تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۸۱۳۳۰

ترجمه: بنفشه غلامى: «هوجین تائو» بعد از سه سال که در منصب عالى ترین مقام چین نشسته است، از آمریکا دیدار مى کند. این در حالى است که پیش از این اجلاس هاى سران مجموعه اى از مهمترین و مورد توجه ترین مسائل حوزه پیامدهاى جنگ سرد و به ویژه 11 سپتامبر، همچنین این گردهمایى ها مى توانست به نوعى نشان دهنده صلح جهانى باشد.
با وجود این ملاقات جدید از این حیث حائز اهمیت است که آمریکا یک بار دیگر، بعد از سال ها نادیده گرفتن احیاى اقتصادى، سیاسى، نظامى و حتى قدرت فرهنگى چین، خود را رو در رو با شرق مى یابد. البته این شروع راه نبوده است. دولت بوش، وارد مباحثات ادارى درباره چین به عنوان رقیبى استراتژیک شده است و واشنگتن در بررسى هاى اخیر خود به این نتیجه رسیده است که چین معضلى است که نیازمند تشکیل یک تیم سیاست خارجى سازگار در دولت بوش است. طرح جاسوسى EP-3 که در آوریل 2001 روى داد، در واقع نوعى بیدارباش براى نشان دادن خطرات ناشى از خصومت با پکن بود. در حالى که تا آن زمان دیگران - به ویژه اعضاى پنتاگون _ متقاعد شده بودند که چین نه تنها هرگز دوست نبوده است که براى آمریکا چالش برانگیز نیز بوده و در طول مدتى طویل تبدیل به رقیب درجه یک آمریکا هم شده است.
یازده سپتامبر براى چین مثل فتیله اى بود که مى توانست چیزهایى را براى آن آشکار کند. این واقعه حاکى از یک خطر نزدیک و آشکار بود. دولت بوش سال 2002 چین را در میان یکى از قدرت هاى اصلى قرارداد که مى توانست با ایالات متحده، وارد مذاکره شده وضمن کشف اشتراکات سیاسى به آمریکا در جهت مبارزه با تروریسم کمک کند. به این ترتیب چین از کشورى که مى توانست مشکل ساز باشد، به کشورى که مى تواند بخشى از راه حل آمریکا براى رفع مشکلاتش باشد، تبدیل شد. بنابراین «کالین پاول» شروع به رایزنى با چین کرد. در حالى که این استدلال ها نیز وجود داشت که دولت بوش تنها به این دلیل به این سمت حرکت کرده است که بتواند در کنار چین به قدرتى بیشتر دست یابد.
به هر حال سال گذشته این مسأله در مورد روابط دوستانه چین و آمریکا به آرامى به گونه اى متفاوت پیش رفت و ایجاد روابط به سمت انحطاط پیش رفت. در شرق آسیا، چین به مانعى در مقابل واشنگتن تبدیل شد و نیروى نظامى مدرن آن باعث نوعى توازن در منطقه و به ویژه در حوزه تایوان بود. از دیگر سو در سال 2005 چین200 بیلیون دلار بیش از آمریکا سود به دست آورد که همین موجب نگرانى آمریکا در مورد ارز این کشور مى شد. نیازهاى چین به استفاده از منابع طبیعى براى اینکه بتواند رشد آن را تضمین کند، باعث شد چین تبدیل به دومین مصرف کننده نفت (بعد از آمریکا) در جهان شود. ضمن آنکه در ردیف اول واردکنندگان آهن، آلومینیوم و کاغذ نیز قرار گرفت. در همین راستا چین اقدام به افزایش روابط دیپلماسى خود در سراسر جهان کرد تا به این منابع دست یابد که نتیجه آن ایجاد روابط نزدیک با کشورهایى همچون برمه، سودان، زیمبابوه و آنگولا شد که در پى ترفیع جایگاه خود بودند.
و اما اکنون علاقه مندى هوجین تائو در دیدار رسمى از آمریکا انعکاسى از توجه سنتى چینى ها به سمبل ها، چهره ها وحتى ارزش دارایى ها است. هوجین تائو به دریافت پروتکل هایى احتیاج دارد همان طور که خواهان به دست آوردن احترام ها و تشریفات هم هست. از سویى این عقیده نیز وجود دارد که چین مى تواند باعث به وجود آمدن بازار جهانى جدیدى به اضافه استراتژى هاى نوین شود که پیامد آن بازار جهانى جدید است. به هر صورت آینده چین ناگزیر به بخشى از روابط چین و آمریکا بستگى دارد چیزى که از دید خود چینى ها پنهان نیست و البته این معادله اى دوطرفه است. این ملاقات حتى اگر نتیجه چندانى نداشته باشد، شاید بتواند موجب مهمترین و مؤثرترین روابط دوسویه در قرن بیست و یکم به شمار آید.