تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۷۴۹۳۷

محمدکاظم انبارلویی
موضع‌گیری‌های دقیق، منطقی و اصولگرایانه دکتر محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهوری ایران درباره هویت رژیم صهیونیستی بحث‌های جدی در فضای سیاسی جهان برانگیخته است.
وی اوایل ماه گذشته با شرکت در همایش جهان بدون صهیونیسم سخنان بی‌پرده‌ای بر زبان راند که با واکنش برخی دولت‌های اروپایی و حتی دبیرکل سازمان ملل روبرو شد.
دکتر احمدی‌نژاد در آن نشست "جهان بدون صهیونیسم" را امری ممکن و شدنی دانسته بود. تصور جهان بدون ستم صهیونیسم برای آمریکا و اروپا امری محال است و این توهم را به جامعه بین‌الملل تحمیل کرده‌اند. حال آنکه با کمی تامل می‌شود به یک ستم و جنایت 50 ساله پایان داد و از غصب یک سرزمین و کشتار بی‌رحمانه کودکان، زنان، پیران یک ملت جلوگیری کرد.
نخست‌وزیر انگلیس در یک واکنش شتابزده گفته بود؛ تاکنون با رییس‌جمهوری مواجه نشده‌ام که خواستار نابودی کشور دیگری باشد.
حال آنکه حافظه تاریخی بلر به او اجازه نمی‌دهد 50 سال جنایت و ستم در سرزمین‌های اشغالی برای نابودی کشور فلسطین را ببیند.
اگر او در حرف خود صادق است باید وقتی به شارون نگاه می‌کند این حرف خود را یاد آورد و درک کند او و باند جنایتکارش حداقل 30 سال است که مشغول کشتار بی‌رحمانه یک ملت و تجاوز به کشورهای اسلامی است که مشغول کشتار بی‌رحمانه یک ملت و تجاوز به کشورهای عربی اکنون وجود خارجی نداشتند، ضمیمه خاک اسراییل غاصب می‌شدند.
کوفی عنان از این مواضع اظهار نگرانی کرد حال آنکه او می‌بایست به وتوی قطعنامه‌های شورای امنیت علیه اسراییل طی چند دهه اخیر توسط آمریکا اظهار نگرانی می‌کرد. فرانسه و آلمان اولین کشورهایی بودند که سفرای ایرانی را برای ادای توضیح فراخواندند! که البته پاسخ منطقی به آنها داده شد.
دکتر محمود احمدی‌نژاد بار دیگر با سخنان جسورانه خود در گفتگو با خبرنگاران در مکه دومین شوک را به سلسله اعصاب دیپلماسی اروپا، آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد کرد. این‌بار رئیس‌جمهور کشورمان با بیان یک استدلال عقلی و منطقی اروپا و غرب را به چالش جدی فراخواند. او گفت؛
- اگر هیتلر جنایت کرده است، چرا بچه‌ها و زنان فلسطینی باید تقاص این جنایت را بدهند.
- مگر حق تعیین سرنوشت جزء اصول منشور ملل متحد نیست؟‌ چرا وقتی به ملت فلسطین می‌رسد این حق سلب می‌شود؟
- اروپایی‌ها می‌گویند هیتلر میلیون‌ها یهودی مظلوم را در کوره‌های آدم‌سوزی سوزاند. اگر اروپایی‌ها راست می‌گویند در خود اروپا- مثلاً آلمان و اتریش- قطعه‌ای از خاک اروپا را تقدیم صهیونیست‌ها کنند ما هم حمایت می‌کنیم.
- راه‌حل مشکل فلسطین مراجعه به همه‌پرسی و آرای مردم یهودی، مسلمان و مسیحی است. هرچه تصمیم گرفتند موردقبول همه بشریت است.
در برابر این منطق حقوقی و انسانی آلمان و اتریش اولین کشورهایی بودند که با احضار سفرای ایران واکنش نشان دادند. سخنگوی وزارت خارجه آلمان گفت: «هرکسی که موجودیت اسراییل را زیر سوال ببرد باید با شدت با او مقابله شود.» وزارت خارجه اتریش هم عین همین کلمات را تکرار کرد.
از میان واکنش‌های مطرح‌شده واکنش شورای امنیت سازمان ملل جالب است [که اکنون یک انگلیسی ریاست آن را به عهده دارد.] در بیانیه شورای امنیت آمده است؛ "هرگونه تکذیب هولوکاست را به عنوان یک واقعه تاریخی چه به طور کامل، چه بخشی از آن را نمی‌پذیرد و از تمامی کشورهای عضو می‌خواهد به ملت‌ها درباره هولوکاست آموزش دهند."
چه اراده‌ای در غرب وجود دارد که موضوع کشتار یهودیان در آلمان نازی و کوره‌های آدم‌سوزی را به‌عنوان یک واقعیت تاریخی مسلم و تردیدناپذیر پذیرفته‌اند و اجازه نمی‌دهند هیچ مورخی در این مورد تحقیق کند.
حقایق تاریخی چیزی نیستند که با یک مصوبه آن را علمی و یا غیرعلمی جلوه داد. اروپا و غرب باید اجازه دهد در این مورد علمای علم تاریخ تحقیقات خود را بدون ترس و سانسور بیان کنند. نمی‌شود به مورخان اجازه داد در مورد حوادث دوره‌های ماقبل تاریخ تحقق کنند اما مجاز به تحقیق در مورد یک حادثه تاریخی مربوط به 60 سال گذشته در قلب اروپا را نداشته باشند.
واقعیت این است که غرب به بهانه کشتار یهودیان، جان و مال و ناموس ملت فلسطین را نشانه گرفته است. تعصب‌های سیاسی مانع روشن شدن حقایق تاریخی در قاره اروپاست. هر اندیشمندی که می‌خواهد در مورد چند و چون کشتار یهودیان در آلمان و اتریش مطالعه کند با او برخورد می‌کنند و راههای تحقیق تاریخی در این مورد را بسته‌اند. آزادی بیان و حرمت علم وقتی پای حیثیت صهیونیست‌ها مطرح است نادیده گرفته می‌شود.
بعید است اگر در دولت‌های اروپایی وجدان بیدرای نباشد که به این پرسش‌ها پاسخ دهد،‌ در میان ملت‌های ارواپیی هم مردم صلح‌طلب و آزادی‌خواه چشم‌ها و گوش‌های خود را بر واقعیت‌های تاریخی بسته باشند و کسی به پرسش کلیدی رئیس‌جمهور ایران فکر نکند.
هیچ منطق حقوقی نمی‌تواند این حکم را امضا کند که اگر به یک قومی در سرزمینی ستم شد، قومی دیگر و در سرزمین دیگر که هیچ ارتباطی با آن ستم نداشته‌اند سه نسل مجازات شوند و به مدت 50 سال سرزمین آنها به خاک و خون کشیده شود و مردان و زنان این سرزمین در زندانی به وسعت خاک یک کشور به بند و زنجیر درآیند!!
اولین واکنشی که در سطح دولت‌ها در برابر این مواضع صورت می‌گیرد آن است که این مواضع خارج از عرف روابط دیپلماتیک و قواعد و مقررات بین‌المللی است.
پاسخ به این واکنش آن است که؛ رئیس‌جمهور ما بیش از آنکه عقل حسابگر غربی‌ها را مورد خطاب قرار دهد با وجدان انسانی و الهی آنها سخن می‌گوید. اگر آنها سخنی از روی خشونت و بی‌مهری بر زبان می‌آورند اما در دل تصدیق می‌کنند که باید روزی به جنایات 50 ساله صهیونیست‌ها در قلب سرزمین‌های اسلامی پایان داد.
آن‌روز اگر امروز نباشد فردا خیلی دیر است. چرا که پرسش‌های بی‌پاسخ درباره حقوق یک ملت را همیشه نمی‌توان با آواری از تبلیغات فریب‌آمیز و غفلت‌انگیز پنهان کرد.