تاریخ انتشار : ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۸۱۱۱۷

محمد ایمانی
کوه، موش زایید. باز هم چند دولت نصفه و نیمه اروپای پیر این دست و آن دست کردند و جلسه گذاشتند و چرتکه زدند و غوغا و هیاهو به راه انداختند و سیمای کسی را به خود گرفتند که می خواهد وضع حمل کند و... آخر سر، همان شد که دفعات قبل شده بود. خلاف همه هیاهوها، خبری نبود.
اروپای فرتوت و تهی‌دست ـ مشخصاً 3 کشور انگلیس، فرانسه و آلمان با انبوهی از بحران های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی رو به وخامت در داخل ـ که این سال ها کاملاً نشان داده به ریزه خواری از سفره آمریکا گردن نهاده، باز هم بسته ای از به اصطلاح «مشوق»ها را برای ترغیب ایران به دست شستن از برنامه هسته ای تدارک کرد. بسته ای که باز هم پر از خالی است و البته دور از انتظار هم نبود که اروپای «بی چیز» و «بی اراده» چیزی برای عرضه نداشته باشد.
طنز قصه آنجاست که آمریکا پس از ناکامی در 3 نشست مسکو، پاریس و نیویورک ـ که مورد اعتراف تمام خبرگزاری‌ها و رسانه‌های غربی قرار گرفت ـ اینک دست به دامن اروپایی می شود که از حدود 5/1 سال پیش با نشان دادن میزان توانایی خویش، از حیّز انتفاع ساقط شده و همین آمریکایی ها از همان زمان اعلام می کردند که نقش اروپا به سر آمده و دیگر از طریق 3 کشور اروپایی نمی شود در قبال ایران کاری از پیش برد. و حالا ماجرای جدید پس از آن رخ می دهد که ایران اعتنایی به ارجاع غیرقانونی پرونده اش از شورای حکام آژانس به شورای امنیت و اشتلم های اعضای غربی ـ و برخی پیغام های در گوشی اعضای شرقی ـ نکرده و شورای امنیت به مرز قفل شدن رسیده تا آنجا که برخی مقامات آمریکایی تصریح کرده اند امید چندانی به تفاهم در شورای امنیت سازمان ملل ندارند و مایلند تحریم هایی را خارج از مکانیزم سازمان ملل به صورت یک ائتلاف اروپایی ـ آمریکایی عملی کنند.
هدف جبهه اصلی متخاصم در غرب روشن است؛ محروم ساختن ایران از «حق قانونی، طبیعی و مشروع» خود و سپس افزون طلبی های جدید در صورت پیروزی در گام اول. اما پیداست که محروم کردن یک کشور از «حق» خود، نمی تواند حمایتی را در دنیا برانگیزد پس طراحان آنها چاره را در آن دیده اند که در پروژه ای فرآیندی، زمان دار و فرساینده، از یک سو به روحیه ملت و حاکمیت ایران لطمه بزنند تا از پای در آیند و از سوی دیگر به تدریج در دنیا چنین القا کنند که ما به هر نحو خواستیم کوتاه بیاییم و با ایران معامله کنیم، آنها یکدندگی و لجاجت به خرج دادند، پس دنبال ساخت بمب اتمی هستند. غرب تصور می کند در این فرایند می تواند چین و روسیه را هم به لحاظ تئوریک و قانونی خلع سلاح کند و ادامه راه را نیز با معامله با این دو کشور طی کند.
چه باید کرد؟ با پیشنهاد جدید اروپا که با ما در ساخت 2 نیروگاه هسته ای آب سبک همکاری کند و به انعقاد قرارداد صادرات گاز ایران به اروپا (از طریق ترکیه) و هند (از طریق پاکستان) و نیز تسریع در عضویت در WTO کمک نماید، چگونه باید مواجه شویم؟
مسئله چند تاست. اول اینکه آیا مشکل ما همین به اصطلاح مشوق هایی است که آنها ارائه می دهند. آیا اینکه اروپا گدایی انرژی در دنیا می کند و چند روز در همین زمستان سال گذشته به خاطر قدرت نمایی روس ها و کم کردن فشار گاز صادراتی به اروپا، با نکبت و فلاکت به سر برد و صاحب نظران غربی گفتند روسیه جنگ سوم جهانی را بدون شلیک گلوله آغاز کرده، مسئله ماست که حالا بخواهند منت سر ما بگذارند که بله، مشوق می دهیم و حاضریم گاز بو گندوی ایران را بخریم؟! گدایی با این همه فیس و افاده؟!
مسئله دوم میزان عهدشناسی اروپا و امکان اعتماد به آنهاست. آیا آلمانی ها در ماجرای احداث نیروگاه بوشهر به تعهد خود عمل کردند و مانع از ایراد زیان به ایران نشدند که حالا به آنها اعتماد کنیم؟ و اگر نیروگاه مورد تعهد را برای ما احداث کنند، این امتیاز است یا عمل به وظیفه؟ یا فرانسوی ها که اجازه نمی دهند با وجود داشتن 10 درصد سهام کارخانه یورودیف، سهم خود از اورانیوم غنی سازی شده را از آن کشور خارج کنیم، قابل اعتمادند؟! و آیا انگلیسی ها از این دو آبرودارترند؟! روس ها که 5 سال است نیروگاه رو به اتمام بوشهر را گروگان گرفته اند، چه؟ آیا آنها قابل اعتمادترند؟!
مسئله دیگر، نوع برخورد اروپایی هاست. درست همان زمان که به اصطلاح قرار است مشوق‌هایی ـ به قول آقای سولانا سخاوتمندانه! ـ برای ترغیب و تشویق ایران ارائه دهند، زبان زهرآگین شان می جنبد که «عمیقاً از وضعیت حقوق بشر در ایران از جمله بهایی ها و صوفی ها و... نگرانیم و از مقامات ایران می خواهیم شهروندان خود را به علت ارتباط باسفارتخانه ها تنبیه و مجازات نکند». حتی اگر اروپا آداب دیپلماتیک و احترام متقابل را در تعامل خود لحاظ می کرد، پیشنهادهای «پر از هیچ» او ارزش پذیرش نداشت چه رسد به آنکه آشکارا نشان می دهد مسئله اش به مراتب بزرگ تر از آن چیزی است که ادعا می کند والا اگر مشکل حقوق بشر داشت که چشم به وضعیت بغرنج حقوق بشر در همین فرانسه و انگلیس و آلمان و آمریکا و فلسطین اشغالی و عراق و... نمی‌بست.
می‌خواهند حقمان را از ما بستانند و نام آنچه را ادعا دارند در «آینده» در ازای توقف «فوری» تمام فعالیت های اتمی به ما خواهند داد، «امتیاز» می گذارند. آیا تضییع حق مسلم با وعده آنچه نامش را امتیاز می‌گذارند، هم‌سنگ و هم‌وزن است؟
چه باید کرد؟ آقای سولانا گفته است «پیشنهاد سخاوتمندانه‌ای برای ایران داریم. پیشنهاد ما شجاعانه است... پاسخ نه به مشوق های ما دشوار است». آیا واقعیت همین است؟ یکطرف ماجرا، حق و منطق قانونی و مشروع ماست و طرف دیگر آن، زورگویی. و ملت ما با انقلاب اسلامی و ایستادگی بر سر اصول آن طی 27 سال گذشته ـ به رغم همه فشارها و جنگ روانی‌ها و تهدیدها ـ آشکار ساخته که هم حرف حساب و منطقی می زند و هم آنجا که پای زور به میان آید، زور بازو نشان می دهد و هرگز این دو عرصه را با هم اشتباه نمی‌گیرد.
حالا می‌مانند مردان دیپلماسی ما، اینکه کدام تاکتیک را برمی گزینند، به اختیار و ابتکار و هنرمندی آنهاست و اساساً اینجاهاست که نبوغ و خلاقیت دیپلمات ها خود را نشان می دهد و شکوفا می شود. اما تاکتیکی که انتخاب می شود باید متناسب با اهداف و استراتژی ها و اصول سیاست خارجی مبتنی بر منافع ملی و 3 اصل عزت، حکمت و مصلحت است.
اکنون که اروپا تعلیق غنی سازی و سایر فعالیت های مرتبط را به بهانه اعتمادسازی و مسئله امنیت جهانی مطالبه کرده، طرف ایرانی نیز می تواند پیشنهادی جامع و چند وجهی ـ به قول اروپایی‌ها پکیج ـ ارائه دهد از جمله اینکه:
1- چون اروپا و آمریکا چنین القا می کنند که نفس غنی سازی اورانیوم، تهدید علیه امنیت جهانی است، تمام تأسیسات هسته ای مربوط در آمریکا، انگلیس، فرانسه و کانادا و در صورت لزوم روسیه و چین به حالت تعلیق در آیند تا پس از آن که مکانیزم نظارتی لازم در آژانس تهیه شد، این فعالیت ها از سر گرفته شود یا در صورت اجماع جهانی، غنی سازی به صورت «جمعی و جهانی و کنترل شده» انجام شود تا آنها هم به صورت تشویقی از اورانیوم غنی شده برخوردار گردند. متقابلا ما هم می کوشیم زمینه صادرات گاز به اروپا و کاستن از دغدغه های مربوط به انرژی را در این قاره فراهم کنیم.
2- چون قدرت های هسته ای به تعهدات خود در چارچوب ان پی تی عمل نکرده و به جای خلع سلاح هسته ای، اقدام به افزایش این سلاح ها در خاک خود و هم چنین تسلیح برخی متحدان خویش در خارج از آژانس کرده اند، در اولین قدم، اختیار تام خلع سلاح را به «آژانس» و «سازمان ملل» ـ یا تیم منتخبی از اعضای آن ـ بدهند که در اقدامی زمان بندی شده، به خلع سلاح هسته ای جامه عمل بپوشاند و در کمتر از 6 ماه، بخشی از زرادخانه های آنها از این سلاح‌ها پاکسازی شود.
3- قدرت‌های بزرگ هسته‌ای اجازه دهند تیمی از بازرسان آژانس با همراهی ناظرانی از غیرمتعهدها و برخی اعضای منتخب سازمان ملل، از برخی مراکز هسته ای آنها که مشکوک به فعالیت های هسته ای غیرصلح‌آمیز است، تا سقف 2 هزار نفر روز (به اندازه بازرسی های فشرده انجام شده در ایران طی 3 سال اخیر) بازرسی و گزارش آن را برای افکار عمومی دنیا منتشر کنند.
4- آژانس از طریق شورای امنیت و شورای حکام اختیار تام پیدا کند تا بتواند ضمن مصاحبه ـ بازجویی ـ از مقامات ارشد آمریکا و انگلیس و... ـ به افکار عمومی دنیا گزارش کند که چگونه زرادخانه رژیم جنایتکاری چون اسرائیل انباشته از حداقل 200 کلاهک هسته ای شد و هند و پاکستان و برخی کشورهایی که هرگز به نظارت و بازرسی های آژانس تن ندادند، چگونه توانستند اورانیوم را تا مرز ساخت کلاهک هسته ای غنی کنند؟
متقابلا ایران آماده است در مکانیزمی قانونی و صلح آمیز، اروپا را در ترتیبات امنیتی جدیدی که خلاف امیال زورگویانه آمریکا در خاور میانه در حال شکل گیری است، مشارکت دهد.
5- ...
مواردی از این دست را می توان تحت عنوان تضمین امنیت جهانی و تضمین راه های استفاده صلح آمیز و جهانی از فناوری هسته ای در قالب یک طرح متقابل گنجاند و در مرئا و منظر افکار عمومی دنیا، به طرف اروپایی کادو کرد. این بسته، برخلاف بسته آنها پر از راهکار و پیام است. فراموش نکنیم ما به دلایل روشن در کانون توجه جهانی هستیم. اگر تهدیدی هست، فرصت های بزرگی هم در عرصه دیپلماسی پیش روی ما گشوده که قطعاً تاکنون سابقه نداشته است. زور را با زور باید پاسخ گفت، منطق را با منطق و دیپلماسی را با دیپلماسی. ما نه بدهکاریم و نه گنهکار که شرم حضور داشته باشیم. ما طلبکاریم و مظلوم اما دارای قدرت و پیام. این، کم سرمایه‌ای نیست.