تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۵۷۷۷۲

علیرضا سزاوار
در جنگ جهانی دوم برای انهدام هدفی به اندازه آشیانه هواپیما لازم بود هشت‎ هزار بمب شلیک شود. اما امروزه می‎توان همین کار را با استفاده از یک بمب هدایت شونده لیزری از یک جنگنده F-16 انجام داد.
تاکنون دو نوع بمب هوشمند وارد میدان برد شده‎اند که عبارتند از: بمب‎های هدایت‎شونده IV/IR و بمب‎های هدایت‎شونده لیزری. پیشرفت و توسعه چشمگیری که در زمینه جنگ افزارهای دایت شوند لیزری صورت گرفته، باعث پیشرفت و ارتقای دقت سلاح‎های هدایت از راه دور شده است. بمب‎های هدایت شونده لیزری یا LGBها از قابلیت تحرک بالایی برخوردارند و سلاح‎هایی هستند که به صورت سقوط آزاد فرود می‎آیند و برای این منظور به هیچ گونه ارتباط الکترونیکی درونی هواپیما احتیاج ندارند. این سلاح‎ها دارای یک سامانه داخلی هدایت نیمه فعال هستند که انرژی لیزر را آشکار کرده و جنگ‎افزار را به سمت هدفی که توسط یک منبع لیزر خارجی روشن شده رهگیری می‎کند. به طور مثال در جنگ عراق ابتدا هواپیمایی که لیدر نام دارد اهداف مورد نظر را با لیزر شناسایی و علامت‎گذاری می‎کرد و سپس هواپیماهای بمب‎افکن توسط بمب‎های لیزری، اهداف علامت‎گذاری شده را تخریب می‎کردند. این سامانه حتی می‎تواند از یک منبع مستقر در روی زمین فرمان بگیرد. مسیر پرواز LGB‌ها به سه مرحله تقسیم می‎شود: هدایت پرتاب، هدایت پرواز و هدایت نهایی. در خلال مرحله پرتاب، سلاح به مسیر غیرهدایتی که همان مسیر پرواز جنگنده ماد در لحظه آزادسازی است همچنانادامه می‎دهد و همپای جنگنده نیز حائز اهمیت است، چرا که قابلیت عملیاتی شدن جنگ افزار LGB به سرعت جنگنده در زمان هدایت نهایی بستگی دارد بنابراین در خلال مرحله پرتاب، سرعت هوا می‎تواند میزان قدرت عمیاتی شدن جنگ‎افزار را تحت‎الشعاع خود قرار دهد. همزمان با عمل هدف‎یابی، مرحه گذر نیز آغاز می‎شود. طی این مرحله، سلاح سعی می‎کند که بردار سرعت خود را با راستای خط دید هدف میزان نماید.
حین مرحله نهایی، بمب هوشمند لیزری تلاش می‎کنند که هر لحظه بردار سرعتش را موافق و همسوی خط دید قرار دهد. در لحظه‎ای که این تطبیق رخ می‎دهد، انرژی لیزر بازتابش شده روی آشکارسازها، متمرکز می‎شود و به رسانگرهای آیرودینامیکی فرمان می‎دهد که مسیر را تعقیب کنند تا موجب شوند سلاح به صورت یک پرتابه با نیروی وزنش به سمت هدف حرکت و با آن برخورد کند. نمایش‌دهنده‎های هدف در اصل، تابشگرهای نیمه فعالی هستند که برای قفل شدن روی هدف به کار می‎روند. گیرنده‎های بمب هدایت شونده لیزری ازآرایه‎ای از فوتودیودها (نیمه هادی‎هایی که با دریافت نور فاعل می‎شوند) استافده می‎کنند تا پیام‎های مکانی هدف را پیدا کنند. این پیام‎ها به حرکت‎های سطحی برگردانده می‎شوند تا سلاح را درست به سمت هدف سوق دهند. یک آشکارساز هوابرد می‎تواند از طریق میدان دید وسیعی که در اختیار دارد اطلاعات مربوط به هدایت را در اختیار خلبان قرار دهد و آن را مستقیماً روی هدف متمرکز کند و سرانجام به جنگ‎افزار مربوطه که در اختیار دارد یک هدف نقطه‎ای را نشان دهد.
پس از این مرحله، موشک یا بمب هوشمند لیزری می‎تواند در زمانی شلیک شود که حلبان از قفل بودن آشکارساز روی هدف اطمینان داشته و سلسله مراتب مربوط به باز شدن محفظه جنگ‎افزار به نحو قابل قبولی انجام شده باشد. در هر یک از این مراحل خلبان هرگز هدف واقعی را نمی‎بیند و فقط نقطه‎ای را مشاهده می‎کند که به وسیله لیزر، نشانگر موقعیت هدف است. سامانه‎های تجسسی و نمایش‎دهنده لیزری از یک روش رمزگذاری پالسی استفاده می‎کنند تا مطمئن شوند که یک پویشگر و یک نمایش‎دهنده ویژه در یک حالت هماهنگ با یکدیگر در حال کارند. هم رمز کردن این دو مجموعه باعث می‎شود سامانه پویشگر تنها روی هدفی که دستگاه نمایش‌دهنده معلوم می‎کند قفل شود.
رمزگذاری پالسی بر پایه فرکانس تکرار پالس (PRF) صورت می‎گیرد. رمز می‎تواند بسته به تجهیزات لیزری که در اختیار است، سه یا چهار رقمی انتخاب شود. رمزگذاری به جنگنده یا هر وسیله جنگی هوایی این امکان را می‎دهد که به طور همزمان یک هدف چندگانه و پیچیده را هدف قرار دهد.
در این حالت جنگ‎افزارهای هدایت شونده لیزری روی رمزهای مختلف متمرکز می‎شوند. این روش تا زمانی از تائید بالایی برخوردار است که چندین هدف با موقعیت برتر نسبت به نیروهای خودی ضرورتاً بمباران شوند. این روش همواره با هدایت واحدهای پشتیبان می‎تواند به صورت همزمان طراحی و نمایش داده شود و آخرین وضعیت آن اعلام شود. سامانه‎های لیزری هدایت آتش عبارتند از: مسافت‎سنج‎های لیزری (LRF) و نمایشگرهای لیزری. این سامانه‎های لیزری می‎توانند برای انسان بسیار خطرناک‎تر از سامانه‎های آموزشی نظیر MILES و سامانه‎های شبیه‎ساز لیزری باشند که بای دفاع در درگیری‎های هوا به زمین استفاده می‎شود.
در نتیجه لیزرهای هدایت آتش نیاز به سنجش دارند تا در نتیجه نگاه مستقیم به پالس‎ها و پرتوهای آن به عوارض دائمی همچون کوری منجر نشود. LGB یا بمب‎های هوشمند لیزری نوشداروی تمام داستان‎ها و اهداف جنگی نیستند؛ بلکه به گونه‎ای پیشرفت کرده‎اند که بازیگر انواع دیگری از جنگ‎افزارهای سقوط آزاد هستند که در زاغه‎های مخفی نگهداری می‎شوند. در یک دید وسیع‎تر، LGBها در هدف قرار دادن مخفیگاه‎ها در وضعیتی با ارتفاع متوسط از قدرت اجرایی فوق‎العاده‎ای برخوردارند، قدرت مخفی شدن سریع و اغراق‎آمیز باعث افزایش قدرت تحرک و قابلیت پروازی LGB شده است. معمولاً شلیک در ارتفاع میانی، مشکلات یافتن هدف را کاهش می‎دهد و به سایت‎های طراحی هوایی با زمینی اجازه می‎دهد که به راحتی آن را رهگیری کنند. اگر سامانه هدایت لیزری زودتر از موعد روشن شود یا برعکس به موقع روشن نشود، ممکن است LGB هدف را گم کند و به آن اصابت نکند.
طی عملیات، به محض روشن شدن انرژی لیزری، LGB آن را مشاهده و در همان زمان اقدام به شلیک از هواپیما یا هر وسیله حامل دیگری می‎کند و چون این عمل زودتر از موعد مناسب صورت گرفته، لذا بمب یا هدف را گم می‎کن و به آن اصابت نمی‎کند و یا این که بخشی از آن را ویران می‎سازد. برای رفع این مشکل، نمایشگر لیزری باید در زمانی روشن شود که بمب به سمت هدف روانه شده و قصد ویران کردن آن را دارد. خلبان به طور یقین می‎داند که زمان مناسب برای روشن کردن سامانه لیزر چه وقت است. شگردهای پروازی تهاجمی – تدافعی که از LGB‌های نوین امروزی بهره می‎گیرند به خوبی کمترین مدت زمان مورد نیاز برای نمایش هدف را اعلام می‎کنند تا سلاح تا رسیدن به هدف و ویران کردن آن هدایت شود. دود، گرد و غبار و نخاله‎های معلق در هوا می‎تواند روی کارکرد سلاح‎های هدایت‎شونده لیزری اثر سوء داشته باشند. پاشیدگی ناشی از بازتابش نور لیزر به وسیله ذرات دود می‎تواند هدف‎های اشتباه را نمایش دهد. باران، برف، مه و ابرهای رقیق نیز می‎توانند استفاده موثر از سلاح‎های هدایت شونده لیزری را تحت تاثیر قرار دهند. شتاب و تهور بیش از حد خلبان نیز می‎تواند کاربرد نمایشگرهای لیزری را محدود سازد؛ زیرا خط دید را تحت تاثیر قرار می‎دهد. برفی که زمین را می‎پوشاند، نیز می‎تواند روی دقت سلاح هدایت لیزری تاثیر منفی داشته باشد. مه و ابرهای رقیق میان دید کاوشگر سلاح هدایت شونده لیزری را سد می‎کنند و می‎توانند باعث کاهش زمان هدایت آن شوند. در واقع این کاهش میدان دید، احتمال برخورد سلاح به هدف را نیز پایین می‎آورد. فناوری LGBها متشکل از سه نسل است که هر یک از آنها به نوعی حاصل تحول یا اصلاح سازوکار هدایت هستند. نسل اول عبارت است از گروهی از بمب‎های هدایت شونده لیزری را بال‎های ثابت، نسل دوم با بال‎های جمع شونده و نسل سوم نمایشگرهای نیروی هوایی برای بمب‎های هدایت شونده لیزری کلاس هزار و دو هزار پوندی هستند. واحد هدایت‎کننده لیزری به بخش جلویی بمب و یک بال در قسمت عقب آن متصل شده است. هر سه نسل با نمایشگرهای رایج در ارتش، نیروی هوایی، نیروی دریای و زیردریایی سازگاری دارند. نسل دوم و سوم دارای برنامه گزینشی رمز پیش از پرواز هستند.
عموماً نسل سوم LGBها را بمب هدایت شونده لیزری سطح پایین می‎نامند. زیرا این بمب به نحوی طراحی شده است که تحت شرایط نقطه اوج نسبتاً پایین، برای ارتفاع کم و برد زیاد مورد استفاده قرار گیرد. طی عملیات توفان صحرا، بیشترین استفاده برای حمل بمب‎های هدایت شونده لیزری و شلیک آنها به سمت اهداف مهم و اصلی به عمل آمد و توانمندی جنگ‎افزارهای نیروی دریایی ایالات متحده برای هدایت LGBها کاملاً مفید و مقرون به صرفه بود، تا آنجا که یکصد و بیست A-E6 حدود5 دصد از تمام توان LGB ایالات متحده را در نخستین روز از عملیات توفان صحرا به صف و روانه منطق عملیاتی کردند. بعضی از سامانه‎های حسگر لیزری در شرایط نامساعد جوی نظیر باد مخالف، باران، مه و حتی رطوبت دچار افت کارایی شدند. نمایشگرهای LGB سلاح را به دقت به سمت هدف هدایت و آن را با یک جرقه منفجر می‎کنند مانند سلسله مراتبی که در خلال عملیات توفان صحرا از تلویزیون پخش می‎شد. در واقع هر یک بمب به خوب می‎تواند روی یک هدف مستقل و بزرگ تاثیرگذار باشد و مسئولیتش را به نحو احسن انجام دهد.