تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۱:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۷۴۹۸۲

درافشانی
در جشن بزرگ پیروزی فلسطینی‌ها و جنبش مقاومت اسلامی (حماس)، بیش از همه، جای خالی شیخ «احمد یاسین» با آن تبسم همیشگی خود بر روی صندولی چرخداری که راهوارتر از هر مرکبی بود، به‌شدت احساس می‌شود. شهادت شیخ یاسین در فروردین سال 1383، خود، یک انگیزه قوی برای رهبران حماس به‌منظور استمرار مشی مبارزاتی خود علیه اسرائیل با اهداف مشخص و تعریف شده گردید.
کسب 76 کرسی از مجموع 132 کرسی پارلمان فلسطین توسط حماس، درحالی‌که جنبش فتح تنها موفق به کسب 42 کرسی شده است، جایگاه و وزن سیاسی جنبش حماس در سرزمین‌های اشغالی و نزد فلسطینی‌ها را نشان می‌دهد.
پیروزی حماس یک پیام اصلی به‌دنبال دارد و آن، رویکرد فلسطینی‌ها به مقاومت در برابر اشغالگری است. این پیروزی، بیش از هر چیز، تأکیدی است بر چگونگی رویارویی با اسرائیل. پیروزی حماس را بسیاری از کارشناسان ناشی از یک پراگماتیسم پویای مبارزاتی در برابر اشغالگری اسرائیل و همچنین جریانی که سازش را اصلی‌ترین گزینه برای صلح در سرزمین‌های اشغالی انتخاب کرده بود، ارزیابی می‌کنند. با این اوصاف، حماس که ریشه‌های اصلی آن را باید در شکل‌گیری جنبش اخوان‌المسلمین و شاخه فلسطینی آن جست‌وجو کرد، با آغاز انتفاضه اول فلسطینی‌ها در دسامبر 1988 میلادی در سرزمین‌های اشغالی، مبارزه مسلحانه علیه اشغالگری اسرائیلی‌ها را در پیش گرفت.
در 18 سال گذشته، رهبری حماس با تکیه بر اصول مبارزاتی خود علیه اشغالگری اسرائیل و مخالفت با روند سازش با این رژیم، رویارویی سختی را با اسرائیل تجربه کرده است. ترور شماری از رهبران حماس در سال‌های اخیر از سوی اسرائیل ابعاد این رویارویی را بیشتر آشکار کرده است. با این‌حال، تحولات سال‌های اخیر در سرزمین‌های اشغالی و خاورمیانه باعث شده تا رهبری حماس نیز ضمن حفظ اصول خود راه تعامل مثبت با این تحولات را در پش بگیرد. پیروزی جنبش مقاومت اسلامی (حزب‌الله) در لبنان علیه اشغالگران اسرائیل در جنوب این کشور که با فرار مفتضحانه اسرائیلی‌ها همراه شد، یک الگوی مثبت و کارآمد مبارزه برای حماسی‌ها بوده است.
به همین جهت، طرح خروج ارتش اسرائیل از نوار غزه در تابستان گذشته، که به اشغال 38 ساله این منطقه پایان داد، می‌توان اولین پیامد تأثیرگذاری الگوی مقاومت اسلامی لبنان در میان گروه‌های مقاومت فلسطینی که بی‌تردید، حماس را باید تواناترین آنها به‌شمار آورد، ارزیابی کرد. به‌این‌ترتیب، پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین را علیرغم فشارهای همه‌جانبه آمریکا، اسرائیل و کشورهای اروپایی باید یک زلزله سیاسی در سرزمین‌های اشغالی به‌شمار آورد که پیامدهای سیاسی خاص خود را به‌همراه خواهد داشت.
پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین که برای اولین بار پس از مرگ «یاسر عرفات» رهبر فقید سازمان آزادیبخش فلسطین صورت می‌گیرد، درواقع جنبش فتح را که پیروز سنتی در میان فلسطینی‌ها محسوب می‌شد، به رتبه دوم تنزل داده است. هرچند اختلافات و دودستگی‌های داخلی در جنبش فتح را نمی‌توان در این شکست بی‌تأثیر دانست، اما پیروزی حماس از یکسو، نشانه تغییر ذائقه سیاسی فلسطینی‌ها است و از سوی دیگر، پیامد سیاست‌های اشغالگرانه تخریبی و حذفی اسرائیل که برپایه خشونت و ترور استوار گردیده است، به حساب می‌آید. پیروزی حماس این واقعیت را یک‌بار دیگر گوشزد می‌کند که در پیش گرفتن روند سازش بدون پشتوانه مبارزاتی در برابر رژیمی که تنها در پی امتیاز گرفتن است، جز شکست فرجامی ندارد.
با این‌حال، پیروزی حماس نشانه دیگری از شکست آمریکا و اسرائیل در عرصه فلسطین است. این پیروزی به معنای هویت غیرقابل اغماض فلسطینی‌ها در سرزمین‌های اشغالی در برابر شعارهای سیاسی و تبلیغاتی اسرائیلی‌هاست که منکر چنین هویتی بوده‌اند. با این‌حال، پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین، شرایط جدیدی را ایجاد کرده است. بی‌تردید، فشارهای سیاسی و تبلیغاتی آمریکا و اسرائیل علیه حماس از این پس شدیدتر خواهد شد.
یکی از گزینه‌هایی که تل‌آویو و واشنگتن از این پس جدی‌تر دنبال خواهند کرد، استفاده از اهرم اختلاف نزد حماس و دیگر فلسطینی‌ها است. از این‌رو، رهبران حماس در داخل و خارج از سرزمین‌های اشغالی با وضعیتی به‌مراتب دشوارتر مواجه خواهند شد. بنابراین کشتی‌بان را سیاستی دیگر لازم است. تشکیل دولت وحدت ملی که مقاومت را پشتوانه خود داشته باشد، سلاحی کارآمد برای حماس و فلسطینی‌ها خواهد بود. اگرچه اسرائیل و رهبران خشونت‌طلب آن باید اذعان داشته باشند که هرکس باد بکارد،‌ توفان درو خواهد کرد.