تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۹:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۸۱۰۶۸
ابراهیم طمقائیل اشاره: پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، استکبار جهانی منافع زیادی را از دست داد. وقوع خرابکاری‌های اول انقلاب در شمال‌شرق و غرب کشور توسط مزدوران استکبار، رخداد تهاجمی 8 ساله علیه خاک و ناموس ملتی آزاده و تحریم‌های متعدد و ممتد اقتصادی هر کدام نمونه‌هایی از تلاش گسترده مستکبرین بر علیه انقلاب است. اما آنچه بیش از همه توجه دشمنان را جلب کرده، رخنه در اعتقادات، باورها و ارزش‌های نسل جوان کشورمان است. رویدادی که از سوی مقام معظم رهبری به شبیخون فرهنگی تعبیر شد. برای روشن شدن ابعاد و سابقه این تهاجم در گفتگوی کوتاه با حجت‌الاسلام و المسلمین امینی، امام جمعه شاهرود، موضوع مذکور را مورد بررسی قرار دادیم.

*آیا «تهاجم فرهنگی» واژه‌ای است که در دوران معاصر مصداق یافته و یا این که در همیشه تاریخ و به خصوص تاریخ اسلام وجود داشته است؟
**از روزگاری که فرهنگ اسلام شکل گرفته است تهاجم علیه این فرهنگ وجود داشته است. مثلا تهاجماتی علیه مسلمین از ناحیه یهودیان سراغ داریم سده‌های بعدی، وقتی اندلس فتح شد و مسلمان‌ها اسپانیای فصلی تا جنوب فرانسه را فتح کردند و فرهنگ و تمدن اسلامی را در آن مناطق گسترش دادند، ما تهاجم فرهنگی موفق دشمن و در مقابل شکست تاسف‌بار مسلمین را می‌بینیم در همه ادوار تاریخ اسلام تهاجم فرهنگی، گاه ضعیف و گاه شدید، حضور داشته است. پس از ظهور موفق انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام (ره)، بار دیگر یک حرکت فرهنگی در جهان اسلام و حتی فراتر از آن در تمامی نقاط دنیا شروع شد که رنگ و لعاب اسلامی داشت؛ بالطبع تهاجمات شدیدتری هم متوجه اسلام شد. بلکه به یک معنا می‌توان گفت که همه مستکبرین عالم علیه فرهنگ ملت‌ها به معنی الاعم تهاجم داشته‌اند. چون یکی از راه‌های تسلط کشورهای مستکبر همین است که فرهنگ ملت‌ها را یا به کل از بین ببرند و یا حداقل از درون تهی کنند و از این راه اسباب سلطه را فراهم کنند.
* اشاره کردید به تهاجم موفق فرهنگ دشمن در عهد فتح اندلس، اگر ممکن است در این باره توضیح بیشتری بفرمایید.
**طبق نقل‌های تاریخی، اندلس با گذشت، ایثار و شهادت‌طلبی مسلمانان فتح شد. مسلمین با اهداف متعالی اسلامی به این منطقه آمدند و به قصد هدایت هم آمدند. اتفاقا دشمن هم دست گذاشت روی همین عناصر و سعی کرد آن‌ها را مستحیل کند. به جای فرهنگ ایثار، فرهنگ تعیش و توجه افراطی به ظاهر و ملزومات مادی زندگی دنیایی را به مرور القا کرد. حق کارگزاران اسلامی را هم به این فضا و وادی شهوت‌رانی کشید. کسانی که وقتی آمدند، آنقدر از خود گذشته بودند که کشتی‌شان را آتش زدند و گفتند، ما آمده‌ایم برای یک امر مقدس و راه بازگشتی نیست؛ یا شهادت، یا پیروزی در سده‌های بعدی اهل تکثر در اموال، تکثر در مقام و شهرت و… شدند. دشمن موفق شد هم اعتقادات مسلمین را سست کند و هم آن‌ها را در وضعی قرار دهد که اگر هجمه‌ای نظامی هم شد، قدرت مقاومت داشته باشند. و شما در تاریخ هم می‌خوانید که گروه گروه از مسلمانان را یا کشتند و یا به دریا ریختند و در آن سلسله جنگ‌ها سپاه اسلام شکست نظامی سختی متحمل شد.
یکی از مواردی که به عنوان مصداق بارز اثر تهاجم فرهنگی در تاریخ گذشته مسلمین به ذهن من می‌رسد، واقعه عاشوراست. مورخین نوشته‌اند که سپاه شام و کوفه همگی التزامات ظاهری یک مسلمان را داشتند. اما نکته قابل بحث اینجاست که همین‌ها در مقابل فرزند رسول خدا، آن هم تنها چند دهه پس از رحلت ایشان صف می‌کشند و به قصد قربت شمشیر می‌زنند.
*جنابعالی این رویداد را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
**اجازه بدهید برگردیم به قبل از عاشورا. به یک معنا، پس از رحلت پیامبر، زاویه تنزل و انحطاط را در جامعه اسلامی می‌توان دید. شاهد اصلی عرض بنده جنگ‌هایی است که امیرالمومنین پس از رسیدن به حکومت داشت. سه جنگ اتفاق افتاد که طرف مقابل در هر سه جنگ مسلمان بود. چه صفین، چه نهروان و چه جمل. در هیچ کدام طرف مقابل امیرالمومنین ادعای کفر یا انکار یکی از مبانی و ضروریات دینی را نداشتند. در عاشورا هم همین طور است. آنجا هم عمر سعد به لشکریانش خطاب می‌کند: «یا خیل ا…» واقعا برای خدا آمده بودند و به قصد تقرب می‌جنگیدند. ریشه‌ همه این‌ها دور شدن جامعه از امامت امام عدل است. اگر جلودار جامعه اسلامی امام عادل – البته در زمان غیبت ولی فقیه – نباشید، ظواهر دینداری مردم به کارشان نمی‌آید. هرگاه مردم از ولایت جدا شدند به جایی نرسیدند و بر عکس هر وقت به فرمان ولی گوش سپردند سعادتمند شدند. دستگاه اموی هم تمام قدرت تبلیغاتی خود را به کار بست تا این اصل اساسی را تحریف و تضعیف کند و البته از تاریخ برمی‌آید که حداقل در برهه‌ای از زمان موفق هم شد.
*در بحث تهاجم فرهنگی، می‌توان دو گروه را مسوول دانست؛ مردم و مسئولین این دو گروه چگونه در توفیق یا شکست تهاجم فرهنگی نقش ایفا می‌کنند؟
**من فکر می‌کنم این هر دو مکمل هم‌اند. بهتر [ترین ]موفقیت تهاجم فرهنگی دشمن را مردم فراهم می‌کنند. اگر مردم هوشیار باشند، دشمن جرات پیدا نمی‌کند که فاجعه‌آفرینی کند. اما در عین حال این را هم نمی‌شود انکار کرد که کسانی که در جوامع تاثیر گذار بوده‌اند، در طول تاریخ و در حال حاضر، متهمان ردیف اول هستند. آن‌ها می‌توانند موجی ایجاد کنند که عوام مردم و آن‌هایی که خیلی آگاهی ندارد در فضای حق قرار گیرند. اما در عین حال عذری برای مردم نیست که چون تبلیغات بود، فریب خوردیم و …
*مکانیزم برخورد با تهاجم فرهنگی به نظر جنابعالی چگونه باید باشد و آیا استفاده از زور هم محل تعریف دارد یا خیر؟
**به نظر من برخوردهای سطحی تاثیر چندانی در مقابله با تهاجم فرهنگی ندارد حتی گاهی برخوردهای خشن جواب معکوس می‌دهد. باید در مقابل تهاجم فرهنگی دست به تحکیم مبانی اعتقادی و فرهنگی خودمان بزنیم. باید جامعه را نسبت به بعضی از مصادیق تهاجم فرهنگی آگاه کنیم. اگر این آگاهی ایجاد نشود برخوردهای صوری خیلی نتیجه ندارد. اما از کجا و از چه زمانی؟ من عرض می‌کنم که اولین قدم از خانواده باید برداشته شود. بخشی از بسترهای لازم برای این تهاجم را خانوداه‌ها با بی‌توجهی‌های خودشان مهیا می‌کنند. نهاد آموزش و پرورش، در وهله بعد، سهم عده‌ای در تحکیم یا تخریب و تحریف فرهنگی دارد. این کار در سنین پایین باید جدی گرفته شود. خانواده‌ها، مربیان، رسانه‌ها، نویسندگان و تمام دست‌اندرکاران امر آموزش و پرورش باید کاری کنند که بچه‌ها از طفولیت قدرت فهم تهاجم فرهنگی را پیدا کنند. زبان هنر، همه هنرهای هفت گانه، در این بخش سهم عمده‌ای می‌تواند داشته باشد. اجازه دهید تذکری به مسئولین بدهم و آن اینکه در دو زاویه هنر و ورزش می‌توان کارهای موثر زیادی به منظور غلبه بر تهاجم فرهنگی و جلوگیری از بروز آثار آن در فکر، گفتار و رفتار جوانان صورت داد چون اتفاقا این قشر به این دو زمینه گرایش زیادی دارد و البته نیل به این هدف، برنامه‌ریزی و سلطه و تحقیق اصولی فراوان می‌طلبد.
*به عنوان سوال آخر، چه پیشنهادی به جوانان، به منظور مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن دارید؟
**جوانان اگر نسبت به مطامع دشمن، چه در گذشته و چه در عصر حاضر کسب اطلاع کنند و بدانند که چه برنامه‌ها و افکار پلیدی در ذهن دشمنان جهت سست کردن نیروی جوانان می‌گذرد، بالانصاف نتیجه خواهند گرفت که ظاهرسازی دشمنان به صلاح آنان نیست. مطالعه تاریخ و کسب عبرت از تاریخ، چه در حوزه خاورمیانه و چه درباره کل جهان، مطالعه در بخش دین و عقاید دینی نقش بسیار مهمی بازی خواهد کرد. متاسفانه در زمان ما برخی خرافه‌ها، بدعت‌ها و بد عمل کردن‌ها لطمات زیادی به ساحت مقدس دین وارد آورده و به طور غیر مستقیم کمک زیادی به توفیق دشمن در تهاجمات فرهنگی علیه مسلمانان کرده است. اگر جوانان در بخش‌های مختلفی مثل امامت، عصمت، اعجاز، مهدویت، انتظار به صورت علمی و تحقیقی، اعتقادات خودشان را تحکیم کنند، بخش عمده راه را طی کرده‌ایم.