علیرضا سزاوار
در جنگ جهانی دوم برای انهدام هدفی به اندازه آشیانه هواپیما لازم بود هشت هزار بمب شلیک شود. اما امروزه میتوان همین کار را با استفاده از یک بمب هدایت شونده لیزری از یک جنگنده F-16 انجام داد.
تاکنون دو نوع بمب هوشمند وارد میدان برد شدهاند که عبارتند از: بمبهای هدایتشونده IV/IR و بمبهای هدایتشونده لیزری. پیشرفت و توسعه چشمگیری که در زمینه جنگ افزارهای دایت شوند لیزری صورت گرفته، باعث پیشرفت و ارتقای دقت سلاحهای هدایت از راه دور شده است. بمبهای هدایت شونده لیزری یا LGBها از قابلیت تحرک بالایی برخوردارند و سلاحهایی هستند که به صورت سقوط آزاد فرود میآیند و برای این منظور به هیچ گونه ارتباط الکترونیکی درونی هواپیما احتیاج ندارند. این سلاحها دارای یک سامانه داخلی هدایت نیمه فعال هستند که انرژی لیزر را آشکار کرده و جنگافزار را به سمت هدفی که توسط یک منبع لیزر خارجی روشن شده رهگیری میکند. به طور مثال در جنگ عراق ابتدا هواپیمایی که لیدر نام دارد اهداف مورد نظر را با لیزر شناسایی و علامتگذاری میکرد و سپس هواپیماهای بمبافکن توسط بمبهای لیزری، اهداف علامتگذاری شده را تخریب میکردند. این سامانه حتی میتواند از یک منبع مستقر در روی زمین فرمان بگیرد. مسیر پرواز LGBها به سه مرحله تقسیم میشود: هدایت پرتاب، هدایت پرواز و هدایت نهایی. در خلال مرحله پرتاب، سلاح به مسیر غیرهدایتی که همان مسیر پرواز جنگنده ماد در لحظه آزادسازی است همچنانادامه میدهد و همپای جنگنده نیز حائز اهمیت است، چرا که قابلیت عملیاتی شدن جنگ افزار LGB به سرعت جنگنده در زمان هدایت نهایی بستگی دارد بنابراین در خلال مرحله پرتاب، سرعت هوا میتواند میزان قدرت عمیاتی شدن جنگافزار را تحتالشعاع خود قرار دهد. همزمان با عمل هدفیابی، مرحه گذر نیز آغاز میشود. طی این مرحله، سلاح سعی میکند که بردار سرعت خود را با راستای خط دید هدف میزان نماید.
حین مرحله نهایی، بمب هوشمند لیزری تلاش میکنند که هر لحظه بردار سرعتش را موافق و همسوی خط دید قرار دهد. در لحظهای که این تطبیق رخ میدهد، انرژی لیزر بازتابش شده روی آشکارسازها، متمرکز میشود و به رسانگرهای آیرودینامیکی فرمان میدهد که مسیر را تعقیب کنند تا موجب شوند سلاح به صورت یک پرتابه با نیروی وزنش به سمت هدف حرکت و با آن برخورد کند. نمایشدهندههای هدف در اصل، تابشگرهای نیمه فعالی هستند که برای قفل شدن روی هدف به کار میروند. گیرندههای بمب هدایت شونده لیزری ازآرایهای از فوتودیودها (نیمه هادیهایی که با دریافت نور فاعل میشوند) استافده میکنند تا پیامهای مکانی هدف را پیدا کنند. این پیامها به حرکتهای سطحی برگردانده میشوند تا سلاح را درست به سمت هدف سوق دهند. یک آشکارساز هوابرد میتواند از طریق میدان دید وسیعی که در اختیار دارد اطلاعات مربوط به هدایت را در اختیار خلبان قرار دهد و آن را مستقیماً روی هدف متمرکز کند و سرانجام به جنگافزار مربوطه که در اختیار دارد یک هدف نقطهای را نشان دهد.
پس از این مرحله، موشک یا بمب هوشمند لیزری میتواند در زمانی شلیک شود که حلبان از قفل بودن آشکارساز روی هدف اطمینان داشته و سلسله مراتب مربوط به باز شدن محفظه جنگافزار به نحو قابل قبولی انجام شده باشد. در هر یک از این مراحل خلبان هرگز هدف واقعی را نمیبیند و فقط نقطهای را مشاهده میکند که به وسیله لیزر، نشانگر موقعیت هدف است. سامانههای تجسسی و نمایشدهنده لیزری از یک روش رمزگذاری پالسی استفاده میکنند تا مطمئن شوند که یک پویشگر و یک نمایشدهنده ویژه در یک حالت هماهنگ با یکدیگر در حال کارند. هم رمز کردن این دو مجموعه باعث میشود سامانه پویشگر تنها روی هدفی که دستگاه نمایشدهنده معلوم میکند قفل شود.
رمزگذاری پالسی بر پایه فرکانس تکرار پالس (PRF) صورت میگیرد. رمز میتواند بسته به تجهیزات لیزری که در اختیار است، سه یا چهار رقمی انتخاب شود. رمزگذاری به جنگنده یا هر وسیله جنگی هوایی این امکان را میدهد که به طور همزمان یک هدف چندگانه و پیچیده را هدف قرار دهد.
در این حالت جنگافزارهای هدایت شونده لیزری روی رمزهای مختلف متمرکز میشوند. این روش تا زمانی از تائید بالایی برخوردار است که چندین هدف با موقعیت برتر نسبت به نیروهای خودی ضرورتاً بمباران شوند. این روش همواره با هدایت واحدهای پشتیبان میتواند به صورت همزمان طراحی و نمایش داده شود و آخرین وضعیت آن اعلام شود. سامانههای لیزری هدایت آتش عبارتند از: مسافتسنجهای لیزری (LRF) و نمایشگرهای لیزری. این سامانههای لیزری میتوانند برای انسان بسیار خطرناکتر از سامانههای آموزشی نظیر MILES و سامانههای شبیهساز لیزری باشند که بای دفاع در درگیریهای هوا به زمین استفاده میشود.
در نتیجه لیزرهای هدایت آتش نیاز به سنجش دارند تا در نتیجه نگاه مستقیم به پالسها و پرتوهای آن به عوارض دائمی همچون کوری منجر نشود. LGB یا بمبهای هوشمند لیزری نوشداروی تمام داستانها و اهداف جنگی نیستند؛ بلکه به گونهای پیشرفت کردهاند که بازیگر انواع دیگری از جنگافزارهای سقوط آزاد هستند که در زاغههای مخفی نگهداری میشوند. در یک دید وسیعتر، LGBها در هدف قرار دادن مخفیگاهها در وضعیتی با ارتفاع متوسط از قدرت اجرایی فوقالعادهای برخوردارند، قدرت مخفی شدن سریع و اغراقآمیز باعث افزایش قدرت تحرک و قابلیت پروازی LGB شده است. معمولاً شلیک در ارتفاع میانی، مشکلات یافتن هدف را کاهش میدهد و به سایتهای طراحی هوایی با زمینی اجازه میدهد که به راحتی آن را رهگیری کنند. اگر سامانه هدایت لیزری زودتر از موعد روشن شود یا برعکس به موقع روشن نشود، ممکن است LGB هدف را گم کند و به آن اصابت نکند.
طی عملیات، به محض روشن شدن انرژی لیزری، LGB آن را مشاهده و در همان زمان اقدام به شلیک از هواپیما یا هر وسیله حامل دیگری میکند و چون این عمل زودتر از موعد مناسب صورت گرفته، لذا بمب یا هدف را گم میکن و به آن اصابت نمیکند و یا این که بخشی از آن را ویران میسازد. برای رفع این مشکل، نمایشگر لیزری باید در زمانی روشن شود که بمب به سمت هدف روانه شده و قصد ویران کردن آن را دارد. خلبان به طور یقین میداند که زمان مناسب برای روشن کردن سامانه لیزر چه وقت است. شگردهای پروازی تهاجمی – تدافعی که از LGBهای نوین امروزی بهره میگیرند به خوبی کمترین مدت زمان مورد نیاز برای نمایش هدف را اعلام میکنند تا سلاح تا رسیدن به هدف و ویران کردن آن هدایت شود. دود، گرد و غبار و نخالههای معلق در هوا میتواند روی کارکرد سلاحهای هدایتشونده لیزری اثر سوء داشته باشند. پاشیدگی ناشی از بازتابش نور لیزر به وسیله ذرات دود میتواند هدفهای اشتباه را نمایش دهد. باران، برف، مه و ابرهای رقیق نیز میتوانند استفاده موثر از سلاحهای هدایت شونده لیزری را تحت تاثیر قرار دهند. شتاب و تهور بیش از حد خلبان نیز میتواند کاربرد نمایشگرهای لیزری را محدود سازد؛ زیرا خط دید را تحت تاثیر قرار میدهد. برفی که زمین را میپوشاند، نیز میتواند روی دقت سلاح هدایت لیزری تاثیر منفی داشته باشد. مه و ابرهای رقیق میان دید کاوشگر سلاح هدایت شونده لیزری را سد میکنند و میتوانند باعث کاهش زمان هدایت آن شوند. در واقع این کاهش میدان دید، احتمال برخورد سلاح به هدف را نیز پایین میآورد. فناوری LGBها متشکل از سه نسل است که هر یک از آنها به نوعی حاصل تحول یا اصلاح سازوکار هدایت هستند. نسل اول عبارت است از گروهی از بمبهای هدایت شونده لیزری را بالهای ثابت، نسل دوم با بالهای جمع شونده و نسل سوم نمایشگرهای نیروی هوایی برای بمبهای هدایت شونده لیزری کلاس هزار و دو هزار پوندی هستند. واحد هدایتکننده لیزری به بخش جلویی بمب و یک بال در قسمت عقب آن متصل شده است. هر سه نسل با نمایشگرهای رایج در ارتش، نیروی هوایی، نیروی دریای و زیردریایی سازگاری دارند. نسل دوم و سوم دارای برنامه گزینشی رمز پیش از پرواز هستند.
عموماً نسل سوم LGBها را بمب هدایت شونده لیزری سطح پایین مینامند. زیرا این بمب به نحوی طراحی شده است که تحت شرایط نقطه اوج نسبتاً پایین، برای ارتفاع کم و برد زیاد مورد استفاده قرار گیرد. طی عملیات توفان صحرا، بیشترین استفاده برای حمل بمبهای هدایت شونده لیزری و شلیک آنها به سمت اهداف مهم و اصلی به عمل آمد و توانمندی جنگافزارهای نیروی دریایی ایالات متحده برای هدایت LGBها کاملاً مفید و مقرون به صرفه بود، تا آنجا که یکصد و بیست A-E6 حدود5 دصد از تمام توان LGB ایالات متحده را در نخستین روز از عملیات توفان صحرا به صف و روانه منطق عملیاتی کردند. بعضی از سامانههای حسگر لیزری در شرایط نامساعد جوی نظیر باد مخالف، باران، مه و حتی رطوبت دچار افت کارایی شدند. نمایشگرهای LGB سلاح را به دقت به سمت هدف هدایت و آن را با یک جرقه منفجر میکنند مانند سلسله مراتبی که در خلال عملیات توفان صحرا از تلویزیون پخش میشد. در واقع هر یک بمب به خوب میتواند روی یک هدف مستقل و بزرگ تاثیرگذار باشد و مسئولیتش را به نحو احسن انجام دهد.