تاریخ انتشار : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۵۰۷۸۳

یوسف محسن‌زاده
اجلاس سران شش کشور عربی خلیج‌فارس که در ابوظبی پایتخت امارات برگزار شد را می‌توان صرفاً یک اجلاس تشریفاتی به حساب آورد که هدف اصلی آن، تاکید بر استمرار ارتباط نیم‌بند و گسسته‌ای است که در چارچوب تشکیلات مندرس و کهنه شورای همکاری تا به حال ادامه داشته است. این شش کشور از گذشته دارای اختلافات وسیع ارضی بوده که در چند مورد به زد و خورد‌ها و جنگ‌های گسترده هوایی، دریایی و زمینی منجر شده و در هر اجلاسی که سران این کشورها در آن شرکت کردند، اختلافات ارضی هیچگاه مطرح نشد تا به فروپاشی و شکست اجلاس‌ها منجر نگردد. در اجلاس ابوظبی که شاهد حضور دو زمامدار جدید امارات و عربستان بوده است، بررسی اختلافات ارضی از دستور کار خارج شده است. اما از سوی دیگر مطابق آنچه که العطیه، دبیر کل قطری این شورا اعلام کرده بود، موضوع پرونده هسته‌ای ایران از سوی این شورا مورد بررسی قرار داشت.
بدیهی است این شورا، هرچند به عنوان یک نگاه درونی که برخاسته از نیازهای تبلیغاتی است به بررسی پرونده هسته‌ای ایران پرداخت. اما بدیهی است نگاه زمامداران عرب حوزه جنوبی خلیج‌فارس نسبت به تلاش‌های به حق ایران برای برخورداری از دانش هسته‌ای، اساساً متاثر از نگاه واشنگتن و اسراییل بوده و از این رو، این بررسی‌ها، فاقد نگاه کارشناسانه بوده و مؤلفه‌های حاکم بر منافع کلان کشورهای منطقه را هم در نظر نمی‌گیرد. اخیراً این شورا در تلاش بیهوده خود برای ایجاد تعادل و موازنه در منطقه از پیمان ناتو برای حضور در منطقه دعوت کرده است و به علاوه از اتحادیه اروپا درخواست کرده است که در مذاکرات هسته‌ای با ایران، مشارکت داده شود. این در حالی است که در حال حاضر آمریکا، دارای ده‌ها پایگاه نظامی در کشورهای عرب حوزه خلیج‌فارس بوده و کشور بحرین. محل استقرار ناوگان پنجم آمریکا و کشور امارات، تنها کشور خاور میانه‌ای است که پایگاه نظامی آمریکا در آن آمادگی پذیرش هواپیماهای دور پرواز و استراتژیک آمریکا را دارد.
از طرفی، تحولات عراق صدمه معنوی قابل ملاحظه‌ای را برای اعضای این شورا در‌بر داشته و علیرغم اینکه این شورا باید از برکناری رژیم صدام به دلیل حمله نظامی به یکی از اعضای این شورا (کویت) ابراز مسرت کنند، با این حال نه فقط از پیامدهای سقوط رژیم بعث خوشحال نشدند، بلکه اکنون دعوت به عدم شکل‌گیری دولت برخاسته از خواست اکثریت مردم عراق (شیعیان) می‌نمایند. این شورا حتی حاضر نشد از تشکیلات نظامی خود، در چارچوب منشور دفاع مشترک، از کویت در قبال تجاوز صدام حمایت کند و کویتی‌ها را مجبور به عقد قراردادهای سنگین نظامی با کشورهای مسلط خارجی برای حمایت از امنیت داخلیشان نمود. در این زمینه اشاره به این نکته اهمیت دارد که دیدگاه«العطیه» در مورد روابط این شورا با جمهوری اسلامی ایران، موجب اتخاذ رویکرد نامتعادل و نامناسب این شورا در قبال ایران شده است. «العطیه» از کشور قطر که دارای مناسبات نزدیکی با رژیم اشغالگر قدس است، می‌کوشد از ایجاد فضای مطلوبی در روابط دوجانبه جلوگیری کند و اظهارنظرهای مستمر وی درباره جزایر سه‌گانه ایرانی، نشان می‌دهد وی مأموریت دارد تا سطح مناسبات دوجانبه را تقلیل داده و آنرا به سمت تنش و بحران سوق دهد.