فالک هارتیگ
ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی
در کنار رود مرزی «مکونگ» گاوها با آن جثه سنگینشان به آرامی و در سایه آن بتکده هرمی شکل مشغول چریدن هستند. کمی آن سوتر بوفالوها و گاوهای کوهاندار علف میخورند و پرندگان چهچهه میزنند. البته این جملهها به معنای آن نیست که اینجا مکانی شاعرانه و روحانی است.
در این معبد که در منطقه «چئونگ آک» واقع در حوالی پایتخت کامبوج قرار دارد، استخوانهای8900 شهروند کامبوجی نگهداری میشود که بین سالهای 1975 تا 1978 و در خلال یکی از بزرگترین کشتارهای دستهجمعی تاریخ به قتل رسیدهاند. در آن سالها یک میلیون و هفتصد هزار نفر قربانی حکومت مطلقه خمرهای سرخ بر کامبوج شدند و بنا به گزارش ها حدود ده هزار نفر نیز در این مکان یا به عبارت بهتر در کشتارگاه «چئونگ آک» واقع در پانزده کیلومتری غرب «پنوم پن» کشته شدند. اکثر کشتهشدگان در این محل، زندانیان «تول سلنگ» یا علامت اختصاری «21» بودند، زندانی که پیش از آن مدرسهای دخترانه بود و از اواخر سال 1975 توسط خمرهای سرخ به زنان و مرکز بازجویی تغییر کاربردی داده شده بود. در آن زندان در کنار مردان و زنان و کودکان بیگناهی که لقب «علفهای هرز بورژوازی» گرفته بودند، کادرها و نورچشمیهای سابق خمرهای سرخ نیز که بعدها مورد غضب رژیم قرار گرفته بودند قرار داشتند. این زندانیان پس از هفتهها و گاه ماهها بازجویی و تحمل شکنجههای وحشتناک و البته در صورتی که زنده میماندند به «چئونگ آک» فرستاده میشدند تا به دست سربازهای غالباً کم سن و سال خمرهای سرخ کارشان یکسره شود. آن سربازان کوچک نیز با کلنگ یا سنگ و یا تبر مغز زندانیان را متلاشی کرده و سپس آنها را در گورهای دسته جمعی دفن میکردند. در سال1980یعنی یک سال پس از حمله ارتش ویتنام به کامبوج و فرار «پولپوت» و سربازان جنایتکارش، 86 گور جمعی در این مکان یافت شد.
از میان 8985 جنازه این گورها، 452 جنازه سر نداشتند. خمرهای سرخ تحت رهبری به قول خودشان «برادر شماره یک» یعنی «پولپوت» خواهان کشوری با شهرهای خالی از نفوس و روستاهایی با انبوه جمعیت بودند. این آرمان شهر وحشتناک در واقع تحت تاثیر همان دکترین معروف «مائو» یعنی «دنیای ده بر علیه دنیای شهر» بود. جالب آنکه «برادر شماره 3» یعنی «خیوسامپهان» که ریاست جمهوری کامبوج را هم بر عهده داشت، در زمان تحصیل در اوایل دهه60 در دانشگاه سورین پاریس این دکترین را بهعنوان پایاننامه ارائه داده بود، پایاننامهای به نام «دکترین انسان نوین» که سردمداران وقت کامبوج درصدد بودند تا کشور را بر مبنای آن اداره کنند. گورهای دسته جمعی تنها منحصر به منطقه «چئونگ آک» نیست، بلکه در بسیاری از اوقات سال و به ویژه به هنگام وزش بادهای پرقدرت موسمی، ناگهان جمجمهها و تکه لباسهایی در سطح زمین به چشم میخورد که یادگار همان دوران سیاه است. در کشور کامبوج، گذشته به هیچ عنوان دفن و فراموش نشده است و چه بسا عکس این مسئله صحت داشته باشد. اما چه کسی باید تاوان و کفاره این جنایتهای تصورناپذیر را بپردازد؟ تا به امروز هیچ یک از قاتلان «چئونگ آک» به محاکمه کشیده نشده و تنها یکی از رهبران سابق کامبوج مقابل میز قاضی قرار گرفته است. با این حال طبق توافقات به عمل آمده قرار است در سال جاری دادگاههایی در کامبوج برای رسیدگی به اتهامات «جنایتکاران بر علیه بشریت» تشکیل شود.
در اکتبر سال2004 و طی نشستهایی که با شرکت نمایندگان همه جناحهای سیاسی در پنوم پن برگزار شد، همه شرکتکنندگان در مورد تشکیل این دادگاههای ویژه توافق کردند. اما مسئله آینده سیاسی کامبوج همچنان در هالهای از ابهام باقیمانده است، البته جو حاکم بر این کشور حکایت از نوعی آشتی و مصالحه دارد. طبق توافقات به عمل آمده میان این کشور دوباره سلطنتی و سازمان ملل، این دادگاهها در پنومپن تشکیل شده و براساس قوانین داخلی کامبوج رای صادر میکنند. در هر دو شعبه تشکیل شده برای این دادگاهها اکثریت با قاضیها و دادستانهای کامبوجی است که البته حقوقدانان تعیین شده از طرف سازمان ملل را بهعنوان دستیار در کنار خود دارند. اما آرای صادر شده باید حداقل توسط یک قاضی بینالمللی مورد تایید قرار گیرد. در این دادگاهها تنها متهمانی که عضو خمرهای سرخ بودهاند، محاکمه میشوند.
ایالات متحده امریکا هم همه تلاش خود را به کار گرفته است که در جریان برگزاری این دادگاهها از مسئولیت امریکا پس از لشکرکشیاش به کامبوج در سال1970که منجر به آن جنگ خونین داخلی شد، صحبتی به میان نیاید. بدین ترتیب در این دادگاهها تنها رهبران ارشد حکومت پولپوت (که در حال حاضر تعدادشان به شصت نفر میرسد) باید در مقابل قاضی پاسخگوی اتهامات خود باشند. طبق قوانین فعلی کامبوج حداکثر و اشد مجازات، حبس ابد در نظر گرفته شده است. آنچه تا به این جای کار معلوم نشده، مسئله تامین هزینه این دادگاهها است که سه سال به طول خواهد انجامید. در آغاز کار قرار بر این شد تا کل بودجه 3/56 میلیون دلاری آن به صورت مشترک توسط دیوان بینالمللی (43 میلیون دلار) و دولت کامبوج (3/13 میلیون دلار) تامین شود. اما چیزی نگذشت که «هونسن» نخستوزیر کامبوج اعلام کرد که کشورش به دلیل فقر شدید در بهترین حالت تنها قادر به پرداخت و تامین 5/1 میلیون دلار از این بودجه است. کشور کامبوج با رقم درآمد سرانه 315 دلار در سال عملاً در گروه فقیرترین 19 کشور جهان قرار میگیرد و به تازگی صندوق بینالمللی پول بدهیهای این کشور را بخشیده است. دیگر کشورهایی هم که مشارکت در تامین هزینه این دادگاهها را تقبل کرده بودند (از جمله ژاپن که نصف این مبلغ را به عهده گرفته بود) تا به امروز حتی یک سنت هم پرداخت نکردهاند. با وجود همه این ابهامها، در پنومپن همچنان جو امید و اعتماد حکمفرما است. «مایکل لی» از حقوقدانان اعزامی از طرف سازمان ملل با خوشبینی میگوید: «دیگر راه بازگشتی وجود ندارد، ما اینجا هستیم و خواهیم ماند.» سازمان ملل بابت چند شکست نمیتواند از وظیفه خود چشمپوشی کند و حتی از نظر اخلاقی هم وظیفه دارد تا پس از 25 سال بعد از پایان کار آن رژیم جنایتکار حتی الامکان کار ناتمام دادگاههای جنایتکاران را به اتمام برساند.
اکثریت کشورهای عضو سازمان ملل تا سال 1991 بر این عقیده بودند که نمایندگی کامبوج در مجمع عمومی این سازمان باید همچنان در اختیار فرستادگان و نمایندگان پولپوت باشد. دولت جدید کامبوج که در سال1979 بر سر کار آمد و با عنوان «جمهوری دموکراتیک کامبوج» آغاز به کار کرد، همواره تحت تحریمهای بینالمللی قرار داشت زیرا از نظر دیگر کشورها این دولت دستنشانده و ساخته و پرداخته ویتنام بود. اما نباید این واقعیت را نادیده گرفت که کشتارها و قتل عامها در کامبوج زمانی پایان گرفت که ارتش ویتنام وارد این کشور شد و به عبارت بهتر کامبوج حیات امروزی خود را به نوعی مرهون مداخله خارجی است. در آن زمان یعنی در آگوست سال1979 در شهر آزاد شده پنومپن دادگاهی انقلابی تشکیل شد و پولپوت و معاون اولش «اینگ ساری» (برادر شماره 2) را به صورت غیابی محکوم به مرگ کرد و البته در غرب از این دادگاه بهعنوان محکمه نمایشی و نمایش تبلیغاتی یاد شد.
چین و ایالات متحده امریکا برای ضربه زدن به ویتنام، تا سالها با پول و اسلحه از پول پوت و اعوان و انصارش حمایت میکردند و بدین صورت تا نیمه اول دهه90 شمال غربی کامبوج شاهد جنگی تمام عیار و خونین بر علیه پنوم پن بود. تازه زمانی این جنگ داخلی خونین پایان گرفت که پول پوت در سال 1996 از قدرت کنار زده شد و جانشینش یعنی «تاموک» نیز از رسیدن به قدرت اجباراً صرفنظر کرد.
رئیس اردوگاه مشهور و بدنام و وحشتناک تولسلنگ هم در پنومپن در انتظار صدور کیفر خواست دادگاه به سر میبرد. «دوچ» (نام واقعی وی کیانگچکایو است) در حال حاضر شصت و سه سال دارد. این فرد در زمان حکومت پول پوت به مناصب بالای دولتی و نظامی هم رسید و البته همیشه عضو کمیته مرکزی حزب به قول پول پوت «سازمان» هم بود و رابطهای شخصی و نزدیک با شخص پول پوت داشت. دوچ که از جمله معدود رهبران زندانی خمرهای سرخ است میتواند بهعنوان شاهدی زنده و منحصر به فرد مطرح باشد، شاهدی که در کنار دیگر رهبران سابق کامبوج از جمله خیوسامپهان و اینگساری میتواند واقعیات تلخ تولسلنگ را برملا کند. رئیس سابق دولت خمرهای سرخ یعنی خیوسامپهان که همچون اینگ ساری آزاد و در خارج از زندان به سر میبرد، همواره با بیپروایی به مجادله با مقامات کامبوج میپردازد. او چند سال پیش اعلام کرد ترجیح میدهد در برابر یک کمیته حقیقتیاب ظاهر شده و در مورد اتهاماتش پاسخ و در مواردی شهادت بدهد. کمیتهای که وی به آن اشاره داشت در واقع برگرفته شده از نمونه آفریقای جنوبی است که البته در صورت تشکیل چنین نهادی باز هم تنها رهبران بلندپایه خمرهای سرخ بهعنوان شاهد به آن احضار میشوند.
در حال حاضر نه تنها بر سر این مسئله که در این دادگاههای ویژه باید از چه کسی شکایت کرد، بحث و جدل وجود دارد بلکه بر سر وجود یک دیوان عدالت هم اختلاف است. موافقان این استدلال را دارند که به هر صورت عدالت باید اجرا شود. اما اگر قرار باشد این کار خدشهای به صلح و آشتی در کامبوج وارد آورد شاید هرگز نتوان رای به محکومیت این جنایتکاران داد. در بخشها و لایههای از مردم کامبوج هر روز بیش از روز پیش به اصطلاح فرهنگ عفو و بخشش شکل میگیرد و به عقیده این عده بالاترین مجازات برای خمرهای سرخ همان محرومیت همیشگی از ورود به دولت و حکومت است. مخالفان هم عقیده دارند که تشکیل این دادگاهها تنها موجب به هدر رفتن میلیونها دلار میشود و از آن گذشته اگر قرار است محاکمهای صورت گیرد باید پادشاه سابق کامبوج یعنی «نورودوم سیهانوک» نیز به دلیل یک دهه همکاری با خمرهای سرخ محاکمه شود. به عقیده این گروه بهتر این است که این پنجاه و شش میلیون دلار صرف سرمایهگذاری و مبارزه با فقر و بازسازی زیرساختهای اقتصادی کشور شود. «هام سام نانگ» از اعضای انستیتوی «همکاری برای صلح» میگوید:
«متاسفانه اکثر مردم بیشتر به فکر شکمشان هستند تا اجرای عدالت». او این پرسش را مطرح میکند که آیا صرفاً به دلیل فشارهای خارجی باید از خون میلیونها قربانی گذشت و اجازه داد تا کامبوج نه تنها از نظر مادی بلکه از نظر معنوی هم کشوری فقیر باشد؟ آیا این کار چشمپوشی از جنایاتی نیست که در تول سلنگ انجام گرفته و آیا میتوان نسبت به آن انبوه غل و زنجیرهای به جا مانده از دوران آن بازجوییها بیتفاوت بود و آیا این تاییدی بر همه آن جنایتها نیست؟