تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۹:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۸۲۱۰۵
فریدون شایسته

سرزمین خرم و حاصلخیز گیلان از بدو تاسیس حکومت متمرکز صفوى، یکى از ارزنده ترین مناطق محل تامین درآمد دربار بود. ثروت افسانه اى شاه طهماسب بدون تردید از راه سیاست هاى ظالمانه مالیاتى و یا مصادره اموال بزرگان فراهم شد.
همین سیاست بود که در این دوره چهار شورش گسترده روستایى را در گیلان موجب شد و بعد از او در دوره شاه عباس با تدبیر حکومت مبنى بر تبدیل گیلان به املاک خاصه، فقر و تیره روزى گیلانیان به ویژه جوامع روستایى تشدید یافت. افتتاح باب تجارت با اروپا در این دوره و بسط دامنه فعالیت هاى تجارى که شامل محصولات و اقلام استراتژیکى چون ابریشم، برنج و توتون مى شد اگرچه حکومت صفوى را مقتدر و مرفه ساخت ولى چاره اى جز شورش و نافرمانى را در پیش پاى جوامع روستایى قرار نمى داد. حکومت هاى جایگزین صفوى چون افشار، زند و قاجار از پى هم آمدند و رفتند ولى هیچ گاه از زندگى اندوهبار مردم روستایى کاسته نشد زیرا حاصل دسترنج مردم را خوانین، حاکمان محلى، ارباب و مباشر ده از چنگ آنها خارج مى ساختند. از مهمترین و وسیع ترین قیام جوامع روستایى گیلان به رهبرى عادلشاه در سال 1038 ه.ق تا مشروطه، تقریباً 3قرن (285سال) مى گذشت.
آنچه جوامع روستایى گیلان دراین مدت تحمل مى کردند ستم فراش ها و حاکمان مستبد که براساس سنت فروش حکومت ایالات به حکومت مى رسیدند، عوامل کمپانى هاى خارجى که از دوره عقد قرارداد ترکمانچاى بر صفحات شمالى ایران سلطه یافته بودند و شرایط نامساعد طبیعى چون قحطى و خشکسالى و از همه مهمتر بلایاى خانمان براندازى چون طاعون، وبا و بیمارى مالاریا بود. شرایط جوى، سیاسى- اجتماعى و بیمارى هاى موسمى آه از نهاد روستاییانى که فقیر زاده مى شدند و به فقر مى زیستند و در لباس فقر در خاک مى آرمیدند برآورده بود. استمرار مبارزات روستایى حداقل به مدت سه قرن که یکى پس از دیگرى با سرکوب مواجه مى شد اگرچه از ستم مقامات حاکم نمى کاست ولى آنانى را که در مبارزه و شورش بودند جسارت و گستاخى مى بخشید و پدرکشته را به انتقام مى کشاند.
مجموعه این عوامل موجب شد که در دوره مشروطه، گیلان مهمترین صحنه مبارزات گسترده روستایى شود: «پانصد تن از زارعان رشت با تجمع در مسجد خواهر امام رشت اعلام کردند که به مالکان مال الاجاره نخواهند داد، در انزلى بر علیه مالکان شورش روى داد. در تولم صومعه سرا مردم روستایى، پیشکاران و فراشان ارباب و حکومت را به باد کتک گرفتند و در فومن مردم مالک صاحب  نام آن شهر یعنى حاجى سیدرضى مقیمى را وادار به فرار به تهران کردند. در کسما، صدیق الرعایا را کشتند.
در کرگانرود تالش و در دیلمان مردم علیه ارفع السلطنه و مشیرالممالک علم طغیان برافراشتند، سردار امجد را از خمسه طوالش اخراج کردند و...» (آدمیت، ،1355 ص70) امواج خروشان مبارزات روستایى در دوره مشروطه موجب تقابل انجمن عباسى رشت به رهبرى سید جلال شهر آشوب و رحیم شیشه بر با حکومت مرکزى و مجلس اول شد و مجلس و حکومت مرکزى را در مقابل مردم جوامع روستایى قرار داد. ساختار انجمن رشت که تشکیل یافته از مالکان و زمینداران گیلانى بود و از مالکیت حمایت مى کرد ابتدا در گام اول به اخراج شهر آشوب و شیشه بر از عضویت در انجمن رشت دست زد و سپس زمینه را براى ایجاد انجمن ملاکین که فرصت را براى درهم شکستن مقاومت دهقانان مهیا مى دیدند فراهم ساخت. (آفارى، ،1379 صص 211-210)
مجلس اول کارنامه مثبتى از خود به یادگار نگذاشت و به جز احسن الدوله و میرزا محمود اصفهانى، اکثریت اهل مجلس اول به حمایت از مالکان پرداختند (آدمیت، همان، ص83) مجلس هیچ گاه در رفع بیداد اربابان اقدامى به عمل نیاورد. در مسائل اساسى اجتماعى چون تعدیل مالکیت زمین زیر کشت با افزایش سهم دهقانان از محصول زمین قدمى برنداشت و براى جلوگیرى از اقتدار روستاییان، با حق تشکیل انجمن هاى روستایى، سرسختانه مخالفت کرد و فراتر از آن به انجمن هاى ایالتى و ولایتى دستور داد که مانع ایجاد چنین تشکیلاتى شوند (آفارى، همان ص223) محافظه کارى و حاکمیت دیدگاه حفظ حکومتگران کهن و خاندان هاى متنفذ موجب شد که مشروطه هیچ گونه دستاورد مثبتى در زمینه بهبود وضع جوامع روستایى و یا کاهش فشار و ستم عوامل حکومتى و زمینداران زورگو به عمل نیاورد. سرخوردگى و ناخرسندى جوامع روستایى از حکومت حاکمان و مجلسیان به ظاهر مشروطه خواه آنان را در تشکیلاتى موسوم به نهضت جنگل گرد آورد.
به همین سبب مى توان ساختار اجتماعى و تشکیلاتى نهضت جنگل را مردم روستایى دانست. شاپور رواسانى در معرفى ماهیت اجتماعى این نهضت مى نویسد: «طرفداران نهضت جنگل دهقانان و زحمتکشان شهرى بوده و وجه مشخص و بارز آن شرکت دهقانان است.» (رواسانى، ،1363 ص229) ابراهیم فخرائى مهمترین دستاورد پیروزى قواى جنگل را در نبرد گسکره مالکوان بر عمال روسیه تزارى، ایجاد روحیه امید در زندگى روستاییان دانسته است: «در این موقع به جنگلى ها از هر طرف تبریک مى رسید و نام جنگل به احترام یاد مى شد و اثر این پیروزى حتى در روابط بین مالک و زارع نیز رخنه کرده بود. دیگر مالک به خود اجازه ناسزاگویى را به زارع نمى داد زیرا بسیارى از دهقانان و کشاورزان اسلحه به دست گرفته و دوشادوش جنگلى ها در نبرد بودند.» (فخرایى، ،1354 ص75 )
اگر مشروطه به پیروزى رسید و حاکمان و اهل مجلس خود را برآمده و هواخواه مشروطه مى دانستند ولى در فکر تامین خواسته ها و اهداف روستاییان بر نیامدند. آنانى که چراغ عمر نهضت جنگل را خاموش کردند باز هم به فکر رفع سلطه مالکان و احقاق حقوق جوامع روستایى نبودند. همین امر موجب شد که پس از خاموشى نهضت جنگل، قیام هاى دهقانى به رهبرى سیدجلال چمنى و غلامحسین خان بهمبرى در گسکرات، حیدرخان و قره خان در دیلمان، قیام دهقانان اشکورات به رهبرى قدرت نظامى و میرزا مهدى کسمائى در منطقه صومعه سرا، زهر تلخى را در نخستین سال هاى سلطنت رضاشاه به کام مالکان بچشاند.
سرکوب مبارزات روستایى که به شکل وحشیانه صورت گرفت هیچ گاه شعله فروزان دادخواهى را به خاموشى نکشاند زیرا در دوران پهلوى دوم، علاوه بر قیام قنبرشاه در اطراف کوچصفهان و خشکبیجار علیه حکومت خوانین در سال هاى 1308-،1307 قیام هایى تحت عنوان قیام هاى روستاییان رود بنه لاهیجان، دهقانان لشته نشاء،  دهقانان نخجیر کلا و دیوشل - لاهیجان، دهقانان چونچنان، دهقانان حسن کیاده لاهیجان، دهقانان روستاهاى ساحلى، دهقانان رودسر، دهقانان روستاى خشک اسطلخ و ... صورت گرفت.(عباسى، ،1368 ص91-75) بدین ترتیب مى توان گفت که قیام هاى روستایى در گیلان از لحاظ قدمت و دامنه گستردگى داراى جایگاه ویژه اى است. گستردگى و پیوستگى روستاهاى حاصلخیز که داراى قابلیت استحصال هستند به همراه افزایش بیداد و ستم مالکان، احراز روحیه شجاعت و آزاد منشى در مردم این مرز و بوم که در آثار حماسى و تاریخى ابراز شده است و ایجاد قطب فرهنگى در این منطقه به علت محل ارتباطى ایران به اروپا به مدت بیش از سه قرن مى تواند به عنوان علل عمده پیدایش خیزش ها و نافرمانى ها در این ناحیه ذکر شود.