سعید ارجمندی
تهاجم وسیع و همه جانبه ارتش رژیم صهیونیستى به نوار غزه و لبنان بار دیگر این نکته را در افکار عمومى جهان به اثبات رساند که عامل تنش، بىثباتى و بحران در منطقه خاورمیانه تلآویو است. ظرف چند هفته اخیر رژیم صهیونیستى با حمله به تاسیسات زیربنایى لبنان و فلسطین اشغالى و به راه انداختن نسلکشى و کشتار غیر نظامیان چهره تروریست دولتى خود را بار دیگر آشکار ساخته است. در عین حال رسانهها و محافل سیاسى غرب و وابسته به صهیونیستها نیز در دور تازه جنگ روانى خود، تبلیغات وسیعى را بر ضد جمهورى اسلامى ایران به راه انداختهاند و تهران و دمشق را نسبت به ایجاد بروز بحران در منطقه خاورمیانه متهم کردهاند. از این رو پیرامون بحران موجود در خاورمیانه اشاره به چند نکته ضرورى است:
1- اولا باید این نکته راگوشزد کرد که رژیم صهیونیستى بعد از انتخابات پارلمانى اخیر در فلسطین و پیروزى حماس و چرخش قدرت در دولت فلسطین به تدریج استراتژى تهاجم و تجاوز را در پیش گرفت. در همین چارچوب تلآویو ابتدا مانع ورود کمکهاى انسان دوستانه به سرزمینهاى اشغالى شد و در این مسیر اروپا و آمریکا نیز صهیونیستها را یارى و کمکهاى خود را به دولت تشکیلات فلسطین قطع نمودند. به موازات آن ارتش اشغالگر قدس نیز ضمن نقض آتش بس، حملات خود را به تدریج به نوار غزه آغاز کرده و حتى در اقدامى کاملا غیر دموکراتیک، به بهانه اسیر گرفته شدن یک سرباز اسرائیلى به وسیله رزمندگان فلسطینی، مجددا به اشغال غزه دست زد و حتى نمایندگان و اعضاى دولت منتخب مردم فلسطین را نیز بازداشت نمود و به تخریب گسترده منازل فلسطینیان و زیر ساختهاى حیاتى آنها مانند تاسیسات آب و برق دست زد که این روند همچنان ادامه دارد و روزانه دهها فلسطینى به خاک و خون کشیده مىشوند.
2- در مورد لبنان نیز بنابر باور بسیارى از صاحبنظران مسائل سیاسى رژیم صهیونیستى سناریوى حمله به لبنان را از مدتها پیش طراحى کرده بود و به بهانه آزاد کردن اسراى خود، تهاجم وسیع و همه جانبه را به لبنان و شهرهاى مختلف آن آغاز کرد. در همین راستا آمریکا نیز با ابزارى به نام “وتو” در شوراى امنیت، چراغ سبز خود را به اسرائیل نشان داد و مسیر را براى ادامه تجاوزگرى اسرائیل باز گذاشت. در واقع نگاهى موشکافانه به تحولات اخیر در منطقه نشان مىدهد که ترور رفیق حریرى نخست وزیر سابق لبنان محملی، براى فشار بد دمشق براى خروج نیروهاى سورى از لبنان و از سوى دیگر آمریکا و رژیم صهیونیستى و برخى کشورهاى اروپایى تلاش کردند با تصویب قطعنامه 1559 زمینه خلع سلاح حزبالله لبنان را به وجود آورند اما تظاهرات گسترده و میلیونى مردم لبنان در حمایت از حزبالله در آن مقطع و در حال حاضر حمایت دولت و اقوام مختلف لبنانى ازاین جنبش آمال دشمنان حزبالله را ناکام گذاشته است. ضمن آنکه گزارش اخیر سدژ برامرتز رئیس کمیته تحقیق درباره پرونده ترور رفیق حریرى بر خلاف گزارش دلتو مهلیس رئیس سابق کمیته تحقیق حکایت از آن داشت که اتهامات وارده به سوریه در مورد دست داشتن در ترور حریرى بىاساس است و اصلا سوریه قابلیت چنین عملیاتى را ندارد بنابراین با نگاهى به این تحولات مىتوان به خوبى به این جمع بندى رسید که اهداف صهیونیستها از تجاوز نظامى و انتخاب گزینه برخورد با لبنان چیست.
برخى تبعات حمله نظامى اسرائیل به لبنان
- شکست هیمنه شکست ناپذیرى رژیم صهیونیستى در افکار عمومى جهان به ویژه یهودیان ساکن سرزمینهاى اشغالى و اثبات قدرت بالاى بازدارندگى حزبالله لبنان در دفاع از استقلال و تمامیت ارضى لبنان.
- شلیک موشکهاى حزبالله لبنان به شهرهاى حیفا، عفوله، غرق یک ناوچه جنگى و هوشمند اسرائیل در آبهاى مدیترانه توسط حزبالله،به آتش کشیدن شدن چندین تانک میرکاوه پیشرفته اسرائیلى و ساقط شدن چند آپاچى ارتش اشغالگر قدس به دست مبارزان حزبالله .
- آسیبپذیرى شدید اقتصاد رژیم صهیونیستى و شروع روند معکوس مهاجرت یهودیان از فلسطین اشغالى به کشورهاى اروپایی
- گسترش روزافزون نفرت جهانیان از اقدامات صهیونیستها با برپایى تظاهرات گسترده در اقصى نقاط جهان
- افزایش بهاى نفت در بازارهاى جهانی
در مجموع باید گفت چنانچه مجامع جهانى و به ویژه سازمان ملل متحد به عنوان متولى اصلى برقرارى صلح و امنیت جهانى با روند یکجانبه گرایى آمریکا در شوراى امنیت مقابله ننماید اول اینکه اعتبار این سازمان به شدت در نزد افکار عمومى خدشهدار خواهد شد و دوم اینکه منطقه خاورمیانه همچنان ملتهب باقى خواهد ماند و در آینده شاهد تجاوزگرىهاى این رژیم نامشروع به دیگر کشورها خواهیم بود.