دلیل اول: تکلیف شرعی همه مسلمانان در حمایت از مردم و نهضت مقاومت فلسطین
یکی از وظایف شرعی غیر قابل تردید یکایک مسلمین و نیز یکی از اصول کلی سیاستخارجی دولتهای اسلامی، دفاع از امت اسلامی است . حتی حمایت از همه مظلومان و مستضعفان جهان بخشی از جهاد دفاعی و نبرد مشروع در برابر متجاوزین و ستمگران است . آیات متعدد قرآن، سنت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و معصومین (علیه السلام)، عقل و اجماع فقها و دانشمندان اسلام شناس بر این وظیفه دلالت دارند .
1 . قرآن کریم
گذشته از آیاتی که به طور عام بر جنگ بامتجاوزین دلالت دارند، (1) مانند آیاتی که علت اجازه برای جهاد را «مظلومیت» و اخراج از کاشانه و آواره ساختن مؤمنین از وطن خود از سوی ستمگران میداند (2) و یا آیاتی که دستور نبرد همگانی با همه دشمنان و متجاوزان به بلاد اسلامی و جامعه مؤمنین میدهد; از جمله این که «در راه خدا بجنگید با کسانی که با شما مسلمانان و مؤمنین میجنگند، ولی تجاوز گر نباشید که خدا تجاوزگران را دوست ندارد» ، (3) آیات زیر به طور خاص مستند ادعای ما است:
الف) «... آن کسانی که ایمان آوردند ولی مهاجرت نکردند، هیچ گونه ولایت (دوستی و تعهدی) در برابر آنها ندارید تا زمانی که هجرت کنند و تنها اگر در (حفظ) دین (خود) از شما یاری بطلبند، بر شما لازم است آنها را یاری کنید، جز علیه گروهی که میان شما و آنها پیمان (ترک مخاصمه) است و خداوند به آنچه عمل میکنید بیناست .» (انفال/73) آنگاه در تعلیل لزوم دفاع مسلمین از یکدیگر و جعل ولایت میفرماید: (4) «کسانی که کافر شدند یار و یاور و مدافعان یکدیگرند، اگر شما این دستور را انجام ندهید، فتنه و فساد عظیمی در زمین رخ میدهد .» (انفال: 73)
ب) «کسانی که بعد از آن که مورد ظلم قرار گرفتند، یاری بطلبند، ایرادی بر آنها نیست . ایراد و مجازات بر کسانی است که به مردم ستم میکنند و در زمین به ناحق ظلم روا میدارند» (شوری/41، 42) ; این آیه در صورتی میتواند مستند موضوع بحث واقع شود که «انتصار» را «یاری طلبیدن» (5) معنی کنیم .
ج) «چرا در راه خدا و (در راه) مردان و زنان و کودکان که (به دستستمگران) تضعیف شدهاند، پیکار نمیکنید؟! همان افراد (ستمدیدهای) که میگویند: پروردگارا! ما را از این شهر (مکه) که اهلش ستمگرند، بیرون ببر و ازطرف خود برای ما سرپرستی قرار ده و از جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما .» (نسا/75) آن گاه در ادامه آن میفرماید: «آنان که ایمان دارند، در راه خدا پیکار میکنند و آنها که کافرند در راه طاغوت پیکار میکنند» (نسا/76) ; یعنی ضمن ترغیب مؤمنین به یاری مظلومین و مبارزه برای رهایی مستضعفین، آن را از مصادیق جهاد در راه خدا میداند . مؤلف کتاب «پیام قرآن» در ذیل همین آیات مینویسد: «روشن است که جهاد برای حمایت از مظلومان و مستضعفان نیز جهاد دفاعی است، دفاع از مظلومان در برابر ظالمان» 6
د) آیاتی که مؤمنین را برادر یکدیگر دانسته، آنها را به صلح و صفا بین یکدیگر ترغیب کرده است . هر طایفهای که به جنگ تجاوز کارانه روی آورد، سایر مسلمین باید با آنان پیکار کند تا به فرمان خدا باز گردند . (حجرات/9، 15)
2 . سنت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و معصومین (علیه السلام)
در سنت نبوی (علیه السلام) و ائمه معصومین (علیه السلام) نیز سفارش زیادی به این امر شده است; چه این که در اسلام، مسؤولیت مقابله با تهدید و ارعاب وظیفهای همگانی است . باید همه یکپارچه در برابر آن بایستند و با ستمگران و متجاوزان به حقوق بشر بستیزند; چنان که دستور نورانی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) مبنی بر این که «همواره خصم ظالم و یار و یاور مظلوم باشید» (7) پیوسته بر تارک عالم میدرخشد و بیانگر تعالی اصول حقوقی اسلام و حقانیت این نظام حقوقی است . در روایتی از پیامبر عظیم الشان اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که: «هر کس فریاد دادخواهی هر مظلومی (اعم از مسلمان یا غیر مسلمان) را بشنود که مسلمین را به یاری میطلبد، اما به کمک او نشتابد مسلمان نیست . (8) و در روایت دیگر فرمود: «یاری دادن ضعیفان، بهترین و با فضیلتترین صدقهها است .» (9) براساس روایات فراوان، مسلمانان و مؤمنین برادر یکدیگر دانسته شده، (10) ، مانند روح واحدند، (11) راهنما و نگهبان و یار و غم خوار یکدیگر هستند، (12) در مقابل دیگران «ید واحدة» بوده، (13) دشمنان را از یکدیگر دفع میکنند . (14) باید به حل معضلات و گرهگشایی یکدیگر اهتمام داشته، در این راستا تلاش کنند وگرنه از زمره مسلمان واقعی خارج هستند . (15)
در صحیح بخاری نیز از آن حضرت روایتشده است که فرمود: «همه مسلمانان برادر یکدیگرند، به همدیگر ظلم نمیکنند و در مقابل دشمنان یکدیگر را رهانمیکنند و به خود وا نمیگذارند» . (16) در مسند احمد بن حنبل نیز از آن حضرت روایتشده است که: «که هر کس نزد او مؤمنی خوار شود ولی او را یاری نکند، در حالی که قادر بر نصرت وی باشد، خداوند عزوجل، روز قیامت نزد تمام خلایق او را خوار خواهد ساخت» . (17)
مؤلف «فتح الباری» در شرح حدیث نبوی در دفاع از مظلوم مینویسد: «کسی که قدرت بر نجات مظلوم دارد، بر او لازم استبه هر طریق ممکن ظلم را از او دفع کند و قصد او در دفاع، کشتن ظالم نیستبلکه مقصود، دفع ظالم است و در این صورت که دفاع میکند، خون ظالم هدر است و فرقی نمی کند که دفاع از خویش باشد یا از دیگری» . (18) علاوه بر آن، سنت عملی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در انعقاد پیمانهای دفاعی به عنوان یاری مظلومان - آنچنان که در «حلف الفضول» صورت گرفت، (19) یا به عنوان «اعلام همبستگی و حمایت متقابل» آنچنان که در پیمان با «بنی ضمرة» (20) و «خزاعه» (21) انجام شد - گواه این امر است . در پیمان جوانمردان (حلف الفضول) افراد شرکت کننده، از جمله حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) سوگند یاد کردند در یاری مظلوم و مقابله با ظالم ید واحده باشند تا آن که ظالم حق مظلوم را بپردازد و این پیمان مادامی که دریا کنار ساحل خود را مرطوب کند (یعنی برای همیشه تاریخ) استوار است . (22) در احادیث آمده است که «در خانه عبدالله بن جدعان شاهد پیمانی شدم که اگر حالا (پس از بعثت) نیز مرا به آن پیمان بخوانند اجابت میکنم یعنی حالا نیز به عهد و پیمان خود وفادارم .» (23) ابن هشام نقل میکند که آن حضرت درباره پیمان مزبور فرمود: «من حاضر نیستم پیمان خود را به هیچ وجه نقض کنم، اگرچه در مقابل آن گرانبهاترین نعمت را در اختیار من بگذارند .» (24)
3 . دلیل عقلی
در موضوع بحث ما به دو نحو میتوان به دلیل عقلی استدلال کرد:
الف) همه مسلمانان، امت واحده حساب میشوند و در این صورت هر گونه ستمگری به هر کشور اسلامی یا جمعیت مسلمین، ستم به همه آنان محسوب شده، دفاع از آنان دفاع از خود قلمداد و به حکم عقل واجب میگردد . از این رو، برخی از فقها وجوب جهاد دفاعی در مقابل هجوم کفار و صهیونیستها بر کشورهای اسلامی و کشتار مردان زنان و استیلای بر اموال و هتک نوامیس و تخریب معابد و مساجد و نیز مبارزه با تسلط آنان بر کشورهای اسلامی و شؤون و فرهنگ و اقتصاد مسلمانان را یک ضرورت عقلی و شرعی میدانند . (25)
ب) دفاع از مظلوم، یکی از آموزههای فطری است که هر عقل سلیمی آن را تایید میکند . این مساله آن قدر بدیهی است که حتی متجاوزان نیز به بهانه یاری نمودن ملتهای ضعیف و حمایت از حقوق بشر، دستبه بزرگترین جنگها میزنند; به عبارت دیگر، دفاع از مظلوم و دشمنی با ستمگران و متجاوزان از بارزترین پسندیدههای عقلی است که همواره در باب حسن و قبح عقلی بدان استناد میکنند .
4 . اجماع
در اظهار نظرهای فقها و اندیشمندان شیعه و سنی دیده میشود که با تعابیر مختلف ادعای اتفاق و عدم اختلاف در اصل حکم مزبور کردهاند، که به نقل چند نمونه از آن بسنده میکنیم:
1 . امام خمینی (ره) میفرماید: «اگر کشورهای (بلاد) اسلامی و مرزهای آن را دشمنان احاطه کنند که به واسطه آن بر اسلام و امت اسلامی بترسند، بر همه مسلمین واجب استبدون هیچ قید و شرطی، با تمام وسائلی که در توان دارند و با جان و مال خود، از آن دفاع کنند .» (26)
2 . آیت الله شیخ محمد مهدی شمس الدین: «از مسلمات دینی، حرمتبی مبالاتی به تجاوز کفار بر مسلمین و احساس بیتفاوتی در این مساله است .» (27)
3 . دکتر محمصانی ضمن شمارش موارد جهاد دفاعی، یکی از اقسام آن را دفع تجاوز متجاوزین و ستمگران و کسانی که مسلمین را از خانه هایشان آواره ساخته و از وطنشان اخراج کنند، آنچه برای امت فلسطین در قرن بیستم پیش آمد، دانسته و میافزاید: «جهاد در این وضعیت نه تنها جایز و مشروع، بلکه از واجبترین فرایض دینی و ملی و اجتماعی است و از مقومات و استوانههای کرامت و احترام وطن و ساکنین در آن است» . (28)
4 . عمر احمد الفرجانی: «اسلام قلمرو مکانی خاصی را برای دفاع از مظلوم معین نکرده است، هر جا که ظلمی رخ بدهد، ولو در داخل کشورهای دیگر غیراسلامی، جهاد برای رفع ظلم از مسلمین یا غیر مسلمین مشروع است» . (29)
5 . شیخ ناصر الدین البانی نیز با صحه گذاشتن بر جهاد دفاعی علیه دشمنی که به برخی از بلاد مسلمین حمله نموده است، مصداق بارز آن را اسرائیل غاصب دانسته، میگوید: «تمام مسلمانان در قضیه فلسطین گنهکارند، تا آن زمان که اشغالگران صهیونیست را از سرزمین فلسطین بیرون برانند .» (30)
دلیل دوم: مقتضای منافع ملی ما پشتیبانی از مردم فلسطین و مبارزات آنان است .
منافع ملی کشورها، مهمترین پارادایم برای تصمیمگیری است . از این رو «ملت هایی که منفعت ملی خود را نشناسند، خطر نابودی خودشان را به وجود میآورند، ملتها همانند انسانها (با درست نشناختن منافع ملی خود) میتوانند خودکشی کنند» ; (31) چه این که سیاست در سطح جهان یعنی بررسی تلاقی یا تزاحم منافع ملی کشورها در موضوعات مختلف (32) و تعارضات بین المللی به عنوان بازتاب برخورد و تصادم منافع ملی بازیگران مختلف بین المللی است . (33) آنچنان که «هونتزینگر» سیاستبین المللی را در واقع نظام وسیع تنظیم منافع ملی متقابل میداند . (34) منافع ملی حیاتیترین نیازهای یک دولت را شامل میشود که در برگیرنده حفظ و بقا و استقلال، و تمامیت ارضی، امنیت و رفاه اقتصادی است . (35) «هونتزینگر» در تعریف منافع ملی میگوید: «نخستین هدفی که هر دولت تعقیب میکند، نگهداری خویش است . هر دولتی میکوشد لااقل بقای خود را تامین کند» . (36) و نویسنده دیگری اظهار میدارد «هر واحد سیاسی جهت دفاع از موجودیت و حرکتخود، منافعی را تعیین میکند و در مقام ایجاد امنیتبرای آنها برمیآید» . (37)
به نظر ما، امنیت ملی و منافع ملی ما با همه مسلمانان به ویژه ملت فلسطین گره خورده، از اینرو انجام حمایتهای اقتصادی، سیاسی و تبلیغاتی در حد وسع و توان از ملتهای مسلمان دیگر خصوصا فلسطین، نه تنها با منافع ملی ما تعارض ندارد بلکه در راستای تامین منافع ملی ایران به حساب میآید; زیرا:
اولا، منافع ملی یک کشور فقط در مرزهای جغرافیایی آن محدود نمیشود . لذا دولتها به میزان هزینه هایی که در کشورهای دیگر میکنند، از قدرت تصمیمگیری و تاثیرگذاری بیشتری نیز در آینده آن کشور و معادلات منطقهای برخوردار میشوند . اصولا بخشی از امنیت ملی هر کشوری، در خارج از مرزهای آن کشورها تامین میشود . همچنان که دشمنان ما در اقصی نقاط جهان پایگاه زده، موجب تهدید امنیت ملی ما و دیگر همسایگان را فراهم آورده است، ما نیز به دنبال پایگاههای امنیتی برای خود در خارج از کشور باشیم .
ثانیا، حفظ موجودیت، استقلال و تمامیت ارضی و امنیت ملی کشور که از عناصر کلیدی و حیاتی تشکیل دهنده منافع ملی است، به صرف چنین هزینهها و کمک به ملتهایی که در خط اول مبارزه با دشمنان ما قرار دارند، نیاز دارد . واقعیت آن است که مردم مظلوم و مبارز فلسطین از ما نیز دفاع میکنند و ماکمترین وظیفه خود یعنی تدارکات و پشتیبانی را انجام میدهیم . همان طور که رهبر فرزانه انقلاب در دیدار با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فرمود: «اگر صهیونیستهای افزون طلب، گرفتار انتفاضه نبودند، بدون تردید برای سیطره بر مصر و سوریه و لبنان و دیگر کشورهای خاورمیانه وارد عمل میشوند .»
هستههای مقاومت و مبارزاتی و نهضتهای آزادی بخش در سراسر جهان اسلام به عنوان یکی از مهمترین اهرمهای قدرت برای جمهوری اسلامی است که ابر قدرتها را ترسانده موجب بازدارندگی آنها از عملی کردن نیات امپریالیستیشان میگردد و کمک به این مردم مبارز، یعنی استحکام بخشیدن به سنگرهای دفاعی خود .
آیندهنگری و تامین منافع بلند مدت خود بهترین دلیل بر انجام چنین اقداماتی است; زیرا آرمانها و اهداف توسعه طلبانه رژیم صهیونیستی هرگز به فسطین محدود نبوده، بلکه آرزوی سیطره بر جهان اسلام و خصوصا ام القرای آن یعنی جمهوری اسلامی ایران را در سر میپروراند . این اعانات یکپارچگی ما را بهتر حفظ میکند و قدرت جمعی ما را بر دشمنان افزون میسازد و برای مصونیتخود ما از خطرات دشمن مفید است .
یکی از کشورهای قسم خورده علیه ایران اسرائیل است . اسرائیلیها تلاش کردند در کشورهای همسایه ما نفوذ کنند . آنان تصریح کردهاند که ما سعی میکنیم در حیاط خلوت ایران، نفوذ کنیم . حیاط خلوت ما کشورهای همسایه ما (مثل آذربایجان، ترکیه، ترکمنستان، کشورهای خلیج فارس و . .). است و اسرائیلیها میخواهند، با برقراری رابطه با همسایههای ما، بر ما فشار وارد کنند . ما هم اگر قرار باشد اقدام متقابل انجام دهیم و توازنی بین امکانات ما و دسترسیهای اسرائیل فراهم باشد، حتما باید با کشورهایی که با اسرائیل هم مرزند، رابطه داشته باشیم . بنابراین با لبنان و سوریه - به عنوان دو کشور هم مرز اسرائیل - رابطه استراتژیک داریم و این در حقیقتیک کمک بزرگ به حفظ امنیت ملی ما است . سوریه متحد ما است و در لبنان حزب الله و دولت متحد ما هستند و اینها در کنار مرز اسرائیل قرار دارند . اگر اسرائیلیها در آذربایجان و ترکمنستان نفوذ کنند، یکی از اهدافشان فشار آوردن بر ایران است و ما هم باید کار متقابل انجام دهیم تا توازن منطقهای به وجود آید . بسیای از موارد امنیت کشورها، در سایه توازن استراتژیکی بین نیروهای مختلف با عوامل ایجاد کننده قدرت در منطقه حاصل میشود . اگر اسرائیلیها بیایند و در جای جای کشورهای همسایه نفوذ کنند، به این معنا است که هر وقتخواستند، میتوانند بر ما فشار آورند و ما وسیله متناسب و متفاوتی برای خنثا کردن فشار آنها نداریم .
دلیل سوم: وظیفه انسانی ما و همه مردم آزاده جهان در پشتیبانی از مردم مظلوم فلسطین
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان جاهلیت عرب و قبل از ظهور اسلام پیمان مقدس یاری ستمدیگان به نام «حلف الفضول» را امضا کرد . واضح است که آن حضرت این عمل را به عنوان یک انسان آزاده انجام داد نه به عنوان پیامبر خدا . آنگاه حضرت پس از مبعوث شدن به پیامبری نیز فرمود تا همیشه تاریخ بر این پیمان پایبندم . چه این که روح حاکم بر این پیمان، دفاع از مظلوم بود که پس از بعثت نیز جزو دستورات و جهتگیریهای اسلامی در امور سیاسی و اجتماعی تثبیتشد . دکتر صبحی محمصانی در تحلیلی مینویسد:
«روابط اجتماعی در سطح خرد و کلان مبتنی بر عدل و همکاری برای وصول به این هدف و نیز مبتنی بر جلوگیری از ظلم و تخلف است . قرآن کریم در آیات متعددی، از جمله در آیه 2 سوره مائده، آیه 75 سوره نساء و آیه 251 سوره بقره، به انجام این واجب دستور میدهد . منشا وجوب همکاری و تعاون در مبارزه با ظلم و فساد در زمین، اخوت و برادری انسانی و نیز همبستگی و تعهد اجتماعی لازم بین بشر است . پس هر تجاوزی بر هر یک از ابنای بشر به عنوان تجاوز به همه آنان قلمداد میشود، چنان که در آیه 32 سوره مائده بدان اشاره نموده است . جهاد دفاع از عدل و جلوگیری از ظلم، فقط د رمورد ظلم بر دولت اسلامی مشروع نیست، بلکه دفاع ا زهر دولت مظلوم دیگر ولو غیر اسلامی جایز است و در صورت وجود پیمان همکاری متقابل واجب میشود .» (38)
استاد شهید علامه مطهری نیز در این زمینه میفرماید:
«هر گاه گروهی با ما نخواهد بجنگد ولی مرتکب یک ظلم فاحش نسبتبه یک عده افراد انسانها شده است و ما قدرت داریم آن انسانهای دیگری را که تحت تجاوز قرار گرفتهاند نجات دهیم، اگر نجات ندهیم در واقع به ظلم این ظالم نسبتبه آن مظلوم کمک کردهایم . ما در جایی که هستیم، کسی به ما تجاوزی نکرده، ولی یک عده از مردم دیگر که ممکن است مسلمان باشند و ممکن است مسلمان هم نباشند، اگر مسلمان باشند مثل جریان فلسطینیها که اسرائیلیها آنها را از خانه هایشان آواره کردهاند، اموالشان را بردهاند، انواع ظلمها را نسبتبه آنها مرتکب شدهاند، ولی فعلا به ما کاری ندارند، آیا برای ما جایز است که به کمک این مظلومهای مسلمان بشتابیم برای نجات دادن آنها؟ بله، این هم جایز است، بلکه واجب است، این هم یک امر ابتدایی نیست . این هم، به کمک مظلوم شتافتن است، برای نجات دادن از دست ظلم بالخصوص که آن مظلوم مسلمان باشد .» (39)