تاریخ انتشار : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۳:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۹۱۲۹۱

سیدمصطفی فرقانی
بازی قدرت قواعد ساده‌ای دارد که در صورت روایت ساده آن به سادگی قابل توضیح است. اما رسم سیاست بر این است که این قواعد ساده را در لفافه تفسیرهای پیچیده، به معما تبدیل کنند! نیاز به این معماسازی و پیچیده کردن قواعد ساده، خود دلیل محکمی بر هراس از افشای ساده بودن قواعد و معادلات منشعب از آن است.
بازی قدرت همانند هر بازی دیگری از دو یا چند گروه رقیب تشکیل شده است که برای بیرون راندن حریف خود و پیروزی در میدان رقابت تلاش می‌کنند. اینجا سخن از انگیزه‌ها و علت‌ها نیست، کاری به این نداریم که هر گروه، مدعی چه پیام و چه سخنی است و آیا شایستگی حضور در میدان رقابت را دارد و یا خیر!
بدیهی است هر تشکلی یا براساس عقیده و باور شکل می‌گیرد و یا براساس هدف. آنها که برپایه عقیده گرد هم می‌آیند و جریانی را ایجاد می‌کنند در مقطعی به اهداف مشترک خواهند رسید و آنها را برپایه هدف (که عمدتا رسیدن به قدرت و یا ثروت است) به تشکل می‌رسند به علت نداشتن عقیده و مبنا داشتن هدف، با سیکلی از عقاید و باورهای متنوع و متضاد در طول حیات سیاسی خود مواجه خواهند شد. زیرا هدف وسیله را برای آنان توجیه می‌کند و این وسیله می‌تواند عقیده و باور هم باشد.
از عقاید و اهداف می‌گذریم و فرضی بر صحت دیدگاه‌های جریان‌های سیاسی و طبیعی بودن اختلاف نظر و سلیقه در سیاست‌های خرد و کلان اجرایی و قانونگذاری نهیم و رقابت آنان را در مبارزات سیاسی بر این اصل طبیعی ارزیابی می‌کنیم.
هر مبارزه‌ای از دو یا چند گروه رقیب شکل می‌گیرد که در میدان رقابت که همانا بستر جامعه و عرصه‌ای که نظام سیاسی‌ آن جامعه ایجاد نموده است با دعوت از مردم (که عمدتا دعوت به پذیرش عقاید و باورهای آنان است) دست به رقابت می‌زنند. اما نکته مهم این است که این رقابت هیچگاه بستر و عرصه را بعنوان یک هدف در نظر نمی‌گیرد چرا که تا بستر و عرصه‌ای نباشد هیچ بردی نصیب کسی نخواهد شد. بریدن شاخه‌ای که بر روی آن نشسته‌اند جز سقوط کسی که آن را می‌برد حاصلی نخواهد داشت.
این قانون خاص ما نیست تمامی جوامع صیانت از بستر و عرصه را اصلی اجتناب‌ناپذیر در معادلات سیاسی و بازی‌های قدرت می‌دانند. در ایالات متحده حمایت از اسرائیل اصلی اجتناب‌ناپذیر در سیاست خارجی است و هر کاندیدایی از هر یک از احزاب رقیب در انتخابات‌ها حمایت از رژیم اشغالگر قدسی را در اولویت برنامه‌ها خود دارد. حمایت از کمپانی‌های نفت و سازندگان سلاح، تاکید قطعی بر اقتدار و صلاحیت آمریکا و مشروع دانستن حق مداخله در امور دیگر کشورها از دیگر امور اجتناب‌ناپذیر جریان‌های سیاسی است که هریک در هر دوره با اسامی و تعاریف گوناگون به آن تاکید کرده‌اند زمانی ایجاد توازن قوای منطقه‌ای، زمانی مبارزه با تروریسم و زمانی دیگر به اسم ترویج دموکراسی ... مهم مشروع دانستن حق مداخله در امور دیگر کشورهاست که در رده سیاست‌های اصلی و اجتناب‌ناپذیر این سیستم سیاسی است که حیات خود را برپایه ارتزاق از دیگر جوامع بنا نهاده است.
هیچ کشوری هیچ جامعه و سیستم و نظامی به هیچ یک از گروه‌ها و جریان‌های سیاسی خود حق تصمیم‌گیری و کشاندن بازی قدرت به بستر حیاتی خود را نمی‌دهد.
انتخابات خبرگان پیش‌روست. خبرگانی که وظیفه دارند شان و جایگاه نظام اسلامی را حفاظت و پاسداری نمایند و مهمترین بستر حیاتی نظام اسلامی یعنی ولایت فقیه را که جایگاه اصلی گسترش عدالت در جامعه است صیانت کنند. پایگاهی که اگر نبود هیچ‌یک از جریان‌های سیای موجود که امروزه در سایه‌سار عدالت آن فرصت حضور و بالندگی را در بطن جامعه اسلای دارند نبودند.
این پایگاه بستر و عرصه حیاتی نظام است و شریفتر و پربهاتر از آن است که جولانگاه مانور احزاب و جریان‌هایی که صرفا به بازی قدرت می‌اندیشند!
این پایگاه میعادگاه بزرگانی است که تنها و تنها دغدغه دین و انقلاب و نظام اسلامی را دارند. این عرصه جاری بازی نیست!