تاریخ انتشار : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۵۸۷۸۴

 سیدرضا امیری
به زعم یکی از جامعه‌شناسان به نام «جورج زیمل» هرگاه در مبارزات تعیین یافته خواسته‌های شخصی در آن صورت متعالی بیابد، معمولا در تقابل‌های اجتماعی رفتارهای افراطی‌تر شده و در آنها صورت‌های تهاجمی غیرمنصفانه‌ بیشتری دیده می‌شود. وی معتقد است که هرگاه یک حکومت و یا یک جریان سیاسی از درون در معرض خطر فروپاشی و عدم انسجام و همبستگی قرار گیرد، قدرت یا قدرت‌های حاکم یا رهبران یک جریان سیاسی، یافتن دشمن داخلی یا خارجی و یا یک منحرف در درون ساختار قدرت را تضمین کننده انسجام و قوام یک حکومت و یا یک جریان می‌دانند و زیرکی سیاسی بعضی از گروه‌ها ایجاب می‌کند که همیشه بودن دشمن خود را ضمانت کنند و به تعبیری برای تداوم حیات دشمن خود بکوشند.
بدون تردید تخریب پدیده عامی است که خاستگاهی در دل منازعات قدرت و تقابل‌های اجتماعی دارد هر چند که این تقابل‌های صورت بیرونی نداشته باشد. معهذا تخریب کارکردهای «functons» متفاوتی منجمله دولتی، حاکمیتی، حزبی، گروهی و فردی دارد و غالبا با اوج‌گیری تقابل‌های اجتماعی و گاهی سیاسی و مذهبی مورد استفاده کاربران قرار می‌گیرد تا با این ابزار غیراخلاقی، غیردموکراتیک و غیرمدنی رقیبان را نشانه می‌رود.
هدف تخریب‌کنندگان عمدتا ناظر به تخریب شخصیت‌های انقلابی، ارزشی، مذهبی قدرتمند، صاحبان ثروت و مکنت و عناصر ذی نفوذ و تاثیرگذار در عرصه‌های مختلف است و در بعضی از موارد علیه بخش‌هایی از ارکان یک نظام (منتخب مردم) و یا حزب، گروه، انجمن، نویسندگان، هنرمندان و... به کار گرفته می‌شود. پدیده تخریب پیشینه‌ای دراز و تاریخی در دنیا دارد و محصول منازعات قدرت‌ در دوران ما و تمدن جدید نیست.
از طرفی شعاع عمل این پدیده تنها منحصر به تخریب انسان‌های ذی‌نفوذ در ساختارهای قدرت هم نبوده است، بلکه پیامبران الهی هم مبرا از تخریب تخریب‌کنندگان نبوده‌اند، به طوری که متهم به دروغگویی، جادوگری و ساحری می‌شدند و معجزات آنان را هم نوعی جادو و سحر قلمداد می‌کرده‌اند تا صاحبان قدرت دنیوی بتوانند قدرت و ساختارهای قدرت خود را تحکیم و تداوم بخشند.
بدون شک این پدیده نظریه‌پردازان خاص خود را هم داد که در بیشتر مواقع نظریه‌پردازان و کارگردانان اصلی در پشت صحنه قرار دارند و بعضا از یک وجه مقدس و معنوی هم ممکن است برخودار باشند، اما عناصر اجرایی و عمل کننده افراد عامی، ساده و معتقدی هستند که به آنان القا شده که فلان شخصیت صاحب منصب، متفکر و اندیشمند، حزب و... دشمن نظام، انقلاب، اسلام و... است و برای دفاع از اسلام و مقدسات باید تخریب، ترور شخصیت و... شوند. عوامل اجرایی ممکن است وابسته به قدرت حاکم و یا افراد متنفذ باشند.
مقوله تخریب منحصر به جامعه ما هم نیست، بلکه این پدیده در اکثر کشورها و به طور خاص در کشورهای دارای ساختار استبدادی و اقتدارگرا و متصلب، عمق و ریشه بیشتری دارد، به طوری که می‌توان گفت فربهی این پدیده رابطه مستقیمی با ساختارهای استبدادی و اقتدارگرا دارد و هرچه نظام از وجوه دموکراتیک بیشتری برخوردار باشد و دایره مشارکت مردم در حکومت گستره بیشتری داشته باشد و کمتر کسی خارج از دایره نظام قرار گیرد، این پدیده از جایگاه و اثربخشی کمتری برخوردار است، فلذا تخریب ریشه در منازعات قدرت و سهم‌خواهی‌های بازیگران در درون ساختارهای قدرت و جریانات سیاسی دارد و محصول تقابل‌های اجتماعی غیردموکراتیک و غیرمدنی است که به دلیل فقدان وجود مکانیزم‌ها و راه‌های دستیابی به ارکان قدرت به طرق دموکراتیک دست به دست شدن دائمی آن در میان یک جریان سیاسی است و به دلیل میدان ندادن به نگرش‌ها و سلایق مختلف، تخریب، ترور، پرده‌دری و حرمت‌شکنی مشروعیت می‌یابد. استفاده از این پدیده بیشتر به دلیل ترس و نگرانی از قدرت، توانایی فکری، علمی، مدیریتی و ایدئولوژیکی رقیب صورت می‌گیرد، معروف است که می‌گویند هرگاه یکی از اضلاع قدرتمند یک نظام، عمر سیاسی‌اش تمام شده باشد، بازیگران اصلی، کم هزینه‌ترین و موجه‌ترین روش را تخریب و مخدوش کردن چهره یک شخصیت محبوب و قدرتمند می‌دانند و با متهم کردن چنین عناصری توسط عناصر و جریانات پشت پرده، اما وابسته به قدرت به سوءاستفاده از قدرت، فساد مالی، وابستگی به اجنبی و احیانا مسائل اخلاقی و... از صحنه خارج می‌کنند.
جالب‌تر اینکه صاحب ‌منصب تخریب شده کمتر اجازه دفاع از خود به شکل مناسب و مطلوب آن می‌یابد. تخریب در بعضی از مقاطع به صورت رسمی و آشکار از جانب حکومت و دولتمردان در مورد دولت گذشته، مدیران، صاحب‌ منصبان، نخبگان و هواداران یک جریان سیاسی و یک اندیشه نه در سطح یک شهر، بل در سطح ملی صورت می‌گیرد، اما نوع تخریب به دلیل تسری آن به گستره ملی، توجیه‌کننده و زمینه‌ساز بیرون راندن مدیران، صاحب‌ منصبان عالی، روسای دانشگاه‌ها، اساتید و ایجاد محدودیت برای اساتید غیرهمسو با دولت و حکومت‌گران به کار گرفته می‌شود و دولتمردان را با ابزار ناکارآمدی، انحراف از اصول اولیه انقلاب، بی‌توجهی به معیشت و اشتغال جامعه، انفعال در سیاست خارجی و اعتمادسازی با دشمنان ایران و اسلام کنار زده می‌شوند.
به طور که مقامات تراز اول یک کشور در معرض محدودیت‌های مختلفی قرار گرفته، بدون اینکه موقعیت اجتماعی، سیاسی، مذهبی، علمی، روحانی و بین‌المللی آنان و تبعات منفی داخلی و خارجی آن ملحوظ نظر قرار گیرد و در مواقع زیادی این صاحب ‌منصبان به کاهش تحرک سیاسی، اجتماعی، علمی و فرهنگی محکوم می‌گردند. تخریب در وجه سخت‌افزارانه آن در ایران قبل از انقلاب توسط شاهان و سلاطین به شکل خشنی انجام می‌شده است، به طوری‌که بعضا چشمان فرزندان ذکور خود را با میله گداخته کور می‌کردند و یا آنان را می‌کشتند در یک جمع‌بندی می‌توان گستره تخریب را به عرصه‌های ذیل تقسیم کرد.
1ـ تخریب وجهه سیاسی یک شخصیت یا یک جریان سیاسی و حزبی
2ـ تخریب وجهه اجتماعی
3ـ تخریب وجهه علمی و اندیشه‌ای
4ـ تخریب وجهه اقتصادی و مالی
5ـ تخریب وجهه اخلاقی و خانوادگی
6ـ تخریب وجهه دینی، اعتقادی و ارزشی
7ـ تخریب وجهه انقلابی و سوابق مبارزاتی
8ـ تخریب وجهه وابستگی به قدرت‌های خارجی و دشمن اسلام و نظام
9ـ تخریب وجهه وابستگی به امام، اسلام و نظام و...
کار ویژه‌های منفی تخریب:
1ـ احساس ناامنی روحی و روانی در جامعه
2ـ خارج نمودن رقابت‌های سیاسی و انتخاباتی از وجه مدنی و قواعد دموکراتیک
3ـ تحمیل عقیده خود با استفاده از ابزار تخریب
4ـ تیره کردن و گل‌آلود کردن فضای رقابت‌ سالم و آزاد انتخابات و... از آب گل‌آلود ماهی گرفتن
5ـ تغییر موازنه قدرت با استفاده از ابزار تخریب
6ـ گسترش بدبینی و بی‌اعتمادی به چهره‌ها و گروه‌های مرجع، انقلابی، محبوب، قدرتمند
7ـ دلسردی و واگرایی مردم نسبت به سرنوشت خود و کشور
8ـ القای بی‌تفاوتی به مردم جهت تعیین سرنوشت خود و تاثیر نداشتن رأی و نظر آنان
9ـ عدم درک مفاهیم مدنیت و عقلانی شدن رقابت‌ها به عنوان یک اخلاق سیاسی
10ـ انتخاب تخریب به مثابه راه میان‌بر آسان و کم هزینه جهت دستیابی به قدرت
11ـ عدم احترام به آرا، اندیشه‌ها و باورهای دیگران
12ـ فاصله گرفتن از اخلاق سیاسی و منش‌های انسانی در برخورد با رقیبان، منتقدان و مخالفان
13ـ کمک به نهادمند شدن پدیده تخریب و تسری آن به عنوان یک فرهنگ در جامعه
14ـ در معرض خطر قرار گرفتن آبرو، حیثیت و موقعیت سیاسی، اجتماعی، اعتقادی و علمی چهره‌های محبوب و تاثیرگذار.