مهدی جهانتاب
تاریخ , گویاترین زبان زمان , به ما آموخته است که روزی در مورد ما نیز خواهند نگاشت . فراموش نکنیم که تاریخ نویسان امروزی در عصر تکنولوژی ارتباطات منتظر پیک درباریان و قدرتمندان نمی نشینند که فقط , آنچه بنگارند که دیکته شده است . امروز میلیون ها چشم نظاره گر ما هستند و می بینند آنچه را که ما فقط نگاه می کنیم .
به بهانه افتتاح قرارگاه شرق در فروردین امسال در استان سیستان و بلوچستان برای اولین بار پس از سالها احساس کردیم که جای آن است آنچه را سالهاست در گلوی مان خفه شده است , فریاد بزنیم . از سوی دیگر زخم های کهنه مان که با آن بزرگ شدن را تجربه کرده ایم و باورمان شده بود که درمانی ندارد , دوباره به یادمان آمد. گفتیم شاید درمانگری یافت شود طبیب دردهای پنهان جامعه مان .
بیاد آوریم که گاه به عنوان مرزنشینان شرق کشور بر ما مباهات می شده است و حفظ و حراست از این سرزمین تفتیده به ساکنان آن نسبت داده شده است . با خود گفتیم آیا ما نگهبانان شایسته ای برای این سرزمین بوده ایم دیدیم که این سرزمین سالهاست پس از انقلاب به صورت کاملا مشهود مورد هجوم واقع شده و ما به عنوان اسرای این هجوم هنوز نیز به عنوان حافظان مرزهای جمهوری اسلامی خطاب می شویم . ما می گوییم این جبهه شرق است با تفاوتهای بسیار باجبهه غرب . در جنگ جبهه غرب , که سرزمین ما به اشغال درآمده بود , جهادی را بر خود واجب نمودند و تا پس گرفتن هر وجب آن دست برنداشتند. آن روزها را فراموش نمی کنیم که حضرت امام رحمه الله علیه فرمودند : « جنگ جنگ است و عزت و شرف ما در گرو همین مبارزات . »
امروز می خواهیم به همه دولتمردان و سیاستمداران بگوییم که چرا این جبهه خانمان برانداز به این سادگی فراموش کرده اند !
اگر در جبهه غرب قصد نابودی فرزندانمان را با سلاحهای جنگی نمودند , حداقل صدایش به گوش تمام جهان رسید , اما در جبهه شرق سلاح خزنده ای بکار گرفته شد که نه تنها جهانیان بلکه خودمان نیز صدایش را نشنیدیم و یا اگر شنیدیم آن را جدی نگرفتیم .
اگر در جبهه غرب لحظه ای را برای اقدام از دست ندادیم , در جبهه شرق سالهاست که فرصتهای طلایی را از دست داده ایم .
اگر در جبهه غرب , قربانیان مبارزه مان , افتخار مملکت شدند , درجبهه شرق قربانیان ننگ ابدی بر پیشانی خود دارند.
اگر جبهه غرب را می شد پس از هشت سال به آرامش برگرداند , جبهه شرق امروز در آرامشی مرگ بار به تمام سرزمینهای خودی حمله نموده و در حال اشغال خزنده آن است .
اگر در جبهه غرب دشمن به دنبال یافتن سلاحی با برد بیشتر بود , در جبهه شرق یقین دارد که برد سلاحش حتی مرکز را نیز به راحتی هدف دارد و هر روز بدون انفجار و خونریزی در حال نابودی هستی این مملکت است .
اگر در جبهه غرب دشمنان تعریف شده ای وجود داشت , در جبهه شرق , دشمن فقط خارجی نیست بلکه خودی نیز ناآگاهانه دشمنی می کند.
اگر در جبهه غرب مردان غیور ایرانی از هتک حرمت ناموس ایرانی به دست بیگانه به خشم آمدند , در جبهه شرق , خودی است که این حرمت را می شکند.
اگر در جبهه غرب , مادران و زنان به قربانیان خود افتخار می کردند , در جبهه شرق خانواده های قربانیان جز خفت و خواری ابدی چیزی را تجربه نمی کنند.
اگر در جبهه غرب . زنان و کودکان در امان ماندند , در جبهه شرق , خانمانشان برانداخته شد و نه تنها کسی بر سرشان دست محبت نکشید بلکه بی مهری ها آنان را نابود ساخت .
اگر در جبهه غرب . مجروحین را با تمام عزم و امکانات به پشت جبهه منتقل و به درمانشان می پرداختیم , در جبهه شرق , آسیب دیدگان پناهی ندارند.
اگر در جبهه غرب با دست خالی جنگیدیم و افتخار پیروزی را بر تاریخ این ملت حک نمودیم , در جبهه شرق با دست پر مبارزه را باختیم و گویا هیچ اتفاقی نیفتاده است .
در جبهه غرب مجازات دشمن مطابق درجه خیانتش سنگین تر می شد , اما در جبهه شرق سردمداران خیانت از اشد مجازات در امان ماندند.
در جبهه غرب خانه های ویران شده مورد تفقد و مهربانی قرار می گرفت و حمایت می شد , اما در جبهه شرق ویرانه ها ویران تر شد.
در جبهه غرب بر شجاعتمان یقین کردیم وپیش رفتیم , اما در جبهه شرق احساس ضعف کردیم و عقب نشستیم .
در جبهه غرب هر وجب از خاک کشورمان را حساب کردیم , در جبهه شرق هکتارها را هم نادیده گرفتیم .
در جبهه غرب , دشمن با قدرت تمام دنیا بر ما هجوم آورد , در جبهه شرق , دشمن قدرتی نداشت اما ما جبهه را دو دستی تقدیم کردیم .
در جبهه غرب , با چنگ و دندان ماندیم و پیروز شدیم و به آن افتخار می کنیم , در جبهه شرق جنگ را فراموش کردیم و به خواب خوش فرو رفتیم .
بگذریم که اگر به جبهه غرب و شرق فقط نگاه نکنیم بلکه قصد کنیم که ببینیم , خواهیم دید آنچه را که بر این سرزمین دور افتاده و جبهه فراموش شده گذشت و دولتمردان آمدند و رفتند و یا نگاه کردند و ندیدند و اگر دیدند غفلت کردند , اما چرا ما نیز متحیریم !
اکنون به نظر می رسد اگر قصد داریم این جبهه را دریابیم و به فریادش برسیم باید از گذشته عبرت بگیریم و راهی را در پیش بگیریم که از سرعت پیشروی این دشمن غیر فرضی سریعا جلوگیری نموده و همزمان به فکر نجات قربانیان آن و نابودی عاملان آن باشیم . لذا مواردی که به نظر می رسد می تواند راهگشا باشد گر چه دولتمردان خود بهتر می دانند اما بار دیگر برای ادای تکلیف گوشزد خواهد شد شاید موثر افتد.
1 ـ در بحث مبارزه با اعتیاد باید هر سه میم « محیط » , « معتاد » و « مواد » را با هم هدف قرار داد. سالهاست کمیته کاهش تقاضا از گسترش مواد و آلودگی محیط غفلت نموده و دستاوردی حاکی از کاهش تقاضا را نیز در پرونده عملکرد خود ندارد.
2 ـ سالها پس از سال 1369 با اجرای طرح « والعادیات » با شعار « معتاد مجرم است نه بیمار » (هنوز معلوم نیست که معتاد مجرم است یا بیمار) ما شاهد بودیم که در سالهایی که معتاد را بیمار می شناختیم با او برخورد قضایی بیشتری می کردیم و اکنون نه به قضای قانون امیدی است و نه درمان طبیب . آیا وقت آن نرسیده است که تکلیف روشن شود
3 ـ برای مبارزه در جبهه شرق یک بار دیگر باید جهاد ملی اعلام شود . باید زبده ترین , عادل ترین و قاطع ترین قضات به این منطقه گسیل شوند تا امنیت آنان را که سالها در امن و امان زندگی و ناموس مردم را به تاراج بردند بر هم زنند.
4 ـ در جبهه شرق باید کلیه نیروهای نظامی و انتظامی هر روز در حال آماده باش و مبارزه با دشمن غیر فرضی باشند. آنان باید همچون سربازان غرب کشور از سرنوشت خود و خانواده شان در صورت درگیری با دشمن مطمئن باشند تا با دلگرمی و انگیزه قوی به پایگاه دشمن حمله کنند. در این جبهه نیز باید سرباز خاطی مجازات سرباز فراری از جبهه را تجربه کند.
5 ـ در این جبهه نیز بار دیگر نیروهای مردمی و بسیجی را به میدان آوریم چرا که آنان در سربلندی و پیروزی در جبهه غرب نقشی انکارناپذیر داشتند.
6 ـ همچون جبهه غرب هر روز عملیات وپیشرفت آن را زیر ذره بین بگذاریم و با تمام قوا برای یافتن راههای عملیاتی بهتر تلاش کنیم .
7 ـ بپذیریم که فرماندهی جبهه شرق نیز همچون جبهه غرب حیاتی است . سالهاست که این فرماندهی جز یک درجه سمبولیک نیست و به کسانی سپرده می شود که صدمین وظیفه شان فرماندهی این جبهه سنگین است .
8 ـ بپذیریم که در این مبارزه باید سلاحهای جنگی را بدرستی انتخاب کرد چرا که در این جبهه دشمن اغلب خودی است نه بیگانه . از سویی نابودی اش سهل تر و از سویی دیگر پیامدش سنگین تر است .
9 ـ بیاییم همزمان به بازسازی این منطقه جنگ زده که سالهاست فراموش شده است نیز بپردازیم . در جبهه غرب مظاهر ویرانی را ساختیم و به آن افتخار می کنیم اما در جبهه شرق مظاهر ویرانی از خانه ها به خیابانها , سپس به ادارات و بزودی در مقر فرماندهی جبهه نیز نفوذ خواهد کرد. روزگاری بود که با کارمند اداری معتاد برخورد می شد اما امروز. نمایشگاه دائمی معتادین به درجات مختلف در ادارات دولتی برپاست ! ما دیگر فراموش کرده ایم که آنان مظاهر ویرانی در جنگ جبهه شرق هستند.
بپذیریم که سهل اندیشی و سهل انگاری در این جبهه تاوان بزرگی را برگرده ما تحمیل نموده و دیگر خانه ای نمی بینید که مورد هجوم دشمن قرار نگرفته باشد. بیاییم عزمی دوباره را جزم کنیم و بیاد آوریم که « جنگ , جنگ است و عزت و شرف ما در گرو همین مبارزات . »