تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۵۷۸۱۳

اساساً جنبش دانشجویی، پدیده‌ای خاص در جوامع امروزی است و با «کوشش جمعی» از سوی «گروهی جوان» برای پیشبرد نوعی «دگرگونی» در جامعه تعریف می‌شود. بنابراین، این جنبش یک حرکت و جنبش اجتماعی به حساب می‌آید.
«هانا آرنت» در کتاب «خشونت» می‌نویسد: «طغیان دانشجویان پدیده‌ای جهانی است و تجلیات آن در کشورهای گوناگون و دانشگاه‌های مختلف صورت‌های متفاوت داشته است...» پیدا کردن وجه مشترک اجتماعی برای این نهضت، امکان‌پذیر نیست، لکن باید اذعان نمود که آنچه افراد نسل جوان را همه جا از لحاظ روانی ممتاز می‌کند، شجاعت محض، اراده شگفت‌انگیز برای عمل و نیز اطمینانی به همان اندازه شگفت‌آور برای امکان دگرگون‌سازی است.
دو ویژگی اساسی جنبش دانشجویی را از دیگر جنبش‌های اجتماعی عمومی، نظیر جنبش کارگری و جنبش‌های اجتماعی خاص (نظیر جنبش ضد برده‌داری و حمایت از حقوق زنان و...) تفکیک می‌کند:
الف- ویژگی «پرسش‌گری» و روحیه چون و چرا کردن در قبال هر قضیه‌ای که منافع کوتاه مدت یا بلندمدت را برای جامعه داشته باشد یا چنین منافعی را به خطر اندازد.
ب- ویژگی «آرمان‌خواهی، اصول‌گرایی و کمال‌پرستی» در ضمن نفی مناسبات تبعیض‌آمیز.
جنبش دانشجویی در ایران
از سال 1313 (تأسیس دانشگاه تهران) تا‌کنون، 70 سال از عمر دانشگاه و جنبش دانشجویی در ایران می‌گذرد و در طول این مدت، جنبش دانشجویی فراز و نشیب‌های فراوانی را گذرانیده است.
تأسیس شاخه دانشجویی حزب توده (1322)، سرکوب دانشجویان در 16 آذر 1332، تسخیر سفارت آمریکا در تهران از سوی دانشجویان پیرو خط امام (1358)، انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‌ها (1359) و ده‌ها حادثه تاریخی دیگر، نشانگر اهمیت نقش دانشگاه در تحولات جامعه ایران است و شاید اگر کمی در تاریخ جنبش دانشجویی در ایران تأمل کنیم ویژگی‌های بارزی را مشاهده می‌کنیم.
تنوع گروه‌ها و گرایشات سیاسی و عقیدتی در دانشگاه‌ها و تأثیرپذیری و ارتباط مستقیم دانشجویان با فعالیت سیاسی و مبارزاتی موجود در جامعه مهمترین شاخصه جنبش دانشجویی در ایران است.
البته غلبه رادیکالیسم سیاسی و ضدیت و مخالفت بنیادین با استعمار و استبداد را هم می‌توان از نشانه‌ای این جنبش نام برد. اما با نگرشی کوتاه به فعالیت‌های جنبش دانشجویی در سال‌های اخیر در دانشگاه‌ها در می‌یابیم که این ویژگی‌های تاریخی کمرنگ‌تر است. چرا که در این دوران تمام شاخصه‌های جنبش دانشجویی، بستگی به «سیاست» داشته و امروزه دیگر عنصر «سیاست» در دانشگاه ضعیف است.
عملکرد رادیکال و انحصار‌طلبانه برخی از گروه‌های دانشجویی، عاملی مؤثر در سیاست گریزی دانشجویان است. بسیاری از دانشجویان به دلیل تبعات و هزینه‌هایی که اقدامات رادیکال این گروه‌ها در پی داشته، حاضر به فعالیت نیستند. به عنوان نمونه، تغییر مرام‌نامه دفتر تحکیم وحدت و تحکیم دموکراسی و یا نامه‌نگاری‌های افراطی این گروه به مقامات خارجی از عوامل مؤثر در ایجاد این فضا بوده است.
دلیل دیگر، علیه «احساسات» بر «عقلانیت» در فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی دانشجویان است. نتیجه این جایگزینی بروز رفتارهای غیرعقلانی و عصبی و تند است.
اما مهمترین دلیل سیاست گریزی دانشجویان، تبدیل دانشگاه به باشگاه احزاب نموده است.
پس از دوم خرداد 76 برخی جریانات سیاسی در جهت چانه‌زنی‌های سیاسی شأن، نیازمند فشار از پائین بودند و به دلیل نداشتن پایگاه اجتماعی – مردمی، دانشگاه محل تاخت و تاز جریانات سیاسی شد.
در کشور ما راهبرد تبدیل دانشگاه به کلوپ احزاب به شدت از سوی برخی جریانات سیاسی دنبال می‌شد، هر چند که این راهبرد نتیجه‌ای جزء رکورد علمی و خمودگی سیاست دانشگاه‌ها نداشت و جریاناتی که روزی دانشجویان را پیاده نظام لشکر خود می‌دانستند، امروزه ویرانه‌ای علمی و حتی سیاسی با نام دانشگاه را به یادگار گذاشته‌اند.
جنبش دانشجویی، یک جنبش اجتماعی است و پویایی و پیشرفت هر جنبش اجتماعی منوط به رشد همگانی این پنج گزاره است:
الف. انگیزش اجتماعی
در این مرحله جنبش نیازمند مطرح کردن مطالب و دغدغه‌های عمده اجتماعی است که مقدمه و زمینه انتقاد و اصلاح و انقلاب را فراهم می‌آورد. هرگاه این اوضاع با احساس بی‌عدالتی اجتماعی توأم گردد، انگیزش‌های تشکیل یک جنبش اجتماعی، شدت بیشتری می‌یابد.
ب- احساس عمومی
برای تبدیل یک کنش به احساسی پیوسته و مشترک، جنبش ناگزیر از تشکیل واحدهای کوچک، غیرمتمرکز و مبتنی بر روابط غیر رسمی است تا بتواند توده های پراکنده را که عمدتاً در حد رفتار عامه عمل می‌کنند، به صورت گروه‌هایی به هم پیوسته و متحد در آورد تا در برابر مسایل نیز از طریق عادی، مسئولیت عاطفی احساس کند.
ج. تعهد و وحدت
در این حالت لازم است جنبش اجتماعی نوعی از گرایشات اعتقادات مذهبی و مکتبی را در جهت معتقد کردن افراد به جنبش در خود، رشد دهد تا بتواند در برابر خطرات و ناملایمات خود را همچنان متحد نگه دارد.
د. ایدئولوژی
هر جنبشی باید قادر باشد تا گرایشات متحدکننده و مکتبی را در قالب باورها و ارزشهای مذهبی که بر اقشار مردم، قدرت نفوذ داشته باشد، به یک ایدئولوژی راهبر و جهت بخش تبدیل کند تا قوت روانی و توجیه فلسفی هر گونه نقش اجتماعی و حساسیت اجتماعی در میان توده‌ها ایجاد شود. از همین جا می‌توان به لزوم تحکیم پایه تئوریک و تدوین چارچوب‌های منظم نظری برای جنبش دانشجویی، حکم کرد.
ه- تاکتیک‌های عملیاتی
یک نظریه ایدئولوژیک زمانی پیروز خواهد شد که راه‌های عملی خاصی برای رسیدن به اهداف در برنامه‌های کوتاه مدت و بلندمدت مشخص شود. در این مدت یک جنبش در مسیر نهادینه شدن گام بر خواهد داشت.
اکنون با توجه به هست‌ها و بایدهای جنبش دانشجویی در ایران، می‌توان با قاطعیت گفت که تنها یک جنبش دانشجویی عدالت‌خواه، می‌تواند پاسخگوی «چراها و چگونگی» پویایی یک جنبش دانشجویی باشد. «عدالت» بزرگترین آرمان بشر برای زندگی و مبارزه است و تنها «عدالت» است که می‌تواند در بین تمام افراد یک جامعه مانند ایران که آموزه‌های اسلامی در عمق جان مردم آن رسوخ دارد، انگیزه و کشش اجتماعی ایجاد کند و تنها «عدالت» است که می‌تواند اعضای یک جنبش را متعهد کند و برای مبارزه آنان را به هم پیوسته و متحد گرداند.