دکتر حسین دهشیار
پدیدهها، به ضرورت، خاستگاه خاص خود را دارند و زیربناهاى اجتماعى به آنها هویت و کیفیت و نیز متمایز بودن مى بخشند. بستر در حیات دادن به چگونگى ماهیت پدیده ها از آن روى اهمیت دارد که فرصت و چگونه متبلور شدن ارزش ها و باور هاى حاکم اجتماعى را در آنها به وجود مى آورد. دموکراسى به عنوان یک پدیده اجتماعى در شکل امروزى آن و در تعریفى که از آن مى شود را باید یک پدیده غربى به حساب آورد. جدا از اینکه دموکراسى را مثبت قلمداد کنیم یا اینکه آن را غیر مطلوب بیابیم، این واقعیت پذیرفته شده که دموکراسى یک مفهوم غربى است. درک آنان از نیازهاى اجتماعى، ارزیابى آنان از اینکه چگونه مى توان فزون ترین میزان آسایش اجتماعى را فراهم کرد، فهم آنان از مطلوب ترین نوع رابطه بین نخبگان جامعه و عوام و اینکه چگونه مى توان با کمترین هزینه که همان محو بى ثباتى است و بالاترین بهره ها را که همان تثبیت کیفیت تعاملى دوسوى معادله قدرت است امکان پذیر کرد منجر به حیات یافتن پدیده دموکراسى شد. دموکراسى به مفهوم امروزى آن بازتاب حیات ارزشى و مادى مردم غرب است. غربى ها براى مدیریت جوامع خود به این مسیر گام گذاشتند که دموکراسى را زیبنده بیابند. امروزه البته دموکراسى را در اقصى نقاط جهان شاهد هستیم و اکثر قریب به اتفاق کشور ها، دموکراسى را تجربه مى کنند. اما با توجه به خاستگاه تاریخى این پدیده، تفاوت ارزشى بین جوامع مختلف و تفاوت هاى فاحش در بنیان هاى اقتصادى جوامع گیتى مى بایستى از دو نوع متفاوت از دموکراسى صحبت کرد. هرکدام از این دو نوع بیانگر دو نوع متفاوت از نگرش به حیات انسانى و نشانگر دو برداشت متمایز از چگونگى شکل گرفتن قدرت است.
دموکراسى غربى
در جوامع غربى آنچه از واقعیت عینى برخوردار است این نکته است که شهروندان در تحلیل نهایى و در چارچوب ارزیابى هاى انجام گرفته، خود به این نتیجه مى رسند که چه افرادى را باید براى تصمیم گیرى انتخاب کنند. این بدان معنا است که فرد خودش معیار گزینش است. او براساس ارزش ها، تاثیرات، اعتقادات، داده ها، تبلیغات و پذیرش تصمیم مى گیرد که در چه مسیرى گام بردارد. هرچند که او معیار گزینش است اما براى رسیدن به تصمیم متاثر از منابع متعدد است. این منابع داراى این ویژگى متمایز هستند که به موازات یکدیگر حرکت نمى کنند. این به معناى آن است که این امکان وجود دارد و در بسیارى از مواقع نیز چنین است که منابع در اختیار فرد براى رسیدن به تصمیم کاملاً در تعارض با یکدیگر هستند. دموکراسى در غرب تکثر محور است. فرد تصمیم مى گیرد اما تصمیم او متاثر از داده هایى است که از منابع متفاوت، متمایز و گوناگون هستند. او در راستاى تصمیم گیرى مواجه با رسانه هایى مى شود که گزینه هایى را مدافع هستند که به گونه اى وسیع از هم متفاوت هستند. شهروند براى اینکه به تصمیم نهایى برسد مواجه با افرادى مى شود که جریانات و افراد متمایزى را تبلیغ مى کنند. شهروندان در محیطى زیست مى کنند که گرایش هاى فکرى متعارض را جلوه گرى مى کنند. شهروند با توجه به این گونه گونى هاى به شدت در تعارض به نتیجه گیرى مى رسد. او مى بایستى از میان داده هاى وسیع به یک تصمیم عقلانى برسد. شهروند داراى دسترسى به منابع اطلاعاتى گونه گون و غیرموازى است. او در چارچوب داده هاى به دست آمده به طرف هاى متفاوت «کشیده» مى شود و در برابر نقطه نظرات متعارض قرار مى گیرد. آنچه این منابع را از هم مجزا مى سازد، خاستگاه آنها است. داده ها به طور یقین ذهنیت ها، گرایش ها، طرز تفکرها و چشم اندازهاى ارزشى را در تقابل راه متجلى مى سازند. در این بستر فراوان از اطلاعات، شهروند به تمرین دموکراسى مى پردازد. هر چند او ممکن است به اشتباه تصمیم بگیرد، هر چند او ممکن است ساده اندیشى کند، هر چند او ممکن است تحت تاثیر تبلیغات ناصحیح قرار بگیرد و هر چند این شهروند ممکن است از توانایى لازم براى تجزیه و تحلیل برخوردار نباشد، اما آنچه انکارناپذیر است این واقعیت است که او بر اساس مجموعه وسیعى از داده هاى غیریکنواخت به تصمیم مى رسد. ماهیت دموکراسى غرب، تکثر منبع است. اطلاعات و داده ها خاستگاه ارزشى یکسان و واحد ندارند. انتخاب شهروند محققاً به معناى ارجحیت یک دیدگاه و ارزش به دیگرى است.
دموکراسى شرقى
در بسیارى از جوامع شرقى آنچه محرز است این نکته است که دموکراسى از کیفیتى متفاوت از نقطه نظر ماهیت اطلاعات برخوردار است. مردم در انتخاب خود هر چند ممکن است در ظاهر در برابر دیدگاه ها و چشم اندازهاى فکرى به ظاهر متفاوت قرار گرفته باشند اما گزینه هاى ارزشى محدود را تجربه مى کنند و در شرق، دموکراسى «واحد منبع» است. این بدان معنا است که یک چارچوب معیارى وجود دارد که با توجه به آن، گرایش ها و تفکرات به ارزیابى گرفته مى شوند. به عبارت ساده تر یک ماخذ واحد براى ارزیابى است. به طور مثال در عراق افراد و گروه هاى متعددى با ارزش هاى متفاوت خود را در معرض راى مردم قرار دادند. مردم نیز این اطلاعات و نظرات را که از طرق مختلف دراختیار آنها قرار گرفته بود دریافت کردند و در چارچوب معیار خود به ارزیابى پرداختند. کردها معیار را براى انتخاب کرد بودن فرد مورد نظر قرار دادند. افراد متعددى خود را براى انتخاب شدن به مردم معرفى کردند و نظرات متفاوتى را نیز عرضه کردند اما انتخاب کننده تمامى تفاوت و تمایزات را بر اساس معیار کرد بودن سنجید. شیعیان نیز در هنگام انتخاب با وجود تنوع عقاید بیان شده معیار را شیعه بودن فرد قرار دادند و به همین ترتیب نیز سنیان به این کار مبادرت کردند. در بسیارى از کشورهاى شرقى دموکراسى واحد منبع است و تمامى نظرات و تفکرات بایستى از یک «قیف و یا صافى ماخذ» عبور کند. کسانى که خواهان راى هستند ممکن است مارکسیست، کمونیست، فاشیست، رادیکال و محافظه کار باشند اما تمامى مى بایستى از یک قوم خاص، مذهب معین و یا رنگ و نژاد مشخص باشند. دموکراسى در شرق در قالب یک چارچوب عمل مى کند در حالى که در غرب در قالب هاى متفاوت عرضه مى شود. دموکراسى غربى ذهنیت هلنى را نمایش مى دهد و دموکراسى شرقى بازتاب ذهنیت عبرانى است.