حنیف غفاری
بالاخره گزارش "محمد البرادعی" مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) در خصوص پرونده هستهای ایران انتشار یافت. کلیت منفی این گزارش در فضای مسموم کنونی ایجاد شده توسط کاخ سفید و متحدان اروپایی واشنگتن جای بسی تامل دارد. البرادعی در سفر اخیر خود به ایران از نزدیک همکاری تهران و آژانس را مشاهده کرده بود. وی در جریان این سفر درخواست تعلیق اورانیوم را مطرح نمود که بر اساس مندرجات موجود و مکتوب در اساسنامه آژانس و NPT با مخالفت صریح مقامات کشورمان روبهرو شد. مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گزارش اخیر خود با نادیده گرفتن واقعیات و گریز از ماهیت صلحآمیز فناوری هستهای در ایران سعی کرده است تا به عنوان یک کاتالیزور (سرعتدهنده) فضای نظام بینالملل را در جهت تشدید فشارهای غرب بر تهران سیر دهد.
گزارش اخیر "البرادعی" اذهان را به سوی آغاز مذاکرات ایران ـ آژانس میبرد. از حدود سه سال قبل تاکنون "ابهامسازی" و "عدم حرکت بر اساس شفافیت" دو رکن اصلی رویکرد آژانس در قبال تهران را تشکیل دادهاند. حتی در مواردی که کلیت گزارش "البرادعی" در قبال ایران مثبت بوده است کلمات و واژگانی در آن گنجانده شده که فضا را جهت مانور مصنوعی غرب مهیا ساخته است.
بی دلیل نیست که میتوانیم "البرادعی" را فردی از جنس "ابهام" بنامیم. هنگامی که گزارش مطبوعات آمریکایی مبنی بر استراق سمع مکالمات تلفنی البرادعی و مقامات ایرانی منتشر شد، برخورد سرد و بیتفاوت مدیر کل آژانس و معاونانش موید قواعد نامرئی در عین حال ملموسی بود که در پشت پرده معادلات این نهاد بینالملل وجود داشت.
ابقای وجود البرادعی در راس معادلات آژانس باعث شد تا در روندی خودکار ابهامات موجود در خصوص او افزایش یابد. در آن زمان فشار کاخ سفید در راستای برکناری البرادعی ناگهان در جهتی مخالف متمرکز گردید و مدیر کل مصری آژانس مجددا در سمت خود ابقا شد.
گزارش اخیر "البرادعی" نقطه پیوند میان حوادث پشت پردهایست که در طول سه سال اخیر در فضای تعامل آژانس و غرب وجود داشته است.
در هر صورت گزارش البرادعی تاثیری در اراده تهران به عنوان قدرت اول خاورمیانه نخواهد داشت. فضاسازی مسموم و ایجاد القاهای کاذب در جو موجود هرگز توانایی رو به جلوی دانشمندان ایرانی را متوقف نخواهد ساخت. مسلما در چنین شرایطی غرب و افرادی که در راستای مانور کاخ سفید و اتحادیه اروپا گام بر میدارند بازنده نهایی خواهند بود؛ بازندگانی که در آیندهای نه چندان دور نسبت به اشتباهات و محاسبات غلط و ایدهآلگرایانه خود در قبال تهران اعتراف خواهند نمود.