تاریخ انتشار : ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۸۳۰۲۰

بسم الله الرحمن الرحیم
وقایع روز دوشنبه در کابل و شورش مردم این شهر علیه نظامیان آمریکایی باید هشداری به نیروهای اشغالگر بیگانه باشد که دیگر کاسه صبر مردم افغانستان از تحمل اعمال و رفتارهای آنها لبریز شده است و این مهمانان ناخوانده جایی در افغانستان ندارند.
بخشی از این هشدار را نیز باید حاکمان فعلی افغانستان خطاب به خود تلقی کنند چرا که به اعتقاد مردم این کشور دستگاه حکومت نمی تواند از مسئولیت اقدامات غیرقانونی بیگانگان شانه خالی کند همچنان که جهت برخی از شعارها در اعتراضات مردمی اخیر در کابل به طرف مقامات دولتی بود.
حادثه اخیر در کابل را که به دنبال تصادف خودرو زرهی ارتش آمریکا با چند خودرو شخصی به وقوع پیوست باید به مثابه جرقه ای دانست که آتش انزجار و خشم افغانیها علیه اشغالگران را شعله ور ساخت و اگرچه موقتا این خشم فروکش کرده ولی قطعا همچون آتش زیر خاکستر است که هر آن امکان شعله ور شدن آن وجود دارد.
آنچه در حادثه مذکور بر ابعاد خشم و اعتراض مردم افزود : رفتارهای متکبرانه و جنایتکارانه نظامیان اشغالگر پس از حادثه بود که درخواست به حق و قانونی قربانیان و حادثه دیدگان برای برخورد قانونی با معترضین حادثه را با اسلحه پاسخ دادند. این جنایت آنها به کشته شدن تعداد دیگری از مردم منجر شد و در پی آن هزاران نفر از مردم به درگیری خیابانی با نظامیان اشغالگر پرداخته و نفرت خود از این اعمال را با شعارهای ضد آمریکایی و ضد دولتی ابراز کردند.
واقعیت این است که مردم افغانستان اکنون احساس می کنند حقشان حتی در کشور خودشان تضیع می شود و به نوعی گرفتار کاپیتولاسیون آمریکایی ها شده اند و در این میان دولت که باید مدافع حقوق افراد کشور باشد از توانایی و اقتدار لازم برخوردار نیست .
پیامی که این شورشهای خیابانها برای دولتمردان افغانی داشت این است که مردم انتظار دارند هرچه زودتر حضور اشغالگران پایان یابد و تا آن زمان ، دستگاه قضایی کشور باید مجرمین خارجی را بدون ملاحظه و اغماض مورد محاکمه قرار داده و قانون را اعمال کنند.
از سوی دیگر ، حوادث اخیر عمق ضعف و استیصال اشغالگران را آشکارتر ساخت . فرار خودروهای نظامی اشغالگران از برابر جمعیت خشمگین در جریان حوادث اخیر و همزمان ، تخلیه سفارت آمریکا در کابل ، ضعف و درماندگی اشغالگران را مورد تاکید قرار داد.
افزایش روزافزون حملات نیروهای شورشی علیه اهداف و مراکز استقرار نظامیان خارجی در افغانستان طی ماههای اخیر بیانگر تشدید وخامت اوضاع و نامساعدتر شدن شرایط برای اشغالگران است . اوج گیری این گونه حملات در افغانستان هم اکنون به معضلی جدید برای نظامیان مداخله گر غربی و بویژه برای کاخ سفید تبدیل شده است .
جرج بوش در نطق چند روز قبل خود صریحا به تشدید گرفتاری آمریکا در افغانستان اعتراف کرد. این درحالی است که یکی از رهبران ارشد طالبان از تسلط نیروهای این گروه بر جنوب افغانستان خبر میدهد. وی در عین حال تاکید کرد جنوب افغانستان به قتلگاه نیروهای پیمان ناتو تبدیل شده است .
در این میان حملات کور و بدون نتیجه ارتش آمریکا به مناطق مختلف افغانستان به بهانه سرکوب تروریسم می تواند تاییدی بر این ادعاها باشد. در تازه ترین حمله از این نوع ، نظامیان آمریکایی به بهانه قلع و قمع تروریست ها ، به یک منطقه در قندهار یورش بردند که 50 کشته برجای گذاشت . به گفته منابع افغانی بخش قابل ملاحظه ای از این افراد ، غیرنظامیان و مردم عادی بوده اند.
از مجموعه حوادث و تحولات چند ماهه اخیر چنین برمی آید که باتلاق افغانستان نیز همانند عراق ، درحال عمیق تر شدن است ، باتلاقی که هر روز مداخله گران را بیش از پیش در خود فرو می برد. روند تحولات نشانگر این واقعیت است که اصرار آمریکا بر ادامه حضور در افغانستان آنهم با روش اعمال « کاپیتولاسیون ویژه اشغالگران » به هرچه بیشتر فرو غلطیدن اشغالگران در باتلاق افغانستان منجر خواهد شد ، واقعیتی که قطعا دوران انحطاط ابرقدرتی به نام آمریکا را به همه ملت های تحت ستم نوید میدهد.