تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۵۸۱۳۷
گزارشی از سخنان ابراهیم یزدی و حمیدرضا جلایی‌پور در نشست تحلیلی انقلاب اسلامی

گروه سیاسی: در نشست بررسی علل وقوع انقلاب اسلامی که از سوی نهضت آزادی ایران برگزار شد، ابراهیم یزدی دبیر کل این تشکل و حمیدرضا جلایی‌پور عضو جبهه مشارکت، ضمن مروری در چرایی وقوع انقلاب اسلامی، به قیاس جامعه کنونی ایران در قبل و بعد از انقلاب پرداختند و هر یک از منظر خود تحولات اخیر در کشور را مورد کنکاش قرار دادند. از یک سو جلایی‌پور معتقد است که جامعه مدرن ایران صد سال است که در معرض نوسازی قرار گرفته اما این جامعه، گرفتار «دولت شعاری» است به همین خاطر نیز واکنش‌هایی همچون قهر در انتخابات و یا جنبش اصلاحات، فرار به بیرون یا فرار به درون را از خود به نمایش می‌گذارد.
به همین خاطر نیز جلایی‌پور تاکید دارد که پس از انقلاب،‌ جمهوری اسلامی می‌توانست در برابر جهان دستاوردی به نام دموکراسی را ارائه دهد اما اگر انتخابات اخیر را معیار قرار دهیم می‌بینیم که هنوز انتخابات در ایران یک «مسئله» است آن هم نه برای مارکسیست‌ها و غیره،‌ بلکه برای کسانی که پایه‌گذار انقلاب بودند مثل هاشمی رفسنجانی.
از دیگر سو ابراهیم یزدی نیز با همین رویکرد، ضمن اشاره به شعارهای «استقلال، ‌آزادی، جمهوری اسلامی» و بیان این نکته که در سال 57 این شعار تبلور تمام آن چیزهایی بود که مردم می‌خواستند یا نمی‌خواستند، برخی از نیروهای رادیکال درون حکومتی را مورد توجه قرار می‌دهد و خطاب به آنان می‌گوید: «برخی می‌گویند آزادی‌هایی که برخی جریانات مطرح می‌کنند، همان بی‌بند و باری غربی است. من سئوال می‌کنم آیا ملت ایران برای آزادی‌های غربی انقلاب کرد؟ در پاسخ به این سئوال باید گفت در تعریف آزادی باید به آزادی از و آزادی برای» در اهداف ملت ایران توجه کرد.
یزدی اذعان دارد «تاثیراتی که انقلاب اسلامی بر جامعه گذاشت، به نفع مدرنیته بود و امروز جامعه ایران به شدت سیاسی شده است.» به همین خاطر نیز او به مجموع انقلاباتی که در قرن بیستم رخ داد می‌پردازد و این قرن را «قرن مردم» می‌خواند و می‌گوید: انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی ایران اولین و آخرین انقلاب‌های قرن یبستم بودند. انقلاب اسلامی ایران براساس نظرات بیشتر کارشناسان جامعه‌شناسی یک انقلاب کلاسیک با تمامی ویژگی‌های یک انقلاب مردمی، گسترده و پرشور است که موجب تغییرات رادیکال در تمام عرصه‌های جامعه چون اقتصاد، سیاست، فرهنگ و اجتماع شد و سازوکارهای دولت را نیز تغییر داد.
وی با ارائه تحلیلی در خصوص چرایی وقوع انقلاب اسلامی، به دستاوردهای انقلاب اشاره می‌کند و می‌گوید: انقلاب ایران هنوز به پایان نرسیده است و هنوز ثمرات خود را بر جای نگذاشته است تا بتوان در مورد آن قضاوت کرد. ملت ما در سال 1357 سه شعار «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» را سر می‌دادند که تبلور آن چیزهایی بود که مردم می‌خواستند یا نمی‌خواستند. او آزادی را همان «رهایی» می‌داند. به همین خاطر نیز ضمن مرور گذرا به نظام شاه، آن را «نظام فاسد» می‌خواند و سخن پیشین خود را به این مسئله پیوند می‌زند که «مردم از خشونت، سرکوب و وابستگی به خارج ناراحت بودند.
بزرگترین هیات مستشاران آمریکایی در ایران مستقر بود. ارتش به انها وابسته شده بود و کشور استقلال نداشت.» در این میان یزدی گذری به قانون اساسی مشروطیت دارد. در قانون اساسی مشروطیت آمده است که شاه حق سلطنت دارد، نه حکومت. اما او در هیات وزیران حضور می‌یافت و با چشم و ابرو نتایج نهایی مصوبات را تصویب می‌کرد. اینها آن چیزهایی بود که ملت ما نمی‌خواستند یعنی در حقیقت مفهوم رهایی در این نخواستن‌ها تبلور پیدا کرده بود.
یزدی با اشاره به اینکه وجه دیگر آزادی «آزادی برای» است، گفت: ملت ایران در ضمن می‌خواستند آزادی داشته باشند برای اینکه هر کس بتواند عقیده خود را بیان کند، از حقوق و آزادی‌های اجتماعی خود برخوردار باشد،‌ حق حاکمیت داشته باشد. مردم ما برای این انقلاب کردند که اگر انسانی معتقد است، بر عهده اوست که اعتقاد و رفتارش اسلامی باشد،‌ نه بر عهده دولت. یزدی در خصوص شعار «استقلال» اظهار داشت: بعد از کودتای 28 مرداد، شاه دیگری یک شاه نبود.
حتی در فرهنگ پادشاهی نیز اگر شاهی از مملکت خارج شود و توسط ارتش و دولت دیگری با کودتا برگردد،‌ براساس همان فرهنگ پادشاهی،‌ مشروعیت ندارد. در حال حاضر کشور به اجنبی وابسته نیست، در حقیقت به لحاظ سیاسی، نظام جمهوری اسلامی ایران استقلال دارد. وی در خصوص شعار «جمهوری اسلامی» گفت: جمهوری به معنای شکل تحقق یافته حاکمیت ملت، مورد توجه مردم بود و اسلامیت هم خواست اکثریت دینی مردم بود.
در لبنان با اینکه مسلمانان در اکثریت هستند اما اعلام جمهوری اسلامی نمی‌کنند چرا که قسمت گسترده‌ای از جامعه غیرمسلمان است. در همین جامعه خودمان اگر مسلمانان در اکثریت نبودند،‌ آیا ما می‌توانستیم باز جمهوری اسلامی اعلام کنیم؟
ابراهیم یزدی سخنان خود را به جامعه امروز تسری می‌دهد. از محدودیت‌های به وجود آمده. و تصریح می‌کند که: «هنوز نمی‌دانیم چه سیستم و نظامی را باید در دولت پیاده کنیم. یک طرحی پیاده شد به نام طرح چشم‌انداز بیست ساله اما حالا یک دولتی پیدا شده است که چیز دیگری می‌گوید. اگر ما برنامه 20 ساله داریم، در نتیجه آن باید سیاست خارجی عاری از هر گونه تنش باشد. ما باید طوری رفتار کنیم که اقتصاد ما دچار تنش نشود و ثبات سیاسی و اقتصادی در جامعه برقرار باشد اما آیا چنین است؟»
یزدی مسائل اقتصادی کشور را در ادامه مورد توجه قرار می‌دهد و ضمن مقایسه دوران جدید و دوران پیشین در حکومت گذشته می‌گوید: در آن دوره مردم از اختلاف طبقاتی رنج می‌بردند. آیا اختلاف طبقاتی بیشتر شده است یا کمتر؟ قرار بود اسامی مفسدان اقتصادی را اعلام کنند اما می‌گویند به صلاح و مصلحت کشور نیست. کدام صلاح و مصلحت؟ مگر اینها فاسد نیستند؟ در اواخر دولت شاه می‌دیدیم که یک سرمایه‌داری صنعتی در حال رشد است اما اکنون یک سرمایه‌داری تجاری جای آن را گرفته است.
الان در مسیر جاده‌های اقتصاد کشور خطوط ویژه‌ای برای برخی‌ها طراحی کرده‌اند که فقط آنها می‌توانند از این خطوط ویژه گذر کنند و برای هیچ کس دیگری راهی وجود ندارد. یزدی در تحلیل نسبت بین ایران و سایر کشورهای هم‌تراز در 27 سال گذشته، می‌گوید: «در ترکیه ما شاهد صادرات بیش از 58 میلیارد دلار کالا هستیم. در این کشور یک شبکه عظیم اقتصادی صنعتی به راه افتاده است که ضامن ادامه فرآیند دموکراسی است. اگر اسلامگراها بیایند و تندروی کنند،‌ به او تذکر می‌دهند که تندروی نکن.
ما نیاز داریم ثبات داشته باشیم. اگر لائیک‌ها بیایند، به آن هم تذکر می‌دهند که ثبات می‌خواهیم. اگر به موارد دیگری چجون هند و مالزی، امارات، عربستان و ... توجه کنیم، آنها نیز دچار ضعف بودند اما اکنون به کجا رسیده‌اند؟ به اعتقاد بنده تاثیراتی که انقلاب بر جامعه ما گذاشته است،‌ به نفع مدرنیته بوده است چنان که امروز زنان ما از خانه خود بیرون آمده‌اند و در خیابان به مردهایشان پیوسته‌اند. زنان ما به شدت سیاسی شده‌اند. آنها با هر نگاه و طبقه‌ای به هر حال عقاید سیاسی خود را بیان می‌کنند و تحلیل می‌کنند. این تحلیل را نمی‌توان از آنها گرفت. یکی دیگر از پیامدهای انقلاب ما این است که امروز بیش از 70 درصد جامعه ما باسوادند و دیگر نمی‌توان زنان را از دانشگاه بازداشت و من بر این اساس به آینده کشور امیدوارم.»
در ادامه این جلسه حمیدرضا جلایی‌پور نیز از منظر جامعه شناختی، به بحران دستاوردهای اجتماعی در کشور پرداخت و با طرح یک مقدمه درباره علل انقلاب اسلامی،‌ به اینکه «پیامدهای انقلاب تحلیل علمی نمی‌شود.» پرداخت و گفت: انقلاب‌ها در کوتاه‌مدت‌ جای بحث نیستند. ابتدای همه انقلاب‌ها خونین و با خشونت همراه است. نمی‌توان گفت که هیچ انقلابی در کوتاه‌مدت خشن نبوده است، بلکه آثار میان‌مدت و بلندمدت انقلاب‌ها محل مناقشه است و سئوال این است که اساساً انقلابی بودن در میان مدت و بلندمدت مفید است یا خیر؟
گیدنز می‌گوید مطالعه پیامد بلندمدت انقلا‌ب‌ها نشان می‌دهد که انقلاب پدیده خوبی است و برای اثبات این مدعا وضعیت هند و چین را مقایسه می‌کند و با شاخص‌های توسعه نشان می‌دهد، چین که در آن انقلاب رخ داده رشد بیشتری نسبت به هند داشته است. می‌توان گفت با بحران دستاورد مواجه بوده‌ایم. بعد از 27 سال اقتصاد رقابتی، قانونی و آزاد هنوز در ایران شکل کامل نگرفته و فعالیت اقتصادی در ایران راه‌های ویژه یک طرفه‌ای برای بعضی ایجاد کرده است. از منظر فرهنگی به منزله "culture" یا عادت جمعی نمی‌توان تغییری مشاهده کرد.
تحقیق وزارت ارشاد در این زمینه تحقیق خوبی است که بر مبنای آن می‌بینیم شاخص‌های سرمایه‌های اجتماعی افت کرده است. این عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با اعتقاد به اینکه از منظر سیاسی نیز با بحران دستاورد مواجه هستیم، معتقد است که جمهوری اسلامی می‌توانست در برابر جهان دستاوردی به نام دموکراسی را ارائه دهد اما اگر انتخابات اخیر را معیار قرار دهیم، می‌بینیم که هنوز انتخابات در ایران یک مسئله است؛
آن هم نه برای مارکسیست‌ها و غیره، بلکه برای کسانی که پایه‌گذار انقلاب بودند، مثل هاشمی رفسنجانی. جلایی‌پور در ادامه سخنان خود مسائل و بحران‌های اجتماعی در کشور را مورد کنکاش قرار می‌دهد و با ابراز تاسف از اینکه هیچ آمار رسمی و مورد اعتیاد به عنوان مهمترین مسئله جامعه دیده نمی‌شود،‌ خبر داد که «در جامعه ما یک و نیم میلیون معتاد حرفه‌ای و تا سه و نیم میلیون نفر مصرف‌کننده مواد مخدر داریم و تا جایی که من ارزیابی کردم این آمار نسبت به جمعیت در هیچ جای جهان وجود ندارد؛ این در حالی است که انقلاب اسلامی ضد اعتیاد بوده و اساساً یکی از تم‌هایی که انقلابیون به کار می‌بردند، این بود که رژیم شاه می‌خواهد جوان‌ها را فاسد کند.»
جلایی‌پور درباره علل رشد اعتیاد در جامعه گفت که «ما شش کانال تلویزیونی داریم که هیچ تمرکزی بر مسئله اعتیاد ندارند و اصلاً راجع به علل هیچ بحثی مطرح نمی‌کنند در حالی که باید بعد از مدتی مشخص شود که علت موثر آن چیست و چه عاملی جامعه ما روز به روز بیشتر این سو می‌کشاند.»
می‌گویند که یکی از علل فقر است، این در حالی است که افغان‌ها از ما فقیرترند، اما آمار اعتیاد در آنجا بالا نیست و این مورد درباره بسیاری از کشورهای آسیای میانه که از ما فقیرتر هستند نیز وجود دارد. عامل دیگری که مطرح می‌شود ممنوعیت مشروبات الکلی است،‌ در حالی که مقایسه با کشورهای دیگر نشان می‌دهد در مالزی مصرف مشروبات الکلی مانند زنا است اما اعتیاد به اندازه کشور ما نیست. عده‌ای دیگر دشمنی ابرقدرت‌ها را عامل موثر می‌دانند در حالی که باید این آمار در فلسطین یا کوبا بیشتر باشد.
عامل عمیق‌تری که در ایران هست اما چندان موثر نیست،‌ این است که می‌گویند اعتیاد در ایران بازار پیدا کرده در حالی که در بسیاری از کشورهای دنیا چنین است اما رشد فزاینده پیدا نکرده است. این راهبردهای آرمان‌گرایانه غیرواقعی و تبلیغ آن از سوی آنچه آن را شبکه باورسازی صدا و سیما می‌خواند موجب می‌شود که بخشی از مردم مهاجرت به بیرون داشته باشند و بخشی مهاجرت به درون، یعنی اعتیاد. در ابتدا به تدریج مطرح شد که روسپی‌گری بد است و مظاهر آن باید نابود شود و دولت ایران چنین کاری کرد،‌ اما شاهد بودیم که خیابان‌های ایران در معرض زنان ویژه‌ای قرار گرفت.
محور بعدی حرام بودن مشروبات و نابود کردن تمام مظاهرش بود اما امروز شاهد هستیم که این هم در جامعه وجود دارد. چطور شد که ما می‌خواستیم این موارد را ریشه‌کن کنیم؟ جامعه مدرن ایران صد سال است که در معرض نوسازی است اما این جامعه گرفتار دولت شعاری است و واکنش‌هایی در قبال آن از جمله قهر در انتخابات و یا جنبش اصلاحات فرار به بیرون و یا فرار به درون انجام می‌دهد.