تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۸۳۶۳۵

سخنران: بایزید مردوخی
موضوع بحث را با آینده‌نگری و سابقه آن در جهان و ایران شروع می‌کنم و اگر فرصت ماند در آخرین دقایق راجع به سند چشم‌انداز 20 ساله هم صحبت می‌کنم. در مورد چشم‌انداز چون سند آن ابلاغ شده است، قابل دسترسی است اما مهم برای اهل علم، متدولوژی آینده‌نگری و خود آینده‌نگری است.
بشر تنها موجود دارای حیات است که آینده دارد و خود آگاه به آینده است. هیچ موجودی جز انسان نسبت به آینده آگاهی ندارد. این خصلت سبب شده تا انسان درباره آینده به صورت فردی و جمعی و به طور طبیعی در مورد هفته آینده، ماه آینده و سال آینده فکر کند و این در تمامی انسان‌ها، مشترک است.
اگرچه برخی از انسان‌ها به «در لحظه زندگی کردن» اکتفا می‌کنند، این شیوه زندگی همه افراد را قانع نکرده است و انسان متوسل به روش‌هایی برای اطلاع از آینده از جمله غیب‌گویی شده است و معمولاً کسانی که به این شیوه متوسل می‌شوند به نوعی به یافته‌ها و گفته‌های خود حالت قدسی می‌دهند و ادعا می‌کنند به آنها الهام می‌شود، ما در مورد پیامبران این را قبول داریم اما در مورد بقیه دلیلی نداریم. در یونان باستان مراکزی برای پیشگویی بوجود آمده بود، از جمله معبد دلفی که توسط کاهنان مسیحی اداره می‌شد و افراد به آن مراجعه می‌کردند. سلاطین، جنگجویان و دریانوردان برای اطلاع از آینده خود به معبد دلفی مراجعه می‌کردند و این معبد از محل درآمدهای پیشگویی بسیار ثروتمند شده بود. غیر از معبد دلفی، شاید مرکز دیگری در جهان برای پیشگویی مشهور نباشد.
در دنیا آینده‌نگری‌های زیادی شده است و به زبان‌های مختلف و به صورت نثر و نظم خیلی‌ها پیش‌گویی و پیش‌بینی کرده‌اند. در زبان فارسی و زبان کردی هم در این زمینه کتاب موجود است. اما به صورت منظم و علمی، آینده‌نگری اولین بار به خاطر یک ضرورت نظامی مطرح شد و آن در موسسه «راند» در آمریکا بود.
اولین سند معتبر آینده‌نگری در آنجا تهیه شد و آینده نظم جهانی با توصیف توان نظامی قدرت‌ها در این سند پیش‌بینی شد. در این مطالعه آینده‌نگری، متدولوژی تدوین سناریو معرفی شد و دیگران نیز از آن تبعیت کردند. آقای هرمن کان در این خصوص مشهور شده است و روش‌هایی را برای پیش‌بینی آینده تدوین کرده است.
در مورد آینده چند مسئله مطرح است. یکی این‌که زمان حال را تنها به «یک» آینده ربط داد. اما این یک ذهنیت سنتی است. روش دیگر این است که ما از زمان حال که به فرداها فکر می‌کنیم چند آینده یا گزینه را مطرح کنیم. این در مورد فرد و هم در مورد سایر زمینه‌ها و کلیت‌های اقتصادی و اجتماعی مطرح است.
این روش به یک کار علمی دقیق‌تر نزدیک می‌شود. کار آینده‌نگر این است که از بین این گزینه‌های آینده، یکی را برگزیند و از طریق متدلوژی خاص خود یک آینده محتمل‌تر را تخمین بزند. این بحث جدی هم شهودی و هم علمی است و نمی‌توان از یک آینده‌نگری دقیق صحبت کرد.
اگر بحث را منحصر به حوزه اقتصاد کنیم همانطور که می‌دانید متغیرهای زیادی در اقتصاد دخیل هستند. یکی از مفاهیمی که ما از آن زیاد استفاده می‌کنیم «وضع مطلوب» است که این بحثی هنجاری است. درواقع نوعی برنامه‌ریزی است. در برنامه‌ریزی متغیرها را تخمین می‌زنیم و بعد متغیرها را مطلوب می‌کنیم.
در جمهوری اسلامی ایران مثلاً از سال 1365، برای اولین بار بحث کنترل جمعیت مطرح شد و برای تغییرات آینده این متغیر بحث کنترل پیشنهاد شده. وقتی می‌گویم آینده مطلوب را ترسیم کنیم، روی متغیرهای مختلف می‌خواهیم تأثیرگذاری داشته باشیم. البته آینده‌نگری علمی، با محتمل‌ها سروکار دارد نه مطلوب‌ها، که این‌ها کار برنامه‌ریزی است. در بسیاری از پایان‌نامه این انگیزه وجود دارد که به نوعی برای آینده برنامه‌ریزی می‌کنند و سعی می‌کنند موضوع را به وضعیت مطلوب مورد نظر تبدیل کنند که خروج از حوزه علمی و دانشگاهی و دخول در قلمرو هنجاری است.. پس گزینش آینده محتمل و ممکن‌الوقوع خیلی اهمیت دارد و با توجه به متدلوژی‌های موجود یک کار علمی است.
یکی از روش‌های آینده‌نگری، روش دلفی است. در روش دلفی، موضوعی برای قضاوت اهل فن مطرح می‌شود. با افراد مخاطب به روش‌های گوناگون ارتباط برقرار می‌شود و از آنها در مورد سؤالات، نظرخواهی می‌شود. پاسخ‌ها را یک هیئت مرکزی جمع‌آوری می‌کند و از پاسخ‌ها، مشترکات و متضادها استخراج می‌‌شود. بر این اساس سؤالات جدیدی مطرح می‌شود و دوباره برای افراد مورد نظر ارسال می‌شود. چون حضور در جلسه پاسخ‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد در روش دلفی سعی می‌شود که افراد هنگام اظهارنظر، از نظرات همدیگر اطلاع نداشته باشند. از پاسخ‌ها در سری دوم گزینه‌های آینده استخراج می‌شود.
موضوع برخی از آینده‌نگری‌ها در کشورهای مختلف، البته کشورهای پیشرفته موضوعاتی هستند که برای ما هنوز موضوعیت ندارند. مؤسسه جیمز مارتین در آکسفورد موضوعاتی را در دستور کار پژوهش‌های آینده‌نگری خود قرار داده که تعجب‌برانگیز است، آن موسسه حوزه‌هایی را که علم برای آنها پاسخ پیدا کرده است، کنار گذاشته و وارد حوزه‌هایی شده است که هنوز علم بشر پاسخی برای آن‌ها ندارد. از جمله یکی از موضوعات، تغییرات اقلیمی است. این حوزه‌ای است که مانند روش‌های مرسوم علم اقتصاد نمی‌توان از گذشته به بررسی و پیش‌بینی آینده رسید. مثل آب لرزه سونامی، یا مثل رانش زمین و زلزله که هیچ روشی یا ابزاری برای پیش‌بینی آن نداریم. ما دومین کشور دنیا از لحاظ بلاهای طبیعی هستیم از 42 بلای طبیعی، 38 تا را در ایران داریم. به این جهات آینده‌نگری در این زمینه‌ها در کشور ما همه باید جدی گرفته شود.
سابقه آینده‌نگری در ایران در ادبیات ایران وجود دارد. در زمان سلطان محمود غزنوی انوری شاعر ادعا کرده بود که چنان طوفانی خواهد وزید که چیزی را بر سطح زمین باقی نمی‌گذارد و همه باید به زیرزمین بروند. ساعت و روز آن را هم تعیین کرده بود. اما در آن ساعت نه تنها طوفان نشد بلکه نسیمی هم نیامد که چراغ پیرزنی را که بالای مناره شهر رفته بود خاموش کند. شاعر مورد غضب قرار گرفت و او بعد از مدت‌ها سرگردانی تعهد داد که دیگر آینده‌نگری نکند.
در سال 1327 ایران وارد مرحله‌ای شد که بدون برنامه نمی‌توانست زندگی کند. اولین برنامه عمرانی هفت ساله تدوین و شروع شد. یعنی برای اولین بار ایران از اینکه صرفاً برای یک روز، یک ماه یا یک سال فکر کند، به این فکر افتاد که برای هفت سال فکر کند. اما این کار آینده‌نگری نبود. اولین آینده پژوهی ایران توسط دکتر مجید تهرانیان به روش دلفی در طرح رادیو تلویزیون انجام شد. او از صاحب‌نظران مختلف کمک گرفت و آینده جامعه ایرانی را مورد پرسش از آنها قرار داد.
کار دیگر در سال 1375 انجام شد که به صورت پیوست شماره 11 نشریه برنامه و بودجه منتشر شد و متدولوژی آینده‌نگری را برای اولین بار وارد ادبیات رسمی برنامه‌ریزی کشور کرد و پیشنهاداتی را مطرح کرده بود که از آن جمله تأسیس مرکزی برای مطالعات آینده‌نگری در ایران بود.
از سال 1353 تا 1381، مطالعاتی در مورد آینده ایران صورت گرفت اما همه آنها نوعی برنامه‌ریزی بلندمدت بود که با روش حسابداری ملی، کمیت‌های اقتصادی آینده را پیش‌بینی می‌کرد. کار دیگر، ایران 1400 بود که به طور موازی دو گروه در سازمان برنامه روی آن کار کردند که یکی تحت عنوان اقتصاد بدون نفت و دیگری به عنوان «شجره طیبه» تدوین شدند.
کار ارزشمند دیگر مربوط به سال 1347 است که استاد دانشمند دکتر جهانبگلو به نام «چند مقاله درباره دورنگری» در انتشارات دانشگاه تهران منتشر نمود که یادش را گرامی می‌داریم.
در جریان تدوین برنامه چهارم توسعه، سازمان برنامه به این فکر رسید که بدون تصویر از آینده نمی‌توان برنامه‌ای را تدوین کرد. به ویژه در کشوری که تغییر دولت و مجلس، همواره آینده کشور را دستخوش تحولات سلیقه‌ای کرده است و اگر چشم‌اندازی 20 ساله تدوین شود، دولت‌های مختلف از آن تبعیت خواهند کرد.
روشی که برای مطالعات چشم‌انداز 20 ساله به کار گرفته شد همان روش‌های مرسوم بود: تصویر‌برداری دقیقی از 10 سال گذشته صورت گرفت و در میانه راه و در هنگامی که مضامین اصلی و دیدمان‌های قابل طرح برای آینده کشور در مرحله بررسی‌های کارشناسی در سازمان برنامه قرار داشت، در تعامل با مجمع تشخیص مصلحت، نتیجه کار به آنجا ارائه شد و دیگر سازمان برنامه، جز یک نقش محدود مشورتی نقشی نداشت تا زمانی که ابلاغ شد. یک دیدمان در این چشم‌انداز برجسته است که می‌گوید ایران در افق چشم‌انداز (1404)، کشوری است توسعه‌یافته با جایگاه اول در سطح منطقه. البته جای بسیار خوشحالی است و هم امیدوار بودیم که براساس چشم‌انداز، برنامه‌ها و اقدامات اجرایی انجام شود که به نظر می‌رسد در سال‌های اخیر فقط به صورت کلامی به این سند اهمیت داده شده است.
در مورد محتوای سند چشم‌انداز 1404 می‌توانید به خود مراجعه کنید، هدف‌ها و سیاست‌های مطلوبی در آن پیش‌بینی شده است. اما برخی معتقدند که اجرائی کردن این چشم‌انداز آسان و عملی نیست و حتی به صورت یک برنامه بلندمدت هم هدفی را نمی‌توان به کمک آن معین کرد. چون شاخص‌های هدف آن تغییر می‌کند زیرا منطقه‌ای که از آن صحبت می‌کند اگر دچار رکود شود ما در آن حالت می‌توانیم اول شویم و یا اگر این کشورها با رشد بسیار سریع روبرو شوند آهنگ حرکت ما باید بسیار سریع‌تر گردد و درواقع آینده ما با منطقه مرتبط می‌شود.
مقایسه خود با دیگران اشکال ندارد و در همه کشورها متداول است، اما قرار دادن هدف‌های چشم‌انداز توسعه کشور بر عملکرد کشورهای دیگر و جلو زدن از آنها، قابل توجیه نیست آنها را نسبت به کشور ما حساس می‌کند و ممکن است تنگناها و مضایقی برای ما به وجود بیاورد.
این خصلت در جامعه نیز وجود دارد و منطقه خاورمیانه محیط دوستانه‌ای نیست. ترکیه، کشورهای عربی، و غیره همواره نسبت به ایران حساس هستند و لذا نمی‌توان هدف‌های ایران را نسبت به دستاوردهای آنها تعیین کرد.
نکته دیگر این‌ است که توسعه اقتصادی و اجتماعی متغیرها تابع عوامل متعددی است، از جمله منابع، مدیریت اقتصادی، نظام تدبیر و .... همه اینها متغیرهای درون‌زا هستند که ما آنها را در هدف‌گذاری‌های چشم‌انداز 20 ساله خود، به متغیرهای برون‌زا مرتبط کرده‌ایم.
یکی دیگر از متدولوژی‌های آینده‌نگری، سناریوسازی است. سناریو روش مهمی است که در آن چند متغیر کلیدی انتخاب شده که حالت‌های مختلفی برای این متغیرها انتخاب می‌شود. مثلاً رشد بالا، رشد پایین. برای سایر عوامل نیز به همین شیوه اقدام می‌شود و حتی می‌توان هز گیزینه از متغیرها را با کمیت بیان کرد و الزامات و احتمالات هر کدام از حالت‌ها تخمین زده می‌شود و دست آخر یک سناریو ممکن انتخاب می‌شود که اگر به صورت مطلوب درآید از آینده‌پژوهی خارج شده و به برنامه‌ریزی تبدیل می‌گردد.

سناریو در سینما و تأتر مورد استفاده است. سناریو، را می‌توان راه تعریف کرد. در آینده‌نگری هم سناریو این خصلت را دارد، ما راه را طراحی می‌کنیم تا به افق برسیم. این افق زمانی ممکن است 20 سال آینده باشد که در سناریو گام‌هایی را که باید برداشته شود تا به آن افق برسیم، مشخص می‌کنیم.
موسسه‌ای که در کار سناریو، کارهای پیشرفته‌ای انجام داده است کمپانی شل است که در این زمینه بسیار مشهور است. در سال 1973، زمانی که بحران نفتی جدی ‌شد کمپانی شل آینده‌نگری کرد. گروهی در این کمپانی برای آینده انرژی و به ویژه نفت در جهان، سناریوسازی کردند و نتیجه این شد که در آینده‌ای که پیش‌بینی کرده بودند وضع این کمپانی نسبت به سایر کمپانی‌ها بهتر شد. متخصصین این کار پیرواک فرانسوی و پیتر شوارتز آمریکایی بودند. روش‌های دیگری نیز وجود دارد که کار برد آنها بیشتر برای بنگاه‌ها است. کمپانی‌های صنعتی امروزه برنامه‌ریزی‌های استراتژیک خود را بر پایه مطالعات آینده‌نگری طراحی می‌کنند.
دیده‌بانی، نظرخواهی، مدل‌سازی، شبیه‌سازی، پیش‌بینی و پیش‌نگری، طوفان فکری، درون‌یابی، ردیابی محیطی، درخت وابستگی، تحلیل ریخت‌شناسی و ... روش‌های مختلف آینده‌نگری هستند.
در علم اقتصاد از نظر متدلوژی، حساسیتی وجود دارد که این روش‌ها را به سهولت به عنوان راهی برای کشف واقعیت قبول نمی‌کند. علمای اقتصاد، نظرخواهی را رد می‌کنند. آنها معتقدند برای اینکه اقتصاد یک علم باشد، باید رفتارها را مدنظر قرار داد. باید رفتارها را به صورت آمار و سری زمانی داشته باشیم تا بتوانیم از آن نتیجه علمی استخراج و استنباط کنیم. ما در مدل‌سازی و پیش‌بینی ، برخی رابطه‌ها را می‌شناسیم و به صورت علمی کشف و اندازه‌گیری کرده‌ایم مانند تبعیت مصرف از درآمد و نظرخواهی در اینجا فاقد اعتبار است. در روش‌های آینده‌نگری یکی از آسیب‌ها، تکیه روی نظرخواهی است. روش دلفی، متکی به نظرسنجی است و در برخی موارد همه قبول دارند که جز پذیرش نظر خبرگان راه دیگری وجود ندارد. مثلاً‌ در مورد احتمال بروز جنگ جهانی سوم، راهی جز مراجعه به نظر نخبگان وجود ندارد و اگر بخواهید حدس بزنید که چه زمانی جنگ صورت می‌گیرد باید به افراد صاحب اطلاعات مراجعه کنید. اما در امور اقتصادی تا جایی که عدد و آمار باشد و تئوری پشتیبان آن باشد، نظرسنجی مورد قبول نیست. از مستندات سند چشم‌انداز چیزی منتشر نشده است. ولی بحث که می‌شد، می‌گفتند روی این سند، 5 سال کار شده است. به هر حال چشم‌انداز یک آرزو و یک آرمان است که برنامه‌های پنجساله باید آن را محقق کنند.