تاریخ انتشار : ۱۰ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۸۲۶۲۴

مهدى مروتی
جان بولتون” نماینده ایالات متحده آمریکا در سازمان ملل متحد طى هفته گذشته و پس از حادثه کشتار خونین “قانا” مانع از محکومیت رژیم اشغالگر قدس در بستر شوراى امنیت شد. وى فاجعه قانا را حق طبیعى اسرائیل دانسته و از کشتار کودکان بى‌دفاع توسط جلادان صهیونیسم علنا حمایت کرد. البته سکوت “کوفى عنان” و کشورهاى دیگر عضو شوراى امنیت سازمان ملل متحد جاى بسى سئوال دارد ولى حضور “جان بولتون” در این شوراى مجازی، صورى و البته پر مدعى در وتوى قطعنامه‌هاى ضد آمریکایى و ضد صهیونیستى بسیار موثر است.
“سفیر توحش” را همه مى‌شناسند. مردى از جنس شیطان. “جان بولتون” به همراه “ایروینگ کریستول” ، “ویلیام کریستول”، “جان اشکرانت” و دیگر اعضاى اصلى هسته نومحافظه کار آمریکا حادثه 11 سپتامبر 2001 را با هدف تغییر نقشه خاورمیانه طراحى کرد. وى یکى از مسببان ایجاد جنگ و خشونت در عراق و افغانستان است. “جان بولتون”‌در سازمان ملل متحد وظیفه دارد ضمن ایجاد فضایى بر ضد کشورهاى اسلامى از جمله جمهورى اسلامى ایران ابزارهاى مانور صهیونیسم و یونیورسالیسم را در جهان فراهم کند.
“جان بولتون” در زمان حضور “آریل شارون” در به عنوان نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس و در آستانه بررسى پرونده هسته‌اى ایران در شوراى حکام آژانس بین‌المللى انرژى اتمى به “تل‌آویو” سفر کرد و از نزدیک نگرانى خود را در مورد قدرت یافتن ایران اسلامى در خاورمیانه با صهیونیست‌ها در میان گذاشت. پس از انتخاب “جان بولتون” به عنوان نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد چهره بوش و دیگر عوامل چنین انتخابى در میان افکار عمومى دنیا بسیار مخدوش شده است.
“جان بولتون” در جریان جنایات اخیر صهیونیستها از سوى بوش وظیفه دارد تا بستر شوراى امنیت سازمان ملل متحد را در راستاى آزادى عمل بیشتر اولمرت و همراهانش تعریف کند. بولتون در این راه لابى‌هاى گسترده‌اى را با نمایندگان سه کشور اروپایى انجام مى‌دهد.
وى رابطه مستقیم خود را با اعضاى اصلى هسته نو محافظه کار حفظ کرده است.
هدف نهایى “جان بولتون” ترسیم خاورمیانه بزرگ با محوریت کاخ سفید و صهیونیسم است. “بولتون” در جلسات شوراى امنیت سازمان ملل متحد همواره به عنوان مدافع صهیونیسم عمل مى‌کند. وى در این راستا سعى دارد چهره مخدوش اسرائیل وافرادى مانند ایهود اولمرت، شیمون پرز را در نزد سه کشور اروپایى آلمان، انگلستان و فرانسه تا حد ممکن بازسازى کند.
“بولتون” سعى دارد با توجیهات تئوریک و البته غلط انداز خود ادبیات یونیورسالیستى تعریف شده در میان نومحافظه‌کاران را به نمایندگان دیگر کشورهاى اروپایى نیز تعمیم دهد. در این راستا نمایندگان برلین، پاریس و لندن بعضا همانند کودکانى چشم و گوش بسته به سخنان واظهارات وى اعتماد مى‌کنند و البته پس از گذشت زمانى نه چندان دراز به اشتباه خود پى مى‌برند. “جان بولتون” شخصیتى بسیار منفور است. وى یکى از عاملان اصلى کشتار در عراق، افغانستان، فلسطین و لبنان مى‌باشد.
“جان بولتون” فردى از جنس شیطان است . مسلما با سقوط نو محافظه‌کاران آمریکا در آینده‌اى نه چندان دور “بولتون” نیز همانند بوش،‌رایس و رامسفلد باید در خاک ذلت زانو زده و در مقابل جنایات وحشیانه خود و اعمال حمایتهاى خود از تل‌آویو و عاملان ترور و خشونت پاسخگو باشد.