خبر مسرت بخشی که رییسجمهور ایران اسلامی در مشهد به اطلاع مردم ایران رساند نقطه عطفی در تاریخ دیپلماسی و چالشهای فیمابین ایران و جهان غرب است.
بحمدالله به همت دانشمندان جوان ایران به فاصله اندکی پس از لغو برنامه تعلیق داوطلبانه غنی سازی اورانیوم موفق شدند در تأسیسات نطنز با راه اندازی 164 دستگاه سانتریفیوژ اورانیوم را با درجه خلوص 5/3 درصد غنی سازی نمایند، و این در حالی است که تمام فعالیتهای هستهای ایران به طور کامل زیر نظر آژانس بینالمللی انرژی هستهای قرار دارد. بر این اساس تهران میتواند در مدت زمان کوتاهی 164 سایت غنی سازی مورد اشاره را تکثیر نموده و به مرحله غنی سازی و تولید صنعتی برساند. بنابراین شکی نیست که با وجود پتانسیل نیروی انسانی و منابع طبیعی قابل توجه در ایران و با توجه به پیشرفتهای موجود، دستیابی ایران به تکنولوژی چرخه سوخت هستهای آن هم در داخل خاک کشور به نقطه غیر قابل بازگشتی رسیده است و دنیا باید شاهد ورود ایران به باشگاه هستهای جهان باشد.
دستاورد فوق الاشاره بهترین و کوتاهترین پاسخ برای کسانی است که پایمردی و دیپلماسی مقتدرانه دولت را در چالشهای هستهای بهانه تهدیدهای نظامی علیه ایران عنوان میکردند و مسئولین کشور را از موضعگیری عزتمدارانه و آزادمنشانه بر حذر میداشتند. الزامات و شرایط عصر جدید، پیشرفتهای اقتصادی، افزایش نیاز جوامع به منابع انرژی گسترده، مسائل مربوط به محیط زیست و غیره ثابت کرده است که انرژی هستهای در غالب جوانب زندگی فردی و اجتماعی بشر تأثیر به سزا و تعیین کننده دارد و بنابراین شکی نیست که دستیابی هر کشوری بویژه با شرایط ایران اسلامی به انرژی هستهای و بومی کردن این تکنولوژی اهمیتی بیش از مسأله ملی شدن نفت دارد و به یقین میتوان گفت دولتها و ملتهایی که در دهههای آینده محروم از اینگونه منابع انرژی نوین و موثر هستند در نظام بینالمللی و اقتصاد بین الملل طفیل و دنبالهرو خواهند بود.
غرب هم به این نکته واقف است که دستیابی به 1 انرژی هستهای مهمترین آلترناتیو حضور فعال در نظام بینالملل جهان آتی خواهد بود کما اینکه الان نیز چنین است. مگر اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل یا همین کشورهای انگشت شماری که تحت عنوان کشورهای صنعتی و غیره اراده خود را به قاطبه ملتها و کشورهای جهان تحمیل میکنند چه امتیاز فوقالعادهای دارند. آنها علاوه بر استفاده صلح آمیز از انرژی اتمی، در جنبه غیر صلح آمیز نیز کار خود را کرده و نیروی نظامی خود را مسلح به تجهیزات هستهای کردهاند و حتی مدعیترین نظام حکومتی غرب یعنی آمریکا که داعیه رهبری جهان دموکراسی و حقوق بشر را دارد در سابقه خود تجربه سوء استفاده عملی از جنگافزارهای هستهای را نیز دارد و این در حالی است که همینها وقتی نوبت به دیگر ملتها میرسد به بهانههای واهی و مضحک و غیر منطقی و غیر حقوقی سعی میکنند آنها را حتی از دستیابی به جنبههای صلح آمیز انرژی هستهای محروم کرده و برای همیشه ملتها را محتاج خود سازند.
امروزه قاطبه ملتهای عالم بویژه نخبگان به کاربرد انرژی هستهای واقف شده و عملاً نیز تجربه کردهاند و میبینند حتی غرب با مسلح شدن به جنگ افزارهای هستهای اراده خود را به جهان تحمیل میکند و خود غرب نیز اقرار میکند تا زمانی که این حربه فقط در دست خود آنهاست همین فضا و اراده در نظام بینالملل گفتمان غالب خواهد بود.
شاید بعضی از کشورها که با وجود داشتن معضلات قابل توجه اقتصادی در حوزه تأمین نیازهای اساسی مردم خود، در حوزه انرژی هستهای به تبعیت از غرب راه خود را برای دستیابی به سلاح هستهای کج کرده و عنصر دفاعی خود را تقویت کردهاند متوجه اهمیت قضیه در ابعاد بینالمللی شدهاند، زیرا این بدعتی است که غرب بنای آن را گذاشت.