تاریخ انتشار : ۱۷ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۸۰۹۳۵

ترجمه: بنفشه غلامى
یکى از تأکیدهاى اشتباه و دلگرمى هاى بى جهتى که مقامات آمریکایى و در رأس آنان بوش در جریان حمله به عراق به مردم این کشور داده بودند، بازسازى عراق با استفاده از منابع طبیعى این کشور یعنى نفت بود اما حالا خیابان هاى این کشور پر از خروش اسلحه ها و فریاد و هلهله عراقى ها است و ادعایى که قبلاً بوش بر آن تأکید مى کرد، تحقق نیافت. البته در صورتى که آمریکایى ها بیشتر از پیش مراقب اوضاع مى بودند، تعمیرات مربوط به صنایع نفت عراق مى توانست با کمک شرکت نفتى آمریکایى در هالیبرتون، با ریاست مشاور رئیس جمهورى «دیک چنى» انجام گیرد.
این درحالى است که بخشى از قراردادهایى که منعقد شده، تعمیرات لوله هاى نفتى را شامل مى شد که براثر تاخت و تاز آمریکایى ها و بمباران ها ویران شده بودند. جالب آنکه نخستین چیزى که در دستور کار آمریکایى ها در بازسازى عراق قرار گرفت، تغییر خط لوله هاى نفتى بود که از آن طریق آمریکا مى توانست در زمینه نفت شمال خود صادرات بیشترى را در دستور کار بگنجانند و درآمدى بیش از 30 میلیون دلار و حتى بیشتر را کسب کند. نیویورک تایمز نیز چندى پیش در یک گزارش تحقیقاتى نوشته بود که چگونه اشتباهات و خطاهاى قابل اجتناب مهندسى موجب شدند در بازگشایى خطوط نفتى تأخیر بیفتد و اوضاع خطوط نفتى به گونه اى وخیم شود که براى کارگران این بخش موقعیت امنیتى اعلام شود. از طرف دیگر چیزى عاید عراقى ها براى بازسازى کشورشان نشود. نکته جالب این است که پیش از حمله به عراق به «هالیبرتون» درمورد این قرارداد، خبر داده شده بود آن هم بدون آنکه پیشنهاد خاصى در این مورد به مزایده گذارده شود. کمى بعد وقتى طرفداران حزب دموکرات در کنگره آمریکا شروع به پرسیدن پرسش هاى خود درباره این مسأله کردند، پنتاگون روى تخصص شرکت نفتى هالیبرتون در زمینه مدیریت چاههاى نفت و تجربه و کار طولانى اش تحت نظر گروه مهندسى ارتش انگشت گذارد.
اما نه تجربه، نه سرپرستى و نظارت چیزهایى نبودند که بخواهند در مورد پروژه خط لوله نفتى فتاح دستاویز مؤثرى باشند. زیرا هالیبرتون که قرار بود در مدیریت امور کمک مؤثرى باشد، بدون در نظر گرفتن هشدارهاى حتى متخصصان و مشاور خود شروع به حفارى کرد. آن هم بدون هیچ گونه آزمایش برروى میزان سختى زمین منطقه اى که قرار بود کار در آن صورت گیرد. نتیجه کار حفارى هاى این شرکت نفتى آن شد که ابزار مخصوص کار و مته ها و دریل ها به طور پیاپى شکسته مى شدند و حفره ها ریزش مى کردند. اینها موجب وقت گیر شدن کار براى گروه و ایجاد مشکلات بسیار ناشى از آن مى شد. بعد از گذشت ماهها از این مسأله و صرف 75 میلیون دلار هزینه سرانجام کار آنطور که باید سامان نیافت و تنها باعث برداشت پول از حسابى شد که براى بازسازى عراق در نظر گرفته شده بود.
درواقع پروژه خط لوله نفتى فتاح نمایانگر معامله اى خام و بدون تجربه بود. کار تعمیرات آن که بنا بود آنها انجام دهند، آنطور که باید انجام نشد و دولت بوش که انتظار مى رفت باید نظارت کار را برعهده داشته باشد، نتوانست از پس آنچه برعهده اش گذاشته شده بود، برآید. صادرات نفت نیز که مى توانست کمکى براى عراق در جهت بازسازى دوباره اش وپرداخت هزینه هاى آن مورد استفاده قرار گیرد، هرگز آنطور که باید در خطوط لوله نفتى جارى نشد. این درحالى است که آمریکایى ها اکنون دایه مهربان تر از مادر شده و مى گویند فساد در بخش هاى نفت و گاز عراق رخنه کرده است اما کسى حاضر نیست پاسخگوى هزینه بلندپروازى ها و بى تجربگى هاى هالیبرتون باشد. سه سال از اشغال عراق مى گذرد اما خیابان هاى بغداد همانند روزهاى جنگ، آشفته و ویران مانده‌اند.