستوری و به صورت جوشش و حرکت از پایین به بالا با انتخابات شکل میگیرد. و در حقیقت اینان نمایندگان واقعی جنبش دانشجویی محسوب میشوند و در مقابل این تفکر منتصبینی هستند که از بیرون دانشگاه دستور میگیرند و در واقع این گروه دستورپذیر بزرگترین تهدید عرصه علم و دانش در دانشگاهها محسوب میشوند.