سجاد نوروزی
قشر جوانان، در هر کشور، میتواند موتور محرکه توسعه اقتصادی- اجتماعی و سیاسی باشد چرا که طراوت و میل به تغییر و تحول و شادابی از اصلیترین خصایص این قشر به شمار میرود.
در ایران، تقریبا 53 درصد از جمعیت کل کشور از افراد زیر 20 سال تشکیل میدهند. برخی از تستهای جامعهشناسی نظیر تست «ورت هایم» بر این اصل استوار است که میزان عقبماندگی هر کشور با میزان جمعیت جوان آن مرتبط است و اگر 40 درصد جمعیت یک کشور زیر 15 سال باشد آن کشور عقبمانده محسوب میشود. مطابق با این نظریه جامعهشناختی، میتوان حاشیه آفریقا را که 55 درصد جمعیت آن، زیر 20 سال است و همین طور کشورهایی چون اندونزی و کشورهای منطقه اسکاپ را عقب مانده محسوب کرد. جمعیت ایران در هر 25 سال دو برابر میشود، بنابراین حتی اگر رشد جمعیت در ایران، نرخی در حد و اندازههای 6/1 درصد یا 7/1 درصد نیز داشته باشد، مطابق این نظریه، دارای رشدی مخرب است.
اما در حال حاضر و با استناد به مطالعات جامعه شناختی معاصر، دوران اکتفا به یک نظریه و تز تکعاملی به سر آمده است. با این وصف نگاه به جمعیت جوان ایران محتاج به دگرگونی تئوریک و تدقیق دوباره است.
به طور خلاصه و برای پرهیز از اطاله کلام، جمعیت جوان ایران را میتوان از دو منظر «تهدیدزا بودن» و به عنوان «یک فرصت برای نیل به توسعه» مورد تجزیه و تحلیل قرارداد:
1- پاتولوژی (آسیب شناسی) جمعیت جوان کشور: مطابق با آمارهای رسمی، نرخ بیکاری هماکنون بین 9 تا 12 درصد در نوسان است و 1/15 درصد از فارغالتحصیلان دانشگاه نیز از داشتن شغل بیبهرهاند. دولت برای رفع این معضل میبایست سالانه 500 هزار شغل ایجاد کند که در بهترین حالت، ایجاد 300 هزار شغل را در سال میتوان متصور شد، چه آنکه ایجاد هر شغل به بودجهای معادل 50 میلیون تومان نیازمند است، جدای از این موارد، در باب مسائل اجتماعی منتج از جامعه جوان ایران، میتوان به معضل ازدواج اشاره کرد. در ایران مطابق آمارهای سال 1375 حدود 5/5 میلیون دختر و 5/3 میلیون پسر ازدواج نکرده وجود دارد که بدیهی است این امر تا به حال و در فاصلهای 10 ساله به شدت رشد کرده و بیشک عوارض نامطلوبی را در پی خواهد داشت.
2- فرصتی برای توسعه، مطابق با مطالعاتی که پیرامون نتایج باروری نسل سالهای 1358 تا 1363 در کنفرانس جمعیت شناسی سال 1381 اعلام شد، جامعه ایران حداکثر تا 40 سال با تبعات این جهش باروری مواجه خواهد شد. این پدیده اگر به نحوی مطلوب مدیریت شود، میتواند زمینهساز تحولاتی در شئون اجتماعی- اقتصادی و سیاسی کشور شود. بیشک نیروی محرک برای نیل به توسعه در هر جامعهای نسل جوان آن جامعه است. اگر این توانایی در مسئولان وجود داشته باشد که از مزیت و پتانسیلهای نسل جوان ایران استفاده مطلوب شود، میتوان به بسط یک توسعه همه جانبه امید بست.
شور و تحرک جوانی همراه با ذهن خلاق و جستجوگر از عواملی است که میتواند در مسیر نیل به توسعه موثر واقع شود. در تلاش برای نضجگیری یک توسعه بومی، اصلیترین قشر اجتماعی که میتواند کارگزار و حرکت دهنده «توسعه» باشد، نسل جوان است، نسلی که بارها در این کشور از آزمونهای تاریخی سربلند بیرون آمده است.