محمدمهدی انصاری
در بررسی اجزا و ارکان هرم قدرت سیاسی و ساختار نظام جمهوری اسلامی، "مجلس خبرگان رهبری" واجد نقشها و اختیارات بیبدیل و تعیینکنندهای است. مجلس خبرگان و ترکیب مختصر به فرد آن که متشکل از شخصیتهای برجسته مذهبی و سیاسی است عالیترین نهاد برآمده از رای مستقیم ملت است که اصلیترین کارکرد آن گزینش بالاترین مقام دینی و سیاسی نظام، یعنی ولی فقیه و شخص رهبر میباشد.
طبق قانون اساسی، مجلس خبرگان هم مسئول تعیین و گزینش بالاترین مقام سیاستگذار نظام اسلامی است و هم وظیفه نظارت و ارزیابی و کنترل عملکرد مقام رهبری را برعهده دارد. با توجه به این نکات میتوان گفت مجلس خبرگان، که نهادی برخاسته از پایگاه اجتماعی موسع و با وجاهت شرعی و عقلی است در مسیر نظمبخشی در ساختار حکومت و حفظ گردونه تعادل براساس آموزههای شریعت، اصیلترین و راهبردیترین کارویژهها را عهدهدار است؛ به عبارت دیگر کارآمدترین ظرفیتها برای حفظ نظام و بر مدار شریعت اسلام، در این نهاد نهفته است.
پانزدهمین اجلاس خبرگان رهبری در حالی طی هفته جاری برگزار شد که در آستانه آغاز سالی قرار داریم که مهمترین رویداد آن برای کشورمان همانا برگزاری چهارمین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری است اما به دلایل عدیدهای به نظر میرسد فرآیند اطلاعرسانی صحیح و موزی برای تبیین اهمیت و جایگاه مجلس خبرگان و فلسفه وجودی آن طی سالهای اخیر تنظیم نشده است. همگان شاهدند که از ماهها پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و حتی مجلس شورای اسلامی، شور و التهاب خاصی در اقصی نقاط کشور و در گوشه و کنار مناطق مختلف برپا میشود، اما با وجود اهمیت بیبدیل مجلس خبرگان، چنین فضایی در آستانه انتخابات برای این نهاد حساس متصور نیست.
یکی از آفات این وضعیت، علاوه بر اینکه از بعد کاهش میزان مشارکت عمومی و ... جای این نهاد حساس برای افکار عمومی و حتی نخبگان به خوبی تبیین نشده عدهای با مغلطهکاری و جوسازی، نکات و خواستههایی را مطرح میسازند که به دلیل ابهامات موجود، در مطبوعات و محافل سیاسی و اجتماعی نیز تکرار میشود. عدهای از افراد منتسب به یک جریان سیاسی در لابلای گفتار و نوشتار خود این مساله را تکرار میکنند که ترکیب مجلس خبرگان باید متشکل از نخبگان و خبرگان از تمام تخصصها و فنون مختلف باشند. یعنی افرادی با تخصص علوم اجتماعی و تجربی و... بتوانند هم کاندیدا شوند و هم از سوی مردم به این جایگاه خطیر دست یابند.
همانگونه که گفته شد اصلیترین کارویژه مجلس خبرگان، گزینش "رهبر" است. شخصی که براساس اندیشه نظام دینی، باید عهدهدار ولایت امور و تمام مسئولیتهای ناشی از آن باشد. حتی در قانون اساسی و در بحث نحوه گزینش رهبر آمده است که در صورت تعدد واجدین شرایط رهبری، آن شخصی که دارای بینش فقهی و ساسی قویترین باشد مقدم است و این یعنی اینکه...
بعد دینی و فقاهتی مقام رهبر و تخصص او در ابواب مختلف فقه اولویت بر تمام مسایل دارد.
لذا اصولا از هر دو جهت فلسفه وجود مجلس خبرگان و کارکردی که در انتخاب رهبر دارد یک امر کاملا تخصصی است و این نقض غرض است که در یک اقدام کاملا تخصصی، غیرمتخصصین نیز وارد فرآیند تصمیمگیری و گزینش و اظهارنظر شوند. بر این اساس، خود نخبگان و خبرگان رشتههای مختلف از فقه و علوم دینیه، به صراحت میپذیرند که ظرافتها در هر تخصصی اقتضا میکند که افراد فاقد تخصص هرگز ابراز نظری نکنند.
البته اعضای محترم مجلس خبرگان نیز در برطرف نمودن چنین ذهنیتهایی و کارآمدسازی این نهاد بیش از هر کس واجد وظایفی خطیر هستند؛ ارتقای سطح تعامل اعضای مجلس خبرگان با نهادهای مختلف، تنوعبخشی به فعالیتهای شفافتر از جلسات و نشستهای مجلس خبرگان، تشکیل کمیسیونهای تخصصی با حضور سایر افراد خبره و نخبه در کنار فعالیت اعضای مجلس خبرگان و برگزاری محافل بحث و مناظره در باب کارویژهها و ظرفیتهای مجلس خبرگان در زمره مهمترین راهکارهایی هستند که میتوان از آنها به عنوان بستر کارآمدسازی این نهاد حساس حکومتی و مذهبی نام برد.