محمد فتحی/کارشناس مسایل بینالملل
اگر چه موفقیت دکتر احمدینژاد در نهمین انتخابات ریاست جمهوری غیرمترقبه بود ولی حوادثی در طول انتخابات و حتی پس از آن روی داد که ادامه این وضعیت میتواند علاوه بر این که لطمهای اساسی به باورهای مردم وارد میآورد به سلب اعتماد عمومی نیز منجر شود.
آنچه بداخلاقی نام گرفت و یا تخریب چهرهها که در این دوره باید از آن به عنوان یک پدیده منفی انتخاباتی نام برد لطمهای اساسی به تمامی تلاشها و فعالیتهای ایثارگرانه زد به طوری که رییس مرکز رسیدگی به امور مساجد نیز اعلام کرد که بداخلاقیها و جسارت به علما، بدعت انتخابات اخیر بود. در جامعهای که مدعی حرکت در چارچوب اسلام و قوانین اسلامی است و اسلام حاکم در دیگر کشورها را نفی میکند توسل به این شیوهها برای رقابت با دیگران نه تنها پسندیده نیست بلکه مغایر ابتداییترین اصول آزادی و دموکراسی است.
انتخابات نهم ریاست جمهوری با وجود تلاشها و اقداماتی که جهت پربارتر برگزار شدن و مشارکت حداکثری مردم صورت گرفت متاسفانه با 2 نقطه ضعف و یا در حقیقت با 2 مشکل همراه بود که این اقدامات و یا فعالیتهای تخریب تا حدودی چهره انتخابات را کدر کرده و سبب بروز برخی درگیریها و نارضایتیها گردید که ادامه این روند حتی پس از اعلام پیروزی دکتر احمدینژاد و فروکش کردن شور مردم از جانب برخی گروهها و جناحهای شناخته شده نشان داد که افراد و گروههایی با هدف خدشهدار کردن همبستگی و اتحاد مردم درصدد هستند در سایه پیروزی و موفقیت یک جناح که با اما و اگرهایی همراه است بقیه افراد، گروهها، جناحها و احزاب تخریب شده و به حاشیه رانده شوند.
در حالی که در جوامعی که دموکراسی بر آنها حاکم است پس از پایان انتخابات، کدورتها و جوسازیها خاتمه یافته و همه دست در دست یکدیگر برای سازندگی و رفع مشکلات قدم برداشته و حکومت به مردم و جامعه را پیش میگیرند. به طور مثال در آمریکا و انگلیس پیروزی یکی از احزاب به طرد و برکناری حزب رقیب از قدرت منجر نمیشود بلکه آنها سعی میکنند با بهرهگیری از تجربه و توان یکدیگر در راه رفع نارساییها و مشکلات قدم بردارند.
اصولا این واقعیت را باید پذیرفت که هر انتخاباتی یک برنده و تعدادی بازنده و شکست خورده دارد و ممکن است کسی که در این دوره برنده شده در دورههای بعدی به دلایل مختلفی از گردونه حذف شده و یا شکست بخورد. به همین دلیل در جوامع دموکراتیک که رقابت، سازنده و شفاف است پیروزی در انتخابات به منزله فتح قلهها و سنگرهای دشمن نبوده و معمولاً پس از فروکش کردن احساسات، همه برادرانه به مشارکت و همکاری میپردازند. در حالی که در طول 8 سال حکومت خاتمی شاهد انواع و اقسام کارشکنیها و بیحرمتیها و حادثهآفرینی علیه دولت و قوه مجریه بودیم.
در این میان آنچه مایه تاسف است و در صورت نهادینه شدن میتواند زمینهساز حذف فیزیکی و درگیریها طولانی مدت شود استمرار سیاهنمایی از طریق دیوارنویسیها، چاپ مقالات و ارایه نطقها از تریبونهای رسمی و چاپ و تکثیر و توزیع شبنامههایی است که هدفی جز دامن زدن به اختلافات و ایجاد شکاف بین مردم و در نهایت تبدیل دوستان به دشمنان و یکدست شدن حاکمیت ندارد این وضعیت با وجود تاکیدات تمامی مسئولین به رعایت حرمت همدیگر و پرهیز از تخریب چهرهها، درباره هاشمی رفسنجانی با قدرت و شدت ادامه یافت در صورتی که تخریب هاشمی رفسنجانی به منزلهی نادیده گرفتن و نفی تمامی تلاشها و اقدامات او در دوران قبل و پس از پیروزی انقلاب است.
البته انتقاد از تخریبها به منزله تایید تمامی مواضع و عملکرد هاشمی رفسنجانی طی این سالها نیست اما کسانی درصدد تخریب او برآمدهاند که پرونده خود آنها دارای هزار اما و اگر و نقطه سیاه است.
تخریب هاشمی رفسنجانی اختصاص به زمان انتخابات و رقابتهای تبلیغاتی نداشت بلکه حتی قبل از این که او آمادگی خود را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری اعلام کند آغاز شده و یک جناح که او را خطری برای منافع گروهی خود تلقی میکرد تمامی توان و قدرت تبلیغی و تحلیلی خود را در تریبونهای مختلف حتی مجلس به کار گرفت تا او را بیاثر کرده و از کار بیندازد و در حقیقت به ضدارزش تبدیل کند. این وضعیت در فاصله دو دوره انتخابات در قالب جنگ فقیر و غنی نمودار شد.
حجم تبلیغاتی که علیه هاشمی رفسنجانی به کار گرفته شد و حتی پس از پایان انتخابات نیز استمرار یافت نشان از این واقعیت دارد که اهدافی فراتر از انتخابات ریاست جمهوری در نظر بود که چنین ناجوانمردانه هاشمی رفسنجانی آماج حملات قرار گرفت. با نگاهی به مواضع برخی از افراد وابسته به جناح راست میتوان در جریان مسایل قرار گرفت.
سخنان باهنر از افراد شاخص این جناح که نقش به سزایی در ایجاد هماهنگیها داشت افشاگر میباشد او صراحتاً بر این مساله تاکید کرده بود که گام بعدی ما انتخابات مجلس خبرگان است. او سپس به مخالفت وزارت اطلاعات با شهردار شدن احمدینژاد اشاره کرده و میافزاید: به جناب یونسی همان موقع گفتم احمدینژاد رییسجمهوری ماست و شهرداری برای او دستگرمی است اگر میخواهید فکری کنید فکری برای رییسجمهوری شدن وی بکنید.
حال این سوال پیش میآید که مگر قرار است در مجلس خبرگان چه حادثهای اتفاق بیفتد و چه تصمیمی گرفته شود که از الان هاشمی رفسنجانی باید طرد شود و یکدست شدن حاکمیت تحقق یابد؟
در این ارتباط سخنان مریم بهروزی نیز راهگشاست عباس عبدی که نقش به سزایی در مقابله با هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم داشت در نامهای خطاب به یکی از اعضای حزب کارگزاران در فاصله دو دوره انتخابات پیشبینی کرده بود که او را تحت فشار قرار داده و تحریکات شدت خواهد گرفت. همچنین محمدرضا خاتمی دبیر کل جبهه مشارکت گفته بود که با حضور هاشمی رفسنجانی دوره دوم انتخابات به جنگ فقر و غنا و کاخنشینی و کوخنشینی تبدیل شده و پیروزی احمدینژاد در چنین عرصهای حتمی خواهد بود.
با توجه به سخنان باهنر و مریم بهروزی و برنامهریزی آنها برای مجلس خبرگان رهبری و آنچه چند سال قبل در این مجلس درباره جانشین رهبر مطرح شد میتوان تا حدودی به دلایل تخریب هاشمی و استمرار جوسازیهایی برد.
زیرا اگر هدف مقطع انتخابات ریاست جمهوری بود پس از پایان آن و مشخص شدن برنده و بازندگان، باید همه چیز به پایان رسیده و در حقیقت آتشبس برقرار میشد در حالی که استمرار این وضعیت حکایت از پروژهای طولانی و حساب شده برای به حاشیه راندن و خانهنشین کردن هاشمی دارد. او متاسفانه در انتخابات مجلس ششم هم با چنین جو سنگینی از جانب اصلاحطلبان مواجه شد در حالی که نقش به سزایی در پیروزی خاتمی و استمرار روند اصلاحطلبی داشت.
یک روز صلاح زواوی سفیر فلسطین در یک میهمانی به انتقاد از بنده و اصلاحطلبان پرداخته و صراحتا بر این مساله تاکید کرد که روش تخریب شما در قبال هاشمی علاوه بر این که به ضرر خودتان تمام میشود. سبب میگردد روند اصلاحطلبی نیز با مشکل مواجه و دچار بحران شود. در نهایت نیز مشاهده کردیم که پیشبینی سفیر فلسطین تحقق یافته و عاقبت اصلاحطلبان دچار مخمصه شده و در بنبست قرار گرفته و در انتخابات اخیر نیز به هاشمی گرایش یافتند.
آنها که امروزه قافیه را باخته و از تمامی سنگرها به نفع جناح راست که مخالف اصلاحات است عقبنشینی کرده و رانده شدهاند اگر اندکی عاقلانه عمل میکردند در موقعیت بهتری قرار داشتند.
در جریان مبارزات انتخاباتی مسایل بسیاری به صورت شفاف یا در لفافه علیه هاشمی و خانوادهاش عنوان شد که بخشی از آن را احمدینژاد و دوستانش عنوان کردند لذا باید به این مساله اعتراف کرد که اگر دکتر احمدینژاد و گروهش در بیان آنچه در جریان مبارزات انتخابات و یا در اولین موضعگیریها به عنوان رئیس جمهوری منتخب بیان کرده صداقت داشته باشد باید شاهد ادامه تضییعات و حتی اقدامات علیه هاشمی و خانوادهاش و حتی جمعی از دولتمردان پیشین و مسئولین کشوری باشیم در غیر این صورت، اگر آنچه عنوان شده شعاری بیش نبوده و تاریخ مصرف انتخاباتی داشته و با هدفی جز تحریک افکار عمومی پی گرفته نمیشد باید همه چیز به فراموشی سپرده شده صرفا ًاز این پس شاهد تغیر و جابجای چهرهها با شعارهای جدی خواهیم بود و تغییر چندانی در روند امور به وجود نخواهد آمد زیرا زمانیکه بحث مقابله با رانتخواری، مبارزه با قومگرایی و اشرافیگرایی در دولت و در بین مسئولین دولتی مطرح میشود هدف تحت فشار قرار دادن هاشمی و خانواده اوست.
البته نیاز به ذکر این مساله است که راندن هاشمی از صف انقلاب و نظام و تلاش برای بیاعتبار کردنش هزینههای بسیاری در پی خواهد داشت و اینگونه نیست که این اقدامات و بیحیثیت کردن هاشمی رفسنجانی بدون هزینه باشد لذا این سوال مطرح است که کسانی که چنین بیمحابا و ناجوانمردانه به هاشمی و خانواده او تاخته و او را آماج اتهامات، افشاگریهای بیاساس حتی فحاشیها قرار میدهند متوجه این مساله هستند که چه هزینههایی را باید بپردازند؟
در مدتی که هاشمی آماج جوسازیها و فشارها قرار داشت در بیانیهها و سخنرانیها به بیان گوشههایی از اهداف عاملین این اقدامات و دلایل آن پرداخته و با وعده تشکیل جبهه اعتدال نشان داد که نه تنها از این اقدامات و سیاهنماییها و یا به قولی بداخلاقیها هراسی به دل راه نداده بلکه در صدد پاسخگویی و اعاده حیثیت برآمده و میخواهد بار دیگر نشان دهد که مرد عمل و میدان سیاست است و برخوردهای قهرآمیز و نفیکننده آزادی، قادر به راندنش به حاشیه و در نهایت خانهنشین کردنش نیستند.
مواضع هاشمی رفسنجانی که در بسیاری از زمینهها افشاگر بود در فاصله دو دوره انتخابات شدت گرفته و پا به پای جوسازیها و اقدامات تخریب و سیاهنمایی تمامیت خواهان ادامه یافت. این یک اصل مسلم در جهان سیاست است که بازیگری را که میتواند به دوست و متحد تبدیل شود نباید با موضعگیری منفی به صف دشمنان راند. برخوردها با هاشمی با این هدف صورت گرفت تا او به صف مخالفین رانده شود زیرا این تصور به وجود آمده بود که با یکدست شدن حاکمیت و وعدهای که باهنر و دیگران درباره مجلس خبرگان رهبری دادهاند دیگر نیازی به امثال هاشمی نخواهد بود.
ولی جناح راست که امروزه برای پیروزی خود هورا میکشد باید از تجربه تلخ اصلاحطلبان به خوبی درس عبرت گرفته و در برخی سیاستها و روشهای خود تجدید نظر کند تا مقبولیت و مشروعیت بیشتری به دست بیاورد زیرا آنها با روشی که در پیش گرفتهاند و با این تصور که این میدان و عرصه برای دیگران جایی ندارد و باید به صورت انحصاری به پیش رفت به آشفته شدن اوضاع کمک میکنند.
آنها اگر میخواهند با نفی آنچه در 16 سال گذشته صورت گرفته و با تاکید بر بهبود شرایط معیشتی مردم موفق شوند نمیتوانند از الگوی چینی که بارها در روزنامه کیهان مورد تاکید قرار گرفت و یا به قول برخی تئوریسینهایشان از پدید آوردن ماجرای میدان «تیان آن من» دیگری در ایران بهره گرفته و موفق شوند بلکه بهتر است به قول برخی تحلیلگران به روش هندیها متوسل شوند.
در روش چینی که امروزه به معضلی برای دولتمردان نسل چهارم حزب کمونیست این کشور تبدیل شده اصلاحات اقتصادی بدون دموکراسی را شاهدیم در حالی که در الگوی هندی که موفقتر عمل کرده و یک میلیارد جمعیت این سرزمین را با فرهنگها، زبانها و دیدگاههای مختلف و متضاد در کنار هم به صلح و صفا فراخوانده، دموکراسی و توسعه اقتصادی همراه یکدیگر و در حقیقت مکمل هم هستند کسانی که سیاست تخریب را پیش گرفته و به آن دامن میزنند و میخواهند محیط رسانهها و نقادی را ناامن کنند درصدد هستند با تغییر سمت و سوی حساسیتها و خواستههای مردم، حساسیتهای کاذب و دروغین ایجاد کرده و آنها را به همراه خود کشانده و با روشهای پوپولیستی راه را به روی رقبا، منتقدین و مخالفین سد کنند.
در حالی که به گفته استاد مطهری جامعه غیرآزاد، غیرواقعی است و در کشور کثیرالهویه و چند نژادی نظیر ایران، نمیتوان از روشهای تنبیه دسته جمعی و خرد گریز بهره گرفت.
اگر میخواهیم در سایه یکپارچهسازی حاکمیت که این روزها تحقق یافته به موفقیت برسیم نیازمند آن هستیم که با برخوردهای صبورانه غیرشتابزده رقابت بسیاری را دامن بزنیم. «مارتین لیپست» از جامعهشناسان معتقد است رقابت سیاسی یکی از عناصر بازی دموکراسی است. هر چند دکتر احمدینژاد در مواضع و سخنان خود نشان داده که نظر چندان مساعدی نسبت به دموکراسی نداشته و آن را یک دستاورد غربی میداند اما نمیتوان دستاوردهای دوران هاشمی و خاتمی را به طور کلی نفی کرده و با سخنان و مواضعی که مصرف صرفا ًداخلی دارند، تخم یاس و نومیدی و بدبینی را در دلها کاشت.
آنچه هاشمی رفسنجانی در این مدت که از انتخابات سپری شده بر زبان آورده و یا اعلام کرده از یک سو باید برای تمامیت خواهان هشداری باشد که نمیتوان با تخریب و پیش گرفتن سیاست غیرمنطقی، مانع تفکر آزاد و اصولی شد و از سوی دیگر این امیدواری را به مردم داد که اندیشه و اندیشیدن در این کشور نهادینه شده و پاکشدنی نیست.
البته تخریب کاندیداها اختصاص به هاشمی رفسنجانی نداشت بلکه تعدادی از کاندیداها از جمله خود دکتر احمدینژاد نیز مدعی بود فعالیتهایی علیه او صورت گرفته است. البته این مساله را نمیتوان تایید یا تکذیب کرد زیرا دلایل و مدارکی در این ارتباط ارایه نشده است.
پس از اعلام نتایج آرا و پیروزی احمدینژاد در شرایطی که انتقادها و اعتراضها ادامه داشت شورای نگهبان در اقدامی شتابزده به تایید انتخابات پرداخته و در حقیقت پرونده آن را بست تا اگر اعتراض و شکایتی هم شود به مرور زمان بسیاری از چهرههای شاخص حتی رهبر نسبت به تخریب هاشمی معترض بوده و وزیر کشور میگفت اسناد تخریبهای انتخاباتی به دستگاه قضایی ارجاع شده و یا 181 نماینده مجلس به تخریب هاشمی اعتراض کرده و اعلام شده بود که شورای عالی امنیت ملی مامور پیگیری تخلفات انتخاباتی شده است.
اما جالب توجه بود که در این شرایط وزارت اطلاعات وعده میدهد که مسایل گفتنی را پس از دور دوم انتخابات ارایه کند که تاکنون خبری نشده و یا معاون انتخابات شورای نگهبان میگوید که هیچ شکایتی از سوی کاندیداها نرسیده و عاقبت نیز الهام سخنگوی این شورا همه را دعوت به گذشت کرده و اعلام میدارد آقایان یا کرامت به خرج دهند و هیچ نگویند و یا با شفافیت کامل مشخص کنند که مشکل از کجاست. البته وی به برخی تخلفات در جریان انتخابات معترف است اما حجم آن را جزیی دانسته و میگوید این میزان تخلفات نتوانسته مخل سلامت انتخابات شود.
این موضعگیریها نشان از این واقعیت دارد که قرار نیست پرده از روی اهداف تخریبها برداشته و مشخص شود که چه کسانی با چه اهدافی، چنین شیوههایی را پیش گرفتند که اعتراض بسیاری را در پی داشته است. سخنان خاتمی در این ارتباط جالب توجه است. او اعلام میدارد: هنجارشکنی اخلاقی، تخریب و تهمت، همه جا بد است و نسبت به سرمایههای کشور و انقلاب بدتر. چه این هنجارشکنی نسبت به بزرگواری چون هاشمی رفسنجانی باشد و چه نسبت به بزرگواری مثل کروبی و چه نسبت به عزیزی چون احمدینژاد.
ما باید برای این مساله فکری کنیم به خصوص اگر این بداخلاقیها در آستانه این باشد که مردم با خیال راحت میخواهند داوری و انتخاب کنند. وی تصریح میکند: دیروز بهشتی، امروز هاشمی و فردا خدا میداند چه کسانی مورد این بداخلاقیها قرار میگیرند. ریشه این بداخلاقیها کجاست؟ خاتمی میافزاید: همه بداخلاقیها بد است اما اگر سازماندهی شده باشد بدتر. اگر به پشتوانه اخلاقی و مالی دستگاههای اطلاعاتی که موظف به دفاع هستند باشد، فاجعهای بزرگتر است. اگر به نام انقلاب و ارزشها باشد فاجعه روی فاجعه است.
با گذشت هفتهها، نه وزارت اطلاعات سکوت خود را در این رابطه شکست و نه رئیسجمهوری و یا سایر ارگانهای ذیربط شورای نگهبان هم از این که پیروز انتخابات متمایل به آنها بود لب فروبست و ضمن اینکه همه را به سکوت و گذشت دعوت میکرد تمایلی به ادامه این بحثها نداشت. ولی در این میان مواضع هاشمی رفسنجانی بسیار جالب بود و نشان از این واقعیت داشت که او نیز می داند که هیچ کس مسایل را پیگیری نکرده و درصدد احقاق حق برنخواهد آمد.
او در جمع اعضای ستاد مشورتی خود پس از اعلام نتایج انتخابات با انتقاد شدید از ضعف دستگاههای ناظر میگوید: ضعف دستگاههای ناظر قابل بخشش نیست. در این انتخابات مجرم مشخص بود. جرم آشکار بود و اگر کسی میخواست انتخابات سالم برگزار شود باید جلوی این مسایل را میگرفت. این تخلفها ریشهای بود. با تخلف کوچکی که سر صندوق رخ میدهد بسیار تفاوت داشت. دستگاههای ناظر اگر این مسایل را نفهمیدند که بسیار بد است و اگر فهمیدند و اقدام نکردند بسیار بدتر.
او سپس با اشاره به جریان سازماندهی شده میافزاید: مساله بد دیگری که در این انتخابات روی داد دخالتهای سازماندهی شده بود. من صراحتاً به این مساله اشاره کردم تا روزی اصلاح شود.
در همین رابطه مصطفی تاجزاده از جبهه مشارکت در تحلیل نتایج انتخابات اعلام میدارد: اگر دموکراسی در جامعه مستقر شود این پیروزی میتواند خیلی فراتر از رقابتهای انتخاباتی و پیروزی در یک انتخابات باشد.
وی به مساله حاکمیت یکدست و تبعات این نوع حکومت پرداخته و میگوید: تجربه ما از مشروطیت به این طرف این است که حاکمیت یکدست به غیر مسئول و غیر پاسخگو شدن حاکمیت منجر میشود و این روند برای استقلال و تمامیت ارضی و یکپارچگی ملی و حتی امنیت عمومی خطرناک است. این موضوع از جانب ناصر نصیری نماینده گرمی در مجلس هم به نوع دیگری مطرح میشود.
وی بر این مساله تاکید میورزد که اگر امروز با متخلفان انتخابات برخورد جدی صورت نگیرد در آینده مسئولان مملکتی یا منتخبان واقعی ملت نخواهند بود و یا به چاپلوسی روی خواهند آورد و حتی وکلای مردم جرات نخواهند کرد خواست ملت را مطرح کنند و جمهوریت نام پایمال میگردد.
در همین راستا علی ربیعی رییس دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی به همراه تعدادی از نمایندگان مجلس و مسئولین بر دخالتهای سازمان یافته و تخریبها که روند انتخابات را تحتالشعاع قرار داده تاکید میورزند اما مواضع وزیر دادگستری جالب توجه است که میگوید: هیچ تخلفی که به انتخابات لطمه بزند، وجود نداشته است. ولی در اینحال رهبر هم لب به سخن میگشاید و اعلام میدارد: بعضی نامزدها اقدامات مثبت دولتها را نادیده گرفتند.
در سخنان رهبر نیز از جفایی که در حق هاشمی رفسنجانی شده پرده برداشته میشود و گفته میشود که بعضی از نامزدها و طرفدارانشان با سیاهنمایی پیشرفتهای نظام و اقدامات مثبت دولتها را نادیده گرفتند که این تخریبها از سر بیتوجهی صورت میگرفت اما برخی تخریبهای غیرمنصفانه و ناجوانمردانه که در مورد تعدادی از نامزدها صورت گرفت از جمله تخریب شخصیت موجه، محترم و باسابقهای مثل آقای هاشمی رفسنجانی از روی غفلت نبود که مسئولان قضایی و دیگر دستگاههای ذیربط باید عوامل این کارها را پیدا کنند.
اما سوال این است که با وجود تاکیدات تمامی مسئولین مملکتی به چه دلیل خبری از برخورد با تخریبچیها نیست که حتی هاشمی رفسنجانی سکوت اختیار میکند و یا در نهایت افرادی مورد بازخواست قرار میگیرند که در حقیقت پادو بوده و اگر جرمی هم مرتکب شدهاند پخش چند شبنامه بوده است؟
عدهای از خاتمی میخواهند تخریبکنندگان را معرفی کند در حالی که تجربه سالهای گذشته نشان داده که او هیچ گاه دست به چنین کاری نخواهد زد زیرا خاتمی نمیخواهد به طرفداری از یک جناح و یا مخالفت با جناح دیگری وارد میدان شده و آخرین روزهای ریاست جمهوری خود را با چنین موضعگیریهایی آلوده سازد. لذا کسانی که به او چشم دوختهاند اشتباه کرده و نباید انتظاری از خاتمی داشته باشند.
ولی مواضع هاشمی رفسنجانی بسیار گویا و افشاگر است زیرا او صراحتاً اعلام میدارد که سازمانهای ناظر، خود عامل پیدایش چنین وضعیتی بودهاند. او پس از اعلام نتایج مرحله اول در بیانیهای اعلام میدارد که متاسفانه همان تفکری که در دوران مبارزه در مقابل امام(ره) و همراهان ایستادگی میکرد و امام را مسئول خونهای ریخته شده در راه انقلاب معرفی مینمود امروز پوستین اسلام را وارونه پوشیده و ریاکارانه به فریبکاری مشغول است و اصرار دارد که افکار معیوب خود را به جای معاف اصیل اسلام به دیگران تحمیل کند.
تفکری که حامیان امروزی آن علیرغم اعلام و دستور صریح رهبر معظم انقلاب مبنی بر تحریم تخریب دیگران در مبارزات انتخاباتی، میلیاردها تومان از بیتالمال را صرف تهیه و نشر تهمتها و اهانتها و دروغهای خطرناک میکنند که تاکنون دهها میلیون شبنامه منتشر کرده و هنوز هم دست بردار نیستند. تاسفبارتر این که ایجاد تفرقه میان نیروهای وفادار به انقلاب را در دستور کار خود قرار داده و فراموش کردهاند که یکی از عوامل پیروزی و تداوم انقلاب، همدلی و همراهی این نیروها، به خصوص در حوزه و دانشگاه بوده و خواهد بود.
دکتر نوبخت که سخنگوی ستاد هاشمی بود نیز با مطرح کردن سوالهایی سعی میکند پرده از روی برخی دخالتها بردارد. وی میپرسد: چه قدرتی پشت سر آنهاست؟ تخریبکنندگان به کدامین قرارگاه نظامی وصل هستند و هزینههای گزاف تولید این سیدیها و شبنامهها از کجا تامین میشود؟
وی میافزاید: چه کسانی لشکر استشهادیون را در مناطق مختلف و مخفی آموزش میدهند و به آنها القا میکنند که ماموریت شما فقط در داخل ایران و برای اهداف خاص است؟
به هر حال بیش از این هم از دستگاههای ناظر انتظار نمیرفت و از آن جا هم که هاشمی و دیگران از ماهیت ماجرا اطلاع داشتند شکایتی به مراجع ذیصلاح ارایه نکردند. آنچه در این راستا هشدار افراد و گروههای دلسوز را در پی داشته جلوگیری از نهادینه شدن این وضعیت با بهرهگیری از حربههای مختلف است. زیرا اگر این روشها نهادینه شود همه چیز ماهیت خود را از دست داده و حالت فرمایشی به خود خواهد گرفت. در این میان این بیم وجود دارد که مجلس جایگاه خود را به دلیل همراهی با دولت و رئیس جمهوری جدید فراموش کرده و بندهای نظارت و تحقیق و تفحص را سستتر کرده و یا بگشاید.
ایران در موقعیت حساسی قرار گرفته و نیاز به تجدید نظر در بسیاری از روشها و سیاستهای خود دارد. بازگشت به گفتمان و روشهای سالهای 1360 نه تنها امکانپذیر نیست بلکه میتواند ایران را در منطقه و جهان دچار مشکل سازد. آنهایی که امروزه قدرت را در دست دارند نباید تصور کنند که قادر به یکهتازی بوده و حاکم جان و مال مردم هستند. درایت و هوشمندی آنها میتواند ضمن این که چهرهی ایران را در منطقه و جهان دچار تغییر میسازد دوستیها را گسترش داده و مانع تقویت دشمن شود.