تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۹۴۲۶۶

دکتر جهانگیر کرمی
کرملین در سند چشم‌انداز سیاست‌های امنیت ملی روسیه تا سال 2020، از آمریکا و ائتلاف نظامی ناتو، به عنوان مهم‌ترین تهدیدها علیه امنیت جهان و روسیه نام برده است.
اینکه روسها ناتو را تهدیدی می‌دانند نکته جدیدی نیست از زمان پیدایش ناتو در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم تا سال 1990 ناتو بزرگترین تهدید برای شوروی و بلوک شرق محسوب می‌شد و در برابر آن پیمان ورشو تشکیل شده بود. از سال 1991 و از زمان فروپاشی شوروی بحث همکاری با ناتو مطرح شد و در طول دو دهه گذشته روسیه روابط بی‌ثباتی با ناتو داشته است. از درخواست برای عضویت و همچنین عضویت محدود (در چارچوب منشور 1+19 در رم) تا سیاست​های اعلام ناتو به عنوان تهدید بویژه در جریان بحران کوزوو در 1999 و بحران اوستیا در 2008 در نوسان بوده است.
روسیه در سال 2000 در سند امنیت ملی خود و همچنین سند دکترین نظامی خود ناتو را به عنوان تهدید نظامی مطرح کرد و همچنین در سند دکترین نظامی سال 2006 نیز به چنین موضوعی پرداخته است. طبیعتاً در سند اخیر صرفاً بر اسناد گذشته تأکید شده و حرف جدیدی نیست. از نگاه مسکو، ناتو منطقاً و بر اساس نظریه واقع‌گرایی باید پس از فروپاشی پیمان ورشو تعطیل می‌شد و تداوم آن صرفاً در چارچوب یک سیاست ماجراجویانه از سوی غرب و به منظور محدود‌سازی قدرت روسیه در حوزه‌های پیرامونی قابل توجیه است.
مقامات مسکو بارها بر این نکته تأکید کرده‌اند که روسیه قصد تهدید دیگران را ندارد ولی بقای ناتو و گسترش قلمرو سرزمینی و مأموریتی آن و همچنین تحول اساسنامه آن به عنوان یک سند استراتژیک برای در بر گرفتن مأموریت‌های فراتر از اصل 55 منشور ملل متحد (دفاع مشروع) امری غیر قانونی و خصمانه است. روسها در سند تدبیر سیاست خارجی خود که در ژوئیه 2008 منتشر شد خواستار حل مسائل امنیتی آتلانتیک و اوراسیا (از ونکوور کانادا تا ولادیمر اوستوک نزدیک مرزهای روسیه، ژاپن و چین) شده‌اند. از این‌رو روسها نه تنها ناتو را تهدید نظامی می‌دانند بلکه برای حل مسائل امنیتی برای ایجاد یک جایگزین برای آن می‌دانستند و به هر حال روابط ناتو و روسیه در طول بیست سال اخیر همواره در نوسان بوده و حوادث و جریانات نیز طبعاً بر آن تأثیر داشته است.
کمااینکه بحران کوزوو روابط ناتو و روسیه را به تعلیق درآورد اما بعد از 11 سپتامبر روابط ناتو و روسیه در چارچوب شورای ناتو و روسیه شکل گرفت و دو طرف در چارچوب مسئله افغانستان همکاری داشتند اما بعد از جنگ آمریکا و عراق در 2003 و سپس موج جدید انقلاب‌های رنگی در اوکراین و گرجستان در 2004 این روابط تیره شد و ضربه اساسی در جریان بحران اوستیا زده شد. اما جنگ اوستیا و قدرتنمایی روسیه و سپس مانور ناوگان ناتو در دریای سیاه روابط روسیه و ناتو را یکبار دیگر به تعلیق در آورد و پس از آن اخراج دیپلمات‌های روسی و برگزاری مانور اخیر میان برخی اعضای ناتو و دولت گرجستان در نزدیکی اوستیای جنوبی کمک کرد تا روابط روسیه و ناتو به بدترین وضعیت در 20 سال اخیر در آید. با این وجود روابط آینده روسیه و ناتو بیش از هر چیز به سیاست آقای اوباما بستگی دارد. اینکه آیا او در رفتار با روسیه نسبت به دولت گذشته آمریکا تغییراتی را ایجاد خواهد کرد. آیا در مورد استقرار سپر موشکی در اروپای شرقی تجدید نظر خواهد کرد و آیا روند گسترش ناتو را متوقف خواهد کرد. همه این‌ها موضوعاتی است که در رفتارهای آتی روسیه تأثیر خواهد گذاشت.
نقش آمریکا در روابط روسیه و ناتو
بین الملل > اروپا - جهانگیر کرمی
کرملین در سند چشم‌انداز سیاست‌های امنیت ملی روسیه تا سال 2020، از آمریکا و ائتلاف نظامی ناتو، به عنوان مهم‌ترین تهدیدها علیه امنیت جهان و روسیه نام برده است.
اینکه روسها ناتو را تهدیدی می‌دانند نکته جدیدی نیست از زمان پیدایش ناتو در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم تا سال 1990 ناتو بزرگترین تهدید برای شوروی و بلوک شرق محسوب می‌شد و در برابر آن پیمان ورشو تشکیل شده بود. از سال 1991 و از زمان فروپاشی شوروی بحث همکاری با ناتو مطرح شد و در طول دو دهه گذشته روسیه روابط بی‌ثباتی با ناتو داشته است. از درخواست برای عضویت و همچنین عضویت محدود (در چارچوب منشور 1+19 در رم) تا سیاست​های اعلام ناتو به عنوان تهدید بویژه در جریان بحران کوزوو در 1999 و بحران اوستیا در 2008 در نوسان بوده است.
روسیه در سال 2000 در سند امنیت ملی خود و همچنین سند دکترین نظامی خود ناتو را به عنوان تهدید نظامی مطرح کرد و همچنین در سند دکترین نظامی سال 2006 نیز به چنین موضوعی پرداخته است. طبیعتاً در سند اخیر صرفاً بر اسناد گذشته تأکید شده و حرف جدیدی نیست. از نگاه مسکو، ناتو منطقاً و بر اساس نظریه واقع‌گرایی باید پس از فروپاشی پیمان ورشو تعطیل می‌شد و تداوم آن صرفاً در چارچوب یک سیاست ماجراجویانه از سوی غرب و به منظور محدود‌سازی قدرت روسیه در حوزه‌های پیرامونی قابل توجیه است.
مقامات مسکو بارها بر این نکته تأکید کرده‌اند که روسیه قصد تهدید دیگران را ندارد ولی بقای ناتو و گسترش قلمرو سرزمینی و مأموریتی آن و همچنین تحول اساسنامه آن به عنوان یک سند استراتژیک برای در بر گرفتن مأموریت‌های فراتر از اصل 55 منشور ملل متحد (دفاع مشروع) امری غیر قانونی و خصمانه است. روسها در سند تدبیر سیاست خارجی خود که در ژوئیه 2008 منتشر شد خواستار حل مسائل امنیتی آتلانتیک و اوراسیا (از ونکوور کانادا تا ولادیمر اوستوک نزدیک مرزهای روسیه، ژاپن و چین) شده‌اند. از این‌رو روسها نه تنها ناتو را تهدید نظامی می‌دانند بلکه برای حل مسائل امنیتی برای ایجاد یک جایگزین برای آن می‌دانستند و به هر حال روابط ناتو و روسیه در طول بیست سال اخیر همواره در نوسان بوده و حوادث و جریانات نیز طبعاً بر آن تأثیر داشته است.
کمااینکه بحران کوزوو روابط ناتو و روسیه را به تعلیق درآورد اما بعد از 11 سپتامبر روابط ناتو و روسیه در چارچوب شورای ناتو و روسیه شکل گرفت و دو طرف در چارچوب مسئله افغانستان همکاری داشتند اما بعد از جنگ آمریکا و عراق در 2003 و سپس موج جدید انقلاب‌های رنگی در اوکراین و گرجستان در 2004 این روابط تیره شد و ضربه اساسی در جریان بحران اوستیا زده شد. اما جنگ اوستیا و قدرتنمایی روسیه و سپس مانور ناوگان ناتو در دریای سیاه روابط روسیه و ناتو را یکبار دیگر به تعلیق در آورد و پس از آن اخراج دیپلمات‌های روسی و برگزاری مانور اخیر میان برخی اعضای ناتو و دولت گرجستان در نزدیکی اوستیای جنوبی کمک کرد تا روابط روسیه و ناتو به بدترین وضعیت در 20 سال اخیر در آید. با این وجود روابط آینده روسیه و ناتو بیش از هر چیز به سیاست آقای اوباما بستگی دارد. اینکه آیا او در رفتار با روسیه نسبت به دولت گذشته آمریکا تغییراتی را ایجاد خواهد کرد. آیا در مورد استقرار سپر موشکی در اروپای شرقی تجدید نظر خواهد کرد و آیا روند گسترش ناتو را متوقف خواهد کرد. همه این‌ها موضوعاتی است که در رفتارهای آتی روسیه تأثیر خواهد گذاشت.