تاریخ انتشار : ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۸۱۲۸۵

دکتر علیرضا ذاکر اصفهانی
رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری
چه کسی می توانست حدس بزند مردی که در مطبوعات غربی به عنوان هیتلر مدرن لقب گرفته است، با منطقی ولتری به میدان ایالات متحده آید!!؟
این تنها یکی از اظهارات شهروندان ایالات متحده آمریکاست که در جریان یک برنامه تلویزیونی از شبکه CNN بدست گردانندگان برنامه رسیده است. هم اکنون این اظهارنظر و ده ها نظر دیگر بر روی سایت این شبکه موجود می باشد.
مروری کوتاه بر این نظرات حکایت از آن دارد که بیش از 90% مردم آمریکا با کمال گرائی، خیزخرایی و انصاف رئیس جمهور ما که تبلور آرمانهای ایرانی است، موافق اند.
سال هاست که مصلحین اجتماعی با نگاهی علمی و جامعه شناختی از قدرت رسانه ای استکبار و اسارت اذهان وعقول بشری از سوی آن سخن می رانند. هنوز هم جنگ ها، بدخواهی ها، کدورت ها، تبعیض ها و نابرابری ها ریشه در ممنوعیت و سانسور دارد. شرارت های امروز بیش از آنچه که از دستمایه های جاه طلبانه دوره پیش مدرن برخوردار باشد با بهره و تمتع کامل از قدرت رسانه ای و تبلیغاتی توأم گردیده است.
از آغاز نیمه قرن نوزدهم، دقیقاً سال 1857م سلطه سیاسی بریتانیا بر هند کامل شد و قدرت آن که از قرن هفدهم میلادی توسط کمپانی هند شرقی فزونی گرفته بود با انتقال به امپراطوری بریتانیا تکمیل گردید. در همین اثنا بود که سلطه فرانسه نیز بر الجزائر و تمامی صحرا به حد کمال رسید. از این پس استعمار سایر بلاد اسلامی را در نوردید و با حیله و تزیور از سویی و مدد از قدرت نظامی حاکمیت خود را بسط داد. اما توفیق این دو با استعانت از چه امری صورت پذیرفت؟
در دوره مدرن استفاده از تکنولوژی رسانه ای به تداوم این حاکمیت از دو سو انجامید. از سویی تخدیر اذهان ملل مظلوم از جمله ساکنان خاورمیانه اسلامی و از سوی دیگر تحدید آزاداندیشی در خود کشورهای استعمار و همنوا ساختن مردم با سیاست های ضد بشری استعمار این محدودیت بیش از هر چیز تابعی از ترسیم چهره ای مخدوش از ساکنان دیگر کره ارض از جمله ما ایرانیها بود. استعمار از همان ابتدا با استعانت از یک سلسله مفروضات جعلی و با غیریت سازی، غرب را در مقابلمان قرار داد.
براساس پروژه جهانی سازی غرب به گونه ای خوش بینانه از هویت های فراگیر و عام سخن راند. هویتی برآمده از نیازهای مشترک، تهدیدها و فرصت های مشترک و... نظریه پردازان نوسازی و لیبرال به کم رنگ شدن قومیت ها، ملیت ها، فرهنگ و دین و ایجاد جامعه جهانی فاقد شکاف های اجتماعی- فرهنگی و تمایز اشاره داشتند که در «پایان تاریخ» با حاکمیت لیبرال دموکراسی محقق می گردد. از سویی رویارویی اسلام و مسحیت نیز در همین راستا تئوریزه شد. نظریه پردازی در این باب نیز با بهره گیری از فراز قدرت رسانه ای میسر گردید.
آنچه در این مقطع زمانی و در این رویارویی تصنعی برای ما مهم بنظر می رسد، شکستن فضای حاصله از سوی نظریه پردازان غربی بویژه نومحافظه کاران آمریکایی است. اخلال و یا تخریب این فضا که خود بخود جنگی روانی را علیه ما به همراه داشته است با روشنگری حاصل می آید. نامه رئیس جمهور به بوش تا حد زیادی در همین راستا ترسیم می گردد. چنین تحلیلی بدنبال بازتاب ارسال نامه از سوی بسیاری از مردم دنیا ارائه شد. تعداد زیادی این نامه را پاسخی به بایکوت خبری ایران و اشراف رسانه ای غرب قلمداد نمودند. از جمله در سایت فوق الذکر از قول شهروندی دیگر از آمریکا آمده است: «من نامه را بارها و بارها خواندم. مایه روشنگری من شد. این نامه نوشته شده بود که من و مردم آمریکا آن را بخوانیم نه جورج بوش. و نه همکاران و هم قطاران او! چنین پیام هائی نشانگر آنست که نامه آقای احمدی نژاد به شکل محیرالعقولی مردم غرب را تحت تأثیر قرار داده است.
به نظر می رسد اقداماتی از این دست حاوی دستاوردهای زیر باشد:
اولاً: چهره خشن و جنگ طلبی را که غربی ها از اسلام ساخته و یا خواهند ساخت قرین ناکامی خواهد کرد.
ثانیاً: به شناخت هر چیز بیشتر مواضع صلح جویانه ایران و آگاهی بخش در بین آحاد مردم دنیا از جمله شهروندان اروپایی و آمریکایی منجر خواهد شد. خاصه آنکه بسیاری در پی کشف حقیقت اند.
ثالثاً: در شرایطی که صهیونیزم جهانی از طریق تهی سازی ارزش های اصیل مسیحی و حتی یهودی در پی تکمیل سیطره خویش بر جهان است و از طرفی از قصد تدارک یک جنگ صلیبی به هزینه مسلمانان و مسیحیان و به نفع آرمان صهیونیزم عقب نشسته است، معضلات و بحران های اخلاقی موجود در غرب برجسته گردیده و تضاد میان مسیحیت، اسلام و یهود از یکسو و صهیونیزم از سوی دیگر مورد اشاره وافی قرار می گیرد.
رابعاً: امروزه صحبت از حوزه صهیونیزم سیاسی یک تابو است و در جائی که مردمان اروپا و آمریکا به شکل هشیارانه ای نمی توانند در این خصوص دم بزنند، چنین اقداماتی می تواند خلأ موجود را پرنماید. در این شرایط می توان از واقعیات موجود در مناسبات سیاسی و قدرت استعمار نیز پرده برداشت. بخصوص آنچه که در حوزه سیاست و اجتماع ایالات متحده از دیدگان پنهان داشته شده است.