تاریخ انتشار : ۰۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۸۲۳۸۴
حجت الاسلام کروبی در گفت‌وگو با کیهان:
ایرج نظافتی - کمال احمدی مقدمه: حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی از شخصیت های برجسته انقلاب اسلامی و از یاران دیرین امام و رهبری است. محصول یک گفت وگو با کروبی را و حتی مضمون آن را همواره از پیش تا حدود زیادی می توان حدس زد. او بر ارزش هایش پای می فشارد، مرزبندی میان خود و افراطیونی را که به هیچ چیز نمی اندیشند جز کسب و حفظ قدرت به روشنی ترسیم می کند و در همان حال به زبانی صریح و گاه حتی طعن آلود مخالفان سنتی سیاسی اش را می نوازد. در آنچه این شیخ دنیا دیده می گوید قبل از هر چیز می توان ردی روشن دید از صداقت و علاوه بر آن ارادتی عمیق و ریشه دار به امام و خط امام. کروبی اکنون دبیرکل یک حزب سیاسی است که تصمیم هایش بر شکل بندی سیاسی کلیت جبهه اصلاحات تا حدود زیادی موثر است. انگیزه اصلی مان از این گفت وگو عملی ساختن یک قول و قرار برای گپ و گفت بود که مدتها بر زمین مانده بود؛ گاه، او وقت نداشت و گاه، ما برای پی گیری کاهلی کردیم. به هرحال نتیجه دیدار با او خواندنی است.

* آقای کروبی، شما بعد از انتخابات از کارهای حکومتی کناره گرفتید. چرا به این نتیجه رسیدید که دیگر نباید درون سیستم مسئولیت داشته باشید؟
**- بنده در دو مقطع از کارهای حکومتی کنار بودم. یک مقطع سال 1371 بود که از مجلس سوم بیرون آمدیم و تا دو دوره مستقیماً کنار بودم، اما در سال 1376 در انتخابات ریاست جمهوری به قول معروف جریان ماها که پیروز شد وضع هم متفاوت شد اما کار رسمی در دولت نداشتم. سپس در مجلس ششم رئیس مجلس شدم و همچنان که می دانید بعد از انتخابات ریاست جمهوری نهم دیگر از کارهای رسمی کناره گرفتم، اما کناره گرفتن الآن و کناره گرفتن سال های گذشته متفاوت است. آن وقت ها ملاقات ها، سفرها و یا وقت مطالعه داشتم اما این بار یک حرکت جدیدی را شروع کرده ام و آن تشکیل حزب، روزنامه، مقدمات راه اندازی شبکه ماهواره ای و تلویزیونی است. علت این کار هم این است که کل اوضاع امور کنونی متفاوت با گذشته است. در گذشته وضع طوری بود که احساس کردیم باید یک مدتی کنار باشیم تا فضا آرام شود. اما پس از آن در مجلس ششم تصمیم گرفتیم رسمی و فعال حاضر باشیم. در حال حاضر هم تصمیم گرفتیم یک حزب تشکیل بدهیم که بخش عمده وقت ما صرف این تشکیلات می شود.
* هم در آن زمان و هم در حال حاضر یک شائبه ای در ذهن عده ای ایجاد می شود که کناره گیری شما به منزله قهر است و می گویند آقای کروبی قهر کرده و ایشان فقط مواقعی قهر نمی کند که پیروز باشد. نظر شما چیست؟
**- حتماً اینجور نیست، ببینید من معتقد به فعالیت و حضور هستم، اما برخی اوقات حضور و فعالیت انسان نوسان پیدا می کند. مثلاً در مجلس سوم بنده مدیرمجلس بودم و اکثریت هم با ما بود، یک دفعه حرکتی برای اولین بار شکل گرفت و بیش از 41 نفر از مجلس عدم صلاحیت خوردند که برخی از آنها 3 دوره و برخی دیگر 2 یا یک دوره در مجلس بوده اند، سپس آن جمعی هم که ماندند آنچنان مورد تهاجم قرار گرفتند که نتیجه انتخابات هم آن شد که از یک لیست هیچکس رای نیاورد. قطعاً سؤالات خودتان را که شفاف می پرسید، عرایض حقیر را هم شفاف می نویسید و هنگامی که عضو و دبیر محترم وقت شورای نگهبان می آید و مرتب هم رادیو سخنانش را پخش می کند و می گوید: آقایان یک دسته هستند که تأیید شده اند، که همه آنها یا برخی از آنها شایستگی ندارند، این افراد مثل ماهی لیز هستند و از دست ما در رفته اند، اگر به این افراد رای بدهید تیر به قیام امام حسین(ع) زده اید. خب وقتی ایشان این سخنان را می گوید و رادیو هم آن را پخش می کند معلوم است که آن جمعیت شنونده هم سرنوشتشان چگونه می شود. حالا هم من نمی خواهم وارد این جریانات بشوم، چون به جز اینکه یک دعوای آخوندی شروع شود و من یک چیز بگویم و دیگری چیز دیگری بگوید، عایدی دیگری ندارد. یک مقداری باید در مقطع کنونی از این بحث ها پرهیز کنیم.
همان سال 1374 هم که به کیهان آمدم گفتم باز هم دعوا می شود که دیدیم باز چه دعواهایی شروع شده و از این جهت است که آدم کنار می کشد.
* پس قهر نکرده اید؟
**- نخیر، قهر حتماً نبوده، حالا احساس کرده ایم تا فضا یک مقداری فروکش کند کنار باشیم. اما این بار من به یک معنا مثبت تر هستم، چون آن موقع گفتیم لیست نمی دهیم و فقط تشویق به حضور در انتخابات می کنیم اما این بار بنابراین است که همه شرکت کنیم ولو مورد تهاجم هم قرار بگیریم، ولو که در بررسی صلاحیت ها عده ای را هم رد کنند، چاره ای نیست می ایستیم و در عین حالی که به رد صلاحیت ها اعتراض می کنیم، رد صلاحیت های مستند را هم می پذیریم و لیست هم می دهیم، یعنی اگر عبارت ها را ساده و روشن ولری بخواهیم بیان کنیم این است که می خواهیم کاملاً حزبی عمل کنیم.
* از صحبت های شما می توانیم این نتیجه را بگیریم که در آن موقع شاید پختگی لازم وجود نداشته و حالا به این پختگی رسیده اید.
**- نخیر، اینطور نبوده که قبلاً پختگی لازم را نداشته ایم، البته ما نمی گوئیم که پخته ایم اما بنده معتقدم باید در شرایط کنونی حضوری جدی داشت و کنار رفتن مشکلی را حل نمی کند، هم باید تقدیر کرد و هم نقد کرد.
* امروز (روزی که این گفت وگو انجام شده) «سوم تیر» است و به نوعی سالگرد انتخابات نهم ریاست جمهوری محسوب می شود. شما در سال گذشته یک روز بعد از انتخابات اعلام کردید که انتخابات سازماندهی شده بوده و به نوعی نتیجه انتخابات را زیر سئوال بردید. حال بفرمائید که سازمان دهی رای میلیون ها ایرانی که به پای صندوق های رای آمده بودند توسط چه نهاد، سازمان، تشکیلات یا گروهی صورت گرفته بود و در واقع استدلال شما برای این اظهارات چه بود؟
**-من از شما می خواهم که از این سئوال عبور کنید و بحث آنرا مطرح نکنید بنده هرجایی هم که رفته ام و این سؤال را ازمن پرسیده اند به سرعت از آن عبور کرده ام. چون کارهایی انجام شد و ما هم وارد شدیم که به ماجراهای انتخابات هم به خوبی واقفید، دسته بندی های گروهای اصلاح طلب، اصولگرا، محافظه کار، چپ و راست و... همه بودند و خلاصه مسئله به صورتی شد که بنده معترض شدم بعد از آن هم که شورای نگهبان آرا انتخابات را تأئید و رهبری هم حکم را تنفیذ کرد ما هم فکر کردیم حالا دولتی که بر سر کار آمده باید به او اگر می توانیم کمک کنیم ضمن اینکه اگر هم لازم بود یک جاهایی هم محترمانه انتقاد کنیم و نظر بدهیم، اما خود من انتقاد و نظری هم تقریباً نداده ام و خیلی کم بوده، مثلا بحث اقتصادی یا سیاست خارجی نکرده ام، اما درباره انتخابات می خواهم صحبت نکنم. راستش را بخواهید باید خیلی صریح بگویم این موضوع به یک جریان نمی خورد، بلکه به همه جریانات مرتبط است و من هم اگر عمری داشتم به موقع خودش تمامی قضایای انتخابات نهم را روشن و مستدل بیان می کنم و آن موقع این میوه کاملا رسیده خواهد بود اما اکنون کال و نارس است، یعنی آن موقع نتیجه انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم را توضیح می دهم و می گویم در مجلس ششم چه توفیقاتی نصیبمان شد و چرا در مجلس هفتم آن توفیقات را از دست دادیم، اما الان نمی شود، چون آن موقع مثلا من ده تا دلیل برای شما می آورم و شما می توانید بروید 15 دلیل برای رد کردن حرف های من بیاورید بعد هم خوانندگان می خوانند و قضاوت می کنند از اینکه شما درست گفته اید یا من.
* اما عده ای در داخل و خارج می خواهند از این اظهارنظر شما بهره برداری سیاسی کنند و به نوعی نتیجه انتخابات را مخدوش جلوه دهند. برهمین اساس به اظهارات شما استناد می کنند، درحالی که آقایان خاتمی و موسوی لاری که از همفکران شما و مجریان رسمی انتخابات سوم تیر بودند در همان زمان ها سلامت انتخابات را کاملا تایید کردند. من سؤالم را از این جهت پرسیدم که شما با پاسخ خود می توانید راه این سوء استفاده ها را ببندید.
**- خب من خیلی حرف و حدیث دراین باره دارم، چون من بیش از آنکه به شورای نگهبان یا به برخی نهادها انتقاد داشته باشم به دولت وقت اشکال دارم، چون او مسئول اجرا بود و باید می ایستاد و مقدمات خیلی کارها را فراهم می کرد. یک ضرب المثل هست که می گوید دختر که مادرش خیلی از او تعریف کند برای پسرخاله اش خوب است، حالا شما هم توقع دارید آقای خاتمی بیاید و بگوید انتخابات من بد بود، درحالی که خود آقای خاتمی می داند که آن انتخابات چگونه برگزار شد و چطور انتخاباتی بود.
* به هرحال آنچه مردم دیده و شنیده اند این است که آقای خاتمی آمد جلوی دوربین تلویزیون و رسماً صحت انتخابات را اعلام کرد.
**-حالا اینها را زمانی می گویم.
* ما هم به خاطر بسته شدن آن بهره برداری های سیاسی می گوئیم.
**- ببینید، حوادث بدی بر آن انتخابات گذشت و من نمی توانم از حق ملت و از حق خودم دفاع نکنم و این رسالتی است که در برابر مردم داریم.
*ما هم می گوئیم شما آن مستندات را ارائه کنید تا افکار عمومی با حقایق امر بیشتر آشنا شوند.
*حالا ان شاءالله می گوئیم. به سلامتی حضرتعالی و ملت ایران یکی یکی این مستندات را می گویم، حالا زود است.آن وقت می گویم و داد بعضی ها را هم درمی آورم.
* این بعضی ها چه کسانی هستند؟
**- حالا شما چکار دارید چه کسانی هستند؟
* پس می توانیم از این بحث با این نتیجه گیری خارج شویم که شما انتقاد به آقای خاتمی و وزارت کشور دارید.
**- اینجور مرقوم بفرمائید که من وقتی انتخابات انجام شد اعتراض داشتم و برای آن اعتراضات هم استدلال دارم، البته شما حرف حسابی می زنید و می گوئید برگزارکننده انتخابات دولت خودتان بوده، بله من هم به دولت بیشتر ایراد دارم تا شورای نگهبان، چون دولت مسئول اجرایی بوده است.
* شورای نگهبان چه تخلفی داشته است؟
**- شما هی دارید بحث می کنید و می خواهید مرا وارد بحث کنید. من هم نمی خواهم وارد بحث شوم، باباجون شورای نگهبان ناظر بوده و باید بی طرفی را حفظ کند...
* به هر حال مجری که تأیید کرده... بگذریم. شعار برجسته حضرتعالی در انتخابات نهم این بود که به هر ایرانی 50 هزار تومان می دهید. این شعار با اقبال خوبی در میان مردم استان های محروم کشور روبرو شد، می خواهیم بدانیم تفسیر خود جنابعالی از ارتباط میان این شعار با رایی که گرفتید، چیست؟
**- سؤال خوبی را مطرح کردید، این شعار قطعا موجب کسب رأی شده و هیچگونه شکی در این امر نیست. اما رای من اصلا رای به 50 هزار تومان نبود، بدون تعارف بگویم مردم به سابقه و آشنایی با من و خدماتی که داشته ام رای داده اند و درواقع این رای، رای علاقمندان به من بود، اگر رای محرومین به بنده به خاطر 50 هزار تومان بود پس چرا در سیستان و بلوچستان 70 هزار رای آوردم اما آقای معین 480 هزار رای آورد، اما رای من عوامل گوناگونی هم داشت که از جمله آن 50 هزار تومان حتما اثر داشته، در استان های غربی کشور هم تعصبات قومی در استان های لرستان، ایلام، کرمانشاه و کردستان موثر بود، اما این را بگویم کارهایی که علیه من صورت گرفت رای من را خراب کرد.
* چطور؟
**- خب لازم است برای شما مثال بزنم، خطاب به کمال احمدی[ شما اهل کجا هستید]؟
* اهل تهران
**- شما اهل کجا هستید؟[خطاب به ایرج نظافتی]؟
اهل کرمانشاه
**- خب، من و شما که اهل کرمانشاه هستید در یک جناح قرار می گیریم و هر سه نفر دوست هستیم، به کرمانشاه می رویم برای تبلیغات انتخابات که مثلا کاندید شده ایم. این حرفی که می خواهم از این مثال بزنم به نفع شماست، چون طرف همین صحبت ها کسانی هستند که شما با آنها خیلی بدید و تفکرات آنها را نمی پسندید- حالا من و ایشان می رویم کرمانشاه و شما- احمدی- می گوئید من آقای نظافتی را می شناسم چقدر محبوب است اما رای نمی آورد، و به تخریب روحیه دوستداران ایشان می پردازید. حال من این سؤال را دارم که در کجای دنیا رسم است که دوستان یک شخصی راه بیفتند و به مردم بگویند دنبال او راه نیفتید چون رای ندارد، بیائید دنبال کسی باشید که رای داشته باشد! شما می دانید که مشارکتی ها، مجاهدین انقلاب اسلامی، بخشی از مجمع روحانیون، کارگزاران، بخشی از آخوندهای مستقل، تشکیلات ریاست جمهوری، وزارت اطلاعات، وزارت کشور و... نظرسنجی می دهند و اعلام می کنند بعد وزارت کشور آن را پمپاژ می کند به فرمانداران برای تخریب روحیه مردم نسبت به آن کاندیدا، یعنی تا حالا سابقه نداشته یک افرادی راه بیفتند و شب و روز حتی تلفن کنند و روحیه افراد را بگیرند. یا آنها را علیه کسی تحریک کنند.
* می شود مثالی در این باره بزنید.
**- بله، مثلا یک لیست از نظرسنجی می بردند پیش رئیس ستاد من و به او می گفتند: ببین فلانی! نظرسنجی ها می گوید آقای فلانی بین 14 تا 15 میلیون رای دارد و آقای کروبی هم پنجم یا ششم با یک میلیون رای است. حالا خیلی هم به کروبی احترام بگذارند 2 میلیون رای بیاورد، حال اگر غیر از این بود من 10 میلیون تومان به تو می دهم و درواقع شرط بندی می کردند. این جور سخنان روحیه ای برای رئیس ستاد من نگذاشت. این موضوع یک یا دو مورد نبود. مثلا شیخ علیخانی، سعید حجاریان و بهزاد نبوی که با هم کارد و پنیر و جن و بسم الله هستند علیه من همگی یک جور حرف می زدند، حتی مرعشی هم از این حرف ها می زد و این جماعت راه می افتادند و این حرف ها را می زدند، یعنی رای من را دوستان خود من خراب کردند. به قول آقای خسروی از دوستانمان در اوقاف، ای کاش این دوستان سکوت کنند. این سخنان را هم به این جهت می گویم که شما پرسیدید آیا این امر عواملی داشته، بله سوای عوامل مثبتی مثل شعار 50هزارتومان، تعصبات زاگرس نشینان بود ولی از این طرف هم تخریبات دوستان هم رأی مرا بسیار خراب کرد. یک روز آقای علیزاده- رئیس دادگستری سابق- آمد و اشک در چشمانش جاری بود و گفت من واقعاً برای شما متأسفم چون خود دوستانت هم علیه تو هستند. حالا اگر من این داستان های عجیب و غریب را برای شما بگویم نمی شود، اینها را گذاشته ام برای وقت خودش. حتی آنقدر نذر و نیاز کردند که من رأی نیاورم، و خدا رحم کرد و در شرط بندی ها نگفتند اگر کروبی رأی بیاورد من زنم را طلاق می دهم! اما می گفتند رأی بیاورد 10میلیون می دهم، سه روز چنین می کنم، ریشم را می تراشم و خلاصه هزاران نذر و نیاز کردند و با این حرف ها می خواستند کاری کنند که روحیه طرفداران من را خراب کنند و به مسئولان ستادم باورانده بودند که من رأی نمی آورم. ببینید این تخریب های تخریب گران چکار کرد!؟
*من هنوز جوابم را نگرفتم که آن 50هزار تومان چقدر تأثیر داشت؟
**- ما برای این 50هزارتومان جلسات متعددی با اقتصاددان ها داشتیم و یک کار کارشناسی بود. اما چیزی که اعتقاد نداشتم واقعاً نمی گفتم، در همان ایام تلویزیون از من پرسید آیا این 50هزارتومان تبلیغاتی است برای رأی آوردن. گفتم خب پس به مردم چه بگویم، بگویم بیائید به من رأی بدهید تا شما را شفاعت کنم، من خودم کارم گیر است آنجا.
*یعنی پرداخت 50هزارتومان قطعاً عملی می شد؟
**- بله، گفتم من به چیزی که اعتقاد نداشتم واقعاً چیزی نمی گفتم. یک نمونه برایتان مثال می زنم. در همان دوران انتخابات یکی از برادران اهل تسنن از طرفداران من بود با تعدادی دیگر پیش من آمدند. به آنها گفتم از من چیز خاصی نخواهید که مثلاً وزیر یا استاندار سنی بیاورم یا برای شما حتماً کاری کنم، چون کشور متعلق به همه است اما از برادران اهل تسنن هم استفاده می کنیم. ولی اینکه مشخصاً بگویم چه کار می کنم آخر من چه می دانم که چه پیش می آید، ولی مطمئن باشید که از اهل سنت هم استفاده می کنیم. بعضی از آنها پذیرفتند و بعضی نپذیرفتند. یک وقت دیدم که یکی از همین آقایان کاندیدا وعده وزیر شدن به آنها داده است...
*منظورتان آقای معین است؟
**-( چیزی نمی گوید ).
*از اصل سؤال دور نشویم، شما می خواهید بگوئید رأی مردم به 50هزار تومان به خاطر نیازشان بود، حال یک نظریه این است که دولت و مجلس قبلی برخلاف نیازها عمل کرد و حرکت کرد و نتیجه اش هم این شد که هنگامی شما شعار 50هزارتومان را مطرح کردید بخش اعظمی از مردم به شما اقبال کردند و این نشان می دهد که مردم از شعارهای دولت و مجلس اصلاحات گله مند بودند و مطالبات و نیازهای واقعی مردم یک چیز بود و آنچه آنها شعار دادند و عمل کردند یک چیز دیگر.شما در این مورد چه نظری دارید؟
**- در این سوال چند نکته وجود دارد، شعار 50 هزار تومان در رای اثر داشت اما چیزی که بیشتر اثرگذار بود سوابق من بود.
*در شهرهای بزرگ که بر مبنای انگیزه های سیاسی تر رای می دهند رای شما چندان زیاد نیست اما در روستاها و مناطق محروم که طبعاً انگیزه های اقتصادی بیشتر است، شعار 50 هزار تومانی شما جذابیت پیدا کرد...
**-نخیر، شما بروید بررسی کنید؛ رای من این بود، همدان و کرمانشاه را ببینید. شیراز را ببینید، خوزستان را ببینید، اصلاً رای من رای مردمی بود.
* سوال این بود که آیا این رای واکنشی به کم توجهی دولت و مجلس اصلاحات به نیازهای واقعی مردم در زندگی روزمره شان که عمدتا مطالبات معیشتی است، نبود؟
**- این رای مردمی بود اجازه بدهید، تخریب من از قبل و از زمان مجلس ششم و همان زمان که مجلس به آنجاها کشیده شد آغاز شد، یعنی یک جمعی می گفتند پس برای انتخابات ریاست جمهوری به غیر از فلانی کسی نیست، هم تائیدش می کنند و هم می پذیرندش . از همانجا تخریب من شروع شد.
* شما چه نقدی بر مجلس ششم وارد می دانید؟
**- من خودم رئیس مجلس ششم بودم حالا بیایم آنرا نقد کنم، به دیگران نقد می کنم چون دوستان خودمان ما را تخریب کردند. مثلاً دیدم آقای معین آمده؛ خب، مقدمش مبارک یا آقایان هاشمی، مهرعلیزاده و ... آمدند؛ مقدمشان مبارک، حداقل تخریب نکنید و بگذارید انتخابات طبیعی باشد، تخریب می کردند...
* آقای کروبی همین دوستانی که شما فرمودید در جبهه اصلاحات خیلی فعال بودند و تا حدودی هم خود شما به عملکرد و حرف های آنها معترض بودید، در مدت حضور خود در دولت و مجلس خیلی افراطی عمل کردند و برخی از آنها حتی اعلام کردند که ما بخشی از قانون اساسی را قبول نداریم و یا خروج از حاکمیت را مطرح می کردند و بر روی کمک های خارجی حساب می کردند؛ حال مردمی که به شما علاقمندند و شما را یکی از نیروهای مدافع خط امام(ره) و از مبارزین واقعی انقلاب می دانند، دوست داشته اند که شما همیشه مرز مشخصی با این عناصر داشته باشید چون طبق فرموده خودتان به شما هم ضربه زده اند. الان شاید موقعیت خوبی باشد که در کیهان بفرمائید تفکرات و مسائلی که آنها مطرح می کردند را اساسا چگونه می بینید؟
**- در دسته بندی های سیاسی من از اول اصطلاح چپ و خط امامی را داشتم و از چپ هم به شدت دفاع می کردم. علت انشعاب من از جامعه روحانیت هم همین بود و من سردمدار انشعاب بودم و همیشه از این دوستان دفاع کرده ام. حال سوال من این است که این همه مخالفت دوستان با من برای چه بود؟ بنده که از دیوار کسی بالا نرفته بودم و یا ظلمی که به این عزیزان نکرده بودم، اما چون بر یک سری اصول ارزشی پافشاری می کردم دلایل اصلی مخالفت ها بود. اصلاً من از شما سوال می پرسم که در جبهه اصلاحات اعم از دولت، مجلس و دانشگاه ها اختلافشان با من سر چه چیزی بود؟ بر سر این بود که بنده بر سر یک سری اصول پایبند بودم و آن اصول، اصل نظام، امام(ره)، ولایت فقیه، رهبری و قانون اساسی بوده است . چون اینها چیز مخفی نیست مطرح می کنم، حالا مخفی هایش به جای خود، کارهایی کردند به جای خود، مثلاً آقای مهرپرور آمده و می خواهد در مجلس نطق بخواند، می بینم در خلال نطقش می خواهد نامه به رهبری را هم بخواند و از رادیو هم پخش می شد. من هم تا این را دیدم گفتم آقای مهرپرور دست نگه دارید. یا نامه را کنار بگذارید و نطق را بخوانید، یا رادیو را قطع می کنیم، و یا اینکه قهر کن و برو پایین. خب وقتی خدا می خواهد کمک کند این است که اگر آقای مهرپرور قهر می کرد خواه ناخواه برای من مطلوب نبود که رئیس مجلس این جور برخورد کند، اگر به من می گفت شما حق ندارید و من می خواهم صحبت کنم، مشاجره می شد و هم رادیو را قطع می کردم و این هم باز نمی شد. به لطف خدا آقای مهرپرور نامه را کنار گذاشت و با لبخند گفت: نطقم را ادامه می دهم. حالا آنهایی که از داخل و خارج و یا هر کجایی به دنبال این بودند که مهرپرور این نامه را بخواند من هم اوضاع را همانجا به هم زدم. خب کدام رئیس مجلس حاضر می شود چنین کاری را بکند؟ پس بنابراین آنجایی که معتقد بودم اصل نظام، امام، ولایت فقیه و قانون اساسی درخطر بوده دفاع کردم اما برداشت من از قانون اساسی برداشت آقای مصباح یا آقای جنتی و شما کیهانی ها نیست و آن را قبول ندارم، برای شما هم احترام خاصی قائلم و همه شما را حزب الهی می دانم و آدم های خوبی هستید.
* بحث ما برداشت نیست، بحث ما این است که آن دوستان می گفتند بخشی از قانون اساسی را قبول نداریم.
**-من دارم درباره خودم می گویم، اعتراض های ما که به اینها بود، آنجا هم سر این است، ما سر اصول ایستاده ایم و مرزبندی کرده ایم و الان هم داریم مرزبندی می کنیم، منتها نه مرزبندی که شما می کنید، باز معتقدم این حق شماست، همچنان که من این حق را دارم، نه مرزبندی که آقای مسیح مهاجری می کند، هرچند به ایشان ارادت دارم، نه مرزبندی که رسالت می کند هرچند به آقای مرتضی نبوی ارادت دارم، چون در جامعه ای که تضارب و اختلاف سلیقه هست معنایش همین است. لذا من همیشه مرزبندی های خودم را حفظ کرده و چوبش را هم خورده ام و افتخار هم دراین قضیه می کنم، ببینید همچنان که من از شما ایراد می گیرم شما هم می توانید به من ایراد بگیرید.
* اگر اینطور است چرا در مواردی سکوت کردید؟
**- بله من آدم منصفی هستم شما می توانید به من بگوئید چرا در مواردی سکوت کردید، در مواردی اشتباه کردید، در مواردی تند رفتی اینها را هیچکس منکر نیست که در بحث ها و گفت وگوها و در مواقع حساسی ممکن است آدم مطالب و موضع گیری هایی می کند و یک جایی را کند یا تند برود، اما آن اصول اصلی را حفظ کرده ام، مثل شما که آن اصول خودتان را حفظ می کنید ودر برخی موارد تند رفته و یا کند حرکت کرده اید، اصلاحاتی ها هم دو سه دسته بودند، یک گروه آنهایی بودند که با ما بودند مثل آقای محتشمی، نوروززاده، جبارزاده. در بیرون هم دانشگاه ها، یک عده هم به دنبال ساختارشکنی بودند و دسته دیگر هم حزب الله است که وسیع و گسترده است.
* شما هم حزب الهی هستید، شما که خارج از حزب الله نیستید؟
**- بله من هم قطعاً حزب الهی ام، و اصولگرا هستم همچنان که مقام معظم رهبری هم از اصلاح طلبی اصولگرایانه فرمودند. اما نمی شد که ما هی هرجایی بیائیم و درگیر شویم، اما آنجا که می دانستم وارد شدم و ایستادم، مثلا قانون مطبوعات، برخورد با تحصن و... که اینها ظاهر مجلس بود، اما چیزهایی که در ظاهر نبود و در سطح صدا و سیما و افکار عمومی مطرح نبود بسیار بیشتر از اینهاست!
مثلا در دانشگاه که می رفتم تمام بحث این بود که شما چرا نگذاشتید فلان کار صورت بگیرد و مهمترین سم پاشی هایی که می کردند این بود که در توده به من می گفتند این رای ندارد.
* چه اشخاصی بودند؟

**-حالا دیگر اینها اسرار سری است، حتی پیامبران هم اسرار سری داشتند.
*خب باید مردم این مسائل را بدانند یا نه؟ و برای آینده سیاسی شما مهم است.
**- حزب را تشکیل دادیم برای همین موضوع و مرزبندی ها کاملا مشخص است تا دیگر دراین مخمصه نیفتیم. یعنی ما اصولگرایی آقای بهشتی، حزب الهی بودن آقای مطهری، اصولگرایی امام و رهبری را قبول داریم و به آن پایبندیم.
* الان درحال نزدیک شدن به ایام انتخابات خبرگان هستیم درمیان جبهه اصلاحات، بعضی ها معتقد به ائتلاف و اجماع هستند. بعضی ها هم معتقدند که دیگر زمان ائتلاف و اجماع گذشته و دیگر ائتلاف و اجماع جواب نمی دهد؛ با توجه به تجربه ای که شما دراین زمینه دارید از این قبیل که مثلا پس از پیروزی در انتخابات های مجلس ششم و دولت های هفتم و هشتم، اصلاح طلبان هر کدام به سهم خواهی پرداختند و بعضی گفتند به عنوان برادر بزرگتر باید سهم بیشتری داشته باشیم. اولا فکر می کنید آیا چنین اجماعی عملا می تواند شکل بگیرند و ثانیا موفق خواهد بود؟
**- این فرمایشات شما برمی گردد به سال 62، 63-66، 71، 76 و 80 پس از سه تا انتخابات آرایش نیروهای اصلاح طلب به کلی به هم خورده و نوع دیگری شده، شما فرض کنید انتخابات مجلس هفتم بالاخره یک عده ای به این رسیدند که شرکت کنند ولو قربانی هم شوند، عده ای هم به این رسیدند که تحریم کنند در حالی که سال 1376 اینجوری نبود، 1380، 1378 و ... اینجور نبود، در خود شورا جلساتی داشتند...
* کدام شورا ؟
**- شورای دوم که الان اواخر عمر کارش هست، چون من در مجلس فعال بودم نه در شورا، در آنجا به نتیجه نرسیدند و اختلافاتی شکل گرفت، در انتخابات ریاست جمهوری اخیر هم همانطور شد. طبیعی است که دیگر آن اجماع قبلی وجود ندارد.
* احتمال می دهید که این اجماع شکل بگیرد یا نگیرد؟
**- به نظر من حتماً شکل نمی گیرد.
*چرا؟
**- چون سه تا انتخابات انجام شد و اجماع شکل نگرفته حالا یک دفعه شکل بگیرد؟ برای شورای شهر و روستا نشستند در آن موقع نتوانستند یک لیست بدهند و رای شان پراکنده شد، یا مردم نیامدند پای صندوق و نتیجه اش آن شد، در مجلس هم جمعی تحریم کردند و جمعی دیگر شرکت کردند و نتوانستند بنشینند کنار همدیگر و نتیجه آن شد، در ریاست جمهوری هم به همین صورت شد که نفرات متعددی از جبهه اصلاحات کاندید شدند. این را هم بگویم که در جبهه رقبای محترم ما هم به همین شکل بود، اما آن یک نقطه قوت دیگری داشت و آن باعث شد که نتیجه تلخ نشود.
* این نقطه قوت چه بود؟
**- بالاخره، وضع جبهه رقیب به شکلی بود که اختلافات زیاد اثر تعیین کننده نداشت ولی در جبهه ما اختلافات که شروع شد تخریب هم شروع شد و نتیجه هم این شد. پس بنابراین وقتی مقدمات اینچنین به وجود آمد، اصلاً آرایش نیروهای کنونی 76، 80، 65 نیست، آرایش نیروها دارد شکل می گیرد به تناسب حرکت هایی که قبلاً شگل گرفته شده ، لیست ها و افرادی کنار هم قرار گرفته اند منتها من معتقدم اکثریت قاطع اصلاحاتی ها با فکر من موافقند.
* ولی ظاهراً آقای خاتمی دارند فضا را برای اجماع و ائتلاف هدایت می کنند؟
**-میدان فعالیت باز است و هر کس می تواند کار کند. در این بحث نیست که اگر آقای خاتمی کار کند من دیگر کار نکنم یا اگر من کار کردم آقای خاتمی کار نکند.
* ولی اینجا بحث محوریت و رهبری این جبهه مطرح است.
**- حالا من در این زمینه بحث نمی کنم، چون نه ادعای محوریت دارم و نه رهبری، ولی به شما عرض می کنم که معتقدم اصلاحاتی ها اکثریت قاطع شان در آن زمان هم همینجوری فکر می کردند اما الان آن فضا وجود ندارد و آن امکانات هم وجود ندارند، لذا من معتقدم اکثریت قاطع اصلاح طلبان با فکر من موافقند.
اختلافاتی پیش آمده که این اختلافات و صف بندی ها را بوجود آورده و الان مجدداً به سمتی می رود که بهتر از گذشته هم می شود.
* پس دیگر در جبهه اصلاحات الگوی برادر بزرگتر جواب نمی دهد؟
**- اصلاً برادر بزرگ نداریم. برادر بزرگ در عمل معلوم می شود، هر کس کار بیشتر کرده باید برادر بزرگتر باشد. هر کس نوکری بیشتر کرده باید برادر بزرگتر باشد. تازه آن هم باید مدعی برادر بزرگتر بودن نباشد. اگر شد همانجا کارش خراب می شود. باید خودش را برادر کوچکتر بداند و بدود و کار کند.
* یعنی معتقد هستید بعضی ها در جبهه اصلاحات بدون آنکه فعالیت زیادی انجام دهند پس از پیروزی، سهم زیادی را طلب می کنند؟
**- در گذشته اینطور شد و متاسفانه این از آفات جبهه اصلاحات بود. البته این سابقه داشته و فقط اینطور نبوده که در جبهه ما باشد در آن طرف هم کما بیش بوده است بالاخره قبول دارید در آن طرف هم چهار پنج تا کاندیدا آمدند که یکی از آنها 24 ساعت قبل از انتخابات استعفا داد و یکی از آنها هم می گفت به من فشار می آورند که استعفا دهم.
* آیا جبهه اصلاحات برای انتخابات خبرگان لیست واحد می دهد؟
**- حزب ما خودش لیست می دهد هر کس صلاح دانست آن را تایید می کند و هر کس صلاح ندانست تأیید نمی کند. ما خودمان لیست می دهیم منتها معتقدیم لیست خبرگان 90 به بالایش یکی می شود چون در لیست خبرگان ما خیلی قدرت مانور نداریم. اولا مجموعه روحانی هستند و قاعدتا محدودیت هایی هم وجود دارد همچنین در لیست خبرگان از شر شما روشنفکران راحتیم- البته این را شوخی می کنم- یعنی روشنفکران مدام لیست می آورند شلوغ می کنند تعداد زیاد می شود و مشکل می شود خبرگان یک مجموعه روحانی است محدودیت هایی برای آن وجود دارد بالاخره اساس آن هم طبق قانون اساسی دراختیار خود خبرگان است که آنها هم تصویب کردند در اختیار شورای نگهبان باشد و حالا هم ما تمام تلاشمان این است که شورای نگهبان نسبتا باز برخورد کند که یک مجموعه خوبی وارد شود. الآن بی رغبتی وجود دارد واقعا متأسفانه وابستگان شورای نگهبان حرف هایی می زنند که فضا را محدودتر هم می کنند یعنی به جای اینکه حرف هایی بزنند که افراد بیایند من اطلاع دارم حرف هایی می زنند که عده ای نمی آیند و این به مصلحت نیست متأسفانه مثلا می گویند اگر کسی یک نطق تنش زایی کرده باشد حتی اگر عضو هم باشد دیگر او را نمی گذارند. اینها را هم باید بنویسی نکند حذف کنی، ما باید حرف هایی بزنیم که بیایند. مثلا بگوییم بیایید، ما تلاش می کنیم، گفت وگو می کنیم، اینجا ]انتخابات خبرگان[ خیلی محل اختلاف نیست. اصلا اینقدر داوطلب نیست الآن بعضی از محترمین به من صریح گفته اند که نمی آئیم بعضی از کسانی که از اول تا حالا در خبرگان بوده اند می گویند تردید داریم بیائیم.
* این صحبت های شما بیانگر این است که شما به شورای نگهبان انتقاد دارید درحالی که همانطور که حضرتعالی فرمودید خود مجلس خبرگان بررسی صلاحیت کاندیداهای خبرگان را به شورای نگهبان واگذار کرده، آیا با توجه به این مصوبه خبرگان باز هم باید به شورای نگهبان انتقاد کرد؟
**- اینها را بگذارید من به موقعش درباره آنها صحبت می کنم.
* به هر حال شما...
**- بله طبق آن مصوبه حق شورای نگهبان است اما یک سلسله حرف هایی هست که من به موقع خواهم گفت. من می گویم از الآن نگوییم چنین و چنان می کنیم، از الآن شمشیر نشان ندهیم، به قول آقای لاریجانی «شکلات» نشان دهیم (با خنده) بگوییم بیایید شکلات می دهیم، نه اینکه از الآن شمشیر نشان دهیم و هر کسی یکی چیزی گفته حذف می شود این یعنی چه؟ من در بعضی از سایت ها دیدم که هر کس یک چیزی گفته باشد فلان می شود مگر من باید یک چیزی بگویم که شما خوشت بیاید.
* در نامه ای که حضرتعالی به آیت الله جنتی مرقوم فرمودید به شورای نگهبان خیلی معترض بودید در حالی که شورای نگهبان به قانون عمل کرده است.
**- حالا صبر کنید به موقعش حرف می زنیم. فلسفه اش را می گوییم کجاها تصمیم گیری شد چه نوع تصمیم گرفته شد به موقعش می گویم حالا گفتنش بی خود است.
* شما گفتید بعضی از اعضای فعلی خبرگان معترضند و می گویند کاندیدا نمی شویم در حالی که کار طبق مصوبه خود خبرگان به شورای نگهبان واگذار شده است.
**- آنها که اصلا اعتراض ندارند به اینکه چرا به شورای نگهبان واگذار شده اند آنها خودشان عضو هستند.
* پس شما فقط معترضید؟!
**- ما معترضیم نه از اینکه چرا آنها ]شورای نگهبان[ خلاف کرده اند، آنها خلاف نکرده اند، معترضیم چرا شورای نگهبان بد برخورد می کند حالا این دفعه به خود خبرگان تذکر دوستانه می دهم.
* پس شورای نگهبان قانونی عمل می کند؟

**- بله، طبق تصویب خبرگان، شورای نگهبان قانونی عمل می کند ولی ما می گوییم به حوزه های علمیه بدهند امتحان هم بگیرند به مراجع بزرگ هم بدهند حالا می گویند نه آقا ما می خواهیم قانونمند باشد ما می خواهیم مراجع را نجات دهیم پس به شورای نگهبان می دهیم ما هم در مقابل می گوییم حالا که به شورای نگهبان می دهید پس به آن توصیه کنند که مثلا ما دو نفر را هم ناظر بر کار شما می گذاریم که ببینند کار بررسی صلاحیت ها چگونه است آیا منطقی نیست؟ مگر می شود کاری بی نظارت باشد هر کاری نظارت می خواهد. من از بعضی آقایانی که مسئول گرفتن امتحان بوده اند شنیده ام که آنها می گفتند ما به فلانی 3 دادیم ولی شورای نگهبان او را قبول کرده ولی فردی که مثلا نمره 11 گرفته رد شده است.
ولی در مجموع من همین الآن تأکید می کنم که بنده طبق قانون اساسی معتقد به شورای نگهبان هستم یعنی معتقدم نهاد شورای نگهبان نهاد خوبی است من بحثم بحث اجراست لذا به این دوستانم که گاهی گوشه و کنار در نطق ها راجع به قانون اساسی حرف می زنند هم در خلوت و هم به صورت آشکار می گویم چرا به قانون اشکال می کنید به اجرا اشکال کنید. اصلا به نظر من شورای نگهبان باید حتما باشد و کارش را طبق قانون انجام دهد و در ابتدای انقلاب هم فکر کردند چه نهادی بهترین نظارت را انجام می دهد بررسی کردند دیدند نهاد بسیار مقدس شورای نگهبان می تواند این کار را انجام دهد من فقط در مورد نحوه عمل بحث دارم.
* شما بعد از انتخابات نهم از کلیه مسئولیت های خود کناره گرفتید و گفتید می خواهید با تشکیل حزب اعتماد ملی یک فعالیت سیاسی جدی و واقعی انجام دهم. اما در جامعه بعضا حرف و حدیث ها و شبهاتی درباره منشا مالی حزب اعتماد و سایر فعالیت های شما اعم از راه اندازی روزنامه و ماهواره وجود دارد. مردم واقعا می دانند که یک روحانی با درآمد اندک نمی تواند از پس هزینه های سنگین راه اندازی حزب و روزنامه و ماهواره برآید. لطفا اگر ممکن است به طور شفاف بفرمایید منبع مالی حزب اعتماد ملی و سایر فعالیت های شما از کجاست؟
**- جواب من در دو سه بخش خواهد بود: نکته اول این است که این فعالیت ها همانطور که شما گفتید حتما هزینه هایی هم دارد اما، ما عقیده داریم که اینها درآمدهایی هم خواهد داشت و سودآور خواهد بود.
افراد اهل نظر، روزنامه ها و ماهواره ها نظر می دهند که آقا این فعالیت ها بالاخره درآمد هم خواهد داشت. البته ابتدا سرمایه می خواهد و کار بی سرمایه فطیر است. اما افراد صاحب نظر می گویند بالاخره این سرمایه سود می دهد و روزنامه به خودکفایی می رسد و سود هم می دهد که البته الان روزنامه اعتماد ملی چنین نیست. ماهواره را هم می گویند خیلی زود به سود می رسد که امیدواریم این چنین شود پس نکته اول سودآوری آن است. نکته دوم این است که وقتی یک کسی یک کاری می کند حتما یک مجموعه دوستان، منابع، علاقمندان و طرفدارانی دارد که به صورت بلاعوض، قرض به او بدهند و ما هم از این قضیه مستثنی نبوده ایم یعنی هم کمک بلاعوض و هم قرض جدی به ما داده شده است. وواقعا من همین جا به شما بگویم که هیچ وقت در طول عمرم این قدر فشار متحمل نشده ام در طول چند ماهی که از زمان تشکیل حزب می گذرد من فشار بسیاری متحمل شده ام. مقروض شده ام، شرمنده شده ام ولی چون من عادت دارم وقتی یک چیزی می گویم پایش بایستم لذا اینها را تحمل کردم ولی بهرحال کمک هایی شده و در عین حال مقروض هم هستیم ولی امیدهایی هم داریم حتی به دوستان گفته ام بروید بررسی کنید ببینید ما می توانیم یک کار اقتصادی شفاف حلال انجام دهیم که پولدار هم بشویم ولی از هیچ رانت و غیره استفاده نکنیم جمعی را مامور این کار کرده ایم چون نمی توانیم با این وضعیت ادامه حیات دهیم.
آخرین نکته بنده هم در خصوص منابع مالی حزب این است که آنهایی که بخشی از منابع مالی ما را تشکیل می دهند حتما بدانید من به شما و هیچ کس نمی گویم چون درجامعه ما امنیتی وجود ندارد که ما چیزی به کسی بگوییم به خدا کسی می خواسته پولی به ما بدهد قرضی هم می خواسته بدهد ما گفتیم بریز به فلان حساب هر چقدر منتظر ماندیم دیدیم واریز نشده نگران شدیم در نهایت دیدیم پس از نیم ساعت سر و کله طرف پیدا شد گفت بفرمایید این پول، من پول را به حساب نریختم چون دیدم اگر این پول را به حساب فلانی بریزم خواهند گفت چرا این پول را به حساب فلانی ریختی لذا خودم پول را آوردم.
* فکر نمی کنید اگر از مجمع روحانیون جدا نمی شدید مشکلاتتان کمتر بود؟
**- خودم را دیگر برای مجمع مفید نمی دانستم یعنی پس از انتخابات نهم جدا به این نتیجه رسیدم که یا من باید به تمام معنا کار سیاسی را کنار بگذارم و مطلقا فعالیت سیاسی انجام ندهم نه مثل کسانی که یک بار تحریم می کنند و یک بار شرکت می کنند امروز می گویند می آیم فردا می گویند نمی آیم، این جوری کار سیاسی نتیجه نمی دهد این طوری نمدمال شدن است. من گفتم یا باید به این نتیجه برسم که بگویم ما از صحنه سیاست کنار رفتیم یا جدی بیایم و در نهایت به این نتیجه رسیدم که جدی بیایم و ضمن احترام به مجمع و عزیزان آن احساس کردم که با شرایط جدید جامعه باید یک حزب فراگیری درست کنم و هر چقدر هم توان دارم برای آن بگذارم. اگر این حزب گرفت و با حزب هم توانستیم کار کنیم ادامه می دهیم ولی اگر نتوانستیم آن وقت تصمیم می گیریم یک مصاحبه دیگر با حضرتعالی اگر عمری باشد دو سال دیگر تشکیل می دهیم و می گوییم کار حزبمان به کجا رسید.
* یعنی فکر می کنید مجمع دیگر کارایی لازم را برای اهداف شما ندارد؟
**- مجمع یک تشکل روحانی است خواه ناخواه از نظر اندیشه ای هم اختلاف نظر بین آنها وجود دارد ضمن اینکه دوست هستیم ولی اختلاف نظر هم داریم و من ضمن احترام به مجمع روحانیون احساس کردم من آن نتیجه ای که می خواهم از مجمع بگیرم نمی توانم بگیرم. بعنوان نمونه من می خواهم جوانان را بیاورم از آنها کمک بگیرم در همین انتخابات گذشته بسیاری از جوانان با من کار می کردند و اساس کار با نیروهای جوان بود، با این وضعیت من چگونه می توانم خودم را منحصر کنم به هم لباسی های خودم که همه برای من معزز و بزرگند. و من تصریح کنم که الان دیگر نه دوران انقلاب و امام است که امام یک اعلامیه بدهد و مردم پرشور به پای صندوق های رأی بیایند الان تشکیلات، انسجام و آموزش برای کار سیاسی لازم است.
* شما با تشکیل حزب اعتماد ملی فرمودید که بدنبال انجام فعالیت جدی سیاسی هستم سؤال این است که آیا انتخاب شما به عنوان دبیرکل حزب براساس یک فرآیند دموکراتیک درون حزب صورت گرفته و آیا شخص دیگری به غیر از شما می توانست دبیرکل حزب اعتماد ملی شود ؟
**- عرض کنم من حزب تشکیل دادم و این حزب هم بنده را به عنوان دبیر انتخاب کرد.
* بر چه اساسی و با چه مکانیسمی شما را انتخاب کرد؟
**- براساس دید خودشان نه براساسی که من خواستم یا من گفتم بلکه براساس سابقه من و رای خودشان، حتی من پیشنهاد دادم که بعضی ها رقیب شوند ولی کسی حاضر نبود و نخواستند بیایند با من رقیب شوند ولی چه بسا در آینده رقیبی هم پیدا شود در مجموع من فضا را جوری به وجود آوردم که همه در جلسات نظر بدهند رأی بدهند و من خیلی در این جهت رعایت کردم در این رابطه مثالی می زنم ما برای اسم حزب فراخوانی کردیم که بیش از 200 اسم آمد که یکی از آنها «آرمان» بود من گفتم آرمان چیز خوبی است منتها یک اسلامی هم به آن می چسبانیم. من گفتم رای گیری نکردیم ولی فکر می کنم آرمان اسلامی اسم خوبی است بعد رأی گیری کردیم و قبل از آن هم من گفتم که طرفدار آرمان اسلامی هستم ولی در مجموع چند اسم به رأی گذاشته شد که در نهایت اعتماد ملی رای آورد یعنی این قدر ما به رأی احترام قائلیم.
* آقای کروبی شما چهره ای هستید که همواره بر پیروی از خط امام تاکید داشته اید در سالهای اخیر عده ای با سوءاستفاده از نام خط امام به مناصبی رسیدند ولی در عمل به خط امام متعهد نبودند تعریف شما از خط امام چیست؟
**- اینکه از امام یا خط امام سوءاستفاده شده یا می شود چیز خیلی مستبعدی نیست. از اسلام، دین و امام حسین( ع) هم سوءاستفاده می شود یعنی در جمعیت هایی که در یک مسیری قرار می گیرند آدم های صادق و مخلص هست و آدم های سوءاستفاده چی هم هست. خود من هم که می گویم خط امامی هستم واقعاً آن امامی که من می شناسم بدون تعارف و بدون شکست نفسی احساس شرمساری می کنم چون احساس می کنم فاصله زیادی با کارهای امام و خط ایشان دارم.
اما من خط امام را در تفکر، اندیشه و سیره امام می دانم سیره امام مربوط به زمان زیاد دوری نیست ایشان در بین ما بوده و ما اعمال و رفتار و گفتار ایشان را دیده ایم زندگی شخصی امام نحوه برخوردشان با قانون و اینکه از حکومت هیچ چیزی نمی خواست را دیده ایم ایشان اساساً بدنبال حاکمیت اسلام از طریق رأی مردم بود.
* توصیه شما به کسانی که از خط امام سوءاستفاده می کنند و احتمالاً نام اصلاح طلب را هم روی خودشان می گذارند، چیست؟
**- توصیه من به کل افرادی که سوءاستفاده می کنند اعم از کسانی که به نام اصلاحات سوءاستفاده می کنند یا به نام ارزش ها، که البته قبل از آنها به خودم توصیه می کنم که این کار را نکنیم چون این ظلم و ستم است. چرا ظلم است برای اینکه من امام را دیدم شما عزیزان هم امام را دیده اید پس هرکاری که به نام اصلاحات یا ارزشها در جهت خلاف راه واقعی امام انجام دهیم نتیجه نخواهیم گرفت از سوی دیگر نسلی هم درحال رشد است که امام و کارهای ایشان را ندیده است اعمال امام را خبر ندارد ممکن است بخش مهمی از شکل گیری فکرش درباره امام از عملکرد ما شکل بگیرد که این بزرگترین ظلم به امام است اگر ما بد عمل کنیم.
* آینده اصلاحات را چگونه پیش بینی می کنید؟
**- جامعه ما مسلماً اصلاحات می خواهد اصلاحات مسلماً پیش می رود و موفق است منتها اصلاحات در چارچوب امام و قانون اساسی من معتقدم اصلاحات متکی به فرهنگ دینی و بومی و ملی خودمان خواسته ملت است اصلاً بشر در تکاپو برای اصلاحات است ولی در چارچوبی که مورد استقبال و پذیرش مردم که همان حاکمیت اسلام رعایت حقوق مردم و عمل براساس قانون باشد که البته این مسأله مشکلاتی هم دارد کما اینکه در همه چیز مشکل وجود دارد.
* بالاخره آینده اصلاحات با گروه هایی که فعلاً به نام اصلاح طلب فعالیت می کنند، پیوند خورده است.
**- ما بدون اینکه با کسی درگیری و مخالفتی داشته باشیم اصلاحات را در چارچوب همان قانون اساسی، آرمان های امام و همان دیدگاهی که هم با ما صحبت شده و هم با ما مخالفت شده ادامه می دهیم.
* شما به رفتار برخی گروه های اصلاح طلب انتقاد داشته اید آیا معتقدید این گروهها اگر بر همان اساس حرکت کنند، موفق می شوند؟
**- خیر، من معتقدم اگر بر آن اساس حرکت کنند موفق نمی شوند تعدیل هم فراوان می بینم، حرف هایی هم که می زنند نشان می دهد که خیلی تعدیل شده اند در مقالات و گفته هایشان که این روزها در روزنامه ها چاپ می شود این مسئله به خوبی مشخص است که مثلاً می گویند چه کسی گفته عبور از قانون اساسی هرکسی گفته بی خود گفته است کی گفته ساختارشکنی اصلاً آنها که اینها را گفته اند ماها نبودیم از این چیزها این روزها زیاد در علنی و جلسات خصوصی می گویند ولی در کل تأکید می کنم که با رفتارهای گذشته، اصلاحات موفق نمی شود- منتها همه باید نقد را انجام دهند نقد دولت، مجلس حالا می خواهد دولت فعلی یا دولت قبلی باشد.
¤ جناب آقای کروبی، ممنونیم از زحمتی که متقبل شدید. ما را به خاطر مزاحمتی که ایجاد کردیم خواهید بخشید.