آمریکا 27 سال است که «جنگ روانی» سختی را علیه ایران و انقلاب اسلامی آن به پیش میبرد و در این راه از همه امکانات در همه زمینهها از ابزارهای سنتی ارتباطاتی (رسانههای دیداری و شنیداری و مکتوب) و نو (اینترنت – ماهوارههای – تلویزیونی و...) گرفته تا نهادها و سازمانهای بینالمللی سوءاستفاده میکند. هدف آمریکا از این هجمه سنگین وادار ساختن جمهوری اسلامی ایران به تغییر مواضع اصولیاش به قصد از بین بردن عمق راهبردی نفوذ معنوی امام خمینی(ره) و نظام جمهوری اسلامی ایران در بین تودههای مردم در سرتاسر جهان میباشد که نتایج انتخابات اخیر در برخی سرزمینهای اسلامی از جمله مصر، فلسطین و عراق عمق آن را نشان داد.
علاوه بر جاذبههای اسلام و حکومت اسلامی، آنچه که این عمق راهبردی و اقتدار را ممکن ساخته و الگو قرار داده است، اقتدار نظام اسلامی ایران در درون و بروی مرزهایش میباشد که با حمایت ملت مؤمن، سختکوش و مصمم آن به دست آمده و پیشرفت روزافزونی را در عرصههای مختلف و از جمله فناوریهای نو برای آن به ارمغان آورده است. استکبار که در دوران پس از پیروزی انقلاب حتی با توسل به جنگ نتوانسته است ایران اسلامی را از استواری بر مواضع اصولیاش باز دارد، اینک با این باور خام که میتواند این نظام را با فشار از بیرون با تلاشی از درون مواجه سازد، هر چه بیشتر بر ابعاد جنگ روانیاش افزوده است.
مقابله آمریکاییها با جمهوری اسلامی ایران عملاً در استمرار جنگ روانی با نظام و ملت ایران معنا پیدا میکند و جنگ روانی هم نیاز به بهانه دارد. همانگونه که رهبری معظم انقلاب اخیراً و در تبیین اهداف دشمن از تشدید جنگ روانی علیه ملت ایران فرمودند و در مقاطع گوناگون در طول همه سالهای حیات پر برکت انقلاب ثابت شده «در مقاطع مختلف هر گاه بهانهای به هر علت عملاً پایان مییافت، سلطهگران آمریکایی بلافاصله بهانه دیگری طرح میکردند، زیرا که آنان استمرار جنگ روانی با ملت ایران را راه اصلی مقابله با نظام اسلامی میدانند و به همین دلیل اگر امروز ملت و دولت ایران از حق خود درباره انرژی هستهای عقبنشینی کنند، ماجرا پایان نمییابد. و آمریکاییها بهانه دیگری میتراشند.»
در جهان امروز قدرت علمی مبنا و پایه قدرت اقتصادی و سیاسی است و آمریکاییها با درک این نکته تلاش میکنند روند تبدیل ایران را به قدرتی علمی، سد کنند. آنچه در این میان حائز اهمیت و در عین حال کاملاً ضروری است، توجه و شناخت مسیر کلی حرکت دشمن برای درک اهداف واقعی آن میباشد.
تجربههای مکرر ملت ایران و تامل در اهداف کلی کاخ سفید، نشان میدهد اگر ایرانیها در مساله انرژی هستهای کوتاه بیایند نه تنها این امر فردا دامنههای بیشتری خواهد یافت و حتی بحث تحقیقات دانشگاهی را نیز در بر میگیرد، که دشمن مستکبر و بهانهگیر را به ادامه تلاش دنبالهدار برای جلوگیری از پیشرفت و اقتدار و رونق ایران تشویق خواهد کرد و همین واقعیات است که موضوع برنامههای هستهای ایران را به مسالهای سرنوشتساز تبدیل کرده و درک مصلحت عظیم کشور و آینده ایران حکم میکند که باید بر سر آن ایستاد.
در این شرایط آنچه میتواند به عنوان «راه اصلی» پیش روی یکایک ملت ایران قرار گیرد و شالوده مستحکم داخلی را تقویت کند «وحدت ملی» است و همانگونه که رهبری معظم انقلاب تأکید فرمودند، شرط اول آن حفظ اتحاد و یگانگی و همدلی حول محورهایی است که امام(ره) و قانون اساسی بر آن تأکید کردهاند «یعنی اسلامیت نظام، اصول قانون اساسی و ساختار نظام جمهوری اسلامی با همه ارکان آن» والسلام