تاریخ انتشار : ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۸۱۱۵۲

بسم الله الرحمن الرحیم
اگر واژه ها مجال درست تعبیر شدن پیدا کنند قطعا صفت تروریست بیشتر از همه , برازنده رئیس جمهور یاغی آمریکاست و اگر گفته شود تمامی تروریستهای جهان باید در برابر وی زانو بزنند حرف گزافی نیست . نگاهی به عملکرد و کارنامه او هرگونه تردیدی در اطلاق صفت تروریست به وی را از میان می برد. مشارکت در کشتار هزاران انسان به بهانه ها و توجیه های واهی , تنها بخشی از پرونده قطور تروریستی وی محسوب می شود.
لشکرکشی به کشورهای مستقل جهان و قتل عام هزاران غیرنظامی , حمایت صریح از جنایتکاران صهیونیست , تقویت تروریسم وگسترش تهدیدات تروریستی در جهان ناشی از اتخاذ سیاست های غلط , به تنهایی کافی است تا جورج بوش رئیس جمهور آمریکا به عنوان تروریست اصلی و شماره اول جهان تلقی شود.
با در نظر گرفتن این واقعیت , چنین فردی با یک چنین سابقه و مشخصه ای هرگز صلاحیت ندارد مدعی مبارزه با ترور و تروریسم در جهان باشد و برای کشورهای دیگر تعیین تکلیف کند. بااینحال , بوش اخیرا یکبار دیگر در مقام پرچمداری مبارزه با تروریسم در جهان برآمد و برخی از کشورها از جمله جمهوری اسلامی ایران را « حامی تروریسم » خواند.
آنچه در این میان جالب توجه است , اینست که دولت بوش نه تنها رژیم تروریست و جنایتکاری همچون رژیم صهیونیستی را که علنا و رسما دست به ترور می زند و نمونه بارز آن حمله تروریستی اخیر به یک زندان فلسطینی در مقابل دوربین های تلویزیونی رسانه های جهان و ربودن مبارزان فلسطینی بود , نه تنها حامی تروریسم ننامید بلکه به عکس , این رژیم را تلویحا قربانی تروریسم نیز تلقی کرد.
تامل و قضاوت در همین یک نکته به روشنی پوچی اتهامات اخیر واشنگتن در اطلاق واژه « تروریست » و « حمایت کننده از تروریسم » به برخی از کشورها را ثابت می کند.
اصولا « مبارزه با تروریسم » مستمسکی بیش نیست که دولت آمریکا در پوشش این شعار در پی نیل به اهداف نامشروع جهانی خود است . در قالب این سیاست چنانکه تجربه نشان داده است , رئیس جمهور آمریکا هر کشوری را که موافق سیاست وی حرکت نکند و مخل منافع استعماری وی باشد به سادگی به حمایت از تروریسم متهم می کند و کشورهای دیگر غربی نیز به سبب تفکرات همسو با واشنگتن , آنرا تکرار می کنند.
اگر منظور از واژه « ترور » , مفهوم تحت اللفظی آن یعنی ایجاد وحشت است و اگر چنانچه منظور از واژه مذکور , کشتار و قتل است در هر دو حالت این عبارت بیشتر از هر کشور ودولتی لایق خود آمریکائیها و قدرتهای استعمارگر غربی و فرزند نامشروع ونماینده غیرقانونی آنها , رژیم صهیونیستی است .
کدام جامعه وکشوری است که از سیاست های جنگ افروزانه واشنگتن و متحدین غربی آنها دچار وحشت نباشد و کدام قاره را در جهان می توان یافت که طعم جنایت های ماجراجویانه آن ها را نچشیده باشد.
نکته قابل تامل این است که دولت بوش که در کارنامه 5 ساله خود دو لشکر کشی و تهاجم خودسرانه نظامی را به دو کشور مستقل و مسلمان , بدون مجوز سازمان ها ومراجع بین المللی به ثبت رسانده است در مقام متولی مبارزه با ترور و تروریسم بر می آید.
با اینحال واقعیتی که هم اکنون بر جهان حاکم است این است که افکار عمومی جهان روز به روز از مواضع آمریکا فاصله می گیرد و اصولا دیگر اعتمادی به ادعاهای واشنگتن ندارد. اکنون جامعه بین المللی و ملت های جهان دریافته اند که اینگونه موضع گیریهای آمریکا صرفا با هدف تامین اهداف و منافع استعماری آن کشور پیگیری می شود.
افکار عمومی جهان حتی فراتر از این تفکر , سیاست آمریکائیها را باعث تشدید ترور در جهان می دانند. در این رابطه بر اساس یک نظرسنجی که اخیرا توسط شبکه انگلیسی بی بی سی در سطح 35 کشور جهان تهیه شد نشان داد اکثر مردم جهان معتقدند سیاست های آمریکا باعث شده است احتمال حملات تروریستی افزایش یابد. این امر حاوی این نکته مهم است که تبلیغات آمریکا درباره تروریسم رنگ باخته و دیگر کاربرد سابق را برای سیاستهای آمریکا نمی تواند داشته باشد.
تردیدی نیست که « تروریسم » پدیده ای مذموم و محکوم است و غلبه بر این معضل از خواسته های اساسی همه جوامع و دولتهاست ولی نکته اساسی اینجاست که دولتهای سلطه طلب غربی به ویژه واشنگتن هرگز در ادعای مبارزه با تروریسم صادق نبوده و نیستند و بلکه خود جز متهمین ردیف اول این جنایت هستند. واقعیت این است که مبارزه با پدیده تروریسم بدون توجه به ریشه های آن بیهوده و فریبکارانه است . تروریسم با تعریفی که دولتهای استعماری از آن ارائه میدهند یک تعبیر جعلی و انحرافی است . این دولتها به هر جریانی که به گونه ای با منافع وسیاستهای آنها در تضاد باشد به راحتی مهر تروریسم می زنند و افکار عمومی را با دستگاه های تبلیغاتی خود علیه آن تحریک می کنند.
به عنوان یک نمونه روشن , رژیم غاصب اسرائیل که باهمدستی وحمایت قدرتهای استعمارگر یک ملت را از سرزمین خود آواره کرده و هر روز علیه مردم آن جنایت می کند , در جبهه مبارزه کننده با تروریسم قرار می گیرد و در مقابل , مردم فلسطین که با کمترین امکانات در مقابل جنایتکاران از خود دفاع می کنند , تروریست و حامی تروریسم خوانده می شوند.
این , سو استفاده آشکار از واژه تروریسم است و تا زمانیکه این وضعیت حاکم است هیچگونه اعتمادی به ادعاهای غرب در مبارزه با تروریسم وجود نخواهد داشت . در اینجا , آنچه به عنوان یک ضرورت برای مجامع جهانی مطرح است تعریف درست وواقعی از تروریسم به عنوان نخستین گام است و تا زمانیکه این اقدام صورت نگیرد هرگونه ادعای مبارزه با تروریسم مردود است .