محمد مقصودعلی
گروه سیاسی :خانم زهرا شجاعی، مشاور رئیس جمهور سابق در اولین سمینار کمیته بانوان حزب اعتماد ملى درباره جایگاه اجتماعى زن مطالبى را بیان کردهاند(1) که در مورد آنها نکاتى را باید گوشزد نمود. ایشان سه نوع رویکرد را پیرامون نگاه جوامع به زن ارائه کردهاند که عبارتند از:
1- رویکرد حمایتی، که در این رویکرد زن موجود ضعیفى است که احتیاج به کمک دارد لذا باید در برنامهها و سیاستگذارىها به زن توجه خاصى شود.
2- رویکرد تساوی، که در این رویکرد زن و مرد با هم مساوىاند و در برنامهریزىها به زن به طور مجزا نگاه نمىشود.
3- رویکرد توسعهای، که به زعم ایشان از سال 76 در نظام جمهورى اسلامى ایران به وجود آمد که در این رویکرد به زن به عنوان نیمى از جمعیت و سازنده نیمى دیگر و یکى از عوامل توسعه کشور نگاه مىشود.
ایشان در ادامه براى اینکه جایگاه زن در جامعه، معلوم و مشخص شود دو استراتژى ارائه مىدهند که عبارتند از:
- زنان باید خود به حقوق و جایگاهشان آگاه باشند.
- جامعه و افکار عمومى باید اصلاح شود.
واقعیت امر آن است که تا جایگاه زن و نوع نگرش صحیح به او منقح نشود، سخن گفتن از حقوق او و استراتژى دفاع از آن حقوق، ابتر خواهد ماند. معالاسف بسیارى از مصلحانى که در تلاشند موانع احقاق حقوق زنان را رفع و آسیبها را اصلاح کنند، در تئورى به بیراهه مىروند که حاصل آن، دور شدن از نیازهاى فطری، اصیل و منزلت واقعى زن بوده است. بنابراین، گام اول و مهم، شناخت صحیح نیازهاى فطرى و جایگاه حقیقى زن در خلقت مىباشد.
مشهود است که برخى از زنان تنها به خاطر زن بودن، در مخاطرات، استرسها، بىعدالتىها و نابسامانىهاى کمابیش شدیدى قرار دارند. هرچند ممکن است در جوامعى که از آئین کهن یا معارف الهى برخوردارند، درصد این مخاطرات و تشویشهاى فکرى کمتر باشد، اما واقعیت آن است که اگر در همین جوامع نیز براى این مخاطرات، برنامه و راه حلى منطبق بر فطرت اصیل انسانى ارائه نشود، در آیندهاى نه چندان دور، زنان این جوامع دچار تعارضات شده، به وادى مخاطرهآمیزترى فرومى غلتند. تعارضات و نابسامانىهاى فکرى و روانی، ناشى از تاثیرات جهانىشدن روى زنان هستند و پیامدهایى چون “افزایش بهرهوری، دستمزد اندک، انجام فعالیتهاى سخت و کاربر، کاهش موالید، کاهش حمایتهاى اجتماعی، توسعه تجارت سکس و ...” (2) را به دنبال دارند. در جهانىشدن، مقولاتى چون تحقیر شان خانهداری، به سخره گرفتن زندگى زناشویی، بت شدن ارزشهاى مردانه و... که همه و همه از پیامدهاى عدم شناخت جایگاه و منزلت حقیقى زن مىباشند، شاخصند.
اگر بر اساس مبانى فکرى سکولار و اومانیستى به زن، حقوق و جایگاه آن بنگریم، واقعیتى جز این نکته حاصل نخواهد شد که جنبشهاى فمینیستى که ثمره چنین تفکرى بود سبب تحولات اساسى در جوامع غربى گردید و توانست با موفقیت تمام، پایههاى خانواده سنتى را سست نماید و با شعار عمل به انگیزه تمامیت خواهانه خود براى فرو ریختن بناى خانواده سنتى جامه عمل بپوشاند. از ثمرات این تحول، کلاف سردرگمى پدید آمد که در پیچ در پیچ آن، دالانهاى دهشتناک طلاق، کودکان نامشروع، باردارى دختران نوجوان، بهرهکشىهاى جنسى از کودکان، خودکشى کودکان و نوجوانان و... وجود دارد.
حال آنکه اگر از دیدگاه اسلام به زن، این لطیفه الهى بنگریم، جز تجلى و جمال الهى نمىبینیم. در نگاه اسلام، زن موجودى شریف (و همچون مرد، اشرف مخلوقات) است که هدف آرمانى او باید رسیدن به درجه کمال مطلوب که همان خلافت الله روى زمین است، باشد و اسلام براى این منظور، برنامههایى مشخص ارائه کرده است.
در فرهنگ و معارف الهى و اسلامی، هیچ موردى پیدا نمىشود که صحبت از تکامل معنوى بشر مطرح شود و تقسیمات مردانه- زنانه در آن به میان آمده باشد. در تمام امورى که مربوط به رشد معنوى انسان است اعم از کرامت، سلوک الى الله، ارزشهاى اخلاقی، معرفت و تقرب به حضرت حق “جل و علا”، اندیشه اسلام و فرهنگ قرآن، هیچ تفاوتى میان زن و مرد برقرار نکرده است.
انحراف تفکیک حقوق زن از حقوق بشر، تقسیمبندى زنانه و مردانه در همه امور از جهان غرب شروع شد و این نوع تقسیمبندى زنانه و مردانه یعنى نگاه جنسیتى به همه شئون زندگى رسوخ نمود. حال آنکه در اسلام، عرصههاى برابرى در مفاهیم هستىشناسی، مفاهیم اخلاقى و ارزشى و مفاهیم فقهی، بسیار بیش از عرصههاى تفاوت است.
در اندیشه ناب اسلامی، به زن به عنوان یک انسان چنان نگریسته مىشد که در راه عبودیت و به کمال رساندن فطرت، مىتواند به مقام عصمت کبرى برسد. روایت شریف نبوى که فرمودند: “ما اکرم النساء الا کریم و ما اهانهن الا لعین” (کرامت زن را پاس نمىدارد، مگر کسى که خود بهرهاى از کرامت برده باشد و جز انسان پست به زن اهانت نمىکند)، چونان تاج افتخار بر تارک زنان عالم مىدرخشید.
آنچه مىتواند زنان را از تعارضات فکری، روانى و عقیدتى برهاند و به تبع آن، جامعه بشرى را به سوى سعادت و نیکبختى هدایت نماید، رجوع و بازگشت به فرهنگ ناب و اصیل اسلام است و اگر چنین نشود و این عدم بازگشت، به تبلیغات بسیار ناجوانمردانه ملموس و غیرملموس علیه ارزشهاى خانواده و خانهدارى ضمیمه شود، آینده زنان بلکه کل بشریت به ناکجا آبادى منتهى مىشود که شمهاى از آن برهوت دهشتناک اخلاقی، اجتماعى و فرهنگى ... را در کشورهاى غربى شاهد هستیم که از نگاه صاحبنظران و محققین منصف آن جوامع پنهان نمانده است (3.)
در مورد اظهارات خانم شجاعى به زنان باید گوشزد نمود که آگاهى زنان از حقوق و جایگاهشان و ترمیم و اصلاح جامعه و افکار عمومی، امورى لازمند، اما بسته به اینکه حقوق زنان و جایگاه آنان چگونه و بر اساس چه شاکلهاى (اسلامى یا اومانیستی) تعریف شوند، مىتوان نتایج دو امر فوق را بسیار مثبت یا بسیار منفى ارزیابى نمود (4.)