تاریخ انتشار : ۰۱ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۹۶۴۹۳
60 سال درگیری هند و پاکستان
بشارت پی‌یر ترجمه: لقمان تدین‌نژاد اشاره: کتاب «شب حکومت نظامی» خاطرات بشارت پی‌یر از نزاع‌های کشمیر است که نوامبر 2008 توسط راندوم‌ هاوس هندوستان انتشار یافته است. این کتاب به زودی از سوی انتشارات اسکریبنر در آمریکا نیز پخش خواهد شد. گزارش‌های بشارت پی‌یر در روزنامه‌های گاردین و نیواستیت من منتشر شده است. او از نویسندگان مجله «فارین‌افیرز» در نیویورک است. اکنون ایالات‌متحده تلاش دارد تا راه‌حلی برای درگیری میان هند و پاکستان در کشمیر بیابد که از سال 1974 به دو بخش تقسیم شده است. در محدوده هندی کشمیر درگیری‌ها از 20 ماه مارس مجددا آغاز شده‌اند. طی 60 سال، این درگیری بیش از 60 هزار قربانی بر جای گذاشته است. مقاله حاضر شامل مسائل بیان شده است.

در شب سرد 21 فوریه گذشته هزاران کشمیری برای شرکت در یک مراسم مذهبی در آرامگاه یکی از بزرگان صوفیه در شهر سوپور در شمال آن سرزمین گرد آمده بودند. مردان کشمیری از پیر تا جوان گروه‌گروه مقابل دکه‌های کنار خیابان قدم می‌زدند و گرم صحبت با دوستان و آشنایانی بودند که از مراسم باز می‌گشتند. کشمیری‌ها در طول 20 سال گذشته همیشه تلاش کرده‌اند خود را تا پیش از فرا رسیدن غروب به خانه برسانند؛ از اینکه مبادا در معرض تیر‌اندازی‌های متقابل جدایی‌طلبان کشمیری و سربازان هندی قرار گیرند یا سربازان هندی آنها را با جدایی‌طلبان اشتباه گرفته و به گلوله ببندند اما مراسم مذهبی، خصوصاً آنها که در آرامگاه بزرگان صوفیه برگزار می‌شوند، از فرصت‌های نادری محسوب می‌شوند که به مردم امکان می‌بخشند در شب نیز از خانه خارج شوند. در چنین روزهایی، هم از مبارزان کشمیری و هم از سربازان هندی هر دو انتظار می‌رود مراسم مذهبی را نگه دارند.
در آن شب وقتی یک گروه سرباز هندی از مقابل مردم منطقه «بومای» رد می‌شد عده اندکی انتظار بروز حادثه‌ای را می‌کشیدند اما سربازان نا‌منتظره توقف کردند و بدون اخطار قبلی به سوی گروهی از جوانان که در کنار خیابان ایستاده بودند آتش گشودند و دو نفر به نام‌های محمد‌امین تنترایی و جاوید احمد‌دار را درجا به قتل رساندند. جوان دیگری به نام فردوس‌احمد خواجه که از چند جا زخمی شده بود به بیمارستان اصلی کشمیر در سرینگار منتقل شد و جان سالم به در برد. منطقه کشمیر زیر کنترل نزدیک به نیم میلیون سرباز و شبه‌نظامی هندی قرار دارد.
به محض انتشار خبر قتل این جوانان، هزاران نفر به خیابان‌ها ریختند و در حالی که شعارهای استقلال‌طلبانه سر داده بودند، پیکر قربانیان را تا مقابل ایستگاه پلیس محلی حمل کردند. به دنبال آن چندین تظاهرات دیگر در سراسر کشمیر صورت گرفت، مدارس منطقه‌ بومای بسته شد و مردم خواستار برچیده شدن پادگان‌های نظامی هندوستان از منطقه شدند.
کودکان دبستانی پلاکادرهایی حمل می‌کردند که در آن به هم دیوار بودن مدرسه‌های خود با پاسگته‌های نظامی و خطراتی که به همراه می‌آورد اعتراض شده بود. در اوایل سال‌های دهه 90 زمانی که خود من به دبیرستانی در جنوب کشمیر می‌رفتم، ساختمان مدرسه ما دیوار به دیوار یک پاسگاه نظامی بود و بسیاری شب‌ها من و همکلاسی‌ها از وحشتی که صدای فریادهای زندانیان زیر شکنجه در دل ما می‌انداخت به آغوش یکدیگر پناه می‌بردیم و زمانی که مبارزان کشمیری آن ساختمان را مورد حمله قرار می‌دادند از ترس گلوله زیر تخت‌های خود می‌خزیدیم.
تاریخ خونین
کشمیر تا سال 1974، بزرگ‌ترین ایالت میان 500 ایالت زیر سلطه بریتانیا محسوب می‌شد. مردم مهاراجه هندو به نام‌ هاری ‌سینگ بود. نهضت ضد‌حکومت سرکوبگر و غیر‌مردمی هاری ‌سینگ از دهه 1930 آغاز شد و رهبر آن یک معلم محبوب سوسیالیست به نام شیخ عبدالله بود. زمانی که بریتانیا سرزمین هندوستان را بی‌رحمانه دو پاره کرد، هاری ‌سینگ در تعیین سرنوشت کشمیر به وقت‌کشی پرداخت اما اکتبر سال 1974، به دنبال حمله مناطق شمال غربی پاکستان به پشتیبانی ارتش کشور خود، سینگ مجبور به تصمیم فوری شد و همان جا به هندوستان پیوست.
شیخ عبدالله که از دوستان جواهر‌لعل نهر و نخست‌وزیر تازه هندوستان بود و نسبت به رهبران پاکستان نظر خوشی نداشت، از این تصمیم پشتیبانی کرد و در ژانویه 1949 به دنبال تایید سازمان ملل نسبت به برقراری یک خط آتش‌بس، جنگ در کشمیر به پایان رسید. این مرز که به نام «خط کنترل» شهرت دارد هنوز برقرار بوده و کشمیر را به صورت دو منطقه مجزا و زیر کنترل جداگانه هندوستان و پاکستان نگاه داشته است. عهدنامه پیوند به هندوستانی که اکتبر 1974 به امضای هاری ‌سینگ رسید به کشمیر خودمختاری‌های فراوان می‌داد. کشمیر قانون اساسی و پرچم خاص خود را داشت، حکومت و اداره آن با رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر خود آن کشور بود و دخالت هندوستان در امور آن تنها به امور دفاعی و روابط خارجی و رسانه‌ها محدود می‌شد.
این خودمختاری اما به مرور هر چه بیشتر تضعیف شد. هندوستان سال 1953 شیخ‌عبدالله نخست‌وزیر وقت را به زندان انداخت که دلیل آن به اجرا درآوردن یک طرح انقلابی اصلاحات ارضی و طرح موضوع و امکان تاسیس کشور مستقل کشمیر از سوی او بود. هندوستان در دهه‌های بعد افراد دست‌نشانده و همکاران سابق شیخ عبدالله را بر سر کار آورد و همین افراد بودند که در کار انحلال موقعیت و وضعیت قانونی کشور مستقل کشمیر و از میان برداشتن حقوق دموکراتیک مردم آن، به هندوستان یاری رساندند.
قدرت‌های ویژه
شیخ عبدالله 20 سال در زندان به سر برد ولی در نهایت تسلیم شد و در سال 1975 با امضای یک عهدنامه با هندوستان به معامله پرداخت. 12 سال بعد در سال 1987، دولت زیر کنترل هندوستان در بخش هندی کشمیر، دست به تقلب انتخاباتی زد و باعث سلب اعتماد ناچیز مردم نسبت به هندوستان شد. مبارزه مسلحانه و جدایی‌طلبانه مردم از همان جا و با حمایت پاکستان آغاز شد. جوانان کشمیری از اقشار و طبقات مختلف به چریک‌ها پیوستند چراکه همانند عامه مردم، خود را غیر‌هندی به شمار آورده و از حکومت و هژمونی هندوستان نفرت داشتند.
ارتش پاکستان به آموزش نظامی جنگجویان کشمیری و رساندن اسلحه و کمک مالی به آنها پرداخت. این افراد پس از یک سال که در پادگان‌های مختلف در بخش پاکستانی تجربه می‌اندوختند، بار دیگر به دره کشمیر بازگشته و به مبارزه با نیروهای هندی می‌پرداختند. حضور نظامی هندوستان در کشمیر به نیم میلیون سرباز فزون شد و تا اواسط دهه 90 با سازمان‌های جهادی نظیر لشکر طیبه وارد مبارزه شده و ابتکار عمل را به دست گرفتند، خصوصاً زمانی که سازمان اخیر در اواخر دهه 90، پدیده فدایی و عملیات انتحاری را به وجود آورد. هندوستان و پاکستان هر دو همیشه ادعای مالکیت کامل بر کشمیر داشته‌اند.
پاکستان تقریباً در تمام صحنه‌های جهانی به طرح منازعه کشمیر پرداخته و خواهان اجرای قطعنامه سال 1948 سازمان ملل و تعیین سرنوشت آن از راه رفراندوم شده است. هندوستان از سوی مقابل هر‌گونه «دخالت خارجی» را رد کرده و کشمیر را جزء جدایی‌ناپذیر کشور خود دانسته و پاکستان را به حمایت از مبارزان کشمیری و تسلیح آنها متهم ساخته است. با این همه این دو کشور در چهار سال شده به مذاکرات صلح آشکار و پنهان دست زده و در سیاست و در سیاست کشمیری خود پاره‌ای انعطاف عمل و تجدید‌نظر نشان داده‌اند و از مواضع محم گذشته خود دوری گزیده‌اند.
در سال‌های اخیر خشونت‌ها در کشمیر تا حدودی کاهش یافته است. دلایل این نزول یکی حکومت پرویز مشرف و کاهش حمایت دولت او از گروه‌های مبارز کشمیری بوده است. دلیل دیگر آن قتل شمار بالایی از رهبران مبارز کشمیری در جریان عملیات کماندویی ارتش هندوستان و نیز کاهش تعداد جوانان خواهان پیوستن به مبارزه بوده است. تعداد این مبارزان، به تخمین پلیس کشمیر، به زحمت به 500 نفر می‌رسد. در عین حال پیشرفت‌های چندانی نداشته و از حرکت نمادین بازگشایی مسیر اتوبوس و گذر از روی «خط کنترل» در آوریل 2005، فراتر نرفته است. نا‌آرامی‌های کشمیر از سال 1990 تاکنون 70 هزار قربانی داشته است که بیشتر آنها را غیر‌نظامیان و چریک‌های کشمیری و حدود 6000 پلیس و سرباز هندی تشکیل می‌دهند.
ارتش باید بیرون برود
نظامی‌زدایی و برچیدن پادگان‌های نظامی و شبه‌نظامی از مناطق مسکونی کشمیر، از خواست‌های همیشگی سازمان‌های نگهبان حقوق اجتماعی، احزاب مسالمت‌جوی جدایی‌طلب و احزاب سیاسی هوادار هندوستان در سال‌های اخیر بوده است. زیرا به عقیده این نهادها، در سال‌های اخیر سطح خشونت و شمار مبازرزان کاهش یافته و حضور افراطی و همه‌جانبه ارتش مایه مبارزان کاهش‌یافته و حضور افراطی و همه‌جانبه ارتش مایه بسیاری از مخاطرات و وحشت‌های مردم غیر‌نظامی بوده است.
یکی دیگر از مهم‌ترین خواست‌ها لغو «قانون مناطق ناآرام» و «قانون اختیارات ویژه ارتش» است. به موجب این قوانین نیروهای مستقر در کشمیر مجازند بی‌قید و شرط به افراد مشکوک تیراندازی کرده و عاملان از مصونیت کامل قضایی برخوردار هستند. همین درخواست، در روز اول مارس به هیات اروپایی مرکب از هینک‌ کمونیچک سفیر جمهوری چک در هندوستان، لارس ‌اولاف لیندگرن دیپلمات سوئدی، یون‌ دلار‌ریوا سفیر اسپانیا و بروس ‌بوردون نماینده فرانسوی، که از کشمیر دیدار می‌کردند تسلیم شد. این خواسته‌ها به نوبه خود موضوع اصلی جلسه مشترک این نمایندگان با میر‌واعظ عمر فاروق رهبر ارشد جنبش مسالمت‌آمیز کشمیر و ریاست «سازمان حریت ‌جامو و کشمیر» بود.
فاروق در گفت‌وگویی با روزنامه انگلیسی زبان «کشمیر بزرگ» منتشره در سرینگار اظهار کرد، «گفت‌وگوهایی ما و این مقامات در اطراف نیاز به لغو فوری اختیارات بی‌حد و مرز ارتش هند، از جمله قانون اختیارات ویژه و تبدیل کشمیر به یک منطقه غیر‌نظامی بود.»2 سازمان حریت زیر سرپرستی فاروق، در مبارزات انتخاباتی دولت محلی شرکت نمی‌کند و بر مبارزه با تسلط هندوستان بر کشمیر متمرکز است.
«مجمع ملی» و «حزب دموکراتیک مردم» از سوی دیگر دو حزب هوادار هندوستان و طرفدار سلطه آن کشور به کشمیر به شمار می‌آیند که در انتخابات دولتی شرکت کرده و اینجا و آنجا از خودمختاری صحبت به میان می‌آورند اما همین احزاب طرفدار هندوستان به رغم تفاوت‌های خود، به مواضع جدایی‌طلبان و لزوم ارتش‌زدایی از کشمیر نزدیک شده‌اند. محبوبه مفتی یکی از برجسته‌ترین سیاستمداران زن کشمیر، رهبر حزب دموکراتیک مردم و نماینده مجلس هند است که به طرح خواست ارتش‌زدایی و لغو اختیارات بی‌حد و مرز ارتش هندوستان پرداخت.
عمر‌عبدالله ریاست دولت کنونی کشمیر و رهبر حزب «مجمع ملی» یکی از قدیمی‌ترین احزاب کشمیر نیز نمی‌توانست نسبت به افکار عمومی بی‌اعتنا بماند. عبدالله به نوبه خود روز 27 فوریه طی صدور فرمانی خواستار تحقیقات فوری در مورد قتل دو جوانان نامبرده در شهر سوپور شد و همزمان از اصلاح قانون حضور سربازان هندی در کشمیر سخن به میان آورد. البته دولت محلی کشمیر قادر است تنها لغو این قوانین را توصیه کند و رای نهایی در اختیار وزارت کشور هندوستان است.
لغو چنین قوانینی حس داد‌خواهی مردم کشمیر را که خود نسبت به هندوستان نظر مثبتی ندارند تا حدودی تسکین خواهد بخشید. مانموهان ‌سینگ نخست‌وزیر هندوستان در ماه مه 2006 کمیته‌ای به منظور بررسی این موضوع تشکیل داد. گروه بررسی ام.آ. انصاری که توسط یک دیپلمات سابق محلی هدایت می‌شود لغو قوانین ناراضی تراش کنونی را توصیه کرده است. در اعلامیه این گروه آمده است: «این قوانین بر علیه حقوق اساسی مردم عمل کرده و بر آنان تاثیرات منفی برجا می‌گذارد و به همین دلیل باید مورد بررسی قرار گرفته و لغو شوند.» اما وضعیت انتخاباتی در هندوستان و ترس از اتهام به ضعف نشان دادن باعث می‌شود که اجرای این توصیه‌ها سال‌ها به تعویق بیفتد. بیشتر احزاب سیاسی هند از تاثیرات منفی سیاست نرمی نشان دادن در مقابل کشمیر، در انتخابات مجلس در ماه مه آینده هراس دارند.
فصل خشم
خواسته ارتش‌زدایی از کشمیر در تابستان و پاییز سال گذشته و زمانی هر چه بیشتر اوج گرفت و شدت یافت که ارتش هندوستان روی تظاهرات مسالمت‌آمیز مردم آتش گشود و 50 نفر را به قتل رساند. این تظاهرات که از اواسط ژوئیه آغاز شده و تا اواخر سپتامبر ادامه یافته بود از یک اختلاف ارضی با دولت آغاز شد و به سرعت به سمت خواسته‌های ملی جهت‌گیری یافت و پس از خیزش سال 1990 ، به یکی از بزرگترین تظاهرات استقلال‌طلبانه مبدل شد. در آن روزها صدها هزار کشمیری به خیابان‌ها ریختند و علیه حکومت هندوستان شعار دادند و شعار «هندوستان برو بیرون!» خواسته غالب تظاهرات بود.
حیرت‌انگیزترین خصوصیت این تظاهرات مسالمت‌طلبی آن بود. در این تظاهرات‌ها حتی یک گلوله نیز به سوی سربازان هندی شلیک نشد و همین دلیلی بود که جنگجویان اسلامیت به یکباره خارج از موضوع و بی‌فایده تلقی شوند. به نظر می‌رسید کشمیر وارد یک تحول همه‌جانبه شده و از مبارزه خشونت‌آمیز به تظاهرات مسالمت‌آمیز نوع گاندی کشانده شده است.
اما پاسخ سربازان هندی و پلیس خشونت‌آمیز بود و آنها با به گلوله بستن تظاهرات مردم در سراسر دره کشمیر، 50 نفر را به قتل رسانده و بیش از 700 نفر را زخمی کردند.
بیشتر زخمی‌ها به بیمارستان اس ـ ام ـ اچ ـ اس سرینگار منتقل می‌شدند. دکتر سلیم اقبال رئیس بخش جراحی اورژانس بیمارستان می‌گفت: «من روی 15 نفر عمل جراحی انجام دادم اما موفق به نجات بیش از پنج نفر نشدم. مجبور بودم پای بچه‌های 12 ،13 ساله را قطع کنم و هنوز فکر آینده نا‌معلوم این بچه‌ها از ذهنم خارج نمی‌شود. من بعد از آن از هندوستان متنفر شدم.» بیشتر پزشکانی که با من گفت‌وگو کردند به همین اندازه از مشاهدات خود خشمگین شده بودند.
دولت هندوستان تا اواسط اکتبر و پس از برقراری حکومت نظامی و سرکوب مداوم تظاهرات، در نهایت موفق به خاموش کردن اعتراضات شد. در یکی از روزهای اوایل اکتبر و در بحبوبه حکومت نظامی، من با صدای آواز پرندگانی که روی درخت توت و چنار حیاط پشتی خانه پدری در جنوب شهر سرینگار می‌خواندند از خواب بیدار شدم. خیابان‌ها را یکپارچه سکوت فرا‌گرفته بود و دسته‌های شبه نظامی مسلح به تفنگ و چماق دوروبر سنگر وسط محله نگهبانی می‌دادند و مراقب اوضاع بودند. ورودی بیشتر کوچه‌ها با سیم خاردار و ورقه‌های فلزی سد شده و مینی‌بوس‌های نظامی در خیابان‌ها می‌چرخیدند و اعلام می‌کردند هر کس از خانه خارج شود هدف گلوله قرار خواهد گرفت.
داستان سرکوبگرهای سربازان هندی مورد بهره‌برداری گروه‌های جهادی در کشمیر قرار گرفته و در نوشته‌ها و شعارهای آنها و در جذب کادرهای مبارز مورد استفاده واقع می‌شود. مساله کشمیر قرار گرفته و در نوشته‌ها و شعارهای آنها و جذب کادرهای مبارز مورد استفاده واقع می‌شود. مساله کشمیر دلیل مبارزاتی و شعار اساسی جهادیون آسیای جنوبی نظیر لشکر طیبه است. این سازمان از لاهور پاکستان هدایت می‌شود و رهبر آن حافظ ‌محمود ‌سعید است و سعید در یک سخنرانی در اواخر آگوست گذشته در لاهور، مساله کشمیر را با حرارت تمام مطرح کرد و چنین گفت: «مردم کشمیر در حالی که دارند به طرف مسجد می‌روند هدف گلوله قرار می‌گیرند و اجساد آنها روی آسفالت خیابان برجا می‌ماند. بر شما واجب است که به دفاع از برادران مسلمان خود در کشمیر بر پا خیزید. شما تا کی می‌توانید تا این اندازه بی‌احساس باقی بمانید؟»
مقاومت مسالمت‌آمیز
به رغم ادعاهای گروه‌های جهادی که به نام و بهانه کشمیر صورت می‌گیرد، مرگ‌ها و خشونت‌های دو دهه گذشته کشمیر اخیراً مورد تامل قرار گرفته و به نظر می‌رسد چنین احساسی قوت گرفته است که مبارزه مسالمت‌آمیز در مقایسه با جنگ‌ها و خشونت‌های گذشته، دستاوردهای بیشتری به همراه خواهد داشت. عکس‌های صدها هزار مردمی که تابستان و پاییز گذشته در خیابان‌های کشمیر به راهپیمایی صلح‌آمیز دست زده بودند بسیاری از روشنفکران و روزنامه‌نگاران و رهبران فکری هندوستان را به تامل در مورد یک هندوستان فاقد کشمیر واداشته بود. یاسین ‌مالک یکی از فرماندهان سابق سازمان چریکی ناسیونالیست و غیر‌مذهبی «جبهه رهایی‌بخش جامو و کشمیر» است که امروز به یک فعال سیاسی به روش‌ گاندی تحول یافته است. او می‌گوید: «ما تنها نمونه در بخش‌ اسلامی درگیری هستیم که مردم در آن خشونت را به کناری انداخته و سیاست مسالمت پیشه کرده‌اند.»
دولت هندوستان مالک را درست چند روز بعد از گفت‌وگوی ما در روز 17 اکتبر، همزمان با اعلام انتخابات کشمیر در اواسط ماه نوامبر دستگیر کرد و چند ماهی در زندان نگاه داشت. رهبران جدایی طلب کشمیری عموماً همیشه مخالف شرکت در انتخابات زیر نظر هندوستان بوده‌اند. این برخورد که یک استراتژی کهنه محسوب می‌شود تاکنون حاصل چندانی برای کشمیر به بار نیاورده است. به منظور جلوگیری از پیش آمدن تظاهرات و خشونت‌ها، این انتخابات در هفت مرحله اجرا شد و هر روز مردم یک محل به خصوص به پای صندوق‌ها رفتند در حالی که منع رفت‌و آمد با شدت تمام برای دیگر مناطق برقرار بود.
جریان برگزاری انتخابات خلاف انتظار بسیاری‌ها از کار آمد. انتخاباتی که انتظار می‌رفت کسی در آن شرکت نکند از همیشه شلوغ‌تر بود و به عبارتی نفی جدایی‌طلبان محسوب می‌شد. جدایی‌طلبان که خود قادر به ارائه هیچ‌گونه راهکاری برای مسائلی نظیر نظافت شهری، برق، جاده و مدارس نبودند، از مردم انتظار داشتند انتخابات را تحریم کنند. درگیری‌ها اندکی پیش آمد و هیچ‌گونه تهدیدی نسبت به نمایندگان یا رای دهندگان از سوی گروه‌های مخالف صورت نگرفت. سجادلون یکی از رهبران صاحب نام جدایی‌طلبان میانه‌رو، در حالی که به شکست استراتژی جدایی‌طلبان در تحریم انتخابات اعتراف می‌کرد گفت: «ما لازم است مرز بین انتخابات برای رفع مشکلات روزانه و انتخابات برای حل مساله مهم‌تر و آینده کشمیر را به طور روشن مشخص کنیم. ما قادر به کشیدن راه و ساختن بیمارستان و مدرسه و ایجاد کار نیستیم.»
من در محله باتامالوی شهر سرینگار مقابل یکی از حوزه‌ها به صف طولانی رای‌دهندگان برخوردم. اعجاز بهات یک فروشنده 44 ساله به جاده خراب و توده آشغال و جعبه‌هایی که یک گوشه روی هم تلمبار و به حال خود رها شده بود اشاره کرد و گفت: «نگاه کن، این پایتخت کشمیر است، ببین چه وضعی دارد. من به این جهت دارم رای می‌دهم که باید این خیابان‌ها درست شوند، برق می‌خواهیم و برای فرزندان ما باید کار وجود داشته باشد.»
شرکت مردم در انتخابات در شهر سرینگار به 20 درصد می‌رسید (در مقایسه با تنها 5 درصد در سال 2002) و در سراسر کشمیر کلاً به 60 درصد رسیده بود. چنین بهبودی پاره‌ای به دلیل نقش مثبت پاکستان و کنترل اسلامیت‌های کشمیر بود؛ تعداد جنگجویان کشته شده در سال 2008 به کمتر از 600 نفر رسید در حالی که در سال 2001 تعداد قربانیان به بیش از 4500 نفر بالغ شد. بهات از طرفداران استقلال کشمیر بود اما معتقد بود: «ما مجبوریم امور روزمره خود را هم پیش ببریم. نمی‌شود همه چیز را عقب انداخت تا روزی روزگاری کشمیر به استقلال برسد یا یک راه‌حل بهتر پیدا شود.»