دکتر رضا براهنی
دکتر رضا براهنی از اعضای کانون نویسندگان ایران است که سالیانی چند است جلای وطن کرده و در خارج از کشور زندگی میکند. او 29 بهمن 1357 به مناسبت نخستین قیام مورد تبریز در روزنامه اطلاعات مقالهای تحت عنوان « تبریز: آوردگاه انقلاب و ضد انقلاب!» نگاشت که درج گزیدههایی از آن، خوانندگان را با حال و هوای آن روزگار آشناتر میکند و به ما این درس را میدهد که بررسی هر پدیدهای در صورتی ما را به نتیجه نزدیک به واقع میرساند که آن را در ظرف زمان و مکان خود واکاویم و اگر با معیارهای امروز به بررسی وقایع تاریخ بنشینیم، در مسیر کشف حقیقت گام ننهادهایم:
نخستین صفحه انقلاب امروز ایران، در قم نوشته شد، نخستین فصل آن در تبریز، فصول دیگر آن در سراسر شهرهای ایران و انقلاب باید ادامه پیدا کند تا فصول بعدی آن نگاشته شود. وقتی ترکیب اصلی انقلاب سیمای واقعی خود را در تبریز نشان داد، دژ اصلی دژخیم، یعنی ارتش شکاف برداشت. سرباز پادگان تبریز حاضر شد افسر خود را بکشد، ولی حاضر نشد روی مردم مسلسل بکشد. روزنامههای غربی، به ویژه روزنامههای آمریکایی که مدام از ایران تحت تسلط شاه به عنوان « جزیره ثبات» سخن میگفتند، نوشتند که رژیم شاه ترک برداشته و شاه دچار بحرانی شده است که هنوز روشن نیست، آیا از آن جان سالم به درخواهد برد یا نه؟ گرچه فصلهای بعدی نشان داد که شاه از این مهلکه و مهلکههای دیگر جان سالم به در نبرد، لکن در همان زمان،ضد انقلاب دست به کار شد. ارتش از جاهای دیگر به طرف تبریز سرازیر شد. هلیکوپترهای شاه آسمان تبریز را اشغال کردند. تبریز صدها کشته داد و بدین وسیله این سابقه درخشان را هم بر کلیه سوابق انقلاب، ترکیبتهای اصلی خود را نخست در تبریز در برابر یکدیگر بسیج کردند. ترکیب اصلی انقلاب ایران، ترکیبی است مرکز و ناموزون. انقلاب اول ایران یعنی انقلاب مشروطیت، گرچه انقلابی اصیل و مهم بود، ولی نتوانست دمکراسی را بر ایران حاکم کند...
موج دوم انقلاب ایران که با مبارزه برای حقوق دمکراتیک شروع شده بود، در فصل اولش با شکست مواجه شد و فصول دوم و سوم چهارمش هم به شکستهای دیگر منتهی شد فصل درخشان 30 تیر که در آن مردم ایران سیلی جانانهای بر چهره سلطنت زدند، نتواست فصول درخشان دیگری بر کتاب انقلاب ایران بیفزاید. ملی کردن نفت ایران که فصلی درخشان علیه استعمار و استبداد بود،با برنامههای ملیسازی دیگری تقویت نشد. دکتر مصدق که باید پس از 30 تیر، کارگران را مسلح و تمام مردم شهرهای ایران را علیه ارتش ضدمردمی شاه بسیج میکرد،با امتناع از چنین تسلیح و بسیجی، در واقع انقلاب دوم ایران را در برابر شکستی دیگر قرار دارد...
ضد انقلاب، نهادها و تاسیاساتی به وجود آورد که یکسره در اختیار امپریالیسم بود. ارتش، سازمان برنامه، شرکت نفت، دانشگاه، وزارتخانهها، سازمان امنیت، ژاندارمری، پلیس این بروکراسیهای استعماری حاکم بر تمام امور ما، در تمامی شهرها، قصبات و روستاهای ایران ریشه دواندند. برای نوشیدن جرعهای آب در این ممکلت باید از وزارت خارجه آمریکا، سفارتخانههای خارجی و مستشاران و مزدوران آمریکایی اجازه گرفته میشد.
دوران ضد انقلاب دوم ایران – از 28 مردادماه 32 تا 29 بهمن ماه 56، یعنی تا آغاز فصل اول انقلاب .
(ضد) انقلاب سوم ایران، شومترین، وحشیترین و تاریکترین دوران تاریخ ایران بود و اگر انقلاب سوم ایران، یعنی انقلاب کنونی میخواهد موفق شود،باید رهبران آن،رشد مرکب و ناموزون تاریخ ایران را درک کنند تا بر اساس آن برنامه خلع ید از کلیه نهادهای ارتجاع پیاده شود...
واقعه 29 بهمن ماه تبریز از این نظر مهم است که ترکیبی که در ساخت انقلابی آن عیان شد. یعنی ترکیبی از جوانان کارگر، دهقان، بازاری، دانشآموز، دانشجو بعدها، به ویژه بعد از جمعه سیاه و بخصوص در روزهای بعد از ورود حضرت آیتالله خمینی به ایران و در مبارزه علیه رژیم بختیار و از همه بالاتر در هفته انقلاب شکل منسجم و قدرتمند خود را در برابر تاریخ عرضه کرد. انقلاب ایران، انقلابی است جوان و متعلق به جوانان. این جوانان شکست دو انقلاب ناکام ایران را نادیده گرفتند. و چه بسا که از ماهیت آن انقلابها اطلاعی هم نداشتند و تمام پادگان رژیم را تحت تسلط خویش درآوردند. اینک وظیفه تحقق بخشیدن بر کلیه درخواستهای دو انقلاب قبلی و وظایف اصلی انقلاب کنونی، پیش روی جوانان ماست؛ ترکیبی است ناموزون و از فاصلههای مختلف زمانی برگرفته و در کنار هم چیده شده، جوانان ما، انقلابیون ما قدرت آن را دارند که این ترکیب ناموزون را با نیروی انقلاب خود به بنایی سراسر موزون تبدیل کنند.