تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۸۱۱۱۱
مناظره غرویان و موسویان در دانشگاه شاهرود

گروه سیاسی: «مبانى مقبولیت و مشروعیت نظام اسلامى» موضوع مناظره‌اى بود که با حضور حجت الاسلام غرویان و حجت الاسلام موسویان در دانشگاه صنعتى شاهرود برگزار شد. محسن غرویان به عنوان اولین سخنران به بحث در باب مردم سالارى دینى در این برنامه پرداخت و گفت: اعتقاد ما بر دین سالارى مردمى است که با مردم سالارى دینى تفاوت دارد. در ترکیب، این دو کلمه از نظر فرع و اصل بودن دین سالارى مردمى درست است و مقام رهبرى که از واژه مردم سالارى دینى استفاده کرده اند بدون نظر بوده و ایشان تنها اصل ترکیب را بیان کرده اند. وى منشاء قانونگذارى را تنها خدا دانست و سخن کسانى را که قائل به جمع خدا و مردم در منشاء قانون هستند از مصایق شرک عنوان کرد.ابوالفضل موسویان نیز در پاسخ به سخنان غرویان به بحث نائینى در باب مردم سالارى اشاره کرد و افزود: مرحوم نائینى در تنبیه الامه و تنزیه المله به بحث درباره مردم سالارى دینى پرداخته و با استناد به آیات و روایات، حکومت را از وسایل در اختیار مردم برشمرده است.
وى با این توضیح افزود: در ابتداى مشروطه نیز بحث شرک مطرح شده که نائینى با آن مخالفت کرده و به ذکر مصادیقى از اهمیت دادن به راى مردم در صدر اسلام از جمله ماجراى حکمیت پرداخته است.وى همچنین سخن حجت الاسلام غرویان در بدون نظر بودن تقدم دو کلمه دین و مردم سالارى در واژه مردم سالارى دینى را نپذیرفت و گفت: ما معتقدیم بحث دموکراسى و مردم سالارى در اعتقادات ما وجود داشته و کسانى هم که بحث مردم سالارى دینى را مطرح کرده اند به تقدم آن نیز توجه داشتند. در ادامه بحث درباره نقش مردم در مشروعیت بخشى به نظام، غرویان نقش مردم را منحصر به زندگى طبیعى آنها دانست و افزود: در موارد عرفى نظر مردم شرط است ولى در مسائلى که کارشناس دین باید نظر دهد نظر مردم را نمى توان پذیرفت و محتواى حکومت نیز از مواردى است که در آن نظر کارشناس دینى باید در نظر گرفته شود هر چند ساختار و فرم حکومت با راى گیرى از سوى مردم است.
موسویان در این مورد به جنگ بدر و مشورت پیامبر با مردم در این جنگ اشاره کرد و سخن حجت الاسلام غرویان را درباره عدم نقش مردم در محتواى حکومت نپذیرفت و گفت: با توجه به اینکه جهاد یک حکم شرعى است پیامبر نظر مردم را درباره جهاد، نحوه جنگیدن و صلح جویا مى شدند.وى همچنین ولایت فقیه را از جمله مواردى دانست که در آن نظرات مختلفى وجود دارد و نظر آخوند خراسانى را برشمرد که ولایت را در امور حسبه مى پذیرد.غرویان در مخالفت با موسویان مسئله ولایت را از اصول اعتقادى دانست و افزود: مسئله ولایت فقیه ریشه در اصول بنیادین دارد و در بحث شکل و محتوا نیز هر فرمى با هر محتوایى سازگار نیست و باید تناسبى میان این دو وجود داشته باشد. وى همچنین مشروعیت جهاد را با راى مردم ندانست و آنها را تنها یارى کننده فقیه در انجام وظایفش مطرح کرد و گفت: در هر جامعه اى نیاز است که کسى نظر نهایى را بدهد و از نظر ما این فرد نهایى فقیه است.در پاسخ به این سخنان موسویان گفت: فقهاى ما از جمله شیخ مرتضى انصارى اصل را بر عدم ولایت مى گذارند و حتى در ولایت پیامبر نیز دلایلى را بیان کرده و سپس وارد ولایت دیگران مى شوند و آن را نمى پذیرند. علاوه بر شیخ مرتضى انصارى، محقق اصفهانى نیز از جمله کسانى است که ولایت را بعد از ائمه براى کسى جایز نمى داند.
در مورد این مسئله که حرف نهایى توسط چه کسى باید زده شود نیز موسویان این مسئله را از حقوق مردم دانست و اضافه کرد: ولایت را خداوند براى معصومین قرار داده اما حتى آنها نیز حق تحمیل آن بر مردم را ندارند و تفاوت پیامبر و امام در این است که پیامبر براى هدایت فرستاده شده اما امام به منزله کعبه اى است که مردم باید به سراغ او بروند.غرویان بحث دموکراسى مطرح شده از سوى موسویان را غیرقابل قبول خواند و گفت: ما نمى توانیم بگوییم شریعت ما را به حال خود وانهاده و اصل بر عدم ولایت است و دموکراسى با ارکان شکل گرفته در اروپا را براى جامعه ما نامناسب ارزیابى کرد.موسویان در پاسخ به نقل سخنان امام خمینى(ره) در تایید دموکراسى پرداخت و به قانون اساسى جمهورى اسلامى اشاره کرد که در آن حاکمیت از آن خداوند است و انسان در زندگى اجتماعى خود آزاد گذاشته شده است. وى افزود: در جو انقلابى 1357 هر سخنى از سوى امام(ره) بدون چون و چرا از سوى مردم پذیرفته مى شد اما امام به مردم بها داده و لفظ جمهورى را در کنار اسلامى قرار دادند.
در نقد این سخنان غرویان به مخالفت امام با لفظ جمهورى دموکراتیک اسلامى که از سوى برخى افراد پیشنهاد شده بود اشاره کرد و گفت: در دموکراسى غربى تنها به کنترل بیرونى توجه مى شود و حال آنکه ما در جامعه اسلامى علاوه بر کنترل بیرونى به کنترل درونى که شامل مکانیسم هاى درونى حاکم است نیز توجه داریم.موسویان در مقابل مردم سالارى را بیش از یک روش خواند و موافقت امام(ره) با جمهوریت را از مصادیق توجه ایشان به راى و نظر مردم برشمرد.وى افزود: یکى از تفاوت هاى ما با اندیشه غرب در این است که اگرچه اومانیسم در این اندیشه مطرح شده اما در اسلام نیز بحث کرامت انسانى وجود دارد مانند این آیه قرآن «لا اکراه فى الدین» که دین اجبار را نپذیرفته و براى انسان ارزش قائل شده است.