دکتر علی اکبر ولایتی
در اوت سال 1897 اولین کنگره صهیونیست ها به دعوت تئودور هرتزل روزنامه نگار یهودی اطریشی در شهر « بازل » سوئیس تشکیل شد و مصوبه آن جلسه به دست آوردن سرزمینی برای اسکان یهودیان بود . در سال 1916 درحالیکه هنوز جنگ اول جهانی ادامه داشت ، نمایندگان انگلیس و فرانسه ، آقایان سایکس و پیکو ، در رابطه با تقسیم غنائم خاورمیانه ای امپراطوری عثمانی ، قرارداد محرمانه ای را منعقد کردند که در تاریخ به نام همین دو نفر ثبت شده است (قرارداد سایکس ـ پیکو) بر پایه آن قرارداد ، سرزمین فلسطین سهم دولت انگلیس شد.
در سال 1917 « بالفور » وزیر خارجه انگلیس ، طی اعلامیه ای ، تاسیس یک حکومت یهودی در سرزمین فلسطین را وعده داد. در پایان جنگ اول ، « جامعه ملل متحد » قیمومت انگلیس را بر سرزمین فلسطین تصویب کرد.
مهاجرت و به عبارت درست تر کوچ دادن یهودیان از سراسر جهان بخصوص شرق اروپا و کشورهای اسلامی به فلسطین ، در فاصله دو جنگ جهانی و در جریان جنگ دوم و سالهای اولیه پس از آن آغاز شد و سرعت گرفت . اشغال تدریجی فلسطین توسط مهاجران یهودی در فاصله دو جنگ جهانی ، با کارگردانی انگلیس ، خود حاصل طراحی های طولانی و سابقه دار است . حتی در زمان حکومت سلطان عبدالحمید عثمانی ، گروهی از یهودیان به او پیشنهاد کردند که سرزمین فلسطین را به آنان بفروشد! سلطان در جواب آنها جمله ای گفت که یکی از فرازهای ماندنی تاریخ معاصر شد. نقل تقریبی جمله مزبور این است .
« تاکنون نشنیده ایم که یک موجودی را که هنوز حیات دارد کالبد شکافی کنند! »
شاید این جمله کنایه ای بود از عنوان معروفی که در قرن نوزدهم ، اروپائیان به امپراطوری عثمانی داده و آن را « مرد بیمار اروپا » لقب داده بودند. بتدریج گروههای تروریستی توسط اشخاصی مثل شارون و مناخیم بگین تشکیل شد که ماموریتش قتل عام سکنه بی گناه فلسطین و کوچ دادن آنها از سرزمین آبا و اجدادیشان و زمینه سازی برای غصب سرزمین ها و اسکان مهاجرین یهودی در زمین های غصب شده بود. اینکه یهودیان ابتکار این عمل را در دست داشتند یا دولت های غربی و مشخصا " انگلیس و آمریکا ، با کمک به تاسیس حزب صهیونیست ، از بستر مظلومیت تاریخی قوم یهود در جوامع اروپائی به بهانه جبران آن ظلم سواستفاده کرده و در جهت تاسیس یک حکومت جعلی و استخوان لای زخم در متن دنیای اسلام یک کار دو منظوره انجام دادند که از سوئی مانع از تقویت ، همبستگی و یکپارچگی جهان اسلام شدند و موجب فرسایش مزمن ثروت مسلمانان برای خرید اسلحه و تقابل نظامی شده و از سوی دیگر امکانات مادی و انسانی جوامع یهودی عالم بخصوص غرب را صرف تاسیس و تقویت این حکومت کنند و خود همواره به عنوان مصلح ، نقش میانجی و ملجا دائمی برای دو طرف داشته باشند ، نیازمند بحث مستوفائی است که این مقاله ظرفیت پرداختن به آن را ندارد.
از سال 1948 تاکنون ، یعنی قریب 60 سال است که این زخم ایجاد شده و به تدریج کهنه و سرطانی و بلای جان مسلمانان گردیده و همچنین عموم جامعه یهودیان عالم نیز متضرر شده اند . یهودیان قریب 1400 سال با مسلمانان زندگی مسالمت آمیز داشته و حتی در شکل گیری تمدن اسلامی نقش داشتند و همواره دانشمندان آنها مورد احترام و مردم عادی آنها هم مورد حمایت بودند. اندوهگین شدن شدید امیرالمومنین (ع ) به دلیل اینکه خلخال از پای زن یهودیه به عنف درآوردند ، از نمونه های مثل زدنی تاریخ اسلام در حمایت از اهل کتاب ، از جمله یهودیان است . ولی امروز با طراحی غربی ها بخصوص در شکل دهی « معاهده سایکس ـ پیکو » و « اعلامیه بالفور » تلاش کرده اند که تخم نفرت را در بین جوامع یهود و مسلمان بکارند.
به هرحال ، این طرح شیطانی را ابداع و اجرا کردند و سالهای طولانی است که از آن بهره استعماری می برند.
چهار جنگ تمام عیار در سال های 1948 ، 1956 ، 1967 و 1973 به اعراب و مسلمانان تحمیل شد. در فواصل این جنگ ها و از آن پس نیز ، درگیریهای محلی و زد و خوردها و تخریب های منازل فلسطینی ها ، آواره کردن و غصب سرزمین های آنها ادامه یافته است .
در طی سالهای طولانی ، دنیای غرب به شمول شوروی سابق ، کم یا بیش ، مستقیم و یا غیرمستقیم ، در صحنه های بین المللی و دوجانبه از این ظلم عظیم بر دنیای اسلام حمایت کردند و این حمایت کماکان ادامه دارد.
یک دسته از اقدامات مخرب آنها توجیه ستم صهیونیست ها به فلسطینیان در حوزه های سیاسی و تبلیغاتی و بین المللی بوده است . به دنبال هر تجاوز اسرائیل و غصب بخشی از سرزمین های اسلامی ، بلافاصله دست اندرکاران و سیاست سازان سازمان ملل متحد درخواست آتش بس ، مذاکره و عملا تثبیت خط جدید مرزی می کردند و چند قطعنامه به نفع وضعیت « نوپدید » ، در شورای امنیت تصویب می کردند و کشورهای عربی و فلسطینیان را در مقابل امر انجام شده قرار می دادند. علیرغم سازشکاری و مسامحه بعضی از دول عربی ، نهضت مقاومت فلسطین به مبارزه خویش ادامه می داد و موفق هم بود . نمونه روشن این توفیق ، پیروزی 500 رزمنده فلسطینی علیه یک نیروی 12 هزار نفری اسرائیلی ها در نبرد کرامه ، در ساحل رودخانه اردن پس از جنگ 1967 بود . ولی ابتکارات شیطانی که در اجرای آن بعضی از دول عربی هم دست داشتند فاجعه « سپتامبر سیاه » 1970 را در اردن بوجود آورد که طی آن فلسطینیان به دست ارتش اردن قتل عام شدند. مدت کوتاهی پس از آن جمال عبدالناصر رهبر کاریزماتیک و مبارز جهان عرب درگذشت .
در همان روزهای نخستین درگذشت « ناصر » ، بلوک شوروی از جانشینی علی صبری معاون ناصر و اردوگاه غرب ، از جانشینی انورالسادات معاون دیگر حمایت می کردند. سرانجام انورالسادات جانشین شد.
جنگ چهارم در اکتبر 1973 شروع شد و نیروهای مصری از کانال سوئز گذشتند و به صحرای سینا وارد شدند متقابلا " نیروهای اسرائیلی پس از عبور از کانال وارد خاک اصلی مصر شدند. پل کمک رسانی هوایی بین آمریکا و اسرائیل برقرار شد و سیل عظیم سلاح های مدرن به اسرائیل سرازیر شد. مجددا " سازمان ملل وارد صحنه شد. آتش بس و مذاکره را پیشنهاد کرد. آتش بس برقرار و مذاکرات طرفین در کیلومتر 101 قاهره بین الگماسی مصری و طرف اسرائیلی شروع شد.
مقدمات مذاکرات « کمپ دیوید » ، از قبل با طرح وزیر خارجه وقت آمریکا (ویلیام راجرز) معروف به « طرح راجرز » فراهم شده بود. به هرحال ، امر سازش ، در جهت حراج منافع اعراب و فلسطینیان و تثبیت و تقویت موقعیت اسرائیل پیش رفت تا در سال 1979 به انعقاد قرارداد « کمپدیوید » منتهی شد و « سادات » به « اسرائیل » رفت و به این ترتیب ، ستون خیمه مقاومت دول عربی فرو ریخت . پس از کمپ دیوید ، اتحادیه عرب و کنفرانس اسلامی ، عضویت مصر را تعلیق کردند و دبیرخانه کنفرانس عرب و مقر سازمان آزادیبخش فلسطین به تونس منتقل شد و مجموعه ای از چهار کشور عرب (مرکب از سوریه ـ لیبی ـ الجزایر ـ یمن جنوبی ) و سازمان آزادی بخش فلسطین تحت عنوان « جبهه پایداری » برای مقابله با « کمپدیوید » تشکیل شد. تلاش های غرب و اسرائیل و بعضی از کشورهای عرب هم عاقبت شاخه زیتون را به دست یاسر عرفات داد که آن شاخه زیتون اذن دخول عرفات به سازمان ملل متحد بود. طرح های سازش یکی پس از دیگری طرح و تحمیل شد. اجلاس مادرید ، اجلاس اسلو ، اجلاس وایریور ، اجلاس کمپدیوید 2 و ... یکی پس از دیگری تشکیل شد و هرکدام چند قدم سازمان آزادی بخش را ز مواضع قبلی عقب نشانید.
تا زمانی که از مرحوم عرفات خواستند که پایتختی بیت المقدس را برای اسرائیل به رسمیت بشناسد که او نپذیرفت و در رام الله مستقر شد و شاید جان بر سر این مقاومت گذاشت !
پیروزی مقاومت اسلامی در جنوب لبنان مشوق فلسطینیان سرخورده از مذاکرات شد و انتفاضه با قوت ادامه یافت و اسرائیل را به انفعال انداخت تا اینکه فردی مثل شارون که قصاب صبرا و شتیلا نام گرفته بود ناچار شد از غزه عقب نشینی کند. در انتخابات سرزمین های اشغالی ، حماس که خواستار استمرار مبارزه و نفی شناسائی اسرائیل بود بیشترین آرا را آورد و مجلس و دولت فلسطین را در اختیار گرفت . پیروزی حماس سومین ضربه راهبردی بر صهیونیست ها و حامیان آنها پس از عقب نشینی اسرائیل از لبنان و غزه بود. ساخت دیوار حائل در سرزمین های اشغالی ، شمشیر دولبه ای است که از یک سو فلسطینی ها را در جزایری جدا از هم به محاصره می اندازد و از سوی دیگر موجب می شود که اسرائیل در داخل دیوارهای خود ساخته به محاصره درآید. مبارزین فلسطین تاحدی مشکل مبارزاتی خویش را با خودکفائی در ساخت « موشک های قسام » حل کرده اند. این دیوارسازی ، نمادی آشکار از تغییر استراتژی صهیونیست هاست که روزی خواستار تاسیس اسرائیل بزرگ از نیل تا فرات بودند و حتی بعد از جنگ ژوئن 1967 ، موشه دایان وزیر دفاع وقت اسرائیل به صراحت آرزوی دست اندازی به حرمین شریفین را کرده بود که وقت آن است که نقاط تاریخی متعلق به یهود مثل خیبر مجددا به مالکیت یهودیان درآید ، امروز راه برد تحکیم مواضع دفاعی خود را مطرح و پروژه ساخت دیوارهای بلند اطراف مناطق یهودی نشین را دنبال می کنند.
پیروزی حماس در انتخابات و تشکیل دولت اسلامی در فلسطین موجب بسیج نیروهای حامی صهیونیسم در جهان شده است و مقابله با دولت جدید را طراحی کرده و در این جهت اقدامات ذیل را انجام داده اند :
1 ـ محاصره اقتصادی فلسطین
2 ـ ایجاد جنگ داخلی بین فلسطینیان
3 ـ تلاش های سیاسی هماهنگ بین غربی ها ، اسرائیل و بعضی از دول عربی و برخی از عناصر قدیمی فلسطینی برای سرنگونی دولت حماس
همه مصائب و مشکلات قابل تحمل است غیر از درگیری داخلی . اختلافات و نزاع های سیاسی ـ نظامی بین فلسطینیان موجب احیا پیکر نیمه جان سیاست اسرائیلیان خواهد شد و مجددا " ابتکار عمل را از دست فلسطینیان خارج و به دست اسرائیل خواهد داد.
اما با توجه به سابقه طولانی که حماس و سایر گروههای اصیل فلسطینی مثل جهاد اسلامی و فتح دارند امید زیادی هست که این سلسله از مشکلات تحمیلی را نیز فلسطینی ها با موفقیت پشت سر گذارند.
بعضی از قرائن حاکی از تقویت این امیدواری دیده می شود که حکایت از عمق درک و مسئولیت پذیری مردم فلسطین و دولت حماس می کند :
اولا : علی رغم بحران ها سختی که حکومت جدید با آن مواجه است ، در انتخاباتی که اخیرا " در « جامعه پرستاران فلسطین » صورت گرفت کاندیداهای حماس رای غالب را آوردند و برنده شدند که به این معنی است که کماکان مردم فلسطین علی رغم تحمل سختی های تحمیلی ، طرفدار حماس هستند.
ثانیا " : دولت ، نیروهای خود را یکجانبه از صحنه درگیری با پلیس غزه که نوعا " از افراد فتح هستند عقب کشید و موقتا " به درگیری خاتمه داد.
اما همچنان خطر درگیری داخلی موجود است و این تنها نقطه آسیب پذیر فلسطین می باشد. اگر به سلامت از این دام بگذرند به یاری خداوند و همت مردم فلسطین بر مشکلات دیگر پیروز خواهند شد و قریبا " آزادی ساحلغربی را هم شاهد خواهیم بود. انشاالله .